اکوایران: از زمان اجرای آتش‌بس، به نظر می‌رسد واشنگتن و تهران هر دو بر اساس این فرض کار می‌کنند که زمان به نفع آنها عمل می‌کند.

به گزارش اکوایران، جنگ ایران نزد افکار عمومی کشور آمریکا از محبوبیتی برخوردار نیست. از سوی دیگر واکنش احتمالی ایران به ازسرگیری کارزار نظامی باعث نگرانی کشورهای منطقه و شماری از ناظران در سطح جهانی شده است.

دوراهی سخت پیش‌روی ترامپ

به نوشته  نیویورک‌تایمز، رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بارها ادعا کرده که عملیات نظامی علیه ایران را از سر خواهد گرفت، اما هر بار درست پیش از آن‌که ایالات متحده را دوباره مستقیماً وارد جنگی پرهزینه و نامحبوب کند، عقب کشیده است.

ترامپ روز دوشنبه گفت که مجوز موج تازه‌ای از حملات علیه ایران را برای این هفته صادر کرده بود، اما برای ایجاد فرصت جهت «مذاکرات جدی» فعلاً دست نگه داشته است؛ آن هم پس از آن‌که به گفته او سه رهبر کشورهای خلیج فارس درخواست زمان بیشتری برای دستیابی به توافق هسته‌ای کردند. ترامپ بارها تهدید کرده که حملات تازه‌ای را آغاز خواهد کرد، اما در آخرین لحظه از کشاندن دوباره آمریکا به جنگی پرهزینه و نامحبوب عقب‌نشینی کرده است. او روز دوشنبه هم‌زمان هم برنامه حمله را تأیید کرد و هم آن را لغو کرد.

وقتی ترامپ در ۲۸ فوریه همراه با اسرائیل جنگ را آغاز کرد، برآورد کرده بود که این درگیری ظرف چهار تا پنج هفته پایان می‌یابد. اکنون جنگ وارد سومین ماه خود شده و ترامپ میان دو گرایش متضاد گرفتار است: وادار کردن ایران به تسلیماز طریق زور، و یا اعلام پیروزی و پایان دادن به ماجرا. نتیجه این وضعیت، اظهاراتی کاملاً متناقض درباره جنگ بوده است؛ در مقطعی ترامپ گفت جنگ «تمام شده،» اما آمریکا هنوز باید کار را کامل کند و این را همراه با تهدیدهای اغراق‌آمیز، مانند تهدیدی در ماه آوریل مطرح کرد و هشدار داد: «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد و هرگز بازنخواهد گشت.» (او پیش از ضرب‌الاجل تعیین‌شده خودش عقب نشست.)

 تاب‌آوری غیرمنتظره و فریب تاکتیکی

مقام‌های نظامی آمریکا می‌گویند ایران تاب‌آوری غیرمنتظره‌اب از خود نشان داده و توان وارد کردن خسارات قابل‌توجه به منطقه و اقتصاد جهانی را دارد؛ و تاکنون نیز اندوخته هسته‌ای ایران دست‌نخورده باقی مانده‌اند. بااین‌حال، کارزار نظامی ضربات سنگینی نیز وارد کرده است.

photo_2026-05-19_13-52-11 (2)

یک مقام نظامی آمریکا گفت که ایران قادر بوده است الگوهای پروازی جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکایی را مطالعه کند/عکس از خبرگزاری رویترز

برخی مقام‌های آمریکایی هشدار دادند که اظهارات علنی ترامپ ممکن است نوعی فریب تاکتیکی باشد و او همچنان بتواند حملات را آغاز کند. آن‌ها یادآوری کردند که در ماه فوریه، مقام‌های آمریکایی و ایرانی تنها چند روز پیش از آغاز جنگ توسط آمریکا و اسرائیل، در حال برنامه‌ریزی برای دور تازه‌ای از مذاکرات بودند.

