همان‌گونه که بازار می‌تواند در ارائه‌ی هر کالایی بهتر از نظام برنامه‌ریزی متمرکز و انحصاری عمل کند، در زمینه‌ی پول و بانکداری هم نیازی به بانک‌های مرکزی نیست و یک نظام بانکداری و انتشار پول نامتمرکز، آزاد و غیرانحصاری می‌تواند به‌مراتب بهتر به ثبات بازار و جلوگیری از بروز بحران‌های مالی کمک کند.

مدتی پیش ترجمه‌ی فارسی کتاب «تئوری بانکداری آزاد» اثر کلاسیک جرج سلجین، اقتصاددان و نظریه‌پرداز پولی هوادار بانکداری آزاد و نظام مالی غیرانحصاری، منتشر شد (1). این کتاب تکمیل‌شده‌ی رساله‌ی دکترای سلجین است و در آن نظریه‌ای مطرح می‌شود که در شرایط کنونی حاکم بر نظام مالی جهان بسیار رادیکال به شمار می‌آید، هرچند، چنان‌که در ادامه توضیح داده خواهد شد، بی‌سابقه نیست: مطابق این نظریه، همان‌گونه که بازار می‌تواند در ارائه‌ی هر کالایی بهتر از نظام برنامه‌ریزی متمرکز و انحصاری عمل کند، در زمینه‌ی پول و بانکداری هم نیازی به بانک‌های مرکزی نیست و یک نظام بانکداری و انتشار پول نامتمرکز، آزاد و غیرانحصاری می‌تواند به‌مراتب بهتر به ثبات بازار و جلوگیری از بروز بحران‌های مالی کمک کند.

ما قصد داریم در یک سلسله یادداشت، شماری از مباحث این کتاب را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم. در اینجا تمرکز ما به‌ویژه بر مقایسه‌ی این اثر با اثر کلاسیک دیگری در زمینه‌ی نظام پولی و بانکداری است که هرچند در مخالفت با بانک‌های مرکزی با اثر سلجین هم‌راستا است، اما برخلاف سلجین، از استاندارد اجباری طلا دفاع می‌کند. منظور ما کتاب «پول، اعتبار بانکی و چرخه‌های اقتصادی» (2) اثر خسوس هوئرتا د سوتو است. مطالعه‌ی این دو اثر و بررسی وجوه اشتراک یا افتراق آن‌ها بسیار می‌تواند در درک عملکرد پول و بانکداری در جهان کنونی مفید واقع گردد.

بانکداری آزاد: دیرینه اما فراموش‌شده

چنانکه اشاره شد، نظریه‌ای که سلجین مطرح کرد، بی‌سابقه نیست؛ به این معنی که هم در عمل نظام بانکداری مرکزی و انحصار دولت بر نشر اسکناس یا سکه امری همیشگی نبود؛ و هم در سطح نظریه، دفاع از بانکداری آزاد و مخالفت با سازمان بانک مرکزی پیشینه‌ای طولانی دارد. درواقع فصل یکم کتاب سلجین یک گزارش کوتاه از همین تجربیات را به دست می‌دهد (سلجین 1404، 35-63). نویسنده در این فصل شواهدی را از کشورهای گوناگون روایت می‌کند که چگونه نیاز دولت‌ها به پول بیشتر و دریافت آسان تسهیلات مالی، آنان را به «باج‌گیری» از بانک‌های خصوصی و درمقابل ارائه‌ی مجوز نکول بدهی‌های این بانک‌ها به مشتریان سوق داد. فرایندی که سرانجام در تمامی این کشورها به اعمال انحصار کامل دولت بر نشر پول و تولد نهاد بانک مرکزی انجامید. در تمام مدتی که این رویه در جریان بود، عمدتاً در اروپا و آمریکای شمالیِ قرن نوزدهم، مکاتب فکری رقیب به ارائه‌ی دیدگاه‌های خود در این زمینه می‌پرداختند. درنهایت اما دولت‌گرایی، به‌ویژه در نتیجه‌ی دو جنگ جهانی، چیره گشت و بانک‌های مرکزی چنان در تمام کشورهای جهان ریشه دواندند که امروز اغلب افراد حتی از شنیدن اینکه می‌توان بانک مرکزی نداشت یا بخش خصوصی هم می‌تواند به انتشار پول خود بپردازد، دچار شگفتی می‌شوند.

این رویه در متون درسی آکادمیک رشته‌ی اقتصاد هم برقرار است؛ هرچند سلجین خود تأکید دارد که برای درک مطالب کتاب «همان سطح از دانشی که در کتب درسی استاندارد پول و بانکداری در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می‌شود، کافی است.» (سلجین، 38). البته در قرن بیست‌ویکم با