محمود احمدی‌نژاد دوباره به صدر اخبار بازگشته است؛ اما این بار نه به دلیل انتخابات، نه یک سخنرانی جنجالی و نه حتی یک موضع‌گیری سیاسی. آنچه نام ششمین رئیس‌جمهوری ایران را بار دیگر بر سر زبان‌ها انداخته، گزارشی از نیویورک‌تایمز و اظهارنظر مقام نظامی اسرائیل است که مدعی شده در برخی سناریوهای خارجی، نام او به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی برای آینده ساختار قدرت در ایران مطرح شده است.

فارغ از صحت و سقم این ادعا، آنچه بیش از همه توجه تحلیلگران را جلب کرده، سکوت طولانی احمدی‌نژاد است؛ سکوتی که در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رفتار سیاسی او تبدیل شده است. سیاستمداری که روزگاری با شعارهای تند علیه آمریکا و اسرائیل شناخته می‌شد، امروز در بسیاری از مهم‌ترین تحولات سیاسی و امنیتی کشور موضع علنی اتخاذ نمی‌کند.

اما احمدی‌نژاد چگونه از چهره‌ای که «معجزه هزاره سوم» نامیده می‌شد، به سیاستمداری تبدیل شد که جایگاهش میان «درون قدرت» و «حاشیه قدرت» محل بحث است؟ چرا مسیر او از حمایت کامل جریان اصولگرا به «جریان انحرافی»، ردصلاحیت‌های پیاپی و سکوت‌های معنادار رسید؟

در این گزارش، فراز و فرود یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های سیاست معاصر ایران را مرور کرده‌ایم؛ سیاستمداری که شاید بیش از هر پاسخ روشنی، با مجموعه‌ای از پرسش‌های بی‌پاسخ شناخته می‌شود.