توضیح اکوایران: مقالۀ پیشرو به قلم پاول شار در تاریخ 23 ژوئن 2026 در نشریۀ فارن افیرز منتشر شد. اکوایران ترجمۀ کاملی از این مقاله را در دو بخش جداگانه ارائه میدهد. یادداشت کنونی ترجمۀ بخش یکم این مقاله است.
نخستین تجربه از عصر جدید جنگها
بخش یکم: در کارزار نظامی اخیر علیه ایران، ایالات متحده با اتکا به قدرت هوایی سنتی خود، بر آسمان تسلط داشت. ارتش آمریکا با انجام بیش از ۱۳ هزار حمله، اهداف ایرانی را بهشدت بمباران کرد؛ اما این برتری و قدرت آتش ویرانگر نتوانست مانع از پاسخ ایران شود.
در جریان درگیری ۳۹ روزهای که از ۲8 فوریه آغاز شد و در ۸ آوریل پایان یافت، ایران بیش از ۲۲۰۰ موشک و ۴۴۰۰ پهپاد را به سوی اهدافی در منطقه شلیک کرد. دستکم هشت فروند هواپیمای آمریکایی در حملات ایران منهدم یا آسیبدیده شدند. چندین سامانه راداری آمریکا هدف قرار گرفت و هفت نظامی آمریکایی جان باختند.
به رغم کمپین هوایی گسترده،، حکومت ایران همچنان بر سر قدرت است و کنترل سختگیرانه خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده است. بنابراین، ایالات متحده با وجود آنکه از هر نظر قدرتی بهمراتب برتر از ایران محسوب میشود، نتوانسته به اهداف خود در این جنگ دست یابد.
برتری فناورانهای که ارتش آمریکا طی دههها به آن بهعنوان مزیت اصلی خود در برابر رقبا اتکا داشت، اکنون رو به افول است. برخلاف دورههای گذشته که ایالات متحده در فناوریهایی مانند هواپیماهای رادارگریز و تسلیحات هدایتشونده دقیق برتری قابلتوجهی داشت، عصر کنونی چنین مزیتی را در فناوریهایی که اکنون در حال دگرگون کردن جنگ هستند، یعنی پهپادها و هوش مصنوعی، در اختیار آمریکا قرار نخواهد داد.
درگیری با ایران، نخستین تجربه واقعی ایالات متحده از عصر جدید جنگ بود. فناوریهای نوظهور در حال از میان برداشتن فاصله میان واشنگتن و دشمنانش هستند. گسترش فناوری ارزانقیمت پهپاد و قابلیتهای هوش مصنوعی، به کشورهای کوچکتر و حتی بازیگران غیردولتی این امکان را داده است که بسیار فراتر از توان واقعی خود عمل کنند.
اکنون این دشمنان میتوانند پایگاههای پشتیبانی آمریکا را هدف قرار دهند، تلفات وارد کنند و به هواپیماهای بسیار گرانقیمت آمریکایی آسیب برسانند. حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام آواکس E-3 Sentry را نابود کرد. ارزش این خسارت بسیار فراتر از ۳۰۰ میلیون دلار قیمت این هواپیما است، زیرا ناوگان آمریکا اکنون تنها ۱۵ فروند از این هواپیماها را در اختیار دارد و برنامه جایگزینی آنها هنوز سالها با بهرهبرداری فاصله دارد.
موشکهای ایران همچنین پنج فروند هواپیمای سوخترسان KC-135 Stratotanker و چندین رادار زمینی آمریکا را هدف قرار دادند.
اگر خود را تطبیق ندهی، کارت تمام است
پهپادها نه تنها ماهیت جنگ، بلکه اقتصاد آن را نیز دگرگون کردهاند. در خلیج فارس و دیگر مناطق، پهپادها و موشکهای ارزانقیمت هوایی و دریایی میتوانند تجهیزات و سامانههایی را نابود کنند که چندین برابر گرانتر هستند.
