ایدهها و دستکاری انسان: نقد رفتارگرایی در اندیشه مارکسیستی
لودویگ فون میزس در سخنرانی پنجم کتاب «مارکسیسم بینقاب» تحت عنوان «مارکسیسم و دستکاری انسان» بر اهمیت و قدرت اندیشهها تأکید میکند.
لودویگ فون میزس در سخنرانی پنجم کتاب «مارکسیسم بینقاب» تحت عنوان «مارکسیسم و دستکاری انسان» بر اهمیت و قدرت اندیشهها تأکید میکند.
هر نقدی که تنها به آموزههای اقتصادی مارکس محدود شود، ناخواسته اسیر همان چارچوب مفهومی او خواهد بود. این نکته در فضای فکری ایران نیز مشهود است؛ حتی برخی مدافعان اقتصاد بازار آزاد از اصطلاحاتی استفاده میکنند که ریشه در دستگاه فکری مارکس دارد.
دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان برجسته، در گفتوگو با امیرحسین خالقی به بازخوانی یکی از آثار لودویگ فون میزس، اندیشمند بزرگ مکتب اتریش، تحت عنوان «حکومت قادر مطلق: خیزش دولت تمامیتخواه و جنگ تمامعیار» پرداخته است.
دکتر موسی غنی نژاد اقتصاددان به بررسی کتاب مهم لودویگ میزس میپردازد که به ناکامیهای لیبرالیسم و ظهور دولتگرایی در بحبوحه جنگ جهانی دوم اشاره دارد.
سالن شریعتی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران در روز 11 آبان پذیرای دکتر یوسف اباذری استاد بازنشستۀ آن دانشکده بود تا برای دانشجویان تازهوارد سخن بگوید.
شاید شما هم دوست و/یا آشنایی داشته باشید که وقتی درباره مسائل سیاسی و اقتصادی با او صحبت میکنید، زبان به نقد و حتی ناسزا علیه چپ میگشاید و ریشه تمام مشکلات کنونی ایران را «چپها» میداند. قصد بررسی درستی یا نادرستی این گزاره را ندارم، بلکه…
اگر دستاوردهای تمدن مدرن برایمان دارای ارزش باشند نمیتوانیم نسبت به عامل به وجود آورندۀ این تمدن یعنی پیدایش فرد انسانی دارای شخصیت حقوقی مستقل و دانشی که با مفروض گرفتن چنین انسانی به مطالعۀ مناسبات اجتماعی برآمده از آن میپردازد بیتفاوت باشیم.
پراکسیولوژی علم مطالعهی کنش انسانی است و بر این اصل استوار است که انسان با عمل ارادی خود در پی اهدافی میرود، زیرا باور دارد رسیدن به آنها وضعیت کنونیاش را مطلوبتر میکند.
انسان، هرچند موجودی آگاه و مختار است، اما دانای کل نیست؛ او برای زیستن در جهان باید بیاموزد، ایدههایی را فرا بگیرد و بر اساس آنها عمل کند، اهداف و ابزار دستیابی به آن اهداف را برگزیند، و ممکن است در این مسیر دچار خطا شود؛ اراده آزاد و آگاهی فردی…
سرمایه در دنیای واقعی، مجموعهای ناهمگون و ساختارمند است که در زمان و مکان، به شیوههایی پیچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. این دقیقاً همان نقطهای است که مکتب اتریش مسیر خود را از اقتصاد جریان اصلی جدا میکند و بر ساختار زمانی و ناهمگونی سرمایه…