اکوایران: حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده ادوار مجلس و رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، با اشاره به پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نسبت به تبدیل شدن تقابل ایران و آمریکا به «جنگ انرژی» و گسترش دامنه درگیری به سایر بازیگران منطقه‌ای هشدار داد.

به گزارش اکوایران، در روزهای گذشته و با پایان مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، آینده مناسبات ایران و آمریکا بار دیگر در نقطه‌ای مبهم و پرریسک قرار گرفته است؛ به‌ویژه آنکه در این مدت، نه‌تنها اختلافات اصلی میان تهران و واشنگتن برطرف نشده، بلکه دامنه تقابل از میدان نظامی به حوزه‌های اقتصادی، انرژی و کشتیرانی نیز کشیده شده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که عبور از مهلت تعیین‌شده چه اثری بر مسیر مذاکرات خواهد گذاشت و آیا امکان بازگشت به مسیر دیپلماسی همچنان وجود دارد یا منطقه به سمت دور تازه‌ای از تنش حرکت خواهد کرد؟

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده ادوار مجلس و رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در گفت‌وگو با اکوایران با ترسیم تصویری از شرایط موجود، معتقد است، خطر اصلی صرفاً بازگشت به جنگ مستقیم ایران و آمریکا نیست؛ بلکه تبدیل شدن مناقشه به یک جنگ گسترده‌تر بر سر انرژی و کشیده شدن تدریجی سایر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به این رویارویی است. او در عین حال، نقش چین و پاکستان را در جلوگیری از تشدید بحران مهم می‌داند و معتقد است همچنان روزنه‌ای هرچند ضعیف برای احیای دیپلماسی وجود دارد.

حشمت‌الله فلاحت پیشه

فلاحت‌پیشه: ترامپ می‌خواهد ایران را به حمله به دیگر بازیگران انرژی وادار کند

فلاحت‌پیشه با اشاره به هشدار قبلی خود در برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» اکوایران درباره احتمال شکل‌گیری یک «جنگ آخرالزمانی» پس از جنگ ۱۲ روزه، گفت: آن هشدار صرفاً درباره ابعاد نظامی جنگ نبود، بلکه بر اساس ارزیابی پیامدهای احتمالی درگیری مطرح شده بود. به گفته او، ایران طی سه دهه گذشته سیاست دفاعی ویژه‌ای را در جنوب کشور در برابر آمریکا شکل داده و همزمان آسیب‌پذیری کشورهای منطقه و ویرانگری احتمالی جنگ برای ایران نیز قابل پیش‌بینی بوده است.

او تأکید کرد که هشدارهایش متوجه همه طرف‌های درگیر، از آمریکا تا ایران، بوده است، اما این هشدارها مورد توجه قرار نگرفت و اکنون منطقه به نقطه‌ای خطرناک‌تر نزدیک شده است.

تبدیل درگیری به جنگ انرژی

فلاحت‌پیشه معتقد است مهم‌ترین تغییر در وضعیت کنونی، تبدیل شدن بخش قابل توجهی از رویارویی ایران و آمریکا به یک جنگ اقتصادی و انرژی است. او در این زمینه گفت کارت جدیدی که دونالد ترامپ در چارچوب جنگ اقتصادی علیه ایران به کار گرفته، به اعتقاد او یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار آمریکا تا انتخابات ۱۲ آبان کنگره خواهد بود.

به گفته این نماینده ادوار مجلس، هدف نخست واشنگتن از این سیاست آن است که کشورهای مختلف را وادار کند موضع خود را در قبال ایران مشخص کنند و دیگر بازیگران نتوانند در برابر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی آمریکا رویکردی بی‌طرفانه داشته باشند.

فلاحت‌پیشه توضیح داد که هر کشوری که به ایران برای دور زدن تحریم‌ها یا عبور از بایکوت اقتصادی کمک کند، ممکن است با تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا مواجه شود؛ رویکردی که به تعبیر او، تحریم را از مقصد به مبدأ منتقل می‌کند و دامنه فشار اقتصادی آمریکا را به کشورهای طرف معامله با ایران گسترش می‌دهد.

از نگاه فلاحت‌پیشه، هدف نهایی این سیاست می‌تواند قرار دادن ایران در شرایطی باشد که تنها یک مسیر پیش روی خود ببیند؛ مسیری که در آن، برای مقابله با محاصره اقتصادی و انرژی، ناچار به رویارویی با سایر بازیگران مرتبط با بازار انرژی شود.

تلاش برای دور کردن آمریکا و اسرائیل از کانون درگیری

فلاحت‌پیشه در ادامه تحلیل خود گفت: ترامپ با تبدیل کردن جنگ به جنگ انرژی، تلاش می‌کند آمریکا و اسرائیل را از کانون مستقیم این رویارویی دور نگه دارد و در مقابل، ایران را به سمت تقابل با سایر کشورهای منطقه سوق دهد.

