اکوایران: پکن ظرف یک هفته میزبان رئیس دو قدرت بزرگ جهانی، یعنی ایالات متحده آمریکا و جمهوری فدراسیون روسیه، بود. کیفیت و جزئیات ظاهری استقبال از این دو تا حد بسیار زیادی مشابه یکدیگر بود، اما تفاوت‌های اساسی در نوع رابطه چین با این دو قدرت وجود دارد.

به گزارش اکوایران، پکن تنها چند روز پس از آن‌که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پکن با گروه موسیقی نظامی، گارد احترام و ده‌ها جوانی که پرچم‌های آمریکا و چین را تکان می‌دادند مورد استقبال قرار گرفت، تقریباً همان نمایش را برای ورود ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه، نیز تکرار کرد.

شباهت‌ها و تفاوت‌های استقبال از ترامپ و پوتین

نشریه گاردین در یادداشتی می‌نویسد: طراحی و هماهنگی دو مراسم استقبال از پوتین و ترامپ عمداً شبیه به هم به نظر می‌رسید؛ نمایشی حساب‌شده برای نشان دادن توانایی پکن در میزبانی همزمان از رهبران واشنگتن و مسکو با شکوهی برابر.

اما چین همزمان مطمئن شد که تفاوت‌ها نیز دیده شوند. معاون رئیس‌جمهور چین از ترامپ در فرودگاه استقبال کرد؛ مقامی که خارج از ساختار واقعی قدرت حزب کمونیست، عمدتاً نقشی تشریفاتی دارد. به پوتین اما یکی از اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست، یعنی عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیری چین، خوشامد گفت؛ نشانه‌ای ظریف از اینکه پکن، مسکو را شریکی قابل اعتماد در نظم نوظهور غیرغربی تحت رهبری چین می‌بیند.

به نظر می‌رسید کرملین نسبت به این مقایسه‌ها حساس است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، گمانه‌زنی‌ها درباره مقایسه دو سفر را رد کرد و گفت نباید به این دیدارها از دریچه رقابت نگاه شود. یوری اوشاکوف، دستیار ارشد کرملین، نیز تأکید کرد که سفر پوتین برای دیدار با شی جین‌پینگ مدت‌ها پیش از سفر ترامپ به پکن برنامه‌ریزی شده بود.

اما حتی اگر مسکو اصرار داشت که این دو سفر نباید با یکدیگر مقایسه شوند، پیام رسانه‌های دولتی روسیه روشن بود. روزنامه روسی آرگومنتی ای فاکتی نوشت که پوتین در پکن «به‌عنوان متحد و شریک قابل اعتماد» مورد استقبال قرار گرفت، درحالی‌که با ترامپ مانند «رقیب و حریفی که هر چیزی از او ممکن است» رفتار شد.

گرفتاری‌های روسیه

هر دو سفر علی‌رغم تشریفات مجلل، نتایج نسبتاً محدودی داشتند؛ اگرچه ترامپ و شی تصویری از همکاری ارائه کردند، اما نشست آن‌ها دستاورد ملموس اندکی داشت و پیشرفت چندانی در اختلافات کلیدی بر سر صادرات تراشه‌های انویدیا و تعرفه‌ها حاصل نشد.

برای مسکو، اهمیت این دیدارها احتمالاً بیشتر بود. پوتین در شرایطی وارد پکن شد که شاید دشوارترین دوره حکومت طولانی خود را تجربه می‌کند. تصویر رهبر قدرتمند او در داخل روسیه در حال ترک برداشتن است؛ زیرا اقتصاد روسیه زیر فشار جنگ و تحریم‌ها با مشکل روبه‌رو شده است و نیروهای روسی نیز امسال پیشرفت معناداری در میدان نبرد اوکراین نداشته‌اند.

مشکلات فزاینده اقتصادی روسیه وابستگی این کشور به چین را عمیق‌تر کرده و آنچه کرملین «شراکت برابر» می‌نامد، به رابطه‌ای روزبه‌روز نامتقارن‌تر تبدیل شده است.

بااین‌حال، جنگ میان آمریکا و ایران فرصتی تازه در اختیار روسیه قرار داده است. با تهدید شدن امنیت عرضه جهانی انرژی در نتیجه بی‌ثباتی در خلیج فارس و بسته شدن عملی تنگه هرمز، مسکو تلاش کرده خود را به پکن به‌عنوان تأمین‌کننده‌ای باثبات‌تر و قابل اعتمادتر برای نفت و گاز معرفی کند.

روسیه چین

جلسات گروهی که ترامپ و پوتین در آن‌ها حضور داشتند/عکس از آسوشیتدپرس و شینهوا

پیش از این نشست، مقام‌های روسی گفته بودند که امیدوارند پیشرفت ملموسی در همکاری‌های انرژی، به‌ویژه درباره خط لوله گازی «قدرت سیبری ۲» حاصل شود؛ پروژه‌ای که مدت‌ها به تعویق افتاده و قرار است گاز میدان‌هایی را که پیش‌تر اروپا را تغذیه می‌کردند، به چین منتقل کند.

جوزف وبستر، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، گفت: «حملات اوکراین به زیرساخت‌های انرژی روسیه در غرب این کشور، انگیزه مسکو برای چرخش به شرق را افزایش داده و جنگ آمریکا و ایران نیز نگرانی‌های چین درباره امنیت انرژی را تشدید کرده است.»

بااین‌حال، در روز برگزاری نشست هیچ اعلام مشخصی درباره پروژه «قدرت سیبری ۲» صورت نگرفت. در عوض، شی و پوتین به‌طور کلی وعده دادند که همکاری در طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها را تعمیق کنند؛ به‌طوری که شی گفت دو کشور «از اتصال منابع به‌طور کامل بهره خواهند گرفت.»

پسکوف بعدتر اذعان کرد که زمان اجرای این پروژه همچنان مشخص نشده است.

باغ سبزی در پکن که پوتین و ترامپ به آن راه یافتند

شاید بزرگ‌ترین برنده این نشست‌ها خود شی جین‌پینگ بود. رهبر چین مدت‌هاست تلاش می‌کند خود را به‌عنوان سیاستمداری جهانی معرفی کند که توانایی تعامل همزمان با قدرت‌های رقیب را دارد. هیچ رهبر پیشین چین تاکنون در یک ماه، میزبان سفر رسمی متوالی رئیس‌جمهور مستقر آمریکا و رئیس‌جمهور مستقر روسیه نبوده است.

شی از تصویر چین به‌عنوان قدرتی که می‌تواند از نظر اقتصادی آمریکا را به چالش بکشد و همزمان نقش فزاینده پکن را به‌عنوان تکیه‌گاه روسیه‌ای وابسته‌تر برجسته کند، استقبال خواهد کرد.

آمریکا روسیه چین

ترامپ و پوتین هر دو در خارج از تالار بزرگ خلق در مقابل یک گروه تشریفات (نگهبان افتخار) حاضر شدند/عکس ترکیبی از خبرگزاری رویترز

در جریان سفر ترامپ، شی مشتاق بود به همتای آمریکایی خود یادآوری کند که پکن همچنان یک متحد راهبردی قدرتمند به نام روسیه در اختیار دارد. هنگامی‌که او از ترامپ در مجموعه رهبری حزب کمونیست در ژونگ‌نانهای، مکانی که به‌ندرت برای مهمانان خارجی گشوده می‌شود، میزبانی می‌کرد، بر انحصاری بودن این مکان تأکید داشت.

وقتی از شی پرسیده شد که آیا رهبران خارجی اغلب به آنجا دعوت می‌شوند، او سرش را به نشانه منفی تکان داد و گفت: «بسیار به‌ندرت.» سپس با خنده افزود: «برای مثال، پوتین اینجا بوده است.» شی بعدتر در کنار پوتین گفت روابط چین و روسیه «به‌درستی الگویی برای نوع تازه‌ای از روابط میان قدرت‌های بزرگ تلقی می‌شود.»

نکته قابل توجه آن بود که در هیچ‌یک از دو نشست، تلاش جدی علنی برای دستیابی به پیشرفت در دو جنگی که اکنون سیاست جهانی را تحت سلطه قرار داده‌اند، دیده نشد.

ترامپ گفت پیشنهاد شی برای کمک چین به میانجی‌گری صلح میان آمریکا و ایران را رد کرده است؛ موضوعی که باعث تداوم بسته ماندن تنگه هرمز شد.

جنگ اوکراین؛ تهدیدی برای روسیه، فرصتی برای چین

پیش از سفر پوتین، روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده بود که شی به‌طور خصوصی به ترامپ گفته است پوتین ممکن است در نهایت از جنگ اوکراین پشیمان شود. وزارت خارجه چین و همچنین ترامپ این گزارش را رد کردند.

شی در عوض مشتاق بود تصویری از اتحاد با مسکو ارائه دهد؛ مسکویی که هیچ نشانه‌ای از مصالحه برای پایان دادن به تهاجم گسترده به اوکراین نشان نداده است. در بیانیه مشترک چین و روسیه، دو کشور بار دیگر خواستار «از بین بردن ریشه‌های اصلی» جنگ اوکراین شدند؛ عبارتی که به‌شدت بازتاب‌دهنده روایت کرملین است که غرب را مسئول این جنگ می‌داند.

بااین‌حال، مشکلات فزاینده روسیه در اوکراین از نگاه پکن پنهان نمانده است. چین از نزدیک این جنگ را به‌عنوان فرصتی برای مطالعه موفقیت‌ها و شکست‌های هر دو طرف دنبال کرده است.

ویلیام یانگ، تحلیلگر ارشد گروه بین‌المللی بحران، گفت شی احتمالاً به‌دنبال درک روشن‌تری از طرز فکر پوتین درباره جنگ اوکراین است؛ جنگی که روابط چین با کشورهای غربی را در زمانی که پکن در تلاش برای تثبیت روابط تجاری با اروپا و آمریکا است، پیچیده‌تر کرده است.

چین که نفوذ عظیمی بر اقتصاد روسیه دارد، تاکنون نقش معناداری در تلاش برای پایان دادن به جنگ اوکراین ایفا نکرده و ظاهراً تا زمانی که بتواند روابط تجاری و دیپلماتیک خود با مسکو را حفظ کند و امتیازات بیشتری از شریک ضعیف‌شده‌اش بگیرد، مایل به تحمل ادامه جنگ است.

شی حالا برای همه تعیین تکلیف می‌کند

نشریه بلومبرگ در همین رابطه در گزارشی چنین می‌نویسد: این دو دیدار در کنار هم چهار ویژگی کلیدیِ لحظه کنونی جهان را برجسته می‌کنند و نشان می‌دهند چگونه چهره‌های قدرتمند، جهان را به سوی آشفتگی عمیق‌تری سوق می‌دهند:

نخست، شی به یک دولتمرد قدرتمند جهانی تبدیل شده است. از ژانویه ۲۰۲۵ او در تعامل با واشنگتن با اقتدار و کارآمدی عمل کرده است؛ در جنگ تجاری پرتنش، ترامپ را تحت فشار قرار داده، درباره روابط آمریکا با تایوان هشدارهای شدید داده و روابط آمریکا و چین را بر اساس شروط پکن بازتنظیم کرده است. در تمام این مدت، شی میزبان صفی از رهبران جهان بوده که برای تثبیت روابط خود با امپراتوری چین به پکن سفر کرده‌اند. چینِ تحت رهبری شی اکنون با اعتمادبه‌نفسی عمل می‌کند که اگرچه هنوز از نظر توانایی‌ها به پای آمریکا نمی‌رسد، اما خود را هم‌تراز یک قدرت بزرگ با ایالات متحده می‌بیند.

دیدار با پوتین نیز نشان می‌دهد که شی شریک ارشد این رابطه است؛ درحالی‌که روسیه‌ی فرسوده از جنگ، بیش از پیش به چین وابسته می‌شود. پوتین امیدوار است یکی از دستاوردهای سفرش پیشرفت قاطع در پروژه خط لوله «قدرت سیبری ۲» باشد؛ پروژه‌ای که صادرات انرژی روسیه به چین را جهش خواهد داد. او همچنین دوست دارد شی صادرات قطعات پهپاد چینی به اوکراین را متوقف کند.

دو کشور همچنان برای یکدیگر حیاتی هستند: آن‌ها در بحبوحه تشدید رویارویی‌ها در حاشیه شرقی و غربی اوراسیا، پشت جبهه یکدیگر را حفظ می‌کنند؛ اما چین اکنون می‌تواند در موضوعاتی چون تجارت، انرژی و مسائل دیگر سخت‌گیرانه چانه‌زنی کند، زیرا توازن قدرت در این اتحاد اقتدارگرایانه بیش از پیش به سود شی تغییر کرده است.

دوم، این دو نشست نشان می‌دهند که اهداف و وفاداری‌های واقعی چین کجاست. درست است که نشست آمریکا و چین با وعده‌هایی برای دنبال کردن «ثبات راهبردی سازنده» همراه بود، ترامپ شی را «دوست خوب» خود می‌خواند و از نوعی مدیریت مشترک جهان توسط چین و آمریکا سخن می‌گوید، اما اتحاد اصلی شی با پوتین است: یعنی همان قدرت اقتدارگرای بزرگی که می‌خواهد نظم آمریکامحور را نابود کند. شی در دیدار سال ۲۰۲۳ به پوتین گفته بود: «اکنون تغییراتی در حال وقوع است که صد سال است مانندش دیده نشده است و ما با هم محرک این تغییرات هستیم.» این یکی از بیش از ۴۰ دیدار میان دو رهبر بود.

این هفته نیز دو کشور اعلام کردند که نظم کهن زیر سلطه آمریکا که «ریشه در روح دوران استعمار» دارد، شکست خورده است؛ بنابراین، دیپلماسی شی با ترامپ بیشتر یک تاکتیک است. این سیاست به چین زمان می‌دهد تا «اقتصاد همانند دژ» خود را از طریق انباشت غذا، سوخت و دیگر مواد حیاتی تقویت کند. همچنین فرصتی فراهم می‌کند تا تمایلات رقابتی در واشنگتن، مانند محدودیت صادرات نیمه‌هادی‌ها یا فروش تسلیحات به تایوان، تضعیف شوند.

اما شی به‌خوبی می‌داند که مسیر عظمت چین، همانند روسیه، در نهایت از دل معماری جهانی قدرت آمریکا عبور می‌کند.

روسیه چین

ولادیمیر پوتین و شی جینگ‌پینگ یک بیانیه مطبوعاتی مشترک در تالار بزرگ خلق ارائه می‌دهند/عکس از گتی ایمجز

سوم، اگر شی و پوتین رقبای ترامپ هستند، به‌نوعی متحدان عجیب او نیز محسوب می‌شوند؛ زیرا سومین ویژگی این لحظه آن است که هر سه نفر جهان را به سوی آشوب سوق می‌دهند.

تهاجم پوتین به اوکراین و فشار مداوم او علیه ناتو بخشی از کارزار سیستماتیک بی‌ثبات‌سازی اروپاست. حمله او به مرزها و فرایندهای دموکراتیک، حمله‌ای به هنجارهای اساسی جهانی است؛ همان‌گونه که حمایت روسیه از ایران و حوثی‌ها در درگیری‌های اخیر، یورش بین‌المللی علیه آزادی کشتیرانی را تشدید کرده است.

چین نیز تمامیت ارضی همسایگانش را به چالش می‌کشد؛ از مناطق مرزی هیمالیا با بوتان گرفته تا صخره‌های دریای چین جنوبی. ناوگان‌های غیرنظامی چین منابع ماهیگیری را حتی در سواحل آفریقا و آمریکای جنوبی نابود می‌کنند.

تقویت نظامی پکن نیز نشانه احتمال درگیری در پویاترین منطقه جهان، یعنی غرب اقیانوس آرام، است. سیل صادرات صنعتی چین تهدیدی برای غرق کردن اقتصاد کشورهای در حال توسعه و صنعتی به‌طور همزمان محسوب می‌شود. وقتی شی از تغییراتی سخن می‌گوید که «در صد سال گذشته دیده نشده»، در واقع از گذار آشفته و احتمالاً خشونت‌آمیز از عصر آمریکا به نظم بعدی جهان سخن می‌گوید.

رویکرد ترامپ اما مبهم‌تر است. برخی ابتکارهای او، مانند فشار برای تسلیح مجدد متحدان یا مجازات حکومت‌های مسئله‌ساز در ایران و ونزوئلا، می‌تواند آمریکا و متحدانش را تقویت کند. اما دولت ترامپ آشکارا ایده یک نظم جهانی مثبت‌جمع مبتنی بر رهبری آمریکا را تحقیر می‌کند. روحیه ترامپ یک‌جانبه‌گرا و تصاحب‌طلب است، نه مبتنی بر هدف مشترک.

رویای گسترش سرزمینی، تلاش برای شکاف انداختن در اتحادیه اروپا از طریق حمایت از چهره‌هایی مانند ویکتور اوربان در مجارستان و نحوه مدیریت جنگ با ایران، به اتحادهایی آسیب زده که برای مهار پوتین و شی حیاتی هستند. گفته می‌شود ترامپ در پکن حتی مطرح کرده که آمریکا، روسیه و چین باید برای تضعیف دیوان کیفری بین‌المللی، نهادی که حکم بازداشت پوتین را صادر کرده است، با یکدیگر همکاری کنند.

روسیه چین

یک صفحه نمایش بزرگ در یک منطقه تجاری در پکن، تصاویر خبری دیدار شی با ترامپ و سپس پوتین را نشان می‌دهد/عکس‌ از خبرگزاری رویترز

همه این تحولات باعث شکل‌گیری ترس فزاینده‌ای در دیگر جوامع دموکراتیک شده است؛ اینکه آمریکا نیز اکنون به عامل هرج‌ومرج تبدیل شده  و شاید حتی همدست خاموش حکومت‌های اقتدارگرای تجدیدنظرطلبی باشد که می‌خواهند نظم موجود را نابود کنند.

چهارمین ویژگی این دوره آن است که جهان وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی خطرناک خواهد شد و آنچه در ادامه رخ می‌دهد، بستگی به این دارد که آیا آمریکا به یاد می‌آورد منافع واقعی‌اش کجاست یا نه.

درگیری با متحدان، مثلاً بر سر تجارت یا تقسیم هزینه‌ها، گاهی ممکن است ارزشش را داشته باشد. دیپلماسی با رقبا نیز می‌تواند در دوران پرتنش نقش سوپاپ اطمینان را ایفا کند؛ اما آمریکا جهانی شکوفا ساخت و خود به قدرت بلامنازع جهان تبدیل شد، زیرا با متحدان دموکراتیکش همکاری کرد. رقبای اصلی آن همواره همان رهبرانی بوده‌اند که این هفته در پکن گرد هم آمدند: حاکمان تهاجمی و مستبدی که می‌خواهند دیدگاه خشن خود را بر جهان تحمیل کنند.

امروز شی و پوتین باور دارند که محدودیت‌هایی که بر قدرت و جاه‌طلبی آن‌ها وجود داشتند، در حال فروپاشی است. اگر آمریکا این اهداف را آن‌گونه که هستند تشخیص ندهد و اگر نتواند بار دیگر با متحدان نگران خود هم‌پیمان شود، چه‌بسا این بار مستبدان مصمم واقعاً حق داشته باشند.