نظامیان اوکراینی در حال به پرواز درآوردن یک پهپاد، استان زاپوریژیا، اوکراین، فوریه ۲۰۲۴/عکس از خبرگزاری رویترز
اوکراین با استفاده از قایقهای انتحاری بدون سرنشین و موشکهای ضدکشتی، ناوگان دریای سیاه روسیه را بهشدت تضعیف کرد؛ بهگونهای که طی دو سال جنگ، ۱۳ فروند کشتی را غرق و دهها فروند دیگر را آسیبدیده کرد. یک قایق بدون سرنشین به ارزش ۳۰۰ هزار دلار میتواند یک ناو جنگی را که صدها میلیون دلار ارزش دارد، از کار بیندازد.
ایالات متحده همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد، اما هنوز برای عصر جدید جنگ که با این واقعیتها تعریف میشود، آماده نیست.
آمریکا ممکن است پهپادهای ارزانقیمت و رهگیرهای بیشتری تولید کند و خود را با الزامات رقابت در حوزه هوش مصنوعی بهتر تطبیق دهد. همانگونه که هیچ ارتشی بدون ساخت هواپیما نمیتواند قدرت هوایی ایجاد کند و بدون ساخت کشتی بر دریاها مسلط شود، در عصر هوش مصنوعی نیز بدون بهرهگیری از دادهها، خرید توان پردازشی و یادگیری شیوه بهکارگیری مؤثر مدلهای هوش مصنوعی، امکان پیروزی وجود نخواهد داشت.
برای حفظ برتری در میدان نبرد، ارتش آمریکا ممکن است راههایی برای جذب سریع و کارآمد این فناوریهای نو پیدا کند. تحقق این هدف مستلزم غلبه بر موانع فرهنگی و دیوانسالارانه در نیروهای مسلح، ایجاد روابط نزدیکتر با بخش خصوصی و یافتن روشهای تازه برای ارزیابی قدرت نظامی است.
اگر ارتش آمریکا خود را با این تحولات تطبیق ندهد، بهتدریج در میدان نبرد با رقبایی روبهرو خواهد شد که از نظر توان نظامی تقریباً همسطح آن هستند. ایالات متحده، پس از دههها برتری ناشی از پیشتازی فناورانه، جایگاه خود را از دست خواهد داد؛ زیرا اجازه داده است این برتری به شکلی خطرناک از میان برود.
برتری مطلقی که دیگر به دست نخواهد آمد
ایالات متحده همواره برای کسب برتری بر دشمنان خود به نوآوری فناورانه متکی بوده است. در سالهای آغازین جنگ سرد، برنامهریزان دفاعی آمریکا بر سلاحهای هستهای تکیه کردند تا برتری عددی ارتش شوروی در اروپا را جبران کنند.
خودروهای منهدمشده در امتداد بزرگراه ۸۰ که با نام «بزرگراه مرگ» نیز شناخته میشود، دیده میشوند؛ مسیری که نیروهای عراقی هنگام عقبنشینی از کویت در جریان عملیات «طوفان صحرا» از آن استفاده کردند/عکس از ویکی مدیا
در دهه ۱۹۷۰، ایالات متحده انقلاب اطلاعات را وارد برنامهریزی نظامی خود کرد و پیشرفت در نیمهرساناها، شبکههای رایانهای و ماهوارهها، این کشور را در فناوریهایی مانند سامانههای رادارگریز، تسلیحات هدایتشونده دقیق و سامانه موقعیتیاب جهانی (GPS) پیشتاز ساخت.
این فناوریها در جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۱-۱۹۹۰ نقش تعیینکنندهای ایفا کردند و آمریکا توانست ارتش عراق را بهصورت نظاممند از هم بپاشاند. تأثیر آنها در حمله سال ۲۰۰۳ به عراق حتی چشمگیرتر بود؛ زمانی که نیروهای آمریکایی تنها در مدت سه هفته بغداد را تصرف کردند.
در سال ۲۰۱۴، پنتاگون راهبردی موسوم به «جبران سوم» (Third Offset Strategy) را آغاز کرد که هدف آن استفاده از رباتیک و هوش مصنوعی برای جبران برتری عددی نیروهای چین و روسیه بود. این راهبرد ارتش آمریکا را به سمت بهرهگیری از فناوریهای هوش مصنوعی توسعهیافته در بخش خصوصی سوق داد و مقامهای آمریکایی را متقاعد کرد که میتوانند برتری فناورانهای پایدار در برابر رقبا ایجاد کنند.