یک مقام نظامی آمریکا که به شرط ناشناس ماندن درباره مسائل عملیاتی صحبت کرد، گفت ایران از آتش‌بس یک‌ماهه با آمریکا استفاده کرده است تا ده‌ها پایگاه موشک بالستیک بمباران‌شده را بازسازی کند، پرتابگرهای متحرک موشکی را جابه‌جا کند و با وجود خسارات سنگین، تاکتیک‌های خود را برای ازسرگیری احتمالی حملات تغییر دهد.

این مقام گفت بسیاری از موشک‌های بالستیک ایران از غارهای عمیق زیرزمینی و تأسیسات دیگری که در دل کوه‌های گرانیتی ساخته شده‌اند، شلیک می‌شدند؛ مکان‌هایی که نابودی آن‌ها برای جنگنده‌های آمریکایی دشوار است. در نتیجه، آمریکا عمدتاً ورودی این پایگاه‌ها را بمباران کرد و آن‌ها را فرو ریخت و مدفون ساخت، اما کاملاً نابود نکرد. اکنون ایران شمار قابل‌توجهی از این پایگاه‌ها را دوباره بازگشایی کرده است.

رصد الگوهای پروازی

این مقام نظامی افزود فرماندهان ایرانی، احتمالاً با کمک روسیه، الگوهای پروازی جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکایی را مطالعه کرده‌اند. او هشدار داد سرنگونی جنگنده اف-15ای در ماه گذشته و اصابت آتش زمینی به یک جنگنده ای-35 نشان داد تاکتیک‌های پروازی آمریکا بیش از حد قابل پیش‌بینی شده و به ایران امکان داده بهتر در برابر آن‌ها دفاع کند.

هرمز

ایرانیان از نزدیکی خود به تنگه هرمز، این آبراه حیاتی تجاری، برای اعمال فشار عظیم بر اقتصاد جهانی استفاده کرده‌اند/عکس از آژانس خبری فرانسه

شاید مهم‌ترین نکته، به گفته این مقام نظامی، این باشد که هرچند پنج هفته بمباران شدید ممکن است چندین فرمانده و مقام ایرانی را ترور کرده باشد، اما جنگ در نهایت دشمنی سرسخت‌تر و مقاوم‌تر به جا گذاشته است. او افزود ایرانی‌ها بسیاری از تسلیحات باقی‌مانده خود را جابه‌جا کرده‌اند و این باور را تقویت کرده‌اند که ایران می‌تواند در برابر آمریکا مقاومت موفقی داشته باشد؛ چه از طریق مسدود کردن مؤثر تنگه هرمز، چه حمله به زیرساخت‌های انرژی در کشورهای همسایه خلیج فارس یا تهدید هواپیماهای آمریکایی. به گفته یک مقام نظامی آمریکا، ایران توانسته الگوهای پروازی جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکایی را مطالعه کند.

آتش‌بسی شکننده؛ تهران چه چیزی را پیش‌بینی می‌کند؟

نیویورک‌تایمز در گزارشی دیگر به این پرسش می‌پردازد که ایران چگونه ممکن است به حملات دوباره آمریکا و اسرائیل پاسخ دهد؟ به نوشته این روزنامه، در هر دور تازه‌ای از درگیری، مقام‌های ایرانی چه‌بسا تاکتیک‌های تازه‌ای را از جمله تشدید حملات علیه همسایگان و تلاش برای بستن یک تنگه دیگر در پیش بگیرند. در واقع، ایرانی‌ها خود را برای احتمال ازسرگیری حملات آماده کرده‌اند و نشان داده‌اند که اگر مورد حمله قرار گیرند، برای تحمیل هزینه‌ای سنگین به همسایگان و اقتصاد جهانی تردید نخواهند کرد.

