توضیح اکوایران: مقاله پیشرو از نشریه والاستریت ژورنال پیرامون شکاف فزاینده میان ایالات متحده و اروپا در تاریخ 5 ژوئیه 2026 منتشر شده است. اکوایران ترجمه کاملی از این مقاله را در دو بخش جداگانه ارائه میدهد. نوشته کنونی ترجمه بخش یکم این مقاله است.
«شب رواندرمانی»
بخش یکم: نزدیک نیمهشب در بروکسل بود و رهبران اروپا وارد پنجمین ساعت نشست اضطراری خود شده بودند؛ نشستی که تنها یک موضوع در دستور کار داشت: چگونه باید جدایی از آمریکا را مدیریت کرد؟
تنها سه هفته از آغاز سال نو گذشته بود. رئیسجمهور دونالد ترامپ، پس از برکناری حاکم مستبد ونزوئلا، برای مدتی تهدید کرده بود که گرینلند را از دانمارک تصرف خواهد کرد. در اطراف میز دایرهای شکل مقر شورای اروپا، ساختمانی که به «تخممرغ فضایی» (The Space Egg) معروف است، رؤسای دولتها چنان با احساسات درباره چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا سخن میگفتند که برخی از نزدیک به ۳۰ رهبر حاضر، بعدها آن نشست را «شب رواندرمانی» نامیدند.
در جلسه هیچ دوربین یا دستگاه ضبط صدایی وجود نداشت. از همه رؤسای جمهور و نخستوزیران خواسته شده بود بهتنهایی حاضر شوند؛ هیچ تلفن همراهی اجازه ورود نداشت تا همه بتوانند بدون ملاحظه و صریح صحبت کنند.
«ما امروز اینجا یک خط میکشیم.»
به گفته چند تن از رهبران حاضر و مشاوران ارشدشان، این جمله آغاز سخنان امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، بود.
در طول یک سال گذشته، نزدیکترین متحدان آمریکا تلاش کرده بودند با ترکیبی از تعریف و ستایش از ترامپ و نیز دادن امتیاز در حوزه دفاع مشترک و تجارت، او را آرام کنند؛ به این امید که بتوانند زمان بخرند.
بااینهمه، اکنون سربازان فرانسوی در گرینلند مستقر بودند؛ در کنار نیروهای ویژه دانمارکی که برای احتمال وقوع درگیری نظامی با آمریکا تجهیز شده بودند.
مکرون بار دیگر استدلالی را تکرار کرد که سالها بر آن تأکید داشت، اما این بار با فوریتی بسیار بیشتر: وابستگی بیش از حد اروپا به آمریکا، خود به یک خطر امنیتی تبدیل شده است. او گفت: «دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.»
گروهی از رهبران اروپایی نیز به او پیوستند و شکایت کردند که دولت ترامپ بیش از آنکه به ایفای نقش سنتی آمریکا در جهان علاقهمند باشد، به دنبال قراردادهای معدنی و انرژی است. نخستوزیر بلژیک با لحنی تند گفت اروپا در خطر تبدیل شدن به «بردهای نگونبخت» برای ایالات متحده قرار گرفته است.
اما جورجا ملونی، نخستوزیر محافظهکار ایتالیا، نظر متفاوتی داشت. او خطاب به جمع رهبران عمدتاً لیبرال حاضر گفت هرچند ممکن است آنان ترامپ را دوست نداشته باشند، اما هنوز میتوان با او به تفاهم رسید.
در سمت چپ ملونی، مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، نشسته بود و تلاش میکرد آرامش خود را حفظ کند. پس از یک هفته رویارویی پرتنش با ترامپ، او چنان آشفته به نظر میرسید که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، لحظهای صحبتها را قطع کرد و از او پرسید: «حالت خوبه؟»
ساعتها گذشت و افراد مدام سخنان یکدیگر را قطع میکردند. موضوع بحث چنان پیامدهای عظیمی داشت که حتی برای خود حاضران نیز غیرواقعی به نظر میرسید: آیا آمریکا، که اکنون وارد دویستوپنجاهمین سال موجودیت خود شده و دههها حافظ امنیت اروپا بود، اکنون خود به یک تهدید برای اروپا تبدیل شده است؟
در طول جلسه، چندین نفر از مردی نام بردند که اصلاً در اتاق حضور نداشت: مارک کارنی، نخستوزیر تازه کانادا. او مرتباً با استفاده از شماره تلفن قدیمی خود در بریتانیا، برای رهبران اصلی اروپا پیام میفرستاد و تلاش میکرد آنان را متقاعد کند که: «آن آمریکای قدیمی دیگر باز نخواهد گشت.» اکنون، پس از سخنرانی تند او در نشست سالانه داووس، استدلالهایش بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته بود.
