در «تیتر یک» شنبه ۱۰ مرداد، ابتدا نتایج تازه‌ترین نظرسنجی اکوایران درباره چشم‌انداز اقتصاد ایران بررسی می‌شود؛ نظرسنجی‌ای که به سناریوهای پیش روی رشد، تورم و اشتغال می‌پردازد و دیدگاه اقتصاددانان درباره آینده بازار کار، روند تورم و اثر نااطمینانی‌های سیاسی بر اقتصاد را مرور می‌کند. سپس با استناد به یک پژوهش درباره بازار اجاره آرژانتین، این پرسش مطرح می‌شود که آیا قیمت‌گذاری دلاری عامل گرانی مسکن است یا واکنشی به بی‌ثباتی اقتصادی. در ادامه، مداخله کم‌سابقه آمریکا و ژاپن برای تقویت ارزش ین و پیامدهای آن برای بازار ارز جهان بررسی می‌شود. بخش بعدی به گزارش‌های مالی مایکروسافت، آمازون، متا، اپل، سامسونگ و SK Hynix اختصاص دارد و نشان می‌دهد وال‌استریت چگونه بازده سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی را ارزیابی می‌کند. همچنین نقش چین در زنجیره فرآوری عناصر نادر خاکی و استفاده از این مزیت به‌عنوان ابزار قدرت ژئوپلیتیکی مرور می‌شود. در پایان نیز بحران مهاجران مراکشی در مرز اسپانیا و پرونده ویژه شماره ۶۴۱ تجارت فردا درباره پیامدهای اقتصادی کنفرانس رامسر معرفی خواهد شد. با «تیتر یک» شنبه 10 مرداد 1405 همراه باشید.

سناریوهای آینده شاخص بیکاری و تورم

اقتصاد ایران این روزها با دو پرسش مهم روبه‌روست؛ بازار کار به کدام سمت می‌رود و آیا روند کاهش تورم ادامه‌دار خواهد بود؟

در تازه‌ترین نظرسنجی اکوایران، جمعی از اقتصاددانان به بررسی این دو محور پرداخته‌اند و با نگاهی تحلیلی، تصویری از وضعیت فعلی اقتصاد و چشم‌انداز پیش روی آن ارائه کرده‌اند. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که اگرچه برخی شاخص‌های رسمی از تغییرات مثبت حکایت دارند، اما همچنان ابهام‌هایی درباره کیفیت اشتغال، کاهش مشارکت اقتصادی و میزان انطباق آمارها با واقعیت‌های بازار کار وجود دارد. از نگاه این کارشناسان، صرف کاهش نرخ بیکاری نمی‌تواند به‌تنهایی نشانه بهبود شرایط اشتغال باشد.

در حوزه تورم نیز هرچند کاهش تورم ماهانه نشانه‌ای امیدوارکننده تلقی می‌شود، اما تداوم نرخ‌های بالای تورم نقطه‌به‌نقطه و سالانه نشان می‌دهد که فشار بر معیشت خانوارها همچنان پابرجاست. اقتصاددانان معتقدند ثبات نسبی نرخ ارز در ماه‌های اخیر یکی از عوامل اصلی کنترل کوتاه‌مدت تورم بوده، اما در مقابل، انتظارات تورمی همچنان به‌ویژه در بخش خدمات نقش پررنگی در شکل‌گیری قیمت‌ها ایفا می‌کند.

بخش دیگری از این نظرسنجی به سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران اختصاص دارد؛ سناریوهایی که با توجه به تحولات سیاسی و امنیتی، مسیرهای متفاوتی را برای رشد، تورم و اشتغال ترسیم می‌کنند. وجه مشترک دیدگاه‌های مطرح‌شده، تأکید بر ضرورت کاهش نااطمینانی، ایجاد ثبات در سیاست‌گذاری و فراهم کردن بسترهای پایدار برای بهبود شاخص‌های کلان اقتصادی است؛ مسیری که می‌تواند چشم‌انداز اقتصاد ایران را در ماه‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.