جنگ ایران آمریکا

دیوارنگاره‌ای در تهران با موضوع جنگ/ عکس از خبرگزاری وانا

به گفته حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل امنیتی ایران در مؤسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت، ایرانی‌ها در نخستین دور جنگ خود را برای درگیری‌ای طولانی‌مدت برای حدود سه ماه آماده کرده بودند؛ به همین دلیل است که ایران استفاده از موشک‌های خود را محدود کرد تا بتواند حملات علیه اسرائیل و اهداف منطقه‌ای را برای هفته‌ها ادامه دهد. بااین‌حال، به گفته عزیزی، اگر جنگ دوباره آغاز شود، مقامات ایران انتظار دارند که نبرد «کوتاه اما بسیار شدید» باشد؛ از جمله حملات هماهنگ و سنگین علیه زیرساخت‌های انرژی ایران. 

ایران این‌بار چگونه ممکن است تلافی کند؟ بازگشت به عصر شترسواری؟

عزیزی گفت در هر دور تازه درگیری، ایران ممکن است روزانه ده‌ها یا حتی صدها موشک شلیک کند تا «به‌طور مؤثر با دشمن مقابله کند و همچنین محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد».

این وضعیت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را ناچار خواهد کرد خود را برای حملات شدیدتر به زیرساخت‌های انرژی آماده کنند. هدف قرار دادن میدان‌های نفتی، پالایشگاه‌ها و بنادر خلیج فارس یکی از مؤثرترین راه‌هایی است که ایران می‌تواند از طریق آن به اقتصاد جهانی آسیب بزند و بر ترامپ فشار وارد کند. اگر خسارات به اندازه کافی گسترده باشد، می‌تواند کشورهایی مانند امارات متحده عربی، کویت و عربستان سعودی را بسیار عمیق‌تر وارد جنگی کند که بسیاری از رهبران خلیج فارس تلاش داشته‌اند از آن اجتناب کنند.

حزب الله

نیروهای حزب‌الله لبنان در یک رزمایش نظامی در نزدیکی مرز لبنان با اسرائیل در ۲۱ مه ۲۰۲۳، چهار روز مانده به «روز آزادسازی» که یادآور خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ است، شرکت می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

در هفته‌های اخیر، مقام‌های ایرانی و تحلیلگران نزدیک به حکومت، تهدیدها و لحن تندی علیه امارات به کار برده‌اند، زیرا معتقدند امارات با میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا، حملات علیه ایران را تسهیل کرده است. گزارش‌های خبری اخیر نیز فاش کرده‌اند که امارات و عربستان سعودی در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، به‌طور مخفیانه علیه ایران عملیات انجام داده‌اند.

مهدی خراتیان، تحلیلگر مقیم ایران، ماه گذشته در یک مصاحبه پادکستی گفت: «ما قطعاً باید امارات را به دوران شترسواری برگردانیم؛ و می‌توانیم این کار را انجام دهیم.» او افزود: «اگر لازم باشد، ابوظبی را اشغال خواهیم کرد.» علی‌رغم اغراق‌آمیز بودن این اظهارات، علی الفونه، پژوهشگر ارشد مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، معتقدست این سخنان بازتاب‌دهنده جریان‌های تندروتر فکری در تهران هستند. الفونه گزارش‌ها درباره احتمال پیمان عدم تجاوز میان عربستان و ایران را «کاملاً غیرواقع‌بینانه» توصیف کرد. به گفته او: «تهدید اقدام تلافی‌جویانه ایران علیه تولیدکنندگان بزرگ نفت همچنان یکی از معدود عواملی است که رفتار آمریکا در قبال ایران را مهار می‌کند.»

ایران همچنین ممکن است تلاش کند کنترل تنگه باب‌المندب را تحت نفوذ خود قرار دهد؛ آبراهی باریک که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل کرده و یک‌دهم تجارت جهانی از آن گذر می‌کند. این آبراه در مجاورت مناطقی قرار دارد که تحت کنترل حوثی‌های یمن، جریان مورد حمایت ایران، هستند. در دور قبلی درگیری‌ها، ایران از نزدیکی خود به تنگه هرمز، یکی دیگر از آبراه‌های حیاتی تجارت جهانی، برای اعمال فشار عظیم بر اقتصاد جهان استفاده کرد. عزیزی گفت اگر جمهوری اسلامی ایران احساس کند که کنترلش بر هرمز در خطر است، چه‌بسا بخواهد «آمریکا را وادار کند به‌جای یک جبهه دریایی، بر دو جبهه دریایی تمرکز کند.» خراتیان نیز در همان گفت‌وگوی پادکستی ماه گذشته گفت اگر آمریکا زیرساخت‌های اقتصادی ایران را هدف قرار دهد، ایران در پاسخ، رفت‌وآمد کشتی‌ها در باب‌المندب را محدود خواهد کرد. این اقدام می‌تواند فشار بر اقتصاد جهانی را حفظ کند؛ اما اجرای آن ممکن است پیچیده باشد.

