پویا جبلعاملی، اقتصاددان، در میزگرد اکوایران: در دوران پهلوی اول و دوم، حکومت بار دیگر تا حد زیادی از مسیر مشروطه خارج شد و قدرت سیاسی عملاً غیرمشروط باقی ماند؛ وضعیتی که با میراث انقلاب مشروطه همخوانی نداشت. از این منظر، مطالبه اصلی مردم در سال ۱۳۵۷ تفاوتی با سال ۱۲۸۵ نداشت: آزادی سیاسی و محدود کردن قدرت حاکم.
با این حال، تفاوت این دو انقلاب در مسیر تحقق این مطالبه بود. در مشروطه، حاکمیت قانون بهعنوان یک تجربه بشری از غرب الگوبرداری شد و منورالفکران توانستند آن را همسو با سنت و مذهب معرفی کرده و به تصویب برسانند.
اما در سال ۵۷ چنین الگوبرداریای وجود نداشت. روشنفکرانی مانند علی شریعتی و جلال آل احمد بهجای تکیه بر تجارب غرب، بر بازگشت به سنت و خویشتن تأکید داشتند و میکوشیدند از دل سنت، مدرنیتهای بومی برای مهار قدرت مطلقه شکل دهند.