به گزارش اکوایران، پرونده دسترسی بازرسان به تاسیسات هستهای ایران همزمان با نزدیکشدن نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ماه مارس، بار دیگر به کانون مناقشه میان آژانس و تهران بدل شده است؛ مناقشهای که اینبار نه صرفاً بر سر «دسترسی»، بلکه بر سر «تعریف قواعد بازی پس از حمله نظامی» شکل گرفته است.
میخائیل اولیانوف، نماینده دائم فدراسیون روسیه در سازمانهای بینالمللی مستقر در وین روز شنبه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دیدار داشت.
او نوشت: گفتوگوهای این دیدار، مجموعهای از موضوعات روز و بعضاً مناقشهبرانگیز در دستور کار آژانس، از جمله تحولات اوکراین، پرونده هستهای ایران و کنفرانس پیشِ روی پاریس درباره انرژی هستهای بوده است.
این دیدار در شرایطی انجام شد که گروسی پیشتر در گفتوگو با خبرگزاری تاس، بر نقش «بسیار مهم» روسیه در روند حلوفصل مسئله هستهای ایران تأکید کرده و مسکو را یکی از بازیگران کلیدی این معادله دانسته بود؛ موضعی که از نگاه ناظران، بازتابدهنده تلاش آژانس برای حفظ مسیرهای دیپلماتیک در میانه تنشهای فزاینده است.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی همزمان در گفتوگوهایی جداگانه، به پیامدهای حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در ژوئن گذشته پرداخت و اذعان کرد این حملات «تأثیر جدی» بر زیرساختهای هستهای ایران بر جای گذاشته است. به گفته گروسی، در مقایسه با وضعیت پیش از درگیریها، بخشی از زیرساختهای هستهای ایران دچار آسیبهای قابل توجه شده است.
با این حال، او در گفتوگو با روزنامه اماراتی «نشنال» تأکید کرد که ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا همچنان در محلهای پیشین خود قرار داشته و این بخش از معادله دستخوش تغییر اساسی نشده است. گروسی در عین حال هشدار داد تا زمانی که بازرسان آژانس به طور کامل به تأسیسات بازنگردند، امکان ارائه تضمین قطعی درباره وضعیت این مواد وجود نخواهد داشت. به گفته او، هرچند روشهایی برای رصد کلی شرایط وجود دارد، اما تنها از مسیر نظارتهای جامع و دقیق میتوان به ارزیابی نهایی دست یافت.
مدیرکل آژانس با توصیف وضعیت کنونی بهعنوان شرایطی «بهطور کلی بیثبات»، بار دیگر بر راهحل دیپلماتیک بهعنوان تنها مسیر قابل اتکا برای حلوفصل پرونده ایران تأکید کرد.
در واکنش به این تحولات، تهران پس از بمباران تأسیسات هستهای که تحت توافق جامع پادمانی با آژانس قرار داشتند، اعلام کرد برخورداری از انرژی هستهای صلحآمیز، حق مسلم ایران ذیل پیمان منع اشاعه تسلیحات هستهای (NPT) است و توانمندی و فناوری بومی هستهای کشور با حملات نظامی از بین نخواهد رفت.
مطالبه آژانس و تردید تهران در پرونده هستهای
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل در گفتوگو با اکوایران گفت: در هفتههای اخیر، نشانههای روشنی از افزایش فشار آژانس و شخص رافائل گروسی بر ایران مشاهده شده است. گروسی در این بازه زمانی، در مصاحبهها و تماسهای متعدد، بارها به موضوع همکاری ایران با آژانس پرداخته و بر ضرورت شفافسازی تأکید کرده است.
به باور احمدی، بخشی از این موضعگیریها به در پیش بودن نشست آتی شورای حکام بازمیگردد و بخش دیگر، ناشی از فشارهایی است که از سوی اروپا و آمریکا بر آژانس و مدیرکل آن وارد میشود؛ فشارهایی با هدف پیشبرد روندی که بتواند پرونده موجود را به سرانجامی مشخص برساند. از نگاه او، این مسئله در نهایت موضوعی است که باید حلوفصل شود.
او با اشاره به حملات انجامشده به سایتهای هستهای ایران در جنگ 12 روزه، توضیح داد: پس از این حملات، شرایطی فوقالعاده شکل گرفت؛ شرایطی که بهطور طبیعی موجب اخلال، وقفه و اختلال در روند بازرسیها و نظارتهای آژانس شد.
با این حال، اکنون حدود هفت ماه از آن مقطع گذشته و به گفته احمدی، ظاهرا انتظار آژانس این است که دوره وضعیت فوقالعاده سپری شده تلقی شود. استدلال آژانس و گروسی بر همین مبناست: آژانس درک میکند که در مقطعی شرایط اضطراری وجود داشته، اما می گوید این وضعیت نمیتواند برای همیشه ادامه یابد.
بر همین اساس، آژانس از ایران می خواهد گزارشی درباره آنچه در سه سایت مورد بحث رخ داده ارائه کند؛ گزارشی که شامل مشاهدات و شرح واقع از دیدگاه ایران و ارزیابی خود تهران از اتفاقات صورتگرفته باشد. در گام بعد، آژانس انتظار دارد امکان راستیآزمایی این گزارش توسط بازرسان آژانس نیز فراهم شود.
