رهبران قدرتمند و امپراتوریهای بزرگ؛ خیز ترامپ برای یک گسست بزرگ در نظم نوین جهانی
اکوایران: ترامپ این را نمیبیند که همان نظم جهانیای که واشنگتن ایجاد کرده، برتری ایالات متحده را تضمین کرده و موجب رونق اقتصادی این کشور شده است. در عوض، او جهان را جایی میبیند که آمریکا در آن بیش از حد مسئولیت به عهده گرفته، از سوی متحدانش فریب خورده و توسط دشمنانش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.

به گزارش اکوایران، «فکر نمیکنم ما به آنچه قبلاً داشتیم برگردیم.» این پیشبینی الکس یانگر، رئیس سابق سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6)، بود که اظهاراتش در برنامه “Newsnight” بیبیسی درباره وضعیت نظم جهانی در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، هفته گذشته بهشدت مورد توجه قرار گرفت.
یانگر گفت: «ما وارد دورهای جدید شدهایم که در آن، به طور کلی، روابط بینالملل دیگر بر اساس قوانین و نهادهای چندجانبه تعیین نمیشوند، بلکه بر اساس رهبران قدرتمند و معاملات شخصی شکل میگیرند. این همان طرز تفکر دونالد ترامپ است، و قطعاً طرز تفکر ولادیمیر پوتین و همچنین طرز تفکر شی جینپینگ، رئیسجمهور چین است.»
بر اساس گزارش واشنگتنپست، ترامپ در روزهای بعد کار چندانی برای رد این دیدگاه انجام نداد. روز دوشنبه، ایالات متحده همراه با روسیه، کره شمالی، بلاروس و چند حکومت نظامی در غرب آفریقا علیه قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل که تهاجم روسیه را محکوم میکرد، رأی داد، آن هم در سومین سالگرد حمله تمامعیار کرملین به اوکراین. این اقدام تحلیلگران و ناظران اروپایی را شوکه کرد و نشانهای آشکار از تمایل ترامپ به نادیده گرفتن هنجارهای بینالمللی و اعمال فشار بر متحدانش تلقی شد.
اگر جنگهای تجاری و تضعیف ائتلافها کافی نبود، اینبار رئیسجمهور آمریکا آشکارا در حال تطهیر تصرف ارضی روسیه از یک همسایه ضعیفتر بود. ریچارد گووان، کارشناس سازمان ملل در گروه بینالمللی بحران، در اینباره گفت: «شکاف بین ایالات متحده و اروپا اکنون بزرگترین اختلاف میان قدرتهای غربی در سازمان ملل از زمان جنگ عراق است و احتمالاً حتی بنیادیتر از آن.»
ترامپ خود را پیامآور صلح معرفی میکند، اما در حال تضعیف نظم جهانی است.
به نظر میرسد ترامپ برای یک گسست بزرگ آماده شده و خود را بهعنوان عامل صلح معرفی میکند. او این هفته در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید گفت: «از زمان بازگشتم به کاخ سفید، گفتگوهای عالیای داشتیم، از جمله با روسیه. دولت من در حال ایجاد یک گسست قاطع از سیاست خارجی دولت قبلی و، صادقانه بگویم، گذشته است.»
اما در واقع، ترامپ نهتنها از سیاست خارجی دولت بایدن فاصله میگیرد، بلکه به گذشتهای دورتر بازمیگردد. سیاست «اول آمریکا» که او دنبال میکند، کمترین اهمیتی به بینالمللگرایی جهانی ندارد، همان بینالمللگراییای که سیاست خارجی آمریکا را برای چندین نسل پس از جنگ جهانی دوم شکل داده است.
اما ترامپ این را نمیبیند که همان نظم جهانیای که واشنگتن ایجاد کرده، برتری ایالات متحده را تضمین کرده و موجب رونق اقتصادی این کشور شده است. در عوض، او جهان را جایی میبیند که آمریکا در آن بیش از حد مسئولیت به عهده گرفته، از سوی متحدانش فریب خورده و توسط دشمنانش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.
در نتیجه، کاخ سفید بر این باور است که بهتر است آمریکا خود را فقط در چارچوب قدرتهای بزرگ و پیروان آنها ببیند و مانند بزرگترین قدرت در میان همه آنها عمل کند.
فشار بر مکزیک و کانادا، تهدید به الحاق کانال پاناما و درخواست برای جذب گرینلند، همگی حرکاتی بودند که یادآور حاکم یک امپراتوری است که به دنبال گسترش حوزه نفوذ خود است.
آتوسا آراکسی آبرامیان، نویسنده کتاب «جهان پنهان: چگونه ثروت نظم جهانی را هک میکند»، درباره سیاست خارجی ترامپ نوشت: «سیاست خارجی ترامپ، کشورها را نه بهعنوان ملتهای مستقل و دارای حاکمیت، بلکه بهعنوان مناطقی برای دور زدن قوانین، فرار از مقررات و استخراج منابع میبیند. اگر بخواهیم این نگاه را نامگذاری کنیم، میتوان آن را «جهانیگرایی ملی» نامید. تلاشی برای گسترش قلمروی آمریکا در خارج از مرزهایش برای پیشبرد منافع خود.»
مایکل کیمیج، مدیر مؤسسه کنان در مرکز ویلسون، در مقالهای در فارن افرز بهدقت توضیح داده که چگونه بهنظر میرسد ترامپ با رهبرانی قدرتمند همچون پوتین، شی جینپینگ، نارندرا مودی، نخستوزیر هند، و رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، همسوتر است.
