گلشن اندیشه
آنچه در انباشت اندیشهورزی سیاسی ما بوده و تا کنون کش آمده، سنت ماست.
آنچه در انباشت اندیشهورزی سیاسی ما بوده و تا کنون کش آمده، سنت ماست.
در روزگار مشروطه این آگاهی برای شهروندان به دست آمد که سامان کشور، پهنه یکهتازی شاه نیست و شهروندان ذیحق این قلمروِ مشاع هستند. ضابطه سامان این پهنه، مصلحت همگان است؛ که عقل آن را درک میکند و کارگزاران امین شهروندان هستند و نه سرپرست ایشان.
تنها سنجه ترسیم مرزهای حقوق خصوصی و عمومی، خرد و داد هستند و نهادهای سیاسی و اجتماعی میبایست خود را به قواره خرد و داد در بیاورند؛ تا هم کارایی و هم روا بودن خود را به دست بیاورند.
تنها سنجه ترسیم مرزهای حقوق خصوصی و عمومی، خرد و داد هستند و نهادهای سیاسی و اجتماعی میبایست خود را به قواره خرد و داد در بیاورند؛ تا هم کارایی و هم روا بودن خود را به دست بیاورند.
نسبیگرایی در تعریف خرد و داد میتواند مرزهای درستی و نادرستی را همواره مبهم نگه دارد و زمینه چپاول و توحش رو فراهم آورد.
شاهِ آرمانی در اندیشه سیاسی ایرانیان ویژگیهای مانند: فرّه ایزدی، خِرد، داد، حَزم، حِلم، تدبیر و داشته است.
خِرَدی که در یک جریان تحولی، تدریجی و تکاملی ساخته میشود، میتواند سنجهای برای ارزیابی درستی و نادرستی کنشها و نهادها باشد و آنها را اصلاح کند.
آیا پذیرفتن حقهای طبیعی که پیشادولت و پیشاقرارداد هستند با این ادعا که آزادی در چارچوب حکومت قانون معنا دارد، در تناقض نیست؟
اینجا سروستان است؛ هر اندیشه یک سرو!
آیا آگاهی، آزادی و آبادیِ شهر باهم پیوندی دارند؟ آیا ذهن میتواند کنشی داشته باشد که دستاوردش آزادی و آبادی شهر باشد؟ آن کنش چه سرشتی دارد؟