اختلافات بنیادی یا تاکتیکی؟

در همین شرایط، خبرگزاری الجزیره هم در گزارشی به بن‌بست کنونی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده پرداخته است. جواد حیران‌نیا، تحلیلگر روابط بین‌الملل، به این خبرگزاری گفته که اختلاف بر سر اولویت‌ها، اساسی است و نه تاکتیکی. او گفت که ایران می‌خواهد ابتدا مسئله هرمز حل شود تا واشنگتن نتواند از محاصره دریایی به عنوان اهرم فشار در مذاکرات هسته‌ای آینده استفاده کند. او گفت: «ایالات متحده از همان ابتدا مذاکرات هسته‌ای را می‌خواهد تا بتواند محاصره دریایی را در طول مذاکرات حفظ کند و آن را به عنوان یک کارت موثر نگه دارد». این تحلیلگر با اشاره به برجام افزود: «این یک شکاف ساختاری عمیق است: ایران پس از خروج ایالات متحده از برجام در سال ۲۰۱۸ به دنبال یک بیمه بلندمدت است، در حالی که واشنگتن می‌خواهد از فشار نظامی و تحریم‌ها برای کسب حداکثر امتیاز استفاده کند».

ایلهان نیاز، استاد تاریخ در دانشگاه قائد اعظم در اسلام آباد، هم گفت که هر دو طرف دلایل استراتژیکی برای حفظ موضع خود دارند. او به الجزیره گفت: «ایران اکنون به خاطر جنگ قوی‌تر از آن چیزی است که می‌توانست امیدوار باشد تحت ادامه سیاست‌های مهار قبلی [ایالات متحده] به آن تبدیل شود. ایران برای شرایطی که با واقعیت سازگار باشد، مقاومت خواهد کرد و ایالات متحده برای شرایطی که با حفظ اعتبار ابرقدرتی‌اش سازگار باشد، مقاومت خواهد کرد».

میانجی‌گری در آستانه نقطه بحرانی؟

حیران‌نیا هم‌چنین با اشاره به نقش میانجی‌گرایانه پاکستان هشدار داد که این کشور به آستانه بحرانی نزدیک می‌شود. او به الجزیره گفت: «پاکستان در آستانه تغییر از یک کانال ضروری به گزینه‌ای است که توسط هر دو طرف نادیده گرفته می‌شود. هنگامی که ایران و ایالات متحده از طریق کانال‌های دیگری مانند عمان یا قطر با هم تعامل کنند، یا به این نتیجه برسند که پاکستان قادر به تحمیل اراده خود به هیچ یک از طرفین نیست، نقش اسلام آباد حاشیه‌ای خواهد شد».

جنگ ایران آمریکا مذاکرات

شهر اسلام‌آباد آماده دور جدید مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در آوریل 2026 می‌شود/ عکس از خبرگزاری فرانسه

با این حال، مهران کامروا، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج تاون در قطر، این ارزیابی را رد کرد. او به الجزیره گفت: «شکست آتش‌بس لزوماً به این معنی نیست که هیچ‌کدام از طرفین پاکستان را نادیده خواهند گرفت. پاکستان از نظر دیپلماتیک به عنوان منبع تماس و ارتباط بسیار مهم است». او گفت که شکاف بین واشنگتن و تهران گسترده و خصومت‌ها عمیق است، اما این موضوع از موضع اسلام‌آباد نمی‌کاهد. او گفت: «این کشور صرف نظر از چگونگی تحول وضعیت نظامی، همچنان یک کانال کلیدی است». نیاز هم استدلال کرد که با این وجود پاکستان به چیزی ملموس دست یافته است. او گفت: «دیپلماسی پاکستان باعث توقف اجرا و آغاز یک روند دیپلماتیک شده است».

