پیش از جنگ، حدود ۸۰ درصد نفت و نزدیک به ۲۷ درصد واردات LNG آسیا از مسیر هرمز عبور میکرد. به همین دلیل، کشورهایی که وابستگی بیشتری به این مسیر داشتند، ناچار شدند گزینههای جایگزین را فعال کنند؛ از افزایش خرید نفت و گاز از آمریکا و روسیه گرفته تا استفاده بیشتر از ذخایر استراتژیک، خطوط لوله، بنادر خارج از خلیج فارس و مسیرهای دریایی طولانیتر.
ژاپن بخشی از شوک را با استفاده از ذخایر استراتژیک مدیریت کرد و همزمان واردات نفت از آمریکا را افزایش داد. چین به سمت کاهش مصرف نفت و افزایش استفاده از خودروهای برقی رفت، در حالی که هند واردات نفت از روسیه را به شکل قابلتوجهی افزایش داد.
کشورهای دیگری نیز به دنبال ترکیبی از راهکارها رفتند. اندونزی افزایش واردات نفت از روسیه و توسعه سوختهای زیستی را در دستور کار قرار داد. کره جنوبی منابع وارداتی خود را متنوعتر کرد و تایوان برای کاهش وابستگی به LNG قطر، خرید از استرالیا و آمریکا را افزایش داد و موقتاً به زغالسنگ روی آورد.
این تحولات یک پیام مهم دارد: حتی اگر تردد در هرمز به شرایط عادی بازگردد، تجارت انرژی آسیا لزوماً به نقطه قبل از بحران بازنمیگردد.
قراردادهای جدید، مسیرهای جایگزین و تغییر الگوی مصرف میتوانند بخشی از میراث ماندگار این بحران باشند.