به گزارش اکوایران، رفتوآمد فشرده رهبران متحد آمریکا به پکن نشان میدهد در بحبوحه تردیدها نسبت به سیاستهای ترامپ، بسیاری از شرکای واشنگتن در پی متنوعسازی روابط خارجی خود برآمدهاند. چین با بهرهگیری از این فرصت، بدون مطالبه امتیازهای بزرگ و تنها با تکیه بر نمادگرایی دیپلماتیک، در حال تقویت تصویر خود بهعنوان قدرتی باثبات و قابل اتکاست؛ هرچند شکافهای سیاسی و اقتصادی میان دو طرف همچنان پابرجاست.
سندروم فرش قرمز
به نوشته اکونومیست از اوایل دسامبر، مکرون، کارنی و استارمر و دستکم پنج رهبر خارجی دیگر راهی پکن شدهاند. اواخر این ماه، صدراعظم آلمان نیز به آنان خواهد پیوست. آنچه در این رژه رهبران دیدارکننده بیش از تعدادشان جلب توجه میکند، هویت آنهاست. چین که در دیپلماسی همهچیزخوار است، برای رئیس هر کشوری فارغ از بزرگی یا کوچکی، ثروت یا فقر آن فرش قرمز پهن میکند. اما شش نفر از دیدارکنندگان اخیر از فرانسه، کانادا، بریتانیا، فنلاند، کرهجنوبی و آلمان یک ویژگی مهم مشترک دارند: همگی رهبران متحدان رسمی آمریکا هستند.
وابستگی بیشتر به شرق
اهمیت این موضوع چندان نیاز به توضیح ندارد. در جهانی که با سیاستهای ترامپ دستخوش تلاطم شده، شرکای آمریکا در حال توجه به روابط دیگر از جمله با چین هستند. از نگاه آنان، این اقدامی کاملاً معقول برای تنوعبخشی است. اما از منظر پکن، این یک پیشرفت بزرگ محسوب میشود. در بیشتر سالهای دهه گذشته، از سئول تا اتاوا بحث بر سر جداسازی یا دستکم کاهش ریسک در برابر چین بود. اکنون این روند شتاب خود را از دست داده است. به گفته یک مدیر غربی که اخیراً با چند مقام چینی دیدار کرده، مقامهای چینی سرمست هستند. طبیعتاً این بازگشت به تعامل، واکنش منفی نیز برانگیخته است. رهبران پس از بازگشت از پکن با منتقدانی روبهرو شدهاند که میگویند سفرهایشان دستاورد اندکی داشته و تنها وابستگی به چین را عمیقتر کرده است. با این حال، با وجود همه اتهامها درباره تسلیمشدن در برابر چین، محتوای واقعی دیدارهای دوجانبه چندان پررنگ نبوده است.
برای نمونه، توافق تجاری میان کانادا و چین توافقی که ترامپ هشدار داده کانادا را نابود خواهد کرد را در نظر بگیرید. امتیاز اصلی کانادا کاهش قابل توجه تعرفه بر خودروهای برقی چینی بود. اما سهمیهای سختگیرانه تعداد خودروهای چینی را که با نرخ پایینتر وارد میشوند محدود میکند. تعظیم بزرگ بریتانیا آنگونه که مخالفان داخلی مینامند موافقت با ساخت یک سفارت عظیم جدید برای چین بود. اما سرویسهای امنیتی بریتانیا تهدید آن را چندان جدی نمیدانند. کشورهای اروپایی نیز کموبیش بر مواضع خود ایستادهاند. چین ایده ازسرگیری مذاکرات درباره یک توافق تجاری را مطرح کرده بود. اما به گفته یکی از مشاوران چینی، پکن با اتحادیه اروپا به جایی نرسیده و با دولتهای ملی نیز پیشرفت چندانی نداشته است.
شکاف های همچنان باقی
همچنین قابل توجه است که فضای دوستانه پکن میتواند بهسرعت جای خود را به طعنه و تنش بدهد. چند روز پس از بازگشت از چین، ماکرون هشدار داد اگر چین مازاد تجاری عظیم خود را مهار نکند، اتحادیه اروپا ممکن است تعرفههای تازهای علیه آن وضع کند. میان بریتانیا و چین نیز اختلافاتی بروز کرده است. تنها یک هفته پس از سفر استارمر، چین، یک تاجر بریتانیایی-هنگکنگی، را به دلیل فعالیتهای حامی دموکراسی به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. در مقابل، بریتانیا مسیر آسانتری برای دریافت ویزا برای هزاران نفر در هنگکنگ ایجاد کرد؛ اقدامی که مقامهای چینی آن را نفرتانگیز خواندند.
