به گزارش اکوایران، وضعیت کنونی حاکم بر تنگه هرمز بنبستی را ایجاد کرده که نه صلح است و نه جنگی تمامعیار؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف در دریا میکوشند یکدیگر را از نظر اقتصادی تحت فشار شدید قرار دهند. محاصرههای دریایی، همانگونه که تاریخ نظامی نشان داد، برای اینکه نتیجه بدهند، به صبر نیاز دارند؛ و صبر چندان از ویژگیهای برجسته مقامهای حاضر در واشنگتن نیست.
نبرد ارادهها؛ چه کسی زودتر عقب مینشیند؟
به نوشته نیویورک تایمز وقتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در ماه آوریل محاصره بنادر ایران را اعمال کرد، آن نتیجه سریعی که به دنبال آن بود - یعنی بازگشایی تنگه هرمز به روی تردد تجاری - حاصل نشد. کارشناسان نظامی معتقدند فرسوده کردن طرف مقابل از طریق محاصره میتواند ماهها یا حتی سالها طول بکشد و قطعاً ظرف چند هفته اتفاق نمیافتد. در واقع، ایران با هزاران کیلومتر مرز زمینی با هفت همسایه و یک مسیر حیاتی تجاری به سوی متحدش، روسیه، از طریق دریای خزر، گزینههای جایگزین در اختیار داشت. در نتیجه، این بنبست ادامه یافت.
به گفته مایکل کانل، متخصص امور نظامی ایران در مرکز تحلیلهای دریایی در ویرجینیا: «بهسرعت به زانو درآوردن یک رقیب از طریق محاصره بسیار دشوار است. این نوع اقدام در بلندمدت مؤثر است، اما راهحلی سریع نیست».
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام که عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه را هدایت میکند، در شهادت خود در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان بر اهمیت فشار اقتصادی تأکید کرد و گفت: «هیچگونه تجارتی به بنادر ایران وارد یا از آنها خارج نشده است؛ وضعیتی که فشار اقتصادی شدیدی بر ایران وارد کرده و اهرم قدرتمندی برای مذاکرات جاری ایجاد کرده است.»
اما در مقابل، ایران نیز میتواند هزینه اقتصادی تحمیل کند. از آنجا که اقتصاد جهانی به زنجیره تأمین بینالمللی وابسته است، جلوگیری ایران از صادرات کالاهایی مانند کود شیمیایی، هلیوم و مهمتر از همه نفت و گاز، آثار خود را در سراسر جهان نشان داده است. به گفته کانل: «این وضعیت به نبرد ارادهها تبدیل شده است؛ اینکه ببینیم چه کسی زودتر عقب مینشیند.»
درسهایی که جنگ ایران به یادگار گذاشت
اکنون که به نظر میرسد آمریکا و ایران به توافق صلح نزدیکتر شدهاند، لغو محاصره آمریکایی و بازگشایی تنگه از اولویتهای اصلی به شمار میرود. اگر توافقی حاصل شود، یکی از منحصربهفردترین رویاروییهای دریایی دوران معاصر پایان خواهد یافت: بنبستی پرتنش که نه صلح است و نه جنگی سوزان، میان دو دشمن نامتوازن که هر یک از اهرمهای خود در دریا استفاده کردهاند.
الگوی حرکت شناورهایی که از تاریخ 4 می در تنگه هرمز رفتوآمد میکنند
این رویارویی همچنین نمونهای از الگوی فزاینده آشنای جنگ در عصر تحول فناوری بوده است؛ یعنی توانایی قایقهای تندرو، پهپادها، مینها و موشکهای ایران برای مقابله با زرادخانه آمریکا متشکل از ناوهای هواپیمابر هستهای، جنگندههای پیشرفته و خدمهای به اندازه جمعیت یک شهر کوچک.
این بنبست دریایی همچنین یکی از واقعیتهای قدیمی جنگ را برجسته کرده است: دستیابی به پیروزی سریع بدون تصرف و کنترل سرزمین در خشکی دشوار است. رویارویی دریایی در اصل تلاشی برای خفه کردن اقتصادی و تجاری طرف مقابل بر روی آب است؛ اقدامی که در ظاهر بدون خونریزی به نظر میرسد اما هزینهها و خطرات پنهانی برای هر دو طرف دارد. محاصره دریایی بر اساس حقوق بینالملل یک اقدام جنگی محسوب میشود و خطر تشدید تنش، چه عمدی و چه ناخواسته، همواره وجود دارد.
