مهندسی اجتماعی به مثابه سنگری برای اندیشههای سوسیالیستی -بخش دوم
اگر وجود نوعی معرفت پیشینی پذیرفته شود، پرسش اصلی این است که این معرفت در حوزه کنشهای انسانی چه جایگاهی دارد و چه نتایجی برای فهم پیامدهای آن به دنبال خواهد داشت.
اگر وجود نوعی معرفت پیشینی پذیرفته شود، پرسش اصلی این است که این معرفت در حوزه کنشهای انسانی چه جایگاهی دارد و چه نتایجی برای فهم پیامدهای آن به دنبال خواهد داشت.
آیا جنبش بسیار باسابقهی «سوسیالدمکراسی» میتواند به تثبیت دمکراسی در یک کشور کمک کند یا برعکس آن را دچار بیثباتی میسازد؟
شکستهای نظری و تجربی سبب شد بسیاری از مدافعان سوسیالیسم از ادعای اولیه خود، یعنی برتری اقتصادی بر سرمایهداری، عقبنشینی کنند. در عوض، استدلال تازهای مطرح شد: شاید سرمایهداری از نظر کارایی اقتصادی برتر باشد، اما سوسیالیسم از حیث اخلاقی ارجح است.…
این یادداشت به بررسی «سوسیالیسم محافظهکارانه» میپردازد. مفهومی که در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسد، اما در تحلیل دقیقتر، بهویژه در آثار هانس هرمان هوپ، بهعنوان یکی از اشکال مهم و تاریخی سوسیالیسم قابل شناسایی است. سوسیالیسم محافظهکار…
رونالد کوز در ابتدا قصد داشت ثابت کند که سوسیالیسم بر «هرجومرج بازار» برتری دارد. در این راستا به آمریکا رفت تا از نزدیک مشاهده کند که صنایع عظیم در عمل چگونه اداره میشوند. بااینحال، آنچه در آنجا یافت، جهانبینیاش را ویران کرد و البته برایش یک…
سوسیال دموکراسی مدعی است میتوان با حفظ سازوکارهای دموکراتیک و بخشی از نظام بازار، به اهداف برابریخواهانه و عدالت اجتماعی دست یافت. پرسش محوری این نوشتار آن است که آیا سوسیالدموکراسی، در چارچوب تحلیلی مبتنی بر حق مالکیت، واجد انسجام نظری مستقلی…
اگر به تاریخ فلسفه نگاه کنیم، بهویژه تا پیش از قرن نوزدهم، تقریباً فیلسوفی را نمییابیم که دمکراسی را از جمله بدترین انواع حکومتها ندانسته باشد؛ بااینحال فیلسوفان معاصر معمولاً گرایش به فراموشی این واقعیت دارند که تاریخ فلسفه هم بههرحال «روایت…
هنگامی که دولت و بازار را روبروی هم مینشانیم، کدام هستیها را باهم میسنجیم؟ نخستین پاسخ این است که دو نهاد را باهم میسنجیم. اما شاید بتوان گفت که در این جایگاه دو امر، دو منطقِ دگرگونی، دو علم، دو ابزار ساماندهی، دو پدیدار سامانپذیر و دو نهاد…
این یادداشت با الهام از چارچوب نظری هوپ، ابتدا میکوشد مفاهیم بنیادینی را که در بحث سوسیالیسم و سرمایهداری نقش محوری دارند بهصورت دقیق و شفاف تعریف کند. هدف از این کار، فراهم کردن یک مبنای تحلیلی روشن است که بتوان به کمک آن نظامهای اقتصادی و…
مارکس بسیار از اقتصاد کلاسیک اسمیت و ریکاردو و بهویژه خطاهای آنان متأثر بود و شاید بتوان گفت بخش مهمی از نظریه اقتصادی مارکس، نتیجه منطقی آن خطاهاست. اگر بگوییم اسمیت بیش از آنکه پدر معنوی سرمایهداری باشد، پدر معنوی سوسیالیسم بود، نکته شگفتی بر…