قیمت‌گذاری دلاری؛ متهم گرانی مسکن یا سپر مالکان در برابر تورم؟

آیا قیمت‌گذاری دلاری، عامل اصلی گرانی مسکن است یا تنها نشانه‌ای از بی‌ثباتی اقتصادی؟ این پرسشی است که همزمان با نوسان نرخ ارز، بار دیگر در بازار مسکن ایران مطرح می‌شود. برای پاسخ به این سؤال، نگاهی به تجربه آرژانتین می‌تواند تصویری روشن‌تر از رابطه میان دلار، تورم و بازار اجاره ارائه دهد.

پژوهشی که با بررسی بیش از یک میلیون آگهی اجاره در آرژانتین انجام شده، نشان می‌دهد دلاری شدن قراردادها در ابتدا واکنشی دفاعی به تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و دشواری تعدیل اجاره‌بها بوده است. مالکان برای حفظ ارزش درآمد خود، به دلار پناه بردند؛ اما همین راهکار، پس از گسترش، به مسیری برای انتقال سریع‌تر شوک‌های ارزی به بازار اجاره تبدیل شد.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد قیمت‌گذاری دلاری ابتدا در املاک گران‌قیمت، خانه‌های مبله، واحدهای دارای استخر و محله‌های برخوردار رواج پیدا کرد؛ جایی که هم ارزش قراردادها بالاتر بود و هم مستأجران توان پذیرش قراردادهای دلاری را داشتند. همچنین اجرای قانون حمایت از مستأجران در سال ۲۰۲۰ و محدود شدن امکان تعدیل اجاره، انگیزه مالکان برای عقد قراردادهای دلاری را بیش از پیش افزایش داد.

برآوردهای پژوهش نشان می‌دهد پس از اجرای این قانون، احتمال دلاری شدن قراردادهای اجاره طی یک سال حدود ۵۶ واحد درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر، هر ۱۰ درصد افزایش نرخ ارز، به طور متوسط اجاره واقعی را حدود یک درصد بالا برده است.

پیام اصلی این مطالعه آن است که دلار در ابتدا معلول بی‌ثباتی اقتصادی است، اما پس از فراگیر شدن، خود به عاملی برای انتقال بی‌ثباتی تبدیل می‌شود. بنابراین حذف دلار از متن قراردادها، بدون مهار تورم و بازگرداندن اعتماد به پول ملی، لزوماً به کاهش فشار بر بازار مسکن منجر نخواهد شد.

مداخله‌ دولت‌ها در بازار ارز

پس از هفته‌ها سقوط ارزش ین و رسیدن نرخ برابری دلار به بالاترین سطح در حدود چهار دهه اخیر، بازار ارز جهان با یکی از کم‌سابقه‌ترین مداخلات ارزی سال‌های اخیر غافلگیر شد. تنها ظرف دو روز، دلار از محدوده ۱۶۴.۶ ین به حدود ۱۵۷.۵ ین عقب‌نشینی کرد؛ حرکتی که از همان ابتدا احتمال دخالت مستقیم دولت ژاپن را تقویت کرد.

اکنون گزارش‌های بلومبرگ و فایننشال تایمز نشان می‌دهد این بار توکیو در این عملیات تنها نبوده است. بر اساس این گزارش‌ها، وزارت دارایی ژاپن با فروش دلار و خرید ین از پول ملی خود حمایت کرده و هم‌زمان، فدرال رزرو نیویورک نیز به نمایندگی از وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی کم‌سابقه وارد بازار شده است. اگر این گزارش‌ها تأیید شوند، این همکاری یکی از مهم‌ترین هماهنگی‌های ارزی میان دو کشور در سال‌های اخیر خواهد بود.

برآوردها حاکی از آن است که ژاپن تنها در یک روز حدود ۸.۴۵ تریلیون ین، معادل نزدیک به ۵۳ میلیارد دلار، برای حمایت از پول ملی خود هزینه کرده است؛ رقمی که می‌تواند رکورد بزرگ‌ترین مداخله ارزی یک‌روزه این کشور را ثبت کند.

این تحولات هم‌زمان با نشست بانک مرکزی ژاپن و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره ادامه روند افزایش نرخ بهره رخ داد. با این حال، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اثر مداخله ارزی تا زمانی پایدار خواهد بود که فاصله نرخ بهره میان آمریکا و ژاپن کاهش یابد. به همین دلیل، نگاه بازارها اکنون علاوه بر سیاست‌های توکیو، به تصمیم‌های آینده فدرال رزرو نیز دوخته شده است؛ تصمیم‌هایی که می‌توانند مسیر بعدی ین و بازار ارز جهانی را تعیین کنند.