هزینههای دو سویهٔ محاصره دریایی
جنگ دریایی همچنین بارهای سنگینی را بر دوش هر دو طرف تحمیل میکند. برای ایران، محدود شدن ورود و خروج کالاها فشار عظیمی بر اقتصادی وارد میکند که حتی پیش از آغاز جنگ نیز دچار بحران بود؛ هرچند این کشور مسیرهای جایگزینی برای تجارت دارد.
کشتیها در تنگه هرمز در نزدیکی سواحل عمان، هفته گذشته/عکس از خبرگزاری رویتر.
در مورد آمریکا نیز، اعزام کشتیها برای گشتزنی در آبهای دوردست نهتنها پرهزینه است، بلکه خطر فرسودگی بیش از حد ناوها و خدمه را نیز در پی دارد. برای مثال، ناو هواپیمابر جرالد فورداخیرا پس از ۱۰ ماه مأموریت طاقتفرسا در اقیانوس اطلس شمالی، مدیترانه، کارائیب و دریای سرخ بازگشت؛ نمونهای از اینکه چگونه استهلاک میتواند حتی برای یک ابرقدرت نیز هزینهزا باشد.
هزینههای راهبردی دیگری نیز وجود دارند. کشتیها و نیروهایی که برای محاصره ایران به کار گرفته شدهاند، دیگر برای مأموریتهای دیگر در دسترس نیستند. سفر اخیر ترامپ به چین نیز یادآور این واقعیت بود که شرق آسیا همچنان منطقهای با اهمیت راهبردی است و متحدانی چون ژاپن، کره جنوبی و بهویژه تایوان تا حدی به بازدارندگی دریایی آمریکا متکی هستند.
خطر فرسودگی نیروها بر اثر طولانی شدن محاصره
در نهایت، قرار گرفتن دو دشمن در وضعیتی از تنش ثابت، خطر تشدید ناخواسته درگیری را نیز در نتیجه سوءبرداشت، اضطراب، سردرگمی یا یک اشتباه محاسباتی، به همراه دارد.
آمریکا حدود دو دوجین ناو جنگی را در محاصره مشارکت داده است؛ از جمله دو ناو هواپیمابر جرج هربرت واکر بوش و آبراهام لینکلن، بهعلاوه ناوشکنهای موشکانداز، کشتیهای آبی-خاکی، کشتیهای رزمی ساحلی، مینروبها و کشتیهای سوخترسان و تدارکاتی.
اگر رویارویی کنونی ادامه یابد، هزینههای مستقیمی برای تأمین غذا، سوخت و مهمات کشتیهای حاضر در منطقه ایجاد خواهد شد. همچنین باید پهپادها، بالگردها، جنگندهها و هواپیماهای شناسایی در حال پرواز نگه داشته شوند. ملوانان، تفنگداران دریایی و خدمه نیروی هوایی نیز فوقالعاده خطر دریافت میکنند. برای ملوانان، ترکیب دورههای طولانی یکنواختی با لحظات ناگهانی استرس و تنش میتواند فرساینده باشد. اندرو لمبرت، استاد تاریخ دریایی در دانشکده مطالعات جنگ کینگز کالج لندن، گفت: «محاصره دریایی کار بسیار خستهکنندهای است. فقط منتظر میمانید تا اتفاقی رخ دهد.»
جیمز آر. هولمز، رئیس بخش راهبرد دریایی در کالج جنگ دریایی آمریکا، نیز گفت: «نگه داشتن تعداد زیادی از تجهیزات و نیروها برای مدت طولانی در یک منطقه، اثرات زنجیرهای ایجاد میکند.» او به استقرار طولانیمدت ناو جرالد فورد اشاره کرد و گفت این ناو ممکن است هنگام تعمیرات با مشکلات فنی پیشبینینشده روبهرو شود. این ناو در طول مأموریت خود با مشکلات مکانیکی در سامانه پرتاب و بازیابی هواپیماها مواجه شد. همچنین یک آتشسوزی بزرگ محل خواب صدها ملوان را از بین برد و کمبود مواد غذایی و تأخیر در دریافت نامهها موجب کاهش روحیه خدمه شد.
