به گزارش اکوایران، از میان تمام حرف‌های زشت و نادرستی که دونالد ترامپ در هفتۀ گذشته دربارۀ ولودیمیر زلنسکی گفت، زشت‌ترینشان اصلاً نادرست نبود. ترامپ دربارۀ زلنسکی گفت: «سال‌هاست که او را زیر نظر دارم و دیده‌ام که بدون هیچ برگه‌ای مذاکره می‌کند. او هیچ کارتی ندارد. و حال آدم از این وضعیت به هم می‌خورد.»

به نوشته آتلانتیک، حال آدم از این وضعیت به هم می‌خورد. کمی دربارۀ این عبارت فکر کنید. ترامپ این جمله را در میان مجموعه‌ای از دروغ‌ها گفت که طی چند روز مطرح کرد و خودش لابد می‌داند بسیاری از آن‌ها نادرستند. او دربارۀ دلایل جنگ، میزان حمایت مردم از زلنسکی، میزان کمک‌های مالی آمریکا به اوکراین، کمک‌های اروپا و وضعیت مذاکرات قبلی دروغ گفته است. اما «حال آدم از این وضعیت به هم می‌خورد» دست‌کم بویی از حقیقت دارد. ترامپ واقعاً حوصله‌اش از این جنگ سر رفته است. آن را درک نمی‌کند. نمی‌داند چرا شروع شد. نمی‌داند چگونه باید به آن پایان داد. او می‌خواهد کانال را عوض کند و چیز دیگری ببیند.

همچنین به او هیچ کارتی ندارد: این جمله احتمالاً بازتاب باور حقیقی ترامپ است. از دیدگاه ترامپ، تنها کارت‌های واقعی پول زیاد و قدرت سخت هستند. در دنیای او، بازیگران واقعی کسانی هستند که هیچ دادگاهی نمی‌تواند جلویشان را بگیرد، هیچ روزنامه‌نگاری نمی‌تواند از آن‌ها سؤال کند و هیچ قانون‌گذاری نمی‌تواند با آن‌ها مخالفت کند. کسانی که پولشان می‌تواند هر چیزی را بخرد و قدرتشان هیچ محدودیتی ندارد.

اما ترامپ اشتباه می‌کند. زلنسکی شاید پول نداشته باشد و شاید مانند ولادیمیر پوتین یا شی جین‌پینگ دیکتاتور بی‌رحمی نباشد، اما نوع دیگری از قدرت را دارد. او رهبری جامعه‌ای را بر عهده دارد که خودش را سازماندهی می‌کند، با رهبرانی محلی که مشروعیت دارند و با بخش فناوری که خود را وقف پیروزی کرده است ــ‌جامعه‌ای که در سراسر جهان به نماد شجاعت تبدیل شده است. او پیامی دارد که مردم را به عمل وامی‌دارد، نه اینکه فقط آن‌ها را از ترس به سکوت بکشاند.

در سومین سالگرد تهاجم گسترده روسیه، باید به یاد آورد که در شبی که این جنگ آغاز شد چه گذشت. آن شب، همه انتظار داشتند که روسیه همسایۀ بسیار کوچکتر خود را در هم بشکند. اما آن تسلیم هرگز اتفاق نیفتاد. شش هفته بعد، شاهد بودیم که: تیم ضربتی که کوشید زلنسکی را بکشد؛ قتل غیرنظامیان بوچا در حومۀ کی‌یف؛ خبرنگاران اوکراینی که به جاهای گوناگون کشور رفته بودند تا داستانشان را بگویند؛ غیرنظامیانی که به ارتش پیوسته بودند؛ پیش‌خدمتی که برای نظامیان آشپزی می‌کرد.

