صد روز از آتش‌بس میان ایران، آمریکا و اسرائیل گذشته، اما نه صدای سلاح‌ها خاموش شده و نه مذاکرات به توافق نهایی رسیده است. در حالی که حملات محدود، تهدیدهای متقابل، افزایش حضور نظامی آمریکا، نگرانی‌های اسرائیل و رایزنی‌های دیپلماتیک همزمان ادامه دارد.

به گزارش اکوایران، صد روز از برقراری آتش‌بس میان ایران، آمریکا و اسرائیل می‌گذرد؛ آتش‌بسی که قرار بود آغاز مرحله‌ای تازه از دیپلماسی باشد، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری به وضعیتی میان «جنگ» و «صلح» شباهت دارد. در این صد روز، نه تنها تبادل آتش متوقف نشده، بلکه حملات محدود، عملیات متقابل، تهدیدهای سیاسی، آرایش جدید نیروهای نظامی و مذاکرات فشرده دیپلماتیک، همزمان پیش رفته‌اند؛ وضعیتی که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «جنگ کم‌شدت» یاد می‌کنند.

اگرچه هیچ‌یک از طرف‌ها از بازگشت رسمی به جنگ تمام‌عیار سخن نمی‌گویند، اما مجموعه تحولات شب گذشته و هفته اخیر نشان می‌دهد آتش‌بس موجود، بیش از آنکه یک توافق پایدار باشد، به فرصتی برای بازآرایی نظامی، افزایش فشارهای سیاسی و آزمودن خطوط قرمز طرف مقابل تبدیل شده است. امروز منطقه نه در وضعیت صلح قرار دارد و نه در میانه یک جنگ فراگیر؛ بلکه در شرایطی قرار گرفته که هر اشتباه محاسباتی می‌تواند آن را دوباره به نقطه آغاز بازگرداند.

از آتش‌بس تا جنگ فرسایشی

طی هفته‌ اخیر و به خصوص شب گذشته روند حوادث شتاب بیشتری گرفته است. شب گذشته فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از چندین مرحله حمله به سامانه‌های پدافند هوایی، راداری و مراکز فرماندهی ایران در جنوب کشور خبر داد و اعلام کرد این عملیات در پاسخ به آنچه «تجاوزهای مداوم ایران» خوانده، انجام شده است.

همچنین صبح امروز -25 تیر- خبرگزاری فارس نوشت: در ساعت گذشته مردم اهواز شاهد اصابت موشک‌های دشمن به مناطق مختلف این شهر بوده‌اند. در یکی از این حملات چند فروند موشک به جنب بیمارستان بقایی که محل شیمی‌درمانی بیماران سرطانی خصوصا کودکان سرطانی اصابت کرده است.

خبرگزاری ایرنا نیز در ساعات اولیه صبح امروز نوشت، یک مسئول در استانداری سمنان حمله و تجاوز دشمن به فرودگاه سمنان را تایید کرد و گفت: چند اصابت به فرودگاه سمنان عامل شنیدن صدای انفجار در شهر بود. تایید می‌شود که این حمله شهید و مجروحی نداشته است.

حدود ساعت ۴ بامداد امروز نیز صدایی در پاکدشت و حوالی پارچین شنیده شد که طبق اطلاعیه سپاه سیدالشهدای استان تهران ناشی از فعالیت پدافند بوده و اصابتی رخ نداده است.

در مقابل، صبح امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد مجموعه‌ای از پایگاه‌ها و دارایی‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. در یکی از مهم‌ترین بیانیه‌ها، سپاه مدعی شد ۲۱ هدف متعلق به آمریکا، از جمله آشیانه جنگنده‌های اف-۳۵ در پایگاه هوایی الازرق اردن، مورد حمله قرار گرفته‌اند. همچنین از حمله به اهدافی در بحرین، کویت و ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا خبر داد.

با این حال، اردن اعلام کرد پنج موشک شلیک‌شده از سوی ایران را رهگیری کرده و هیچ خسارت یا تلفات انسانی ثبت نشده است. بحرین و کویت نیز از فعال شدن سامانه‌های پدافندی خود خبر دادند.

نکته قابل توجه آن است که تقریباً تمامی عملیات‌های نظامی دو طرف، با وجود شدت رسانه‌ای، دارای دامنه‌ای محدود بوده‌اند.

آمریکا تأکید کرد که حملات خود را به گونه‌ای طراحی کرده که از ایجاد تلفات گسترده جلوگیری شود و همچنان امکان ادامه مذاکرات حفظ شود. در مقابل، ایران نیز اگرچه حملات موشکی و پهپادی متعددی را اعلام کرده، اما دامنه این عملیات‌ها نیز محدود باقی مانده است.

همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران وضعیت کنونی را نمونه‌ای از «جنگ کنترل‌شده» یا «جنگ کم‌شدت» بدانند؛ الگویی که در آن طرفین ضمن حفظ فشار نظامی، از عبور از آستانه آغاز یک جنگ فراگیر خودداری می‌کنند.

دیپلماسی زیر سایه موشک‌ها

همزمان با تبادل آتش، مسیر مذاکرات نیز متوقف نشده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه طی تماس‌هایی جداگانه با وزرای خارجه ترکیه و عربستان آخرین تحولات منطقه را بررسی کرد و وزارت امور خارجه ایران نیز در بیانیه‌ای حملات آمریکا را نقض منشور سازمان ملل دانست و بر حق دفاع مشروع تأکید کرد.

در سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا بارها اعلام کرده هدف عملیات‌های آمریکا «ایجاد شرایط لازم برای توافق» است، نه آغاز جنگی جدید. او حتی مدعی شد مقام‌های ارشد ایرانی مستقیماً با وی تماس گرفته و خواستار توقف بمباران‌ها شده‌اند؛ ادعایی که تاکنون از سوی تهران تأیید نشده است.

در مقابل، رسانه‌های اسرائیلی گزارش داده‌اند مقام‌های این رژیم نسبت به مفاد احتمالی توافق ابراز نگرانی کرده و معتقدند برخی بندهای آن می‌تواند امنیت اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد.

اقتصاد؛ نخستین قربانی تنش

بازارهای جهانی نیز نسبت به تحولات منطقه بی‌تفاوت نمانده‌اند.

قیمت نفت پس از حملات جدید آمریکا به ایران بار دیگر افزایش یافت و نفت برنت به بیش از ۹۲ دلار در هر بشکه رسید. اگرچه بازار انرژی نسبت به روزهای ابتدایی جنگ واکنش هیجانی کمتری نشان داده، اما ادامه نااطمینانی در تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر قیمت نفت باقی مانده است.

هرگونه اختلال در این آبراه راهبردی می‌تواند بخش مهمی از تجارت جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت تعیین‌کننده دارد.

همزمان وال‌استریت ژورنال مدعی شد که مقامات آمریکایی می‌گویند، پس از چند روز دریافت گزارش‌های اطلاعاتی و جلسات توجیهی از سوی دستیاران ارشد خود، ترامپ به سمت گسترش عملیات نظامی آمریکا در ایران متمایل شده است.

در ادامه این مطلب آمده است: گزینه‌های مطرح‌شده شامل افزایش حملات هوایی، اعزام نیروهای زمینی برای تصرف جزایر ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز، و بمباران یک سایت مستحکم است که ممکن است برای فعالیت‌های هسته‌ای مخفی مورد استفاده قرار گیرد.

ترامپ شامگاه سه‌شنبه نشستی در اتاق وضعیت کاخ سفید (Situation Room) برگزار کرد تا درباره احتمال تصرف جزیره خارگ و دیگر مناطق در امتداد تنگه هرمز با استفاده از نیروهای آمریکایی، همچنین احتمال بمباران یک مجموعه تونلی در کوه کلنگ گفت‌وگو کند.

آتش‌بس شکننده؛ آینده‌ای نامطمئن

آنچه پس از صد روز بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، شکنندگی آتش‌بسی است که قرار بود پایان‌بخش یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های روابط ایران و آمریکا باشد.

در این مدت، حملات نظامی محدود، تهدیدهای متقابل، آرایش جدید نیروها، افزایش قیمت نفت، رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک و انتشار گزارش‌های متناقض درباره روند مذاکرات، همگی نشان داده‌اند که منطقه هنوز فاصله زیادی تا یک صلح پایدار دارد.

اکنون مهم‌ترین پرسش این است که آیا این وضعیت به توافقی جامع منتهی خواهد شد یا آنکه ادامه برخوردهای محدود، سرانجام یکی از طرفین را به عبور از خطوط قرمز و آغاز دور تازه‌ای از جنگ سوق خواهد داد.

واقعیت این است که در صدمین روز آتش‌بس، منطقه نه در وضعیت جنگ تمام‌عیار قرار دارد و نه به صلح رسیده است؛ بلکه در فضایی میان این دو حرکت می‌کند؛ فضایی که هر موشک، هر حمله محدود و هر بن‌بست دیپلماتیک می‌تواند آن را به یکی از دو سرانجام کاملاً متفاوت هدایت کند: تثبیت صلح یا بازگشت به جنگ.