اما این بار چنین راهبردی کارساز نخواهد بود. ایالات متحده دیگر برتری آشکاری در فناوریهای نوظهور ندارد و احتمالاً نیز قادر به ایجاد چنین برتریای نخواهد بود؛ برای نمونه، به سامانههای بدون سرنشین توجه کنید. پهپادهای ارزانقیمت اکنون در سراسر جهان بهوفور در دسترس هستند و ایالات متحده نخواهد توانست مانع از آن شود که رقبایش آنها را در مقیاس گسترده به کار گیرند.
بازی پهپادها
ایران در سالهای اخیر به یکی از تولیدکنندگان مهم پهپادهای ارزانقیمت تبدیل شده و هزاران فروند از این پهپادها را برای استفاده در جنگ اوکراین در اختیار روسیه قرار داده است. روسیه نیز بر پایه طرحهای ایرانی، دهها هزار فروند دیگر تولید کرده است.
یک سرباز از تیپ مستقل ۱۲۷ دفاع سرزمینی اوکراین در خط مقدم جبهه در استان خارکیف، روز جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶، یک پهپاد را برای شناسایی پهپادهای تهاجمی روسیه به پرواز درمیآورد/عکس از آسوشیتدپرس
از نظر تئوری، ایالات متحده نیز باید بتواند تعداد بسیار زیادی از این تسلیحات را تولید کند. پهپادهای ارزانقیمت به فناوری پیچیده یا انحصاری وابسته نیستند. اما در عمل، ارتش آمریکا در تولید و بهکارگیری انبوه این پهپادها با مشکلات جدی روبهرو بوده است.
اوکراین سالانه چهار میلیون پهپاد تولید میکند، درحالیکه ارتش آمریکا تنها ۵۰ هزار فروند خریداری میکند. مقامهای پنتاگون، هم در دولت بایدن و هم در دولت ترامپ، تولید پهپادهای ارزانقیمت را در اولویت قرار دادهاند، اما مشکلات ساختاری مانع تحقق این هدف شده است.
پهپادهای کوچک نظامی بر فناوریهایی متکی هستند که در اصل برای بازار تجاری و سرگرمی توسعه یافتهاند؛ بازاری که تحت سلطه شرکت چینی DJI قرار دارد.
ارتش آمریکا بهدرستی نمیخواهد برای تجهیزات نظامی خود به محصولات بزرگترین رقیب راهبردیاش وابسته باشد؛ ازاینرو ناچار است پهپادهای ساخت آمریکا را خریداری کند که بسیار گرانتر هستند؛ هرچند همین پهپادها نیز اغلب از قطعات ساخت چین استفاده میکنند.
توان پردازشی (Compute) در عصر هوش مصنوعی، نقشی مشابه ظرفیت تولید صنعتی در عصر انقلاب صنعتی دارد. مشکل اساسیتر این است که ایالات متحده دیگر در تولید ارزان، واکنش سریع یا افزایش سریع ظرفیت تولید مهارت چندانی ندارد.
طی چند دهه گذشته، صنایع دفاعی آمریکا پیوسته به سمت تولید سامانههای نظامی هرچه پیشرفتهتر، گرانتر و کمتیراژتر حرکت کردهاند؛ تجهیزاتی که در ادبیات نظامی از آنها با عنوان «سامانههای ممتاز» (Exquisite Platforms) یاد میشود؛ اما پهپادها جهتگیری اقتصاد جنگ را تغییر دادهاند و آن را به سمت تسلیحات ارزان، قابلمصرف و جایگزینشدنی سوق دادهاند؛ سلاحهایی که میتوان آنها را در تعداد بسیار زیاد تولید کرد.