سه سال بعد، برخلاف تمام موانع و پیش‌بینی‌ها، غیرنظامیان، خبرنگاران، سربازان و پیشخدمت‌ها هنوز در کنار هم کار می‌کنند. ارتش یک میلیونی اوکراین، بزرگترین ارتش اروپا، هنوز می‌جنگد. جامعۀ مدنی اوکراین همچنان داوطلب می‌شود، همچنان برای نیروها پول جمع می‌کند. صنعت دفاعی اوکراین متحول شده است. در سال ۲۰۲۲، کارگاه‌های کوچکی با وسایلی شبیه به مقوا و چسب پهپاد می‌ساختند. در سال ۲۰۲۴، کارخانه‌های اوکراین ۱.۵ میلیون پهپاد تولید کردند و امسال تعداد بیشتری خواهند ساخت. تیم‌هایی در مراکز کنترل زیرزمینی اکنون از نرم‌افزارهای سفارشی استفاده می‌کنند تا هر ماه هزاران هدف را مورد اصابت قرار دهند. به‌خاطر کار آن‌هاست که روسیه با وجود حملات پی‌درپی در بیشتر سال گذشته، به‌تدریج و به‌کندی پیشروی کرده است. طبق برآورد مؤسسۀ مطالعات جنگ، با سرعت فعلی پیشروی، روسیه برای تصرف ۸۰ درصد باقی‌ماندۀ اوکراین به ۸۳ سال زمان نیاز دارد.

روسیه منابع لازم برای جنگ بی‌پایان در برابر چنین سطحی از سازماندهی و اراده را ندارد. تولیدات نظامی پوتین در حال بلعیدن اقتصاد غیرنظامی کشورش است. تورم سر به فلک کشیده است. حالا تنها راه پیروزی پوتین ــ‌تنها راهی که او می‌تواند در نهایت در نابودی حاکمیت اوکراین موفق شود‌ــ این است که متحدان اوکراین حالشان از این جنگ به هم بخورد.

او با قانع کردن ترامپ برای قطع کمک به اوکراین، چون زلنسکی «هیچ کارتی» ندارد و با متقاعد کردن اروپایی‌ها که آن‌ها هم نمی‌توانند پیروز شوند، پیروز می‌شود. به همین دلیل است که پول پوتین اینفلوئنسرهای آمریکایی در تنسی و احتمالاً جاهای دیگر را خرید و تبلیغات در انتخابات دیروز آلمان او از راست‌گرایان طرفدار روسیه و دیگر احزاب طرفدار روسیه در سراسر اروپا حمایت کردند. پوتین نمی‌تواند در میدان نبرد پیروز شود اما می‌تواند در ذهن دشمنانش پیروز شود ــ‌اگر به او اجازه دهیم.

اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان می‌توانند در برابر وسوسۀ خستگی و حواس‌پرتی مقاومت کنند. ما می‌توانیم تسلیم بدبینی، نیهیلیسم و دروغ‌های پروپاگاندای روسیه نشویم، حتی وقتی که توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده تکرار می‌شوند. و می‌توانیم باور نکنیم که اوکراین هیچ کارتی ندارد، که ما هیچ کارتی نداریم و اینکه دنیای دموکراتیک هیچ منبع قدرتی جز دونالد ترامپ و ایلان ماسک ندارد.

سه سال از این جنگ گذشته و اهدافش همچنان همان اهداف شب آغاز جنگند. پوتین، که دیروز یکی از بزرگترین حملات کل جنگ را آغاز کرد، هنوز به دنبال نابودی حاکمیت، جامعۀ مدنی، دموکراسی و آزادی اوکراین است. او هنوز می‌خواهد به جهان نشان دهد که دوران قدرت آمریکا به پایان رسیده و آمریکا از متحدانش در اروپا، آسیا یا هر جای دیگر دفاع نخواهد کرد. او هنوز می‌خواهد قواعد و قوانینی را که هشت دهه صلح را در اروپا حفظ کرده بودند، باطل کند؛ می‌خواهد بی‌ثباتی و ترس ایجاد کند، نه فقط در کشورهای همسایۀ روسیه بلکه در سراسر قاره اروپا و حتی در سرتاسر جهان.

این جنگ فقط زمانی واقعاً به پایان می‌رسد که پوتین از این اهداف دست بکشد. هیچ توافق صلحی را که به او اجازه می‌دهد به این اهداف دست نیابد پذیرفت.