احتمال فوران آتش در هر لحظه؛ خطرناک‌تر از چرخه‌های درگیری 

به گفته حیران‌نیا گفت که بحران فعلی خطرناک‌تر از چرخه‌های قبلی درگیری  است. او هشدار داد که یک درگیری مستقیم دریایی می‌تواند باعث تشدید سریع «در ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده» شود. او خاطرنشان کرد که حملات پهپادی اخیر نشان می‌دهد که تهران تا چه حد ممکن است مایل به تشدید تنش باشد. او گفت: «این نشان می‌دهد که در یک جنگ جدید، خطوط قرمز تا چه حد ممکن است زیر پا گذاشته شوند». 

جنگ ایران آمریکا

دیوارنگاره‌ای در تهران با موضوع جنگ/ عکس از خبرگزاری وانا

کامروا گفت که خطر تشدید تصادفی تنش به اندازه یک جنگ عمدی واقعی است. او به الجزیره گفت: «سخت‌افزار بسیار زیادی در منطقه وجود دارد و بی‌اعتمادی شدیدی بین همه طرف‌ها حاکم است». اوو نسبت به تلقی این وضعیت به عنوان یک رویارویی صرفاً دوجانبه بین ایالات متحده و ایران هشدار داد. او هشدار داد: «چندین نقطه اشتعال وجود دارد که هر لحظه ممکن است فوران کند».

نیاز گفت که این بن‌بست شبیه درگیری دیگری است که سال‌ها طول کشید تا مسیر خود را تغییر دهد. او با اشاره به حمله غافلگیرانه ویتنام شمالی به بیش از ۱۰۰ شهر ویتنام جنوبی در ژانویه ۱۹۶۸، به الجزیره گفت: «این وضعیت با جنگ آمریکا در ویتنام پس از حمله تت که ادعای واشنگتن مبنی بر پیروزی در این درگیری را نقش بر آب کرد، قابل مقایسه است. آن حمله ثابت کرد که آمریکا نمی‌تواند پیروز شود و روند تطبیق سیاست آمریکا با واقعیت را آغاز کرد. اما این تطبیق سال‌ها طول کشید». نیاز آنچه در پیش است را «بن‌بست طولانی‌مدتی که با نقض‌های محدود آتش‌بس همراه است» توصیف کرد.

بن‌بست سیاست تهاجمی مرد اهل معامله

در همین شرایط، خبرگزاری آسوشیتدپرس هم در گزارشی نوشت سیاست خارجی تهاجمی ترامپ در قبال ایران، در حالی که تهران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد، به بن‌بست رسیده است. در واقع، ترامپ که بیش از هر چیز خود را یک معامله‌گر قهار می‌دانست، با ایران به بن‌بست رسیده، چرا که سخنان تند، تهدیدها و حتی اقدام نظامی او، تهران را از مواضع دیرینه‌اش منصرف نکرده است.

جنگ ایران آمریکا

دیوارنگاره‌ای در تهران با موضوع جنگ/ عکس از خبرگزاری وانا

با تغییر اهدافی که قضاوت در مورد وضعیت تلاش ایالات متحده را دشوار می‌کند، ترامپ و دستیاران ارشدش اصرار داشته‌اند که ایالات متحده در حال حاضر در جنگ پیروز شده و ایران پس از تشدید تهدیدهای ایالات متحده در طول یک آتش‌بس شکننده، آماده دستیابی به توافق است. اما ترامپ بار دیگر عقب‌نشینی کرد و روز دوشنبه گفت که به درخواست کشورهای عربی خلیج فارس، برنامه‌های از سرگیری قریب‌الوقوع حملات را به حالت تعلیق درآورده است، زیرا «مذاکرات جدی اکنون در حال انجام است و به نظر آنها، به عنوان رهبران و متحدان بزرگ، توافقی حاصل خواهد شد که برای ایالات متحده آمریکا و همچنین همه کشورهای خاورمیانه و فراتر از آن بسیار قابل قبول خواهد بود». اما با با وجود اوضاع نابسامان داخلی بالاخص در بخش اقتصادی، هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران قرار باشد خواسته‌های ترامپ را برآورده کند - و بسیاری از آنها را مدت‌هاست رد کرده است. این امر باعث شده که اهداف اصلی اعلام‌شده ترامپ محقق نشود: ایران هنوز موافقت نکرده که برنامه هسته‌ای یا توسعه موشک‌های بالستیک خود را کنار بگذارد یا حمایت از نیروهای متحد خود در منطقه، از جمله در غزه، عراق، لبنان و یمن را متوقف کند.

تنگنای تنگه و درد پمپ‌ها

نکته مهم این است که ایران هنوز کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، حتی با اینکه ارتش ایالات متحده محاصره خود را بر بنادر ایران اعمال کرده است. دستورالعمل ترامپ مبنی بر افزایش فشار - از نظر اقتصادی و نظامی - برای مطیع کردن دولت‌های خارجی در برابر خواسته‌هایش، در ایران مانند ونزوئلا، کوبا و جاهای دیگر جواب نمی‌دهد. محاصره‌های نفتی این دو کشور را تحت فشار قرار داده و دولت ترامپ به سرعت نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را برکنار کرد، اما آنها به اندازه کنترل ایران بر تنگه هرمز، برگ برنده‌ای برای چانه‌زنی ندارند. بر اساس نظرسنجی AP-NORC که ماه گذشته انجام شد، با افزایش هزینه‌های جنگ ایران برای آمریکایی‌ها، میزان محبوبیت ترامپ در اقتصاد کاهش یافته است و حتی جمهوری‌خواهان نیز اعتماد کمتری به رهبری او نشان می‌دهند.​

جنگ ایران آمریکا

دیوارنگاره‌ای در تهران با موضوع جنگ/ عکس از خبرگزاری وانا

به گفته علی واعظ، مدیر میز ایران در گروه بین‌المللی بحران، این دو دشمن دیرینه وضعیت خود را در این درگیری شکست‌خورده نمی‌بینند. واعظ گفت: «از زمان اجرای آتش‌بس، به نظر می‌رسد واشنگتن و تهران بر این فرض کار می‌کنند که زمان به نفع آنها عمل می‌کند: هر دو معتقدند که محاصره و مقابله به مثل در تنگه هرمز هزینه‌های طرف مقابل را افزایش می‌دهد، در حالی که فرصتی برای آماده شدن برای از سرگیری احتمالی خصومت‌ها می‌دهد». ای گفت، با وجود تأثیر کمپین فشار اقتصادی آمریکا، مقامات ایرانی به آستانه درد نرسیده‌اند «تا جایی که آنچه را که خواسته‌های تسلیم‌جویانه می‌نامند، بپذیرند».

دیوید شنکر، دستیار سابق وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه در دولت اول ترامپ که در حال حاضر در موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن مشغول به کار است، هم وضعیت فعلی را «بن‌بست» توصیف کرد. او گفت که ترامپ احتمالاً «تردیدهایی» در مورد بازگشت به درگیری نظامی تمام‌عیار دارد، به‌ویژه به دلیل نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس در مورد انتقام‌جویی ایران و نوسانات بازارهای انرژی، و پیامدهای سیاسی آن در ایالات متحده. به باور ریچ گلدبرگ، ا مقام سابق شورای امنیت ملی، اگرچه بازگشایی تنگه «درد پمپ» را که بسیاری از آمریکایی‌ها احساس می‌کنند، کاهش می‌دهد، اما بحرانی نیست. او گفت: «درد کوتاه‌مدت پمپ، مردم را از تسلط کلی انرژی ایالات متحده منحرف می‌کند. این یک بحران دائمی نیست».