هولمز معتقد است آمریکا بدون دستیابی به توافقی با ایران بهسختی میتواند تجارت را از طریق تنگه هرمز از سر بگیرد. او گفت: «تمام چیزی که ایران برای حفظ اهرم فشار خود بر تنگه نیاز دارد، تعداد کافی از ناوگان موسوم به "پشهای" خود، همراه با موشکها و پهپادهای مستقر در ساحل است تا شرکتهای کشتیرانی و بیمه را نگران نگه دارد؛ و تقریباً هیچگاه یک عملیات نظامی نمیتواند بهطور کامل طرف مقابل را خلع سلاح کند، مگر آنکه به تغییر رژیم منجر شود.» لمبرت، استاد کینگز کالج، نیز گفت هرچه این بنبست طولانیتر شود، هزینهها افزایش خواهد یافت. او افزود: «از آنجا که در مقیاس بزرگ اتفاق خشونتآمیز خاصی رخ نمیدهد، وسوسه رها کردن این وضعیت و ادامه یافتن آن یک مشکل واقعی است.»
آیا تنگه بهطور کامل بسته است؟
در همین رابطه نشریه وال استریت ژورنال هم در گزارشی مینویسد: عبور کشتیها از تنگه، آزمونی برای توان ایران در اعمال فشار بر بازارهای انرژی و همچنین سنجشی از اهرم تهران در میز مذاکره است.
تنگه هرمز هنوز باز نشده است، اما به لطف برخی مالکان جسور کشتیها که بعضی از آنها با همکاری ارتش آمریکا عمل میکنند، این آبراه کاملاً بسته هم نیست. در هفتههای اخیر، گروههایی از کشتیها، از جمله برخی از بزرگترین نفتکشهای جهان که حامل نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) بودهاند، از این گذرگاه خطرناک عبور کردهاند و به این ترتیب دریچه کوچکی برای تنفس اقتصاد جهانی ایجاد کردهاند.
کشتیهایی که در تنگه هرمز لنگر انداختهاند؛ تصویری که از منطقه مسندم عمان گرفته شده است، ۲۹ مه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز
برخی از این کشتیها بهاصطلاح در حالت «تاریک» (Dark) حرکت میکنند؛ اصطلاحی در صنعت کشتیرانی که به خاموش کردن چراغها و غیرفعال کردن سامانههای موقعیتیاب خودکار موسوم به AIS (سامانه شناسایی خودکار) اشاره دارد؛ سامانهای که به جلوگیری از برخورد کشتیها کمک میکند. خاموش کردن این سیستم باعث میشود کشتیها از نظر الکترونیکی کمتر قابل شناسایی باشند و در نتیجه کمتر در معرض حملات ایران قرار گیرند.
عبور سالم کشتیها از تنگه، آزمونی برای سنجش میزان تسلط ایران بر بازارهای جهانی انرژی و همچنین میزان نفوذ و اهرم تهران در مذاکرات با آمریکا است؛ مذاکراتی که در آن موضوع آزادی کشتیرانی همچنان یکی از اصلیترین نقاط اختلاف به شمار میرود.
تعداد محدودی از عبورها از بخشی از خلیج فارس انجام میشود که آمریکا در اوایل این ماه در چارچوب عملیات کوتاهمدت «پروژه آزادی» پاکسازی کرده بود. این عملیات که شامل اسکورت دریایی و هوایی آمریکا بود، پس از آن متوقف شد که ایران حملات خود به کشتیها را آغاز کرد و عربستان سعودی نیز دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود را محدود ساخت. اگرچه «پروژه آزادی» دوام چندانی نداشت، اما یک مسیر نسبتاً امن در خلیج فارس بر جای گذاشت. نیروهای آمریکایی در هفتههای پیش از آغاز عملیات، با استفاده از رباتهای زیرآبی این مسیر را از مینهای دریایی پاکسازی کرده بودند.