نخستوزیر اسپانیا گفت: «کانادا دارد آشکارا همان چیزی را میگوید که ما باید انجام دهیم.»
سران اروپایی در تلاش برای مدیریت ترامپ
در ماههای بعد، رهبران قدرتمند اروپا از نشست اضطراری ژانویه به عنوان نقطه عطفی تاریخی یاد کردند؛ لحظهای که کشورهایی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون با پیوندهای خونی و احساس سرنوشت مشترک در کنار آمریکا قرار داشتند، برای نخستین بار به فکر پیمودن مسیرهایی جداگانه افتادند.البته هنوز هیچکس درخواست رسمی طلاق نداده است و بازیگران مهم در هر دو سوی اقیانوس اطلس همچنان سخت تلاش میکنند تا این ازدواجِ بیعشق را حفظ کنند.
مارک روته، دبیرکل ناتو و دونالد ترامپ در کنار سران ناتو در نشست سال گذشته برای یک عکس دستهجمعی صف میبندند/عکس از خبرگزاری رویترز
باز کردن گرههای روابط اروپا و آمریکا کاری عظیم خواهد بود. کانادا که امروز اروپا را به کاهش وابستگی به آمریکایی پیشبینیناپذیر تشویق میکند، خود به شکلی متناقض بیش از تقریباً هر کشور دیگری در جهان به آمریکا وابسته است.
از نظر نظامی نیز تصور جدایی کامل متحدان دشوار است. نشست این هفته سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) آزمونی برای سنجش عزم رهبران در حفظ یکی از مهمترین نمادهای قدرت غرب خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که بیاعتمادی متقابل روزبهروز افزایش یافته است.
کاخ سفید اعلام کرد ترامپ مشتاق است در نشست ناتو در ترکیه «گفتوگوهایی صریح و سازنده» با رهبران جهان داشته باشد.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «رئیسجمهور ترامپ جایگاه آمریکا را در صحنه جهانی بهطور مؤثر احیا کرده و بیش از هر شخص دیگری برای ناتو کار انجام داده است.» او افزود: «رئیسجمهور همزمان معتقد است برخی اعضای ناتو باید برای انجام تعهدات خود بسیار بیشتر از این تلاش کنند.»
اما گفتوگوهای خصوصی و بیپردهای که اکنون در بالاترین سطوح دولتهای دموکراتیک اروپا در جریان است و بسیاری از جزئیات آن برای نخستین بار در این گزارش منتشر میشود، نشاندهنده مسیر بسیار پرخطری است که در پیش روی این اتحاد قرار دارد.
«آمریکازدایی» از اروپا
متحدان آمریکا اکنون با سرعتی بیسابقه پروژهای را آغاز کردهاند که میتوان آن را «آمریکازدایی» (De-Americanization) نامید. مقامهای کشورهای مختلف، از فرانسه گرفته تا هلند، بیسروصدا در حال حذف فناوریهای آمریکایی از سامانههای خود هستند، نرمافزارهای متنباز اروپایی را جایگزین میکنند و به کارمندان دولت توصیه میکنند دیگر از ماکروسافت تیم یا ماکروسافت آفیس استفاده نکنند.
دونالد ترامپ جونیور در ژانویه گذشته با یک سفر خصوصی به نوک، گرینلند، نگرانیهایی را در اروپا ایجاد کرد/عکس از پرس پول
اروپاییها همچنین، هرچند با تأخیر، صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری میکنند تا شرکتهای خصوصی فضایی، شرکتهای هوش مصنوعی و مراکز داده خود را توسعه دهند و وابستگیشان به غولهای فناوری آمریکا را کاهش دهند. دولتهای اروپایی همزمان در حال انجام مطالعاتی هستند تا بررسی کنند اگر تنشها با آمریکا تشدید شود:
- دادههای خود را کجا ذخیره خواهند کرد؛
- پرداختهای مالی خود را چگونه پردازش خواهند کرد؛
- و تسلیحات ساخت آمریکا تا چه اندازه بدون مجوز واشنگتن قابل استفاده خواهند بود.