گزارش درآمدی شرکت‌های بزرگ آمریکایی

فصل انتشار گزارش‌های مالی غول‌های فناوری این بار تنها آزمونی برای سنجش سودآوری شرکت‌ها نبود؛ بلکه به معیاری برای ارزیابی بزرگ‌ترین پرسش وال‌استریت تبدیل شد: آیا سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری در هوش مصنوعی واقعاً به درآمد و سود تبدیل شده‌اند؟

گزارش‌های هفته گذشته تا حد زیادی پاسخ مثبتی به این سؤال دادند. مایکروسافت با عملکردی فراتر از انتظار، بار دیگر نشان داد رشد خدمات ابری Azure و تقاضای فزاینده برای محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی، سرمایه‌گذاری‌های سنگین این شرکت را به موتور رشد درآمد تبدیل کرده است. آمازون نیز با ثبت عملکردی بهتر از پیش‌بینی‌ها در بخش AWS، از ادامه رشد تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی خبر داد و بر تداوم سرمایه‌گذاری در مراکز داده تأکید کرد.

متا نیز اگرچه از افزایش چشمگیر هزینه‌های سرمایه‌ای خبر داد، اما بازار این موضوع را نشانه‌ای از ادامه رقابت برای توسعه هوش مصنوعی دانست. در مقابل، اپل با وجود ثبت درآمد و سود بالاتر از انتظار، به دلیل ارائه چشم‌اندازی محتاطانه، نتوانست همان هیجان را در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کند.

این موج تنها به شرکت‌های نرم‌افزاری محدود نماند. گزارش‌های مالی سامسونگ و SK Hynix نشان داد تقاضا برای تراشه‌ها و حافظه‌های پیشرفته مورد استفاده در هوش مصنوعی همچنان در حال افزایش است و زنجیره تأمین این صنعت نیز از رونق سرمایه‌گذاری‌ها بهره‌مند شده است.

در مجموع، پیام گزارش‌های اخیر روشن بود؛ وال‌استریت دیگر صرفاً به دنبال رشد سود نیست، بلکه به دنبال شواهدی است که نشان دهد سرمایه‌گذاری‌های عظیم در هوش مصنوعی به جریان درآمدی پایدار تبدیل شده‌اند. دست‌کم بر اساس نتایج منتشرشده، بازار فعلاً معتقد است این سرمایه‌گذاری‌ها در حال به ثمر نشستن هستند.

 فراوری عناصر نادر به عنوان ابزار قدرت

بحران عناصر نادر خاکی بیش از آنکه ناشی از کمبود ذخایر معدنی باشد، به تمرکز بی‌سابقه زنجیره فرآوری این مواد در چین بازمی‌گردد؛ موضوعی که در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد جهانی و رقابت فناوری میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

اگرچه کشورهای مختلف از استرالیا و آمریکا گرفته تا برزیل و برخی کشورهای آفریقایی، ذخایر قابل توجهی از عناصر نادر خاکی در اختیار دارند، اما بخش عمده ارزش افزوده این صنعت در مرحله فرآوری ایجاد می‌شود؛ جایی که چین طی چند دهه سرمایه‌گذاری مستمر، جایگاهی تقریباً بی‌رقیب به دست آورده است. برآوردها نشان می‌دهد این کشور اکنون حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد ظرفیت پالایش و فرآوری عناصر نادر خاکی جهان را در اختیار دارد.

اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که عناصری مانند نئودیمیوم، دیسپروزیم و تربیوم، مواد اولیه بسیاری از فناوری‌های پیشرفته هستند؛ از موتور خودروهای برقی و توربین‌های بادی گرفته تا تجهیزات دفاعی، سامانه‌های راداری، نیمه‌هادی‌ها و صنایع الکترونیک. به همین دلیل، هرگونه محدودیت در صادرات این مواد می‌تواند زنجیره تأمین صنایع مهم جهان را با اختلال مواجه کند.

در سال‌های اخیر، چین با اعمال محدودیت‌های صادراتی بر برخی عناصر نادر خاکی و آهنرباهای دائمی، نشان داده است که این زنجیره را تنها یک مزیت اقتصادی نمی‌داند، بلکه از آن به‌عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی در رقابت با غرب نیز استفاده می‌کند.

در چنین شرایطی، کارشناسان تأکید می‌کنند که داشتن معدن به‌تنهایی مزیت راهبردی ایجاد نمی‌کند. آنچه آینده رقابت صنعتی را تعیین خواهد کرد، توانایی کشورها در توسعه فناوری فرآوری، تکمیل زنجیره ارزش و بازیافت این مواد است؛ جایی که قدرت اقتصادی و فناوری بیش از هر زمان دیگری به کنترل زنجیره تأمین گره خورده است.

بحران مهاجران مراکشی در اسپانیا

هجوم ناگهانی ده‌ها هزار نفر از مراکش به منطقه سئوتای اسپانیا، تنها یک بحران مرزی یا انسانی نیست؛ بلکه بار دیگر نشان داد مهاجرت می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار سیاسی و ژئوپلیتیکی در روابط میان کشورها تبدیل شود.

برآوردها حاکی از آن است که طی دو روز، بین ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر تلاش کردند خود را از مرز مراکش به سئوتا، یکی از دو منطقه خودمختار اسپانیا در شمال آفریقا، برسانند. این در حالی است که جمعیت خود سئوتا حدود ۸۳ هزار نفر است. دولت اسپانیا اعلام کرده بخش بزرگی از این افراد به مراکش بازگردانده شده‌اند، اما این رخداد بار دیگر نگاه‌ها را به یکی از حساس‌ترین مرزهای اتحادیه اروپا معطوف کرده است.

اهمیت سئوتا تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. این منطقه بخشی از خاک اسپانیا و در نتیجه بخشی از حوزه شنگن است؛ موضوعی که آن را به یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود مهاجران به اروپا تبدیل کرده است.

هم‌زمان، این بحران بحث‌های تازه‌ای درباره سیاست‌های مهاجرتی دولت اسپانیا، نقش شبکه‌های قاچاق انسان و همچنین روابط پرتنش مادرید و رباط را به همراه داشته است. برخی تحلیلگران معتقدند هم‌زمانی این موج مهاجرت با اختلافات سیاسی دو کشور، از جمله بر سر پرونده صحرای غربی، نمی‌تواند کاملاً تصادفی باشد و احتمال استفاده از مهاجرت به‌عنوان اهرم فشار سیاسی را مطرح می‌کنند.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا این رخداد تنها یک بحران مقطعی خواهد بود یا آغاز مرحله‌ای تازه در روابط اسپانیا، مراکش و اتحادیه اروپا؛ مرحله‌ای که در آن، امنیت مرزها، سیاست مهاجرت و رقابت‌های ژئوپلیتیکی بیش از گذشته به یکدیگر گره خواهند خورد.

معرفی شماره 641 تجارت فردا

آیا کنفرانس رامسر در سال ۱۳۵۳ نقطه عطفی در تغییر مسیر اقتصاد ایران بود؟ این پرسشی است که محور پرونده ویژه این شماره هفته نامه تجارت فرداست.

پس از جهش درآمدهای نفتی، دولت پهلوی با منابعی بی‌سابقه روبه‌رو شد؛ منابعی که می‌توانست فرصتی برای توسعه باشد، اما هم‌زمان برخی اقتصاددانان نسبت به ظرفیت محدود اقتصاد ایران برای جذب این حجم از سرمایه هشدار می‌دادند. با وجود این هشدارها، سیاست تزریق گسترده درآمدهای نفتی در پیش گرفته شد؛ تصمیمی که به رشد نقدینگی، افزایش تورم، تشدید واردات، شکل‌گیری گلوگاه‌های زیرساختی و تقویت پدیده‌ای انجامید که بعدها با عنوان «بیماری هلندی» شناخته شد.

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند این سیاست‌ها به‌تنهایی علت وقوع انقلاب ۱۳۵۷ نبودند، اما در کنار خطاهای سیاسی و اجتماعی، به افزایش نارضایتی عمومی دامن زدند. شاید مهم‌ترین میراث کنفرانس رامسر، نه تصمیم‌های اتخاذشده، بلکه هشدارهایی باشد که شنیده نشد و هزینه آن سال‌ها بعد آشکار شد.

00:00
00:00