جادوی قوام‌السلطنه در سیاست ایران

قوام السلطنه نامی‌ است که در تاریخ معاصر ایران نقش مهمی داشته است. انگار او آمده بود که شاهان در نقاط عطف تاریخ ایران و وقت بحران‌ها به سراغش بیایند تا مشکلات را حل کند.

حضور رسمی احمد قوام در تاریخ پرفراز و نشیب ایران از زمانی آغاز می‌شود که در جایگاه دبیر مظفر‌الدین شاه با خط زیبای خود فرمان مشروطه را انشا کرد.

نویسنده فرمان مشروطیت

احمد قوام  که در ابتدای جوانی منشی ناصر‌الدین شاه بود در ۲۹ سالگی در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا او را همراهی کرد. قوام  پس از پایان این سفر به «قوام السلطنه» مشهور شد. او بعدها به مقام دبیر دربار مظفرالدین شاه رسید و نویسنده فرمان مشروطیت شد و شاه هم آن را مهر کرد تا دوره جدیدی در تاریخ ایران آغاز شود.

ولی پس از مرگ مظفرالدین شاه و در دوران محمدعلی‌شاه، از سیاست کناره گرفت و راهی اروپا شد و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت.

قوام در پی فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان، به ایران بازگشت و دوباه وارد صحنه سیاسی ایران شد و در وزارت عدلیه، مالیه و داخله خدمت کرد و  پس ازآن  ۵ دوره در جایگاه نخست ‌وزیر در ‌مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر ایران حضور داشت.

 

قوام در جایگاه نخست وزیر

احمد قوام که پس از کودتا ۱۲۹۹ به دلیل مخالفتش با سید ضیاء ۵۵ روز در زندان  بود پس از آن  با توجه به نگرانی‌های احمدشاه که تضعیف سلطنت خود را احساس می‌کرد، فرمان عزل سیدضیاء توسط وی صادر شد و قوام با فرمان احمدشاه به ریاست وزرایی منصوب گردید.

از جمله اقدامات او دردوره اول نخست وزیری، تلاش برای برقراری امنیت و مقابله با شورش‌ها در نقاط مختلف کشور

بود و در خراسان با سرکوب کلنل پسیان رویا‌های لنین را برای تاسیس جمهوری بلشویک خراسان بر باد داد.

همچنین قوام می‌خواست ایران را از شر استعمار روس و انگلیس برهاند پس تاکید داشت که مستشاران خارجی از کشور‌های دیگر باشند و قوام آمریکا را برای این منظور انتخاب کرد.

 اما خبری که دنیا را شگفت زده کرد واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکا بود.

این اقدام قوام که مورد حمایت رضاخان وزیر جنگ و دکتر مصدق وزیرمالیه هم بود خیلی زود تصویب شد اما در نهایت انگلستان توانست با رایزنی با طرف آمریکایی از بستن این قرارداد جلوگیری کند.

 

 

قوام‌السلطنه؛ جادوگر سیاست ایران

پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و آمریکا به پیمان خود وفا کرده و بی هیچ تعهد الزام‌آوری از ایران خارج شدند؛

 ولی شوروی نیرو‌های خود را در شمال غرب ایران نگه داشت. در واقع شوروی در جریان جنگ جهانی دوم از هیچ نقطه‌ای عقب‌نشینی نکرد، مگر این که در آنجا یک دولت کمونیستی هم پیمان با خود تأسیس کند.

قوام هم در نطق معروف دولتش در ۲۸ بهمن ۱۳۲۴، با تاکید بر حل مشکلات خارجی و استقرار امنیت و رفع اضطراب مردم گفت که به مسکو سفر خواهد کرد.

قوام راهی مسکو شد و و در دریدار با استالین او را چنین فریب داد که در ازای خروج نیرو‌های ارتش سرخ از آذربایجان امتیاز نفت شمال را به شوروی خواهد داد.

قوام بلافاصله بعد از رسیدن به تهران دو روش کاملا متضاد را در سیاست خارجی علیه روس‌ها به کار گرفت: ابتدا  سیاستمداران طرفدار انگلیس را دستگیر کرد و سپس طرح شکایت ایران از روس‌ها را تسلیم سازمان ملل کرد.

همچنین قوام با اعزام ارتش به آذربایجان برای جلوگیری از انتخابات، زمام امور را به دست گرفت و با درایت توانست بحران آذربایجان را حل کند.

سرانجام تهدید‌های احمد قوام نتیجه داد و و ارتش سرخ در اواخر اردیبهشت ۱۳۲۵ شمال ایران را تخلیه کرد.

 خروج نیرو‌های ارتش سرخ، موفقیتی بزرگ برای قوام به حساب می‌آمد.

 آن هم در هنگامه‌ای که نیرو‌های نظامی شوروی بیش از نیمی از اروپا را به اشغال خود درآورده و در حال برنامه‌ریزی درازمدت برای حضور در کشور‌های بلوک شرق بودند.

همچنین قوام طی تماس‌های پنهانی با سفیر آمریکا در تهران در پی رایزنی در خصوص رد قرارداد نفت در مجلس و گرفتن حمایت آمریکا بود. قوام در پی آن بود که با رودررو قرار دادن دو قدرت آمریکا و شوروی، ریسک رد قرارداد نفت را برای ایران کم کند. بالاخره مجلس پانزدهم موافقت‌نامه ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی را رد کرد.

زندگی سیاسی احمد قوام  همیشه با حب و بغض بررسی شده.

معمولا در تاریخ ایران با ساختن اسطوره معصوم از یک طرف و قضاوت کینه‌توزانه نسبت به طرف دیگر،‌ فضای غبارآلودی ایجاد شده که رهزن عقل و شعور ما در مسیر فهم حقایق تاریخی است. در این هیاهو نیاز به یک نگاه واقعی¬تر و خاکستری برای بررسی شخصیت¬های تاریخی است. 

 

  • کپی شد
  • کپی شد
کپی شد