کشورهایی که زمانی امپراتوریهایشان سراسر جهان را در بر میگرفت، اکنون ناچار شدهاند راهی برای رهایی از وابستگی تحقیرآمیز خود به فناوری و قدرت نظامی آمریکا پیدا کنند، بیآنکه ایالات متحده را تحریک کنند.
تحولات تازه آمریکا تنها بر عزم اروپاییها افزوده است. زمانی که رهبران شورای اروپا در ماه مارس بار دیگر در ساختمان «تخممرغ فضایی» گرد هم آمدند، حملات هوایی ترامپ علیه ایران باعث افزایش قیمت سوخت در سراسر اروپا شده بود و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، بهشدت خشمگین بود. به گفته رهبران حاضر، مرتس اظهار داشت: تنها برنده جنگ جدید خاورمیانه، روسیه خواهد بود.
در ادامه، چند نفر از شرکتکنندگان با لحنی طعنهآمیز این پرسش را مطرح کردند که آیا ریاستجمهوری احتمالی جیدی ونس بهتر از ترامپ خواهد بود یا نه. حتی جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، نیز اعتراف کرد که نظر خود را درباره رئیسجمهور آمریکا تغییر داده است. او با تأسف گفت: «ترامپ آدم منطقیای نیست.»
عملگرایی مارک روته در برابر سیاست تهاجمی مارک کارنی
والاستریت ژورنال برای درک این تغییر تاریخی، با رؤسای دولتها، وزیران و مشاوران ارشد آنان گفتوگو کرده و جلسات محرمانهای را که اتحاد غرب در آنها شروع به ترک برداشتن کرد، بازسازی کرده است. این روزنامه همچنین به یادداشتهای مفصلی که برخی شرکتکنندگان از جلسات تهیه کرده بودند و نیز ارزیابیهای محرمانه سازمانهای اطلاعاتی اروپا که در اختیار رهبران قرار گرفته بود، دسترسی پیدا کرده است.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در نشست ناتو در لاهه در سال گذشته حاضر میشود/عکس از زوما پرس
در یکی از این گزارشهای اطلاعاتی که یکی از کشورهای جنوب اروپا آن را تهیه کرده، آمده است: «شما با دولتی طرف نیستید که بر اساس روندها و سازوکارهای مشخص عمل کند؛ شما با یک فرد واحد و پیشبینیناپذیر سروکار دارید.»
سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) نیز که از فضای ترس حاکم بر واشنگتن شگفتزده شده بود، به کییر استارمر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، هشدار متفاوتی داد. این سازمان دولت دوم ترامپ را چنین توصیف کرد: «ترکیبی از The Crucible و Wolf Hall.»
این اشارهای بود به دو اثر داستانی که یکی درباره محاکمات جادوگری سیلم و دیگری درباره دربار پرتنش هنری هشتم پادشاه انگلستان است. سازمان امآی6 حتی به مأموران خود دستور داد در گفتوگو با همتایانشان در سازمان سیا (CIA) موضوع رئیسجمهور آمریکا را مطرح نکنند.
این گزارش همچنین نشان میدهد کانادا چه نقش مهمی در شکلگیری اجماع متحدان درباره چگونگی برخورد با دولت جدید آمریکا ایفا کرده است. تهدیدهای ترامپ مبنی بر تبدیل کانادا به پنجاهویکمین ایالت آمریکا زنجیرهای از پیامدهای ناخواسته را آغاز کرد که همچنان ادامه دارد.
همین تهدیدها باعث به قدرت رسیدن مارک کارنی شد؛ بانکدار مرکزی سابقی که پس از بحران مالی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ این نظریه را مطرح کرده بود که غرب بیش از حد به یک کشور واحد، کشوری که هر روز پیشبینیناپذیرتر میشود، وابسته شده است. اکنون که او نخستوزیر شده، فرصت یافته تا نظریه خود را در عمل اجرا کند.