«گلههای هوشمند» پهپادی
آمریکا در انطباق با این تحول کند عمل کرده است. ابتکار Replicator وزارت دفاع آمریکا که در سال ۲۰۲۳ با هدف استقرار سریع هزاران سامانه خودکار ارزانقیمت آغاز شد، در نهایت تنها به تولید چند صد دستگاه انجامید. رهبری کنونی پنتاگون اکنون برنامههایی برای گسترش تولید پهپادهای ارزانقیمت اعلام کرده و بیش از یک میلیارد دلار برای تولید ۳۴۰ هزار پهپاد تا سال ۲۰۲۷ اختصاص داده است. ارتش آمریکا هدفی حتی بلندپروازانهتر تعیین کرده و قصد دارد تا سال ۲۰۲۸ دستکم یک میلیون پهپاد تولید کند.
شرکت پرَت اند ویتنی (Pratt & Whitney) اعلام کرده است که ارتقای هسته موتور F135 (F135 Engine Core Upgrade) با هر سه گونه جنگنده F-35 سازگار خواهد بود و میتوان آن را هم در خط تولید و هم در مراکز تعمیر و نگهداری نصب کرد/عکس از فایت گلوبال
اما برای دستیابی به این اهداف، نیروهای مسلح باید منابع مالی پایدار و قابلتوجهی را برای ایجاد صنعتی اختصاص دهند که هنوز ظرفیت تولید گسترده پهپادهای کوچک را ندارد.
بااینحال، فناوری پهپادها نیز متوقف نخواهد ماند. بهزودی این سامانهها با استقلال عملیاتی بیشتر و هماهنگی نزدیکتر با دیگر ماشینها فعالیت خواهند کرد.
امروزه بیشتر پهپادها یا بهطور مستقیم توسط انسان هدایت میشوند یا از سامانههای خودکار سادهای مانند حرکت بر اساس نقاط از پیش تعیینشده یا بازگشت به پایگاه در صورت قطع ارتباط با اپراتور استفاده میکنند.
اوکراین به میدان آزمایش قابلیتهای پیشرفتهتر خودمختاری تبدیل شده است؛ برای مثال، بسیاری از پهپادهای اوکراینی اکنون از هدایت خودکار در مرحله نهایی حمله بهره میبرند؛ به این معنا که اگر جنگ الکترونیک دشمن ارتباط میان پهپاد و اپراتور را قطع کند، پهپاد میتواند چند صد متر پایانی مسیر را بهطور مستقل طی کرده و به هدف اصابت کند.
اوکراین همچنین پهپادهای تهاجمی دوربردی تولید میکند که توان پرواز تا ۶۰۰ مایل را دارند و بدون استفاده از سامانه GPS، تنها با تطبیق تصاویر دوربینهای خود با تصاویر ماهوارهای از پیش بارگذاریشده، مسیر خود را پیدا میکنند.
این نوآوریها بهزودی فراتر از اوکراین گسترش خواهند یافت. کشورهای بیشتری و همچنین بازیگران غیردولتی به پهپادهایی مجهز خواهند شد که حتی در صورت قطع ارتباطات یا اختلال در GPS نیز قادر به یافتن و انهدام اهداف هستند. پهپادها همچنین به سامانههای هدایت خودکار بسیار پیشرفتهتری مجهز خواهند شد که به آنها اجازه میدهد مناطق وسیعی را جستوجو کرده و اهداف را بدون دخالت انسان شناسایی و منهدم کنند.
این پیشرفتها ماهیت جنگ را بهطور بنیادین تغییر خواهند داد. آنچه امروز پهپادهای ساده هستند، فردا به گلههای هوشمند تبدیل خواهند شد؛ هزاران پهپاد که بهصورت آنی به تغییرات میدان نبرد واکنش نشان میدهند.
از این گلهها برای شکار اهداف متحرک، اجرای حملات همزمان بهمنظور اشباع سامانههای دفاعی دشمن و ایجاد شبکههای ارتباطی و لجستیکی مقاوم در برابر اخلال، حمله یا جنگ الکترونیک استفاده خواهد شد. این گلههای رباتیک خودمختار قادر خواهند بود با سرعت، هماهنگی و پویاییای عمل کنند که هیچ خلبان انسانی توان رقابت با آن را ندارد.
