به گزارش اکوایران، بررسی رفتار این دو دارایی پیش از چهار رویداد مهم نشان میدهد پاسخ این پرسش یکدست و قطعی نیست.
در جریان حمله ایالات متحده به افغانستان در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بازارها پیش از وقوع حمله نشانه مشخصی از تنش قریبالوقوع بروز ندادند. قیمت طلا و نفت در مسیر عادی خود حرکت میکردند و تنها پس از وقوع حمله بود که طلا حدود ۸ درصد افزایش یافت. نفت نیز پس از آغاز عملیات نظامی با افت قیمت مواجه شد، اما پیش از آن تحرک غیرعادی قابل توجهی ثبت نشده بود.


در مقابل، حمله آمریکا به عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ از ماهها قبل در فضای سیاسی و رسانهای قابل پیشبینی بود. تهدیدها و فشارهای سیاسی درباره سلاحهای کشتار جمعی بهصورت علنی مطرح میشد. با این حال، برخلاف انتظار، قیمت نفت و طلا پیش از آغاز جنگ روندی نزولی داشتند. افزایش سقف تولید اوپک و سایر تولیدکنندگان برای جبران کاهش عرضه و همچنین احتمال آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت از جمله عواملی بود که فشار کاهشی بر قیمتها وارد کرد. این تجربه نشان داد حتی در شرایط تنش سیاسی آشکار، عوامل اقتصادی میتوانند اثر جنگ را در بازار کنترل کنند.


اما در مورد جنگ میان روسیه و اوکراین که در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد، شرایط متفاوت بود. پیش از حمله، تجمع نیروهای روسیه در مرزها و هشدارهای امنیتی غرب بهطور گسترده مطرح شده بود. همزمان، وابستگی اروپا به انرژی روسیه نگرانیهای اقتصادی را تشدید کرد. در این دوره، نفت از ماهها قبل وارد روند صعودی شد و طلا نیز افزایش قیمت را تجربه کرد. افزایش نااطمینانی اقتصادی و نگرانیهای تورمی در سطح جهانی، به تقویت این روند کمک کرد.


در تازهترین نمونه، درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل که از آن با عنوان «جنگ ۱۲ روزه» یاد میشود، واکنش بازارها محدودتر بود. قیمت طلا جهش قابل توجهی ثبت نکرد و نسبت به تحولات پیش و پس از جنگ واکنش محسوسی نشان نداد. در مقابل، نفت روندی نسبتاً صعودی داشت که بخش مهمی از آن به تصمیمات اوپک برای کاهش عرضه نسبت داده میشود، نه صرفاً تنشهای نظامی.

در مجموع، بررسی این رویدادها نشان میدهد افزایش یا کاهش قیمت طلا و نفت الزاماً نشانه قطعی از وقوع جنگ نیست. نوسانات بازار انرژی و فلزات گرانبها علاوه بر تحولات ژئوپلیتیکی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله عرضه و تقاضا، سیاستهای تولید، تصمیمات اقتصادی، انتظارات سرمایهگذاران و شرایط کلی اقتصاد جهانی قرار دارد.