به گزارش اکوایران، عملیات برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، نمایشی قابل توجه از قابلیتهایی است که ارتش آمریکا را با فاصله به برترین ارتش جهان تبدیل میکند. این موضوع ثابت میکند که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، یک رویکرد واقعی در قبال دکترین مونرو اتخاذ کرده و میل وافر خود را نسبت به استفاده از قدرت به شیوههای بدیع و تعجببرانگیز یادآوری میکند.
عرض اندام در نیمکره غربی
ترامپ به طور قطع توانسته است کاری را انجام دهد که در نبرد برای قدرت جهانی اهمیت دارد. با این حال، حمله به ونزوئلا همچنین سوالات دشوارتری در رابطه با آینده ونزوئلا، نبرد برای نفوذ در نیمکره غربی و قوانین در جهانی بینظم به وجود میآورد. موفقیت این عملیات که بدون تلفات از سوی آمریکا همراه بود، گواهی بر توانایی جامعه اطلاعاتی آمریکا در زمینه یافتن اهداف دشوار و قابلیتهای ارتش ایالات متحده در حمله به این اهداف است. این موضوع همچنین یک نشان پیروزی برای ترامپ در کمپین نیمکره غربی خود محسوب میشود.
از زمان ورود به کاخ سفید در سال گذشته میلادی، ترامپ از اقدامات مختلفی بهره برده است تا سلطه ایالات متحده بر قارههای آمریکا را تصریح کند. این موارد شامل فشار دیپلماتیک بر پاناما، حمایت از حاکمان دوست در آرژانتین و السالوادور، افزایش فشار بر مادورو و حملات مرگبار علیه افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر بوده است.
این احتمال وجود دارد که مادورو برای سالهای طولانی در آمریکا زندانی شود. سرنوشت او یک هشدار شدید درباره این موضوع است که این دولت آمریکا چگونه تهدید رهبران مخالف واشنگتن در آمریکای لاتین را که به دنبال روابط با پکن و مسکو هستند، جدی میگیرد؛ حقیقتی که ترامپ پس از این حمله بر آن تأکید کرد.
پنهانکاری و منحرف کردن افکار از هدف نهایی
این عملیات همچنین نشاندهنده شیوه مورد ترجیح ترامپ برای جنگ است. گزارشها درباره اینکه ترامپ با محاصره نفت ونزوئلا از کمپین خود کوتاه خواهد آمد یا اینکه او به دنبال مذاکره است، روندی بود که هدف از آن، القای حس امنیت کاذب به مادورو بود. استایل ترامپ شامل بیشترین میزان پنهانکاری و انجام اقدامات غیرقابل انتظار است که مزیتهای آمریکا را برجسته میکند و راه را برای استفادههای دقیق از زور که به رئیسجمهوری آمریکا اجازه میدهد با شرایط خود جنگها را آغاز کند و آنها را به پایان برساند، هموار میکند.
روسیه و چین از نقض شدن حاکمیت ونزوئلا دچار آزردگی شدهاند. آنها برای چندین سال از مادورو حمایت میکردند. اما این دو کشور در مواجهه با نمایش قدرت آمریکا در نیمکره غربی، کاری نتوانستند انجام دهند و به محکومیت این اقدام روی آوردند.
بنابراین، در یک موفقیت تاکتیکی که احتمالا مزایای استراتژیک واقعی خواهد داشت، موضوعات زیادی برای تحسین وجود دارد. همچنین عدم قطعیتهایی در پیش است. نخستین مورد به آینده ونزوئلا مربوط میشود. ترامپ توانسته است به هدف تغییر رهبر ونزوئلا دست یابد، اما تغییر رژیم اتفاق نیفتاده است زیرا بسیاری از چهرههای تندرو همچنان در دولت ونزوئلا باقی ماندهاند.
ترامپ وعده داده است که آمریکا به اداره ونزوئلا خواهد پرداخت تا بر یک گذار دموکراتیک نظارت داشته باشد. او تهدید کرده است در صورتی که باقیمانده رژیم مادورو همکاری نکنند، حملات جدید انجام خواهد شد. اما حتی اگر این فشار آوردن نتیجهبخش باشد، هر گونه گذار سیاسی ممکن است طولانی و دشوار باشد زیرا این موضوع شامل از میان بردن آسیبهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که در طول 30 سال گذشته ایجاد شده است. خواهیم دید که یک رئیسجمهور مخالف ملتسازی چقدر به آن تمایل دارد.
ادامه جنگ ابَرقدرتها در نیمکره غربی
دوم اینکه جنگ قدرتهای بزرگ برای نیمکره غربی همچنان ادامه خواهد داشت. چین دهههای گذشته را به سرمایهگذاری در زیرساختها و تجارت با کشورهای آمریکای لاتین صرف کرده است. از جمله آثار نفوذ این کشور میتوان به بنادر بزرگ در پرو و یک ایستگاه عظیم ردیابی فضایی در بولیوی اشاره کرد. روابط پلیسی و امنیتی پکن نیز در حال گسترش است. پکن بر حسب اتفاق، در ماه دسامبر گزارشی از حضور خود در آمریکای لاتین منتشر کرد. نکته اصلی این بود که توازن جهانی قدرت به شکلهایی در حال تغییر است که به نفع گسترش نفوذ چین است.
ترامپ اخطار داده در زمانی که موضوع قدرت نظامی مطرح میشود، تنها یک قدرت بزرگ در قارههای آمریکا وجود دارد؛ دستکم برای اکنون، کشورهای آمریکای لاتین مطمئنا از ارائه دسترسی هر چیز شبیه به یک پایگاه به چین خودداری خواهند کرد. اما پکن به عنوان بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای دستیابی به مزیت، به روابط اقتصادی، فناوری و سیاسی در این منطقه ادامه خواهد داد.
مسئله بازیگران بد
در آخر، بازیگران بد ممکن است از این سنت بهره ببرند. دولت ترامپ استدلال میکند که این عملیات به طرز قابل قبولی، قاونی بوده است زیرا مادورو تحت کیفرخواست آمریکا قرار داشت. دولت آمریکا میتواند به حمله به پاناما در سال 1989 برای سرنگونی مانوئل نوریگا اشاره کند، آن هم به عنوان مدرکی دال بر اینکه واشنگتن قبلا این کار را انجام داده است.
با این حال، اگر پکن به دقت نظارهگر این ماجرا بوده باشد، شاید تاکتیکهای ترامپ - محاصره ونزوئلا و سرنگونی رهبر آن - در برابر تایوان مفید باشد. در دوران تکقطبی پس از جنگ سرد، آمریکا نگران این نبود که رقبا از تاکتیکهای آن تقلید کنند. در دنیای امروز که با چالشهای بیشتری همراه است، شیوههای ایالات متحده ممکن است یک روز به بدترین اشکال مورد استفاده قرار بگیرد.
منبع: بلومبرگ