تحول فرماندهی نظامی و دفاع در عصر پهپادها
بهرهبرداری کامل از گلههای پهپادی مستلزم بازاندیشی اساسی در شیوه فرماندهی و کنترل نظامی، ساختارهای سازمانی و نحوه هدایت نیروها در میدان نبرد خواهد بود. در آینده، نیروهای نظامی دیگر پهپادها را بهطور مستقیم هدایت نخواهند کرد. در عوض، آنها فرماندهی گلههایی متشکل از صدها یا هزاران پهپاد را بر عهده خواهند داشت و خود پهپادها بهصورت خودمختار رفتار خود را با یکدیگر هماهنگ خواهند کرد.
ربات چندمنظوره «وپر» (Vepr - KNLR-E)/عکس از صفحه لینکدین BRAVE1
ارتشها باید بیاموزند که چه نوع دستورهایی را به این گلهها بدهند و پهپادهای خودمختار چگونه باید میان خود هماهنگی ایجاد کنند. این امر مستلزم فاصله گرفتن از الگوهای سنتی فرماندهی نظامی و حرکت به سوی ساختارهایی نامتمرکزتر خواهد بود.
پهپادها هماکنون نیز در حال تغییر دادن میدان نبرد به شیوههایی هستند که ایالات متحده هنوز بهطور کامل با آنها سازگار نشده است؛ برای مثال، در جنگ اوکراین، حضور دائمی پهپادها در آسمان باعث شده است که هیچیک از طرفین نتوانند نیروهای خود را در یک نقطه متمرکز کنند، زیرا هرگونه تجمع بهسرعت شناسایی و هدف قرار میگیرد.
امروزه پهپادها مسئول بیشترین سهم از تلفات نیروهای روسیه هستند و حتی جای توپخانه را بهعنوان اصلیترین عامل تلفات گرفتهاند.
جنگ ایران نیز نشان داد که پهپادها چگونه پایگاههای نظامی دور از خطوط مقدم را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل کردهاند. ارتش آمریکا شاید خود را با این واقعیت نو سازگار کند و سرمایهگذاری بیشتری در زمینه استتار، اهداف فریبنده (Decoys) و سایر روشهای پنهانسازی از دید دشمن انجام دهد. همچنین شاید نیروها و تجهیزات خود را پراکندهتر مستقر کند تا میزان آسیبپذیری آنها کاهش یابد.
ایالات متحده همچنین به روشهایی کمهزینهتر برای مقابله با انبوه موشکها و پهپادهای ارزانقیمتی نیاز دارد که دشمنانش قادر به شلیک آنها هستند.
دفاع موشکی در طول ۳۵ سال گذشته، از زمان جنگ خلیج فارس، پیشرفت چشمگیری داشته است؛ زمانی که سامانههای پاتریوت آمریکا تقریباً در رهگیری موشکهای اسکاد عراق که اسرائیل را هدف قرار میدادند، ناکام بودند؛ اما در همین مدت، فناوری موشکهای تهاجمی نیز پیشرفت کرده و تهدید ناشی از پهپادها بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
در نتیجه، با وجود این پیشرفتها، ایالات متحده در مجموع عقب افتاده است؛ حتی با وجود آنکه سریعتر از گذشته حرکت کرده است. سامانههای دفاع موشکی امروزی مؤثر هستند، اما هزینه بسیار بالایی دارند.
ضرورت دفاع ارزانتر
ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس از پایان ماه فوریه تاکنون ۱۷۰۰ موشک بالستیک و پهپاد ایرانی را رهگیری و منهدم کردهاند، اما نسبت هزینه میان حمله و دفاع بهشدت به سود ایران بوده است.
رهگیری یک پهپاد شاهد که حدود ۳۵ هزار دلار (و بنا بر برخی برآوردهای جدید حتی تنها ۷ هزار دلار) قیمت دارد، با استفاده از یک موشک پاتریوت چهار میلیون دلاری، در بهترین حالت تنها یک «پیروزی پیروسی» است؛ پیروزیای که هزینه آن بیش از دستاوردش است.