به اعتقاد او، اگر ایران در واکنش به محدودیت‌های انرژی و اقتصادی، به دیگر بازیگران مرتبط با بازار انرژی حمله کند، دامنه جنگ از تقابل مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل فراتر خواهد رفت و بازیگران بیشتری وارد درگیری خواهند شد.

او در این زمینه هشدار داد که خطر بزرگ‌تر، کشیده شدن این رویارویی به سمت کشورهای عضو ناتو و اروپا است. از نگاه فلاحت‌پیشه، ورود مستقیم اروپا یا کشورهای عضو ناتو به درگیری می‌تواند فرصت دیگری در اختیار دولت ترامپ قرار دهد تا از ظرفیت‌های نظامی و ذخایر تسلیحاتی این کشورها برای تشدید فشار علیه ایران استفاده کند.

به گفته او، بنابراین سناریوی پیش رو صرفاً ادامه یک جنگ دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه در صورت گسترش دامنه درگیری، امکان تبدیل آن به بحرانی چندلایه با حضور بازیگران متعدد وجود دارد.

چین؛ متغیر تعیین‌کننده در معادله جدید

با وجود این، فلاحت‌پیشه در تحلیل خود یک متغیر مهم را نیز مطرح کرد: چین.

او چین را تنها بازیگری دانست که می‌تواند تا حدودی معادله کنونی را تغییر دهد و در برابر فشارهای آمریکا، مسیر متفاوتی را دنبال کند. به گفته فلاحت‌پیشه، پکن در شرایط فعلی با دو گزینه اصلی مواجه است؛ نخست اینکه رابطه خود با ایران را راهبردی ارزیابی کند و برای جلوگیری از تشدید بحران، به‌صورت مستقل یا از طریق پاکستان برای احیای مسیر دیپلماتیک وارد عمل شود.

او افزود که چین در چنین شرایطی می‌تواند تلاش کند مستقل از آمریکا عمل کند و حتی از ظرفیت پاکستان برای ایجاد یک مسیر دیپلماتیک جدید بهره بگیرد.

سناریوی دوم: چین منافع خود را از بحران ایران جدا کند

فلاحت‌پیشه در مقابل، سناریوی دیگری را نیز محتمل دانست؛ اینکه چین تلاش کند مانند گذشته منافع خود را از بحران‌های خاورمیانه جدا نگه دارد و اجازه ندهد مناقشه ایران و آمریکا به منافع راهبردی پکن آسیب بزند.

رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: اگر چین چنین رویکردی را در پیش بگیرد، ممکن است در عمل ایران را با بحران‌های خود تنها بگذارد. به اعتقاد فلاحت‌پیشه، فشارهای آمریکا و بایکوت اقتصادی ایران می‌تواند حتی بر توان چین برای ادامه خرید نفت ایران نیز اثر بگذارد.

او در همین زمینه با اشاره به وابستگی بخش عمده صادرات نفت ایران به بازار چین گفت: اگر چین به این نتیجه برسد که در شرایط بایکوت گسترده اقتصادی ایران امکان ادامه خرید نفت با حجم فعلی را ندارد، ممکن است در عمل خود را از رویارویی مستقیم با سیاست‌های آمریکا کنار بکشد.

از نگاه فلاحت‌پیشه، در چنین شرایطی ممکن است چین بدون آنکه رسماً اعلام کند، عملاً در چارچوبی حرکت کند که با سیاست‌های آمریکا همخوانی بیشتری دارد.

«احتمال ضعیف» برای بازگشت دیپلماسی از مسیر چین و پاکستان

فلاحت‌پیشه در نهایت، چشم‌انداز دیپلماتیک را کاملاً منتفی ندانست، اما آن را ضعیف ارزیابی کرد. به گفته او، همچنان یک احتمال محدود برای ورود چین به روند دیپلماتیک وجود دارد؛ به‌ویژه اگر پکن روابط خود با تهران را در سطحی راهبردی تعریف کند.

در این سناریو، چین می‌تواند به‌صورت مستقیم یا از مسیر پاکستان برای احیای یک روند دیپلماتیک تلاش کند و مانع از آن شود که بحران ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای گسترده‌تر و چندجانبه شود.

با این حال، مجموعه تحلیل فلاحت‌پیشه نشان می‌دهد که از نگاه او، پایان مهلت ۶۰ روزه به‌خودی‌خود به معنای پایان بحران یا آغاز فوری مذاکرات نیست. در شرایط فعلی، میدان اصلی رقابت از جنگ نظامی به حوزه اقتصاد، انرژی و فشار بر شبکه تجارت ایران منتقل شده و آینده تحولات بیش از هر چیز به نحوه واکنش ایران، سیاست آمریکا و تصمیم چین درباره میزان همراهی یا فاصله گرفتن از تهران بستگی دارد.