همه این رهبران، در درجاتی مختلف، رهبرانی راستگرا در قالب آنچه «دولتهای تمدنی» خوانده میشود، هستند. کشورهایی که هویت ملی خود را وابسته به یک گذشته باشکوه میبینند و میخواهند آن را در آینده احیا کنند.
آنها جهانوطنی نخبگان شهری را در جوامع خود نفی میکنند و به نظم «قانونمحور» مورد حمایت ایالات متحده که نزدیک به یک قرن پابرجا بوده، با دیده تردید نگاه میکنند.
کیمیج نوشت: «با روی کار آمدن ترامپ، در آنکارا، پکن، مسکو، دهلینو و واشنگتن (و بسیاری از پایتختهای دیگر)، این باور سنتی که تنها یک سیستم جهانی با مجموعهای از قوانین پذیرفتهشده وجود دارد، کنار گذاشته خواهد شد. در چنین محیط ژئوپلیتیکی، مفهوم بهخطرافتاده «غرب» حتی بیش از پیش رنگ خواهد باخت و در نتیجه، جایگاه اروپا نیز تضعیف خواهد شد. اروپایی که در دوران پس از جنگ سرد، شریک واشنگتن در نمایندگی از «جهان غرب» بود.»
اروپاییها در حال مقابله با این شوک هستند. فریدریش مرتس، صدراعظم جدید آلمان، که از اعضای کهنهکار طیف راست میانه و مدافع سنتی روابط فراآتلانتیکی است، وعده داده که کشورش را از دههها وابستگی به چتر امنیتی آمریکا مستقل کند.
او از حمایت ظاهری ترامپ از روایت کرملین درباره جنگ اوکراین، از جمله این ادعای او که تلاش کییف برای پیوستن به ناتو باعث آغاز جنگ شد، ابراز خشم کرد.
مرتس در مصاحبهای با یک ایستگاه رادیویی آلمانی گفت: «این در اصل، یک وارونه نشان دادن کلاسیک از نقش متجاوز و قربانی است. این همان روایت روسیه است، و این همان برداشتی است که پوتین سالها آن را تبلیغ کرده است. و من، صادقانه بگویم، کمی شوکه شدهام که دونالد ترامپ حالا ظاهراً آن را به دیدگاه خودش تبدیل کرده است.»
کریستوفر چیویس، پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، در مقالهای نوشت: «ما احتمالاً شاهد آغاز یک تلاش عمده از سوی ایالات متحده برای بازنگری در شرایط رابطهاش با اروپا هستیم. در ماه جاری، مقامهای ارشد ترامپ در سفرهایشان به اروپا سخنان تند و هشدارآمیزی را مطرح کردهاند. هنوز مشخص نیست که دولت ترامپ تا چه حد در این مسیر پیش خواهد رفت، اما این رابطه بنیادی در دیپلماسی آمریکا، که از زمان تبدیل شدن ایالات متحده به یک ابرقدرت جهانی شکل گرفته، دستخوش تغییراتی اساسی خواهد شد.»
ترامپ و متحدانش خود را در حال اجرای یک «تغییر توازن» بزرگ در صحنه جهانی میبینند. بهنظر میرسد آنها رویای اجرای یک «کیسینجر معکوس» را در سر دارند، یعنی نزدیکی به مسکو با هدف ایجاد شکاف بین روسیه و چین، مشابه با زمانی که ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲، از طریق تنشزدایی با پکن، اتحاد جماهیر شوروی را تضعیف کرد.
اما بیشتر تحلیلگران، حتی ناظران در دیگر نقاط جهان، تردید دارند که کاخ سفید بتواند چنین کاری را انجام دهد.
«کوی هونگجیان»، پژوهشگر مطالعات اروپایی در دانشگاه مطالعات خارجی پکن، در اینباره گفت: «چین و روسیه یک شراکت جامع ایجاد کردهاند که فراتر از حوزه امنیتی است و توسعه اقتصادی را نیز در بر میگیرد. این کشورها دیگر همان کشورهایی نیستند که در گذشته بودند. همانطور که یک فیلسوف یونانی مشهور گفت: «هیچکس دو بار پایش را در یک رودخانه نمیگذارد.»
اما ترامپ، که دوباره به دنیای پرتلاطم سیاست قدرتهای بزرگ بازگشته است، مصمم به اثبات نادرستی این گفته به نظر میرسد.
تیتر یک در اکوایران
پربینندهترینها
-
هوای سرد چه زمانی از کشور میرود؟/ کمترین دمای هوای تهران اعلام شد
-
خبر مهم برای دارندگان کارت سوخت/ ۱۰ میلیون کارت سوخت سال آینده باطل میشود
-
خبر مهم درباره رزمایش هستهای/ اسلامی: امروز و فردا رزمایش پدافند هستهای برگزار میشود
-
ترامپ تهدید خود را درباره حماس پس گرفت؟/ تقدیر رئیس ایالاتمتحده از عربستان و قطر
-
نتانیاهو به دنبال حمله به ایران است؟
-
شاخص دلار در مسیر بازگشت؛ کف 11 هفتهای شکست
-
قیمت شب عید برنج، خرما و شکر دولتی اعلام شد
-
بررسی اثر استیضاح همتی بر بازارها
-
همتی زیر تیغ استیضاح؛ تعداد امضاها به ۱۱۴ نماینده رسید