واشنگتن بهخوبی میبیند که هزینههای این نبرد روزبهروز در حال افزایش است. ارتش آمریکا تعداد کافی موشک رهگیر در اختیار ندارد و جنگ با ایران ذخایر این کشور را بهشدت کاهش داده است. تنها از زمان آغاز این جنگ، آمریکا حدود نیمی از موشکهای پاتریوت و بین ۵۰ تا ۸۰ درصد موشکهای رهگیر سامانه تاد (THAAD) خود را مصرف کرده است.
دولت ترامپ اقداماتی برای افزایش ظرفیت تولید این موشکها آغاز کرده است، اما جبران این کاهش ذخایر سالها زمان خواهد برد. کاهش این ذخایر نهتنها نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، بلکه نیروهای این کشور در آسیا و اروپا را نیز آسیبپذیرتر خواهد کرد.
همانند پهپادهای ارزانقیمت، پنتاگون در حال توسعه و افزایش تولید رهگیرهای ارزانتر نیز هست. رهگیرهای پهپادی Coyote آمریکا حدود ۱۲۵ هزار دلار قیمت دارند، درحالیکه رهگیرهای Merops تنها حدود ۱۵ هزار دلار برای هر فروند هزینه دارند؛ پیشرفتی چشمگیر در مقایسه با موشکهای چند میلیون دلاری.
بااینحال، واشنگتن ناچار است تولید این رهگیرهای ارزانتر را نیز بهطور قابلتوجهی افزایش دهد تا بتواند همگام با رشد سریع تهدیدهای جدید حرکت کند.
الگوی بزرگ بعدی: هوش مصنوعی
هوش مصنوعی تغییراتی حتی عمیقتر از پهپادها در جنگ ایجاد خواهد کرد. اگرچه ایالات متحده میزبان پیشرفتهترین شرکتهای هوش مصنوعی جهان است، اما پیشرفتهای این حوزه روند فرسایش برتری فناورانه نظامی آمریکا را بیش از پیش تسریع خواهد کرد.
پهپاد رزمی «بایراکتار TB-2» متعلق به ارتش اوکراین/عکس از مایک مارین Adobe Stock
واشنگتن امروز بهشدت درگیر آن چیزی است که از آن با عنوان «رقابت هوش مصنوعی» میان آمریکا و چین یاد میشود، اما واقعیت این است که در شرایط کنونی، دو کشور تقریباً از برابری فناورانه برخوردارند. مدلهای هوش مصنوعی چین تنها چند ماه از پیشرفتهترین مدلهای آمریکایی عقبتر هستند.
شرکتهای چینی مانند مونشات، دیپسیک و مینیشات عملاً بر دستاوردهای مدلهای آمریکایی سوار میشوند و با استفاده از آنها، مدلهای خود را با هزینهای بسیار کمتر آموزش میدهند. شرکتهای اوپن ایآی، آنتروپیک و گوگل همگی گزارش دادهاند که رقبای خارجی در مقیاس گسترده تلاش کردهاند برخلاف شرایط استفاده از خدمات، اطلاعات و قابلیتهای مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی را استخراج کنند.
شرکتهای چینی نیز محدودیت دسترسی خود به پیشرفتهترین تراشههای هوش مصنوعی را که در نتیجه کنترلهای صادراتی آمریکا ایجاد شده است، با کپی کردن دستاوردهای شرکتهای آمریکایی که به این تراشهها دسترسی دارند، جبران میکنند. این روش که «تقطیر خصمانه» (Adversarial Distillation) نام دارد، در عمل مزیت آمریکا در پیشرفتهترین قابلیتهای هوش مصنوعی را تا حد زیادی از میان میبرد.
حوزه دیگری که ایالات متحده تا همین اواخر در آن برتری داشت، استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل اطلاعات و برنامهریزی عملیاتی بود. مدلهای زبانی بزرگ اکنون در سامانه Maven Smart System شرکت پالانتیر به کار گرفته شدهاند؛ سامانهای که اطلاعات بهدستآمده از منابع مختلف را در یک محیط واحد گردآوری میکند تا تحلیلگران بتوانند میدان نبرد را ارزیابی کنند.
