به گزارش اکوایران به نقل از شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز؛ بازار جهانی نقره در ۲۴ ساعت گذشته شاهد یکی از شدیدترین و کمسابقهترین ریزشهای قیمتی چند دهه اخیر بود؛ سقوطی ناگهانی در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد که قیمت هر اونس نقره را از سقف تاریخی نزدیک به ۱۲۲ دلار به حوالی ۸۵ دلار رساند. این حرکت پرشتاب که در نگاه نخست میتواند بهعنوان نشانهای از فروپاشی روند صعودی تعبیر شود، در واقع حاصل همزمانی چند عامل کلیدی از جمله شناسایی سود گسترده، تغییر انتظارات نسبت به سیاست پولی آمریکا و تخلیه موقعیتهای سفتهبازانه بیشازحد شلوغ بود. با وجود این ریزش سنگین، نقره همچنان در مقیاس ماهانه حدود ۱۹ درصد و در مقیاس سالانه بیش از ۱۷۱ درصد رشد را حفظ کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد ساختار بلندمدت این فلز همچنان از بنیانهای قدرتمند برخوردار است. در این گزارش، تلاش شده است با نگاهی جامع و تحلیلی، ابعاد بنیادی و تکنیکال این ریزش تاریخی بررسی و سناریوهای پیشروی بازار نقره ترسیم شود.
شناسایی سود و پایان فاز هیجانی بازار
حرکت نزولی اخیر نقره بیش از هر چیز نتیجه یک موج گسترده شناسایی سود پس از رشدهای انفجاری هفتههای گذشته بود. قیمت نقره در ماه ژانویه با شتابی غیرمعمول و فاصلهگیری چشمگیر از میانگینهای تاریخی، به سقف بیسابقه ۱۲۱٫۶۴ دلار رسید؛ سطحی که از منظر رفتاری، بازار را وارد فاز «شکوفایی هیجانی» کرد. در چنین شرایطی، ورود حجم بالایی از سرمایههای کوتاهمدت و سفتهبازانه، تعادل بازار را شکننده میکند و کوچکترین محرک بیرونی میتواند جرقه یک اصلاح خشن را بزند. ریزش اخیر را میتوان نمونهای کلاسیک از همین الگو دانست؛ الگویی که در گذشته نیز پس از ثبت سقفهای تاریخی در بازار فلزات گرانبها مشاهده شده است.
کاتالیزور اصلی این اصلاح سنگین، اعلام نامزدی کوین وارش بهعنوان رئیس جدید فدرال رزرو از سوی دونالد ترامپ بود. بازار این انتخاب را بهعنوان نشانهای از حفظ استقلال بانک مرکزی آمریکا و کاهش ریسک مداخلات سیاسی تفسیر کرد. نتیجه این برداشت، تقویت سریع دلار آمریکا و افزایش بازدهی واقعی اوراق خزانه بود؛ عواملی که بهطور سنتی فشار نزولی بر داراییهای بدون بازده مانند نقره وارد میکنند. این تغییر انتظارات، فرآیند خروج سرمایه از موقعیتهای خرید شلوغ را تسریع کرد و باعث شد اصلاح قیمتی با شدتی فراتر از حد معمول رخ دهد. با این حال، این واکنش بیش از آنکه به معنای تغییر مسیر بلندمدت باشد، بازتابی از حساسیت بالای بازار در اوج هیجان تلقی میشود.
تقاضای صنعتی و کسری مزمن عرضه
در لایههای عمیقتر بازار، بنیادهای نقره همچنان قدرتمند باقی ماندهاند. نقره بهدلیل ماهیت دوگانه خود، هم بهعنوان فلز گرانبها و هم بهعنوان فلز صنعتی نقش کلیدی در اقتصاد جهانی ایفا میکند. حدود ۲۹ درصد از مصرف جهانی نقره به صنایع برق و الکترونیک اختصاص دارد و استفاده گسترده آن در پنلهای خورشیدی، خودروهای برقی، هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال، تقاضای ساختاری این فلز را تقویت کرده است. این در حالی است که سمت عرضه با محدودیتهای جدی مواجه است و کسریهای سالانه مزمن، بازار فیزیکی نقره را در وضعیت تنگنا قرار دادهاند. همین عدم توازن عرضه و تقاضا، یکی از مهمترین ستونهای سناریوی صعودی بلندمدت نقره محسوب میشود.
یکی از نشانههای مهم قدرت بنیادین بازار نقره، وضعیت بکواردیشن در بازار آتی است؛ جایی که قیمت نقدی در حوالی ۸۵ دلار بالاتر از قیمت قراردادهای آتی نزدیک به ۷۸ دلار قرار دارد. این ساختار قیمتی نشاندهنده کمبود فلز فیزیکی و تمایل بازار به پرداخت بهای بیشتر برای تحویل فوری است. چنین شرایطی معمولاً در تضاد با سناریوهای نزولی پایدار قرار میگیرد. در همین چارچوب، پیشبینیهای تحلیلی نیز تصویری دوگانه اما عمدتاً مثبت ارائه میدهند. میانگین برآوردها قیمت ۸۶٫۲۴ دلار را برای پایان فصل جاری و حدود ۹۴٫۸۸ دلار را برای افق ۱۲ماهه نشان میدهد، هرچند برخی تحلیلگران نسبت به احتمال اصلاحی عمیقتر در صورت تخلیه کامل هیجانات هشدار میدهند. با این حال، اجماع کلی بر این است که چنین اصلاحهایی در نهایت میتوانند به تقویت پایههای روند صعودی منجر شوند.
محرکهای بنیادین بازار نقره:
- رشد پایدار تقاضای صنعتی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری
- کسری ساختاری عرضه و محدودیتهای استخراج
- بکواردیشن و کمبود فلز فیزیکی در بازار
- نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و روندهای دلارزدایی
تحلیل تکنیکال
شکست پارابولیک و تغییر رژیم نوسان
از منظر تکنیکال، نمودار نقره تصویری شفاف از یک رویداد تسلیم بازار با شدت بالا را نمایش میدهد. قیمت در بازهای بسیار کوتاه، چندین سطح حمایتی مهم را از دست داد و همزمان با افزایش کمسابقه حجم معاملات در سمت فروش همراه شد. کندلهای شکلگرفته در تایمفریمهای روزانه و هفتگی، بازگشتی خشن از رشدهای پارابولیک را ثبت کردهاند؛ الگویی که معمولاً در پایان فازهای هیجانی بازار مشاهده میشود و نشانهای از تغییر رژیم نوسان به شمار میرود.
در شرایط فعلی، تمام میانگینهای متحرک ساده و نمایی در دورههای مختلف سیگنال فروش صادر کردهاند و مومنتوم کوتاهمدت بهطور کامل در اختیار فروشندگان است. با این حال، بررسی کیفیت ریزش نشان میدهد که فشار فروش بهتدریج در حال فرسایش است. سرعت سقوط، حجم غیرعادی معاملات و دامنه کندلها همگی نشانههایی از خروج بازیگران ضعیفتر و نزدیک شدن بازار به فاز تعادل کوتاهمدت هستند.
سطوح کلیدی حمایت و مقاومت
محدوده حمایتی ۷۴ تا ۸۳ دلار بهعنوان مهمترین زون تکنیکال فعلی شناخته میشود. این ناحیه با همپوشانی زونهای ارزشی، خط روند هفتگی و میانگین متحرک ۵۰روزه در حوالی ۷۴٫۵۵ دلار تقویت شده است. حفظ قیمت بالای این محدوده میتواند زمینهساز یک واکنش برگشتی باشد، در حالی که شکست آن ریسک حرکت به سمت سطوح پایینتر مانند ۷۵ دلار روانی، ۶۰ دلار و حتی ۵۱ دلار را افزایش میدهد. در سمت مقابل، مقاومت کلیدی نخست در محدوده ۹۵ دلار قرار دارد و بازپسگیری آن شرط لازم برای کاهش فشار نزولی محسوب میشود. مقاومت بعدی در حوالی ۱۱۵ دلار، نقش مرز احیای روند صعودی میانمدت را ایفا میکند.
اندیکاتورهای RSI و MACD که پیشتر در محدوده اشباع خرید قرار داشتند، اکنون به نواحی اشباع فروش رسیدهاند. این چرخش سریع، همراه با ناهنجاری حجم معاملات، نشاندهنده خستگی فروشندگان است. برآورد ریسک شکلگیری آبشار قیمتی در این مرحله حدود ۳۹ درصد است که در مقایسه با شدت ریزش، عددی نسبتاً پایین محسوب میشود. همچنین رفتار سهام معدنی و ETFهایی مانند SILJ نشانههایی از الگوی شکست و بازآزمایی را نشان میدهد که در صورت تثبیت قیمت نقره، میتواند از سناریوی تعادل یا بازیابی حمایت کند.
جمعبندی تکنیکال:
- کنترل کوتاهمدت بازار در دست فروشندگان تا بازپسگیری ۹۵ دلار
- نشانههای واضح اشباع فروش و فرسودگی فشار نزولی
- اهمیت حیاتی محدوده ۷۴ تا ۸۳ دلار برای جلوگیری از ریزش عمیقتر
جمعبندی و چشمانداز
ریزش شدید نقره در فوریه ۲۰۲۶، اگرچه از نظر دامنه و سرعت شوکآور بود، اما در چارچوب چرخههای تاریخی بازارهای کالایی رفتاری قابل انتظار به شمار میرود. این حرکت بیش از آنکه نشانه تغییر روند باشد، حاصل تخلیه هیجانات و بازتنظیم انتظارات پس از رشدهای پارابولیک است. بنیادهای بازار، از تقاضای صنعتی گرفته تا کسری عرضه و ساختار بازار فیزیکی، همچنان پابرجا هستند و در افق میانمدت میتوانند از قیمتها حمایت کنند. از منظر تکنیکال، بازار نیازمند زمان برای تثبیت و بازیابی اعتماد است، اما نشانههای اشباع فروش میتواند زمینهساز واکنشهای برگشتی باشد. در چنین فضایی، رویکرد تحلیلی و مدیریت ریسک بیش از هر زمان دیگری برای فعالان بازار نقره اهمیت دارد.