در همین حال، دیپلماتهایی که در نشستهای رهبران در پکن حضور داشتند میگویند چین بر آنچه «بازگشت ژاپن به مسیر شرورانه نظامیگری» مینامد تأکید کرده است. اما این پیام نهتنها در پایتختهای غربی بلکه در کشورهای آسیایی که در جنگ جهانی دوم از ژاپن آسیب دیدند نیز چندان خریدار ندارد. چند روز پس از سفر به پکن، رئیسجمهور کرهجنوبی، لی جائه-میونگ، در حال نواختن درام در کنار زنی دیده شد که این روزها دشمن عمومی شماره یک چین بهشمار میرود یعنی تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن.
چرخش پیشِ رو
اگر چین اکنون دست ژئوپولیتیکی قدرتمندی در اختیار دارد، چرا از رهبران دیدارکننده امتیازهای بیشتری مطالبه نمیکند؟ بخشی از پاسخ این است که نمادگرایی کافی است. این دیدارهای دوجانبه پیامی قدرتمند، در داخل و خارج، درباره جایگاه چین بهعنوان یک قدرت بزرگ و کاهش قابلیت اتکای آمریکا ارسال میکند. صرف تثبیت روابط با کشورهایی که پیشتر میخواستند کالاهای چینی را از زنجیرههای تأمین حذف کنند نیز بهبود ملموسی برای چین است. این وضعیت به پکن فضا و زمان میدهد تا توانمندیهای فناورانه خود را توسعه دهد؛ امری که در آینده اهرم فشار بیشتری در اختیارش خواهد گذاشت. در عین حال، شرکتهای پیشرفته چینی در حوزه فناوری سبز و دیگر بخشها امیدوارند برای مقابله با جنگهای تعرفهای، در غرب سایتهای مونتاژ ایجاد کنند. بسیاری از متفکران چینی نیز تقریباً با نوعی ایمان سادهدلانه باور دارند که چین اگر صبور باشد، سرانجام جهان را قانع خواهد کرد که برخلاف آمریکا، ثبات و رفاه عرضه میکند.
برای آنها این اتفاقات کافی است!
با این حال باید دید این خویشتنداری نسبی چین تا چه زمانی ادامه خواهد یافت. رهبران چین اکنون بهخوبی از قدرت اقتصادی عظیم خود آگاهاند؛ آنها ترامپ را وادار کردند از افراطیترین تاکتیکهای جنگ تجاری عقبنشینی کند. همچنین میدانند چگونه میتوانند زندگی را برای کشورهای کوچکتری که از خط خارج میشوند دشوار سازند. برخی صداهای چینی، بهویژه در جناح تندرو، معتقدند چین باید با قاطعیت بیشتری آنچه را میخواهد مطالبه کند. سرمقاله اخیر سفیر چین در استرالیا توجه دیپلماتهای پکن را جلب کرده است. او هشدار داد که غیرقابل قبول است کشوری از چین بهرهمند شود اما منافع اساسی آن را نادیده بگیرد. اگر این سخن را بهصورت تحتاللفظی بخوانیم، نوعی تهدید جدید به نظر میرسد: اینکه رهبران خارجی باید از موضع چین درباره اتحاد با تایوان حمایت کنند یا با پیامدهای اقتصادی روبهرو شوند.
به بیان دیگر، میتوان چرخشی تهاجمیتر در نحوه استفاده چین از اهرم تجاریاش را تصور کرد. تاکنون دولت پکن عمدتاً کشورهایی را تنبیه کرده که از خط قرمزهایش عبور کرده و آن را آزردهاند. در آینده ممکن است فعالانه در پی تغییر سیاستهای آنان برآید. چنین اقدامی برای چین پرریسک خواهد بود، زیرا اجبار آشکار میتواند نتیجه معکوس دهد و کشورهای هدف را به یکدیگر نزدیکتر کند. فعلاً چین به همان حس هیپنوتیزمکننده حرکت ناشی از جریان پیوسته رهبران به پکن بسنده کرده است.