هوش مصنوعی این امکان را برای تحلیلگران اطلاعاتی و برنامهریزان نظامی فراهم میکند که حجم عظیمی از دادهها را تحلیل کرده و حملات را طراحی کنند. گزارشها حاکی از آن است که ارتش اسرائیل نیز در جنگ غزه از سامانههای یادگیری ماشین برای پردازش دادهها و پیشنهاد اهداف حمله استفاده کرده است، اما عملیات ارتش آمریکا علیه ایران احتمالاً نخستین استفاده گسترده از مدلهای زبانی بزرگ در یک میدان نبرد واقعی بوده است.
در جنگ ایران، هواپیماهای جنگی آمریکا بارها در میانه پرواز به سمت اهداف جدید هدایت شدند. در چنین محیط پویایی، ارتش آمریکا از هوش مصنوعی برای اولویتبندی اهداف و طراحی بستههای عملیاتی حمله استفاده کرد.
اما برتری فناورانه آمریکا در حال از بین رفتن است. تنها طی چند ماه آینده، ارتش چین نیز به مدلهای هوش مصنوعی با تواناییهایی مشابه دست خواهد یافت.
در واقع، تقریباً تمام ارتشها و حتی گروههای غیردولتی در سراسر جهان به چنین ابزارهایی دسترسی پیدا خواهند کرد؛ زیرا هوش مصنوعی دیگر فناوری محرمانه دولتها نیست، بلکه محصول بخش خصوصی است و نوآوریهای آن بهسرعت در سراسر جهان منتشر میشود.
اگرچه شرکتهای پیشرو آمریکایی مایل به همکاری با ارتش ایالات متحده هستند، اما فناوری هوش مصنوعی بسیار سریعتر از آن گسترش مییابد که ارتش بتواند آن را بهموقع جذب، بهکارگیری و به ابزاری برای تحول عملیاتی تبدیل کند.
در واقع، آنچه برای نیروهای مسلح اهمیت بیشتری دارد این نیست که کدام کشور نخستین بار یک فناوری هوش مصنوعی را توسعه داده است، بلکه این است که کدام ارتش زودتر بتواند آن را در عمل به کار گیرد.
در دورههای تحول فناورانه، موفقیت نسبی ارتشها بیش از هر چیز به میزان توانایی آنها در بهکارگیری مؤثر فناوریهای نو بستگی دارد؛ برای نمونه، در اوایل قرن بیستم، همه قدرتهای بزرگ نظامی جهان به فناوریهای جدیدی مانند تانک، زیردریایی و هواپیما دسترسی داشتند.
چالش اصلی، داشتن این تجهیزات نبود؛ بلکه فهمیدن این بود که چگونه باید از آنها استفاده کرد. در فاصله میان جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، ارتشها با فناوریهای جدید آزمایش کردند و ساختارهای سازمانی، دکترینهای نظامی و شیوههای آموزشی تازهای را برای بهرهگیری از این سلاحها ابداع کردند.
بریتانیا نخستین کشوری بود که در زمینه ناوهای هواپیمابر نوآوری کرد، اما در آستانه جنگ جهانی دوم از ژاپن و ایالات متحده عقب افتاد. فناوری هواپیماهای بریتانیا از پیشرفتهترین فناوریهای زمان خود بود، اما موانع فرهنگی و بوروکراتیک در ارتش این کشور، از جمله تصمیم اشتباه واگذاری مسئولیت هوانوردی دریایی به نیروی هوایی سلطنتی به جای نیروی دریایی، روند پذیرش این فناوری را کند کرد.
اهمیت این موضوع در آن است که در میدان نبرد، شیوههای بهکارگیری فناوری بسیار بیش از خود تجهیزات و سامانههای پیشرفته تعیینکننده هستند. در نهایت، بیشتر جنگها میان طرفهایی رخ میدهد که از نظر فناوری تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.
استیون بیدل، پژوهشگر مطالعات نظامی، در پژوهشی درباره جنگهای زمینی بین سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۹۲ نشان داد که فاصله زمانی میان سطح فناوری نظامی دو طرف درگیر، بهطور متوسط کمتر از سه سال بوده است.
ادامه دارد...