اگر قرار بود اتوماسیون بهسرعت شغلها را حذف کند، باید تغییر محسوسی در ترکیب مشاغل یا نرخ بیکاری دیده میشد. اما دادهها نشان میدهد سهم مشاغلی که «بسیار در معرض»، «نسبتاً در معرض» یا «کمدرمعرض» هوش مصنوعی هستند، تقریباً ثابت مانده است. حتی در مشاغلی که بیشترین خطر جایگزینی را داشتند، موج جدیدی از بیکاری مشاهده نشده است.
این به آن معنا نیست که هوش مصنوعی بیاثر بوده؛ برخی شواهد نشان میدهد نیروهای تازهکار یا وظایف سادهتر ممکن است بیشتر تحت فشار قرار گرفته باشند، اما این اثر در مقیاس کلان هنوز محدود است. پژوهشگران ییل تأکید میکنند اگر قرار بود بازار کار دچار شوک شود، نشانههای آن باید در آمارهای کل اقتصاد دیده میشد.
این الگو با تاریخ فناوری همخوانی دارد. رایانه و اینترنت هم دههها زمان بردند تا اثرات عمیق خود را بر بازار کار نشان دهند. تکنولوژی بهتنهایی کافی نیست؛ تغییر واقعی نیازمند سرمایهگذاری مکمل، تحول سازمانی و چارچوبهای حقوقی جدید است.
از سوی دیگر، استفاده از هوش مصنوعی در محیط کار یکنواخت نیست. بیشترین کاربرد آن در برنامهنویسی و نوشتن دیده میشود و بسیاری از صنایع، بهدلیل موانعی مثل حریم خصوصی، مسئولیت حقوقی و ساختارهای قدیمی، هنوز محتاطاند. حتی در حوزههایی مثل رادیولوژی، هوش مصنوعی بهجای حذف شغل، به افزایش تقاضا و درآمد منجر شده است.