اکوایران: این عملیات، از هر نظر، پیروزی قدرت هوایی مدرن بود. بااین‌همه، ایران حتی در وضعیت تضعیف‌شده خود نیز توانسته است با استفاده از پهپادها، مین‌ها و موشک‌های نسبتاً ارزان‌قیمت، یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، کشورهای سراسر خلیج فارس و برخی دارایی‌های نظامی آمریکا را دچار آشفتگی کند.

به گزارش اکوایران، جنگ ایران ناکافی بودن اتکای صرف به فناوری‌های نوین را نشان داد و شبکه اتحادها میان دولت‌های منطقه با ایالات متحده را با چالش روبه‌رو کرد. 

فریب قوانین آهنین 

مایکل فرومن، مدیر شورای روابط خارجی، در یادداشتی در وبگاه این اندیشکده، جنگ ایران و پیچیدگی‌های لحظه ژئوپلیتیکی کنونی را تحلیل می‌کند:

وسوسه یک قدرت بزرگ برای پذیرش «قوانین آهنین جهان»، به تعبیر یکی از مشاوران ارشد کاخ سفید و دنبال کردن راهبردی مبتنی بر اینکه «زور، حق می‌آفریند»، می‌تواند بسیار فریبنده باشد. در واقع، ژئوپلیتیک امروز بیش از پیش با نوعی سیاست خارجی یکجانبه‌گرایانه و مبتنی بر قدرت نظامی تعریف می‌شود. و ایالات متحده اکنون خود بخشی از این روند شده است؛ زیرا دست‌کم فعلاً به این نتیجه رسیده که بخش‌های مهمی از نظم مبتنی بر قواعد، نظامی که خود آن را ایجاد و حفظ کرده بود، بیش از آنکه ابزاری برای اعمال قدرت ملی باشند، به محدودیتی بر آن تبدیل شده‌اند.

اما قدرت سخت نیز بدون محدودیت نیست. این‌که عملیاتی مانند اراده مطلق (Operation Absolute Resolve) در ونزوئلا اجرا شود و رهبری مانند نیکلاس مادورو به آمریکا مسترد گردد، یک‌چیز است - عملیاتی که هرچند بسیار پیچیده بود، اما از نظر اهداف محدود محسوب می‌شد. بااین‌حال، این‌که از فاصله‌ای دور بخواهید جغرافیای قدرت را در سراسر یک منطقه بازآرایی کنید، چیز دیگر است.

این آزمون دوم، یعنی خشم حماسی (Operation Epic Fury) در ایران، اکنون در برابر چشمان ما در حال رخ دادن است. نتایج آن نه‌تنها محدودیت‌های نیروی نظامی را آشکار می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که قواعد قدیمی بازی، با همه کاستی‌هایشان، چه میزان از هرج‌ومرج را مهار می‌کردند.

۱. وقتی آمریکا هم به «ناوگان تاریک» روی می‌آورد 

اگرچه گاهی احساس می‌شود که تماشاگر یک برنامه تلویزیونی واقع‌نما با عنوان «توافق یا عدم توافق» (Deal or No Deal) هستیم، اما دست‌کم سه پیامد گسترده‌ترِ درگیری کنونی با ایران وجود دارد که باید به دقت زیر نظر گرفته شوند: پیامدها برای آزادی کشتیرانی؛ نوآوری‌های جنگ نامتقارن؛ و فرضیات ضمنیِ زیربنای اتحادها و شراکت‌ها.

هرمز

کشتی‌ها و نفتکش‌ها در تنگه هرمز در سواحل مسندم، عمان، ۱۸ آوریل ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز

اجرای اصل آزادی دریاها در آبراه‌های بین‌المللی از زمان تلاش هماهنگ قرن نوزدهم برای ریشه‌کن کردن دزدی دریایی، یکی از ارکان اساسی نظم بین‌المللی و یکی از مأموریت‌های اصلی نیروی دریایی آمریکا بوده است. این موضوع همچنین از زمان «جنگ نفتکش‌ها» در خلیج فارس در دهه ۱۹۸۰ یکی از دغدغه‌های اصلی ایالات متحده در خاورمیانه به شمار می‌رفته است.

تنگه هرمز پیش از آغاز این مرحله از درگیری با ایران در ۲۸ فوریه، باز و آزاد بود. اکنون اما بازگشایی آن به مهم‌ترین موضوع و اصلی‌ترین نقطه اختلاف در مذاکرات با ایران تبدیل شده است. همان‌طور که کیت جانسون، تحلیلگر نشریه فارن پالیسی، گفته است: «هرمز دیگر بسته نیست، اما کاملاً باز هم نیست.»