احمدی تأکید کرد: این روندی است که بخشی از روال معمول پادمان است؛ روالی که بر اساس آن کشورها گزارش میدهند و دسترسی لازم را برای راستیآزمایی در اختیار آژانس قرار میدهند. به گفته او، آژانس طی هفتههای اخیر با شدت بیشتری بر این مطالبه پافشاری کرده است.
در مقابل، این پرسش مطرح است که مقامات ایرانی در این مقطع چه رویکردی را در پیش خواهند گرفت. احمدی گفت: دستکم در عرصه عمومی، نشانه یا قرینه روشنی مبنی بر اتخاذ تصمیم نهایی از سوی تهران دیده نمیشود.
با این حال، او معتقد است که مقامات ایران باید توجه داشته باشند این وضعیت نمیتواند برای مدتی طولانی بلاتکلیف باقی بماند و در نهایت باید به تصمیمی مشخص در این رابطه گرفته شود. در غیر این صورت، تداوم این بلاتکلیفی میتواند بهانهای تازه برای اجماعسازی از سوی غرب و آمریکا فراهم کند و زمینه را برای تشدید فشارهای دیپلماتیک و حتی نظامی فراهم سازد.
احمدی در ادامه به نقش روسیه و چین پرداخت و گفت: به نظر می رسد که این دو کشور نیز مایلاند این پرونده به سرانجام برسد. به گفته او، مسکو و پکن همواره بر حلوفصل مسائل از طریق تفاهم و مذاکره تأکید کردهاند و بر این موضع بودهاند که ایران به دنبال سلاح هستهای نبوده و نباید باشد. از این منظر، روسیه و چین نیز همکاری ایران با آژانس را ضروری میدانند و احتمالاً همین پیام را در تماسها و مذاکرات دیپلماتیک خود به طرف ایرانی منتقل میکنند.
با این حال، احمدی یادآور شد: طرف ایرانی با ملاحظات و معضلات خاص خود روبهروست. از نگاه تهران، ارائه دسترسی و شفافسازی بدون دریافت امتیاز متقابل، مسئلهای ساده نیست. ایران باید روشن کند که چه اتفاقی برای بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی افتاده و سرنوشت آن چه شده است؛ اینکه این مواد همچنان در سایتهای هدف قرار گرفته قرار دارند یا به مکانهای دیگری منتقل شدهاند. این موارد، ابهاماتی است که برای طرفهای غربی وجود دارد.
به گفته احمدی، به نظر میرسد مقامات ایرانی ترجیح میدهند این ابهام تا زمانی حفظ شود که در ازای رفع آن، امتیاز یا تعهدی در ارتباط با وضعیت آینده و بهویژه یک توافق نهایی دریافت کنند. چراکه در شرایط کنونی، شانس دستیابی به یک توافق نهایی میان ایران و آمریکا اندک است؛ توافقی که اروپاییها نیز بر ضرورت تحقق آن از طریق مذاکره مستقیم بین تهران و واشنگتن تأکید کردهاند. در چنین فضایی، این ابهام بهمثابه اهرمی در دست ایران تلقی میشود و تهران تمایلی ندارد بهراحتی با ارائه گزارش و دادن دسترسی، این اهرمها را از دست بدهد.
آیا آژانس میتواند سایه تقابل نظامی را کوتاه کند؟
او در پاسخ به این پرسش که آیا حرکت ایران به سمت مذاکره با آژانس میتواند از شدت تقابل نظامی بکاهد یا خیر، تاکید کرد: اگر این مذاکره، جدی و معنادار باشد، میتواند اثرگذار واقع شود.
به باور احمدی، احیای توافقی مشابه آنچه در قاهره حاصل شد ـ یا تکمیل و تطبیق آن با شرایط کنونی ـ میتواند چارچوبی فراهم کند که در آن، موضوع گزارشدهی و دسترسی نیز مدیریت شود. در چنین حالتی، ایران ممکن است بتواند از طریق آژانس امتیازاتی کسب کند.
او معتقد است که در مقطع فعلی، کانال مذاکره با آژانس نسبت به سایر کانالها مناسبتر است؛ چراکه مذاکره ایران و آمریکا بلافاصله درگیر پیچیدگیهای سیاست داخلی دو کشور میشود، در حالی که کانال آژانس میتواند مسیری فنیتر و کمهزینهتر باشد. اگر ایران و آژانس بتوانند به یک تفاهم و راهحل میانه دست یابند، ابهامات مربوط به سایتهای هستهای و موجودی اورانیوم غنیشده تا حد زیادی رفع خواهد شد.
به گفته احمدی، رفع این ابهامات ـ بهویژه در حوزه ذخایر اورانیوم، که اخیرا ویتکاف نیز بر آن تأکید کرد ـ میتواند زمینهساز گشایشی محدود اما معنادار در روابط ایران و کشورهای غربی باشد. چنین گشایشی، دستکم در حد خود، میتواند به کاهش تنش و تخفیف فشارها، از جمله فشار ناشی از تهدیدهای نظامی، منجر شود.