صبح نهم اسفند 1404، داغی بزرگ و ابدی بر دل ایرانیان نشست؛ وقتی که آوای کودکان جنوب در غرش موشک‌هایی سهمگین گم شد و کیف‌های صورتی‌شان پلیدی و بی‌رحمی جنگ را به جهان مخابره کرد.

حوالی ظهر نهم اسفند پارسال در حالی که ایرانیان در شوک حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به خاک کشور بودند، خبری دردناک از جنوب مخابره شد، خبری که شروع آن، حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب بود و ختم آن، 155 جان از دست رفته.

دقایق نخست مخابره خبر، خیلی‌ها خود را دلداری می‌دادند که شاید به دلیل پیش‌بینی وقوع جنگ در آن برهه، مدرسه خالی بوده و هیچ کودکی مسافر بهشت نشده؛ اما هر چه زمان پیش رفت، خبرهای تلخ هم اوج گرفت و در عرض چند ساعت، داغ بزرگ دیگری بر دل ایرانیان نشست.

طبق روایت رسمی ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، در حمله به مدرسه میناب، ۷۳ کودک پسر، ۴۷ کودک دختر، ۲۶ معلم، هفت نفر از والدین، یک راننده سرویس مدرسه و یک تکنیسین داروخانه درمانگاه جنب مدرسه، آسمانی شدند.

این روزها که بازی‌های جام جهانی 2026 در جریان است و شور و شوق فوتبال، جهان را در بر گرفته، جای بچه‌های میناب پای تلویزیون و کنار پدر و مادرشان بد خالیست؛ بچه‌هایی که اگر بودند، فارغ از امتحانات پایان سال، یک ماه و اندی را با کودکان جهان همراه می‌شدند و پای تلویزیون با دیدن ستاره‌های فوتبالی‌شان، کیف می‌کردند، به هوا می‌پریدند و گاهی هم بغض‌شان می‌ترکید و چشمان‌شان خیس می‌شد.

اگر جنگ نمی‌شد، اگر موشک به مدرسه میناب نمی‌خورد، اگر موشک‌ها عمل نمی‌کرد، اگر مدرسه خالی بود و اگر...؛ حالا زمین هنوز هم زیر پای بچه‌های میناب می‌چرخید و جام جهانی هم لذت دیگری داشت.

افسوس که جنگ و جنگ‌افروزان، به هیچ کس رحم نمی‌کنند، حتی به کیف صورتی‌های جنوب.