اخیرا، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مدعی شد که ایالات متحده بی‌سروصدا و بدون آنکه شناسایی شود، صد میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور داده است. او گفت: «می‌دانید که ما میلیون‌ها بشکه نفت را خارج کرده‌ایم؟ هیچ‌کس از آن خبر ندارد. می‌دانید چه کسی هم خبر ندارد؟ ایران؛ دست‌کم تا همین الان.»

این کشتی‌ها به‌صورت «تاریک» حرکت می‌کنند؛ یعنی بدون چراغ و بدون دستگاه‌های موقعیت‌یاب یا «ترانسپوندرهای» ناوبری و درحالی‌که زیر نگاه مراقب نیروی دریایی آمریکا از تنگه عبور می‌کنند. با تضعیف قواعد قدیمی، طنز ماجرا اینجاست که ایالات متحده اکنون صفحه‌ای از دفترچه راهنمای چین، روسیه، کره شمالی و حتی ایران را اقتباس کرده است؛ کشورهایی که «ناوگان‌های تاریک» آن‌ها دقیقاً برای دور زدن تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل این روش‌ها را ابداع کرده بودند.

بااین‌حال، این عبورهای مخفیانه از تنگه که گفته می‌شود روزانه تا پانزده نفتکش و کشتی حامل گاز را شامل می‌شد، در مقایسه با وضعیت پیش از بحران که روزانه بیش از پنجاه کشتی از آن عبور می‌کردند، بسیار ناچیز است؛ حتی اگر حجم رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه به سطح عادی بازگردد، اکنون محتمل به نظر می‌رسد که نوعی عوارض یا «هزینه زیست‌محیطی» بر این کشتی‌ها اعمال شود.

این می‌تواند درسی پرهزینه درباره ارزش نظام مبتنی بر قواعد باشد؛ به‌ویژه اگر این الگو به‌عنوان منبعی برای بازدارندگی، اهرم فشار یا تأمین مالی توسط سایر کشورهایی که از موهبت جغرافیا برخوردارند و بر گذرگاه‌های راهبردی مسلط هستند، گسترش یابد؛ کشورهایی مانند اندونزی و تنگه مالاکا، مراکش و تنگه جبل‌الطارق یا حتی انگلستان و تنگه دوور.

۲. برتری فناوری در برابر جنگ نامتقارن

این داستان ما را به دومین پیچیدگی این مقطع می‌رساند: مسئله جنگ نامتقارن.

برتری فناوری هیچ تضمینی برای پیروزی نظامی نیست. ایالات متحده کارزار گسترده‌ای از حملات را علیه ایران اجرا کرد که خسارات قابل توجهی به توانایی‌های دریایی، موشکی، پهپادی و پدافند هوایی این کشور وارد آورد؛ چه رسد به ترور مقامات، از جمله فرماندهان ارشد نظامی.

jQhh-X67HgqZzmMC7B4j_KHCB5CjIPnflXsmmcpOGQvlv3NZVN8Hr85llFoqLXvPdBnuED7W84XeeDrn2pY8p8vJPI5ZRKHtv57NeBSUWzvva_OkelXWDhazq_JOV7yE63p6anDvGiil1vB6NMM9xieFc9NLs23Q3NZMWaQ1Cdq9xuHsnOifALAh_pmHXnly

فناوری سیستم‌های بدون سرنشین/عکس از جنرال اتمیکس اِروناتیکال سیستمز

این عملیات، از هر نظر، برتری قدرت هوایی مدرن را به رخ کشید. بااین‌همه، ایران حتی در وضعیت تضعیف‌شده خود نیز توانست با استفاده از پهپادها، مین‌ها و موشک‌های نسبتاً ارزان‌قیمت، یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، کشورهای سراسر خلیج فارس و برخی دارایی‌های نظامی آمریکا را دچار آشفتگی کند.

اما تنها ایرانی‌ها نیستند که در میدان نبرد دست به نوآوری زده‌اند. همانند جنگ روسیه و اوکراین، درگیری با ایران نیز اشتیاق به جنگ خودکار و خودمختار را تقویت کرده است؛ هم به‌عنوان راهی برای حفظ سامانه‌های گران‌قیمت و آسیب‌پذیر در ذخیره و هم به‌عنوان ابزاری برای دور نگه داشتن نیروها از خطر.

همین هفته گذشته، گروه ۵۹ ناوگان پنجم آمریکا برای نخستین بار یک شناور سطحی بدون سرنشین را در عملیات رزمی به کار گرفت؛ در این مورد برای نجات دو نظامی. این مأموریت به‌درستی باید به‌عنوان نمونه‌ای موفق از نحوه به‌کارگیری مؤثر سامانه‌های پیشرفته خودمختار توسعه‌یافته به‌دست آمریکا مورد ستایش قرار گیرد.

