به گزارش اکوایران، در حالی که تحولات منطقهای و بینالمللی بار دیگر روابط پرتنش ایران و آمریکا را در کانون توجه قرار داده، نشانههایی از تغییر در لحن و رفتار دو طرف، گمانهزنیها درباره احتمال بازگشت به مسیر مذاکره را افزایش داده است.
همزمان با این تحولات، تغییراتی قابلتوجه در فضای رسانهای و گفتمانی داخل کشور نیز به چشم میخورد. به خصوص پس از توئیت علی لاریجانی، دبیر شعام مبنی بر پیشرفت روند مذاکرات و تعیین چارچوب کلی.
از یکشنبهشب نیز خبرهایی درباره احتمال آغاز گفتوگوهای ایران و آمریکا از جمله ادعای آکسیوس درباره دیدار روز جمعه عراقچی و ویتکاف در استانبول منتشر شده که هرچند با تکذیب و تاییدهای متناقض همراه بوده است، اما مقامات رسمی از قرار گرفتن موضوع در مرحله تصمیمگیری و برنامهریزی خبر میدهند. همزمان، تحرکات دیپلماتیک منطقهای و نقشآفرینی میانجیها نشان میدهد مسیر بازگشت به میز مذاکره بهتدریج در حال شکلگیری است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در نشست خبری خود در روز گذشته درباره احتمال تقابل نظامی گفت: «اصلا نگران نباشید» و درباره بحث مذاکرات ایران با آمریکا در مرحله تصمیمگیری هستیم و زوایای مختلف موضوع را مدنظر قرار دادهایم. اسماعیل بقایی تصریح کرد: درحالحاضر، تصمیمگیری درباره جزئیات هر روند دیپلماتیک احتمالی در دستور کار قرار دارد و امید میرود طی روزهای آینده درباره نحوه انجام کار و چارچوبهای مورد اشاره، از جمله آنچه در توییت دبیر شورای عالی امنیت ملی مطرح شده، به جمعبندی نهایی برسیم.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری نیز امروز -14 بهمن- در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با توجه به درخواست دولتهای دوست در منطقه برای پاسخ به پیشنهاد رئیسجمهور آمریکا جهت مذاکره، به وزیر خارجه دستور دادم در صورت وجود فضای مناسب و عاری از تهدید و به دور از توقعات بیمنطق، زمینه مذاکره عادلانه و منصفانه بر اساس اصل عزت، حکمت و مصلحت را در چارچوب منافع ملی فراهم سازد.»

هشدار نعمتاللعی درباره نقش تندروها

در همین خصوص علی نعمتاللهی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران، با اشاره به فضای حاکم بر تحولات اخیر، معتقد است که دو طرف درگیر، بهدلیل تهدیدهای جدی و احتمال گسترش درگیری، به نقطهای رسیدهاند که آمادگی مذاکره دارند. به گفته او، تهدیدهایی که از سوی مقابل مطرح شده، از یکسو توسط طرف ایرانی بهخوبی احساس شده و از سوی دیگر، طرف آمریکایی نیز با نوعی احساس خطر مواجه است؛ چرا که هرگونه جنگ میتواند کل منطقه را درگیر کند؛ وضعیتی که آمریکاییها نیز بهشدت از آن هراس دارند.
سفیر سابق ایران در سوئیس با یادآوری فضای گذشته تأکید کرد که همواره گفته میشد مذاکره باید با مجموعهای از شرط و شروط همراه باشد، در حالی که اصل مذاکره حتی در زمان جنگ نیز امری رایج و ضروری است.
او ادامه داد: مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که حتی در بحبوحه جنگ هم انجام شود تا به پایان جنگ کمک کند؛ بدون مذاکره اساساً راهی برای خاتمه درگیری وجود ندارد.
به گفته نعمتاللهی، برای نخستین بار این گزاره بهصراحت از صداوسیما و توسط مفسران سیاسی حاضر در تلویزیون نیز شنیده میشود که حتی در زمان جنگ نیز باید مذاکره وجود داشته باشد و اگر این گفتوگوها با رعایت احترام متقابل میان طرفین انجام شود، هیچ اشکالی نخواهد داشت.
از نگاه این تحلیلگر، مجموعه این نشانهها حاکی از آن است که مذاکرات در حال حرکت به سمت نتیجه است. او تصریح کرد که اگرچه شرایط بحرانی برای طرف آمریکایی بهمراتب کمتر از شرایط موجود برای ایران است، اما با این حال، برای آمریکا نیز نگرانیهایی وجود دارد. در مقابل، وضعیت برای ایران حادتر به نظر میرسد و همین تفاوت در شدت بحران، در نهایت دو طرف را به سمت یافتن یک راهحل از مسیر مذاکره سوق میدهد.
نعمتاللهی تصریح کرد که بر اساس این ملاحظات، به نظر میرسد مذاکرات در مسیری قرار گرفته که میتواند به نتیجه برسد. با این حال، او یک نگرانی جدی را نیز مطرح کرد و آن، نقش گروههای تندرو در هر دو سو است؛ گروههایی که اساساً با هر نوع مذاکره مخالفاند. به گفته او، این جریانها ممکن است در مقطع فعلی سکوت کرده باشند، اما اگر روند مذاکرات طولانی شود، احتمالاً وارد عمل خواهند شد.
سفیر سابق ایران در برزیل تأکید کرد که اگر افرادی مانند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه یا علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی بتوانند مذاکرات را در زمانی کوتاه و با سرعت به نتیجه برسانند، این امر به نفع کشور خواهد بود. اما در صورتی که این گفتوگوها فرسایشی شود، بهطور قطع تندروها وارد میدان میشوند و همهچیز را به هم میریزند؛ موضوعی که به گفته او، مسبوق به سابقه است و نمونههای آن در گذشته نیز وجود داشته است.
نعمتاللهی در پایان اشاره کرد که استخراج و تحلیل مطالب در این حوزه نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق است؛ اطلاعاتی که به باور او، در حال حاضر در اختیار افراد بسیار محدودی قرار دارد و بر همین اساس، تحلیلها بیش از آنکه مبتنی بر دادههای قطعی باشد، بر پایه نشانهها و ارزیابی شرایط کلی صورت میگیرد.