اوایل این هفته یک نفتکش عظیم یونانی که دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد، هنگام عبور از آبراه در نزدیکی سواحل عمان با آمریکا در ارتباط بود. این کشتی از اوایل ماه مارس در خلیج فارس گرفتار شده بود و اکنون برای تحویل محموله خود راهی هند شده است.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، بیشتر عبورهای این ماه یا از مسیر تعیینشده توسط ایران و در امتداد سواحل شمالی تنگه انجام شدهاند یا در حالت «تاریک» صورت گرفتهاند و در نتیجه ردیابی آنها دشوار بوده است. تنها تعداد محدودی از کشتیها از مسیر تعیینشده توسط آمریکا در امتداد سواحل عمان استفاده کردهاند. میشل باکمن، تحلیلگر اطلاعات دریایی در شرکت ویندوارد، گفت: «همه منتظرند یک پنجره کوچک باز شود تا بتوانند کشتیهایشان را خارج کنند.»
مخاطرات تلاش پنهانی برای گذر از تنگه
بااینحال، تعداد اندک کشتیهایی که روزانه موفق به عبور میشوند، در مقایسه با دوران پیش از جنگ بسیار ناچیز است. پیش از آغاز درگیریها، روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از این مسیر عبور میکردند. علاوه بر این، هر زمان درگیریهای جدیدی رخ داده است، ترافیک دریایی تقریباً متوقف شده است؛ از جمله دو بار در همین هفته که آمریکا و ایران در نزدیکی تنگه درگیر شدند.
دیوارنگاره در تهران با موضوع جنگ و تنگه هرمز/ عکس از خبرگزاری وانا
به گفته الساندرو جلی، کارگزار نفتکش در شرکت بیآراس شیپبروکرز، صدها کشتی که در خلیج فارس گرفتار شدهاند انگیزه مالی بسیار قوی برای خروج دارند. تحلیلگران دریایی میگویند نگه داشتن یک نفتکش عظیم در حالت توقف روزانه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار هزینه سوخت و خدمه به همراه دارد. هزینههای بیمه نیز بهشدت افزایش یافته و خدمه به دلیل «فوقالعاده جنگ» دو برابر حقوق دریافت میکنند.
اما حرکت بدون AIS خطرات خاص خود را دارد. دریانوردان میگویند در این حالت کشتیها نمیتوانند یکدیگر را روی سامانههای الکترونیکی ببینند یا موقعیت خود را روی نقشههای دیجیتال مشخص کنند و مجبورند برای ناوبری صرفاً به رادار متکی باشند؛ ابزاری قابل اعتماد که البته به اپراتوری باتجربه نیاز دارد.
افسر هدایتکننده کشتی همچنین باید بتواند رفتار و نیت سایر شناورها را پیشبینی کند. افزون بر این، رادار نام کشتیهای دیگر را نمایش نمیدهد و همین امر ارتباط، هماهنگی و مانور برای جلوگیری از برخورد را دشوار میسازد.
برخی شرکتهای بیمه همچنان حاضرند کشتیهایی را که دو تا سه ساعت در حالت تاریک حرکت میکنند بیمه کنند.
کارگزاران بیمه میگویند دیدگاه شرکتهای مختلف نسبت به این خطرات متفاوت است. برخی بیمهگران در صورت همراهی کشتی با اسکورت نظامی حق بیمه بیشتری مطالبه میکنند، زیرا معتقدند این موضوع کشتی را به هدفی جذابتر تبدیل میکند. در مقابل، برخی دیگر حق بیمه کمتری دریافت میکنند، چون اسکورت نظامی را عاملی برای افزایش حفاظت در برابر حملات میدانند.
نگاه دولت آمریکا به این خطرات در شرایط برنامه ۴۰ میلیارد دلاری بیمه اتکایی آن منعکس شده است. این برنامه حمایتی فدرال که با مشارکت شرکتهای بیمه آمریکایی به رهبری چاب طراحی شده، در اوایل ماه مارس توسط ترامپ اعلام شد تا به بازگشایی این آبراه حیاتی کمک کند؛ اما تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است.