اما این حادثه همچنین نشان می‌دهد که سامانه‌های ارزان‌قیمت و جایگزین‌شدنی که دشمنان کم‌پیشرفته‌تر به میدان آورده‌اند، تا چه اندازه می‌توانند سکوهای بسیار پیشرفته آمریکایی را تهدید کنند - در این مورد، یک بالگرد آپاچی هدف پهپاد ایرانی قرار گرفت.

۳. شبکه گسترده اتحادها و شراکت‌ها

سومین پیچیدگی‌ای که این درگیری ایجاد می‌کند، مربوط به شبکه گسترده اتحادها و شراکت‌های ایالات متحده است.

پیش از آغاز عملیات خشم حماسی، آمریکا حدود چهل هزار نیرو را در دست‌کم نوزده پایگاه و مرکز مختلف در سراسر خاورمیانه مستقر کرده بود. این پایگاه‌ها دشمنان منطقه‌ای آمریکا را در دو سوی خود قرار می‌دادند و در برخی موارد آن‌ها را در محاصره داشتند. همچنین این پایگاه‌ها کشورهای میزبان را نه‌تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر سیاسی و اقتصادی نیز به ایالات متحده پیوند می‌دادند. این ترتیبات برای حفظ بازدارندگی و نفوذ آمریکا در منطقه حیاتی بوده‌اند.

42g3FDtSt8dmG6-MLftbZradxeXfTAZzNd04Zp15TZpN9GxLDBv3Iepn-vf7J-8zQNne4yn71dgFezJtoC_sMtA7ULX9NncJyTi2114JkuKlMQnMETwHoyWTrUc3K1KCBZWb5bAqXRxT_q4rXb7dp1UCivsTSZcjYHwqMLMNRMz6aZtmmNerXKK8gi7v-b-E

اما این ساختار همچنین بازتاب نوعی قرارداد جمعی بود که بر اساس آن آمریکا امنیت متحدان و شرکای خود را در ازای دسترسی به پایگاه‌ها تأمین می‌کرد. این قرارداد در جریان این درگیری مورد آزمون قرار گرفت؛ زیرا جنگ کنونی نشان داد که همین پایگاه‌ها و اتحادها، دوستان آمریکا در منطقه را نیز به اهداف حمله تبدیل می‌کنند.

شش نظامی آمریکایی که در حال دفاع از این متحدان بودند، زمانی کشته شدند که یک پهپاد ایرانی مرکز عملیات آمریکا در بندر شویبه کویت را هدف قرار داد؛ و این تنها بخشی از ماجراست.

خود متحدان آمریکا نیز آسیب دیدند: موشک‌ها و پهپادهای ایرانی مجتمع گازی رأس لفان قطر، پالایشگاه‌هایی در کویت و عربستان سعودی، مخازن سوخت فرودگاه بین‌المللی کویت، یک تأسیسات آب‌شیرین‌کن در بحرین و همچنین سه مرکز داده آمازون در امارات متحده عربی و بحرین را هدف قرار دادند؛ چه رسد به صدها هدف دیگر، از جمله مجتمع‌های مسکونی غیرنظامی.

متحدان آمریکا در منطقه چندان خرسند نیستند که به خسارت جانبی این جنگ تبدیل شده‌اند؛ به‌ویژه از آنجا که اکنون به نظر می‌رسد تعهد امنیتی آمریکا به استواری گذشته نیست.

در سال ۲۰۱۹ حمله به تأسیسات آرامکو و عدم واکنش متقابل آمریکا موجی از نگرانی را در عربستان سعودی برانگیخت. در ماه‌های اخیر نیز رئیس‌جمهور آمریکا تمایل داشته اهمیت حملات به دارایی‌های غیرآمریکایی در خلیج فارس را کم‌اهمیت جلوه دهد؛ موضوعی که این نگرانی را ایجاد کرده است که همکاری با آمریکا، خطر هدف قرار گرفتن را افزایش می‌دهد، آن هم دقیقاً در زمانی که تعهد واشنگتن به امنیت شرکایش ممکن است در حال تضعیف باشد.

در نتیجه، ممکن است ایالات متحده از این جنگ در حالی خارج شود که با احتمال کاهش حقوق استقرار پایگاه‌هایش روبه‌رو است و متحدان قدیمی‌اش نیز در حال متنوع‌سازی گزینه‌های خود هستند؛ چه از طریق دعوت از قدرت‌هایی مانند روسیه و چین و چه از طریق رسیدن به توافقات مستقیم با ایران برای تضمین امنیت خود، حتی اگر این امر به بهای منافع و نفوذ آمریکا تمام شود.

صرف‌نظر از اینکه توافق دوام می‌آورد یا نه، یک چیز روشن است: تغییر دادن قواعد بازی یک مسئله است؛ اما پیروز شدن در آن مسئله‌ای کاملاً متفاوت.