کارنی که در ابتدا تنها چند متحد، بهویژه فرانسه، در کنار خود داشت، تلاش کرد سایر رهبران را متقاعد کند که مشکل آنان یک وابستگی ساختاری است؛ مشکلی که با امتیاز دادن به ترامپ حل نخواهد شد.
این رویکرد کاملاً با شیوه مارک روته، دبیرکل ناتو، تفاوت داشت. روته، سیاستمداری باتجربه، تلاش کرده بود اتحاد تحت رهبری آمریکا را تا حد زیادی از طریق ستایش و ستایش ترامپ حفظ کند؛ روشی که رسانههای اروپایی آن را «دیپلماسی چاپلوسی» نامیدند.
برای دهها کشور متحدی که میان این دو دیدگاه قرار گرفتهاند، موضوع چیزی کمتر از آینده نظم غرب نیست. آنان اکنون با پرسشهایی اساسی روبهرو هستند که هنوز پاسخی برایشان وجود ندارد:
آیا دشمنی ترامپ با اروپا صرفاً ویژگی شخصی اوست یا به سیاست دائمی آمریکا تبدیل خواهد شد؟
آیا اروپا باید برای متقاعد کردن واشنگتن، فناوری و تسلیحات بیشتری از آمریکا خریداری کند تا نشان دهد این اتحاد همچنان به سود اقتصاد ایالات متحده است؟ یا باید صنایع نظامی و فناوری خود را توسعه دهد و خود را برای روزی آماده کند که جامعهای که «غرب» نامیده میشود، از هم بپاشد؟
«نجواگر ترامپ»
یک سال پیشتر، در فوریه ۲۰۲۵، مارک روته در اطراف میز بلند و چلچراغدار کاخ اگمونت در بروکسل با شور و حرارت برای رهبران نگران اروپا توضیح میداد که چگونه باید معمای بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید را مدیریت کنند. تنها چند روز از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ گذشته بود که او اروپا را به اعمال تعرفههای تجاری تهدید کرد. همزمان، دونالد ترامپ جونیور نیز به گرینلند سفر کرده و با کلاههای ماگا در کنار ساکنان محلی عکس گرفته بود.
مارک روته، دبیرکل ناتو، در دیدار با دونالد ترامپ، در اتاق بیضی کاخ سفید/عکس از آسوشیتدپرس
مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک و کییر استارمر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، هر دو در بروکسل حضور داشتند تا رهبران اتحادیه اروپا، بریتانیا، دانمارک و ناتو درباره یک راهبرد مشترک به توافق برسند. این گفتوگو کاملاً محرمانه و بدون ثبت رسمی بود؛ حتی محل برگزاری نشست نیز در آخرین لحظه تغییر داده شد، تا احتمال جاسوسی کاهش یابد.
مارک روته، سیاستمدار بلندقد و خوشبیان هلندی، تا حد زیادی به دلیل شهرتش به عنوان «نجواگر ترامپ» (Trump Whisperer) برای دبیرکلی ناتو انتخاب شد. او پس از شکست ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ نیز ارتباط دوستانه خود را با وی حفظ کرده بود. در جریان ناهار، روته پیشنهادی کوتاه اما تعیینکننده مطرح کرد؛ پیشنهادی که بعدها به راهبرد اصلی او تبدیل شد: «باید یک پیروزی به ترامپ بدهیم.»
روته گفت: «باید هزینه دفاعی خود را به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسانیم.»
به گفته چندین رهبر حاضر، این رقم تقریباً معادل سهمی بود که آمریکا برای دفاع هزینه میکرد و بهمراتب بیشتر از هدف ۲ درصدی بود که ناتو بهتازگی به آن رسیده بود. در همان زمان، ترامپ هفتهها بود که اصرار داشت این رقم باید به ۵ درصد افزایش یابد؛ عددی که بسیاری از مقامهای اروپایی آن را صرفاً اغراق همیشگی ترامپ میدانستند.
اما رقم ۳.۵ درصد بر پایه محاسبات برنامهریزان نظامی ناتو تعیین شده بود؛ کسانی که سناریوی وقوع جنگ با روسیه را بررسی کرده بودند. طبق سنت دیپلماسی اروپا، رهبران یکی پس از دیگری سخن گفتند؛ به گونهای که هم از پیشنهاد حمایت کنند و هم از پذیرش صریح آن طفره بروند.
آلمان اعلام کرد هدف را درک میکند، اما پرسید: «آیا بهتر نیست به جای اینکه درباره میزان هزینه صحبت کنیم، درباره اینکه دقیقاً چه تجهیزاتی باید بخریم صحبت کنیم؟»
جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، گفت: او مایل است بودجه دفاعی را افزایش دهد، اما افکار عمومی کشورش بهشدت با این موضوع مخالف است و افزون بر آن، قوانین بودجهای اتحادیه اروپا چنین افزایشی را اجازه نمیدهد.
رئیسجمهور رومانی نیز گفت از اصل پیشنهاد حمایت میکند، اما پرسید: «آیا این کار باعث آغاز یک مسابقه تسلیحاتی در اروپا نخواهد شد؟»
روته پاسخ داد: «ما انتخاب دیگری نداریم.» به گفته او، متحدان باید این مسیر را امتحان کنند. روته که در اواخر دهه پنجاه زندگی خود بود، سالها درباره ضرورت قدرت آمریکا مطالعه و تأمل کرده بود. پدرش در دوران جنگ جهانی دوم اسیر جنگی در هند شرقی هلند (اندونزی کنونی) بود و اگر نیروهای آمریکایی در اقیانوس آرام پیشروی نکرده بودند، احتمالاً در اسارت ژاپنیها جان خود را از دست میداد.
روته که طولانیترین دوره نخستوزیری تاریخ هلند را در کارنامه داشت، از نوجوانی شیفته رونالد ریگان بود و باور داشت که ارتش آمریکا و چتر هستهای این کشور همچنان مهمترین تضمین صلح در قاره اروپا هستند. او تقریباً هیچگاه به تعطیلات نمیرفت و معمولاً شبها با دوچرخه از محل کار به خانه بازمیگشت تا پیانو تمرین کند.
به اعتقاد او، بدون واشنگتن، اروپا، با دهها کشور دارای دولتهای ائتلافی و بسیاری از اقتصادهای بدهکار، ناچار خواهد شد بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع کند؛ آن هم در شرایطی که حمله روسیه به اوکراین، جنگ را به دروازههای اروپا رسانده است. افزون بر آن، اروپا باید با چالش بسیار دشوار سیاسی ایجاد یک بازدارندگی هستهای مستقل که بتواند جایگزین آمریکا شود نیز روبهرو گردد.
روته که با اجماع همه اعضای ناتو به دبیرکلی این سازمان انتخاب شده بود، میگفت: هیچ گزینهای جز حفظ آمریکا بهعنوان محور اصلی جهان غرب وجود ندارد. وقتی برخی رهبران از ایده شکلگیری «غربی نو» بدون نقش محوری آمریکا سخن میگفتند، پاسخ او همواره یک جمله بود: «به رؤیاپردازی ادامه دهید.» او با طنز همیشگی خود اضافه میکرد: «کسانی که رؤیاهای بزرگ میبینند، بهتر است به پزشک مراجعه کنند.»
روته اکنون که به مهمترین مقام دوران حرفهای خود رسیده بود، به نزدیکانش میگفت مأموریت اصلی او این است که ناتو را با حفظ تعهد ترامپ و آمریکا به این سازمان، یکپارچه نگه دارد. او برای آنکه بتواند در گفتوگوهای خصوصی با ترامپ دست بازتری داشته باشد، تصمیم گرفت در انظار عمومی دائماً از او تعریف و ستایش کند.
هنگامی که برای ترامپ پیامک میفرستاد، عمداً از همان سبک نگارش خود رئیسجمهور استفاده میکرد: جملات کوتاه، اغراقآمیز و سرشار از تبریک و ستایش. او چنان در این نقش فرو رفته بود که برخی رؤسای دولتهایی که با او همکاری میکردند، میگفتند: «او مثل بازیگری است که حتی بعد از پایان نمایش هم از نقش خود خارج نمیشود.»
رقابت اروپاییان برای ربودن دل ترامپ
بهتدریج سایر رهبران اروپایی نیز از الگوی روته پیروی کردند.
رئیسجمهور فنلاند و نخستوزیر نروژ حتی درباره متن پیامهایی که قرار بود برای ترامپ ارسال کنند، با یکدیگر مشورت میکردند و درباره اینکه کدام واژهها را باید با حروف بزرگ (ALL CAPS) بنویسند، بحث میکردند. گاهی اوقات، نخستوزیر نروژ ترجیح میداد همتای فنلاندی او پیام را ارسال کند.
امانوئل مکرون در فوریه سال گذشته با دونالد ترامپ دیدار میکند/عکس از زوما پرس
مقامهای کشورهای شمال اروپا نگران بودند که صرف اشاره به نام نروژ، کشوری که جایزه صلح نوبل را اهدا میکند، ممکن است دوباره خاطره تلخ ترامپ از دریافت نکردن این جایزه را زنده کند.
اروپاییها اغلب تلاش میکردند از ادبیات و واژگان خود ترامپ استفاده کنند. وقتی رئیسجمهور آمریکا همصدا با ولادیمیر پوتین با آتشبس در اوکراین مخالفت کرد، آنان نیز دیگر طرح خود را «آتشبس» نمینامیدند، بلکه از عبارت مورد علاقه ترامپ استفاده میکردند: «متوقف کردن کشتار»
ترامپ همچنین اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، را به دلیل حمایت از تحریمهای روسیه مورد انتقاد قرار داد. پس از آن، فون در لاین نیز دیگر کمتر از واژه تحریم استفاده میکرد و ترجیح میداد آن را «تعرفههای اقتصادی» بنامد.
در هفتههای بعد، رهبران اروپایی یکی پس از دیگری راهی کاخ سفید شدند. پیش از هر سفر، آنان در تماسهای هماهنگی مشترک، نکات مورد نظر خود را مرور میکردند تا مبادا در برابر ترامپ اختلاف نظری آشکار نشان دهند.
چند هفته پس از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ، امانوئل مکرون برای گفتوگو درباره ناتو و اوکراین به واشنگتن رفت. این دو ساعتها با یکدیگر گفتوگو کردند و به نظر میرسید ترامپ نسبت به پیشنهادهای مکرون رویکردی مثبت دارد. در بخشی از دیدار، آنها با استفاده از یک تبلت به تماس ویدئوییای متصل شدند که جاستین ترودو هدایت میکرد.
اما هنگامی که نخستوزیر کانادا مشغول صحبت بود، ترامپ که از بروز یک مشکل فنی و ناتوانی خود در ورود به بحث عصبانی شده بود، ناگهان تبلت را از روی میز رزولوت (Resolute Desk) برداشت و به روی زمین پرتاب کرد. یکی از مقامهای حاضر در جلسه این ماجرا را تأیید کرده است.
زمانی که فریدریش مرتس به کاخ سفید رفت، بعدها یکی از مقامهای آلمانی گفت او از دیدن ترامپ متعجب شده بود. ترامپ در آن دیدار کاملاً «عادی» به نظر میرسید. او به صحبتها گوش میداد، سؤال میپرسید، نسبت به اطلاعات تازه پذیرش نشان میداد و درباره برخی موضوعات نیز آگاهی قابل توجهی داشت؛ هرچند در مورد برخی مسائل دیگر، از جمله وضعیت نظامی اوکراین، اطلاعاتش به طرز شگفتآوری محدود بود.
در میانه گفتوگو، ترامپ به مرتس گفت: «میخواهم چیزی را به تو نشان بدهم.» او صدراعظم آلمان را به اتاق مطالعه کوچکی در کنار دفتر بیضی برد. ترامپ اعلام کرد: «این اتاق لوینسکی است.»
او توضیح داد که این اتاق را با انواع یادگاریهای جنبش ماگا تزئین کرده است؛ از جمله کلاههای قرمز معروف و جعبههای کفش رسمی برند Florsheim. ترامپ با لحنی دوستانه به هیأت آلمانی گفت: «هرچه دوست دارید بردارید.» سپس افزود: «همسرهایتان میتوانند اینها را به قیمت هزاران دلار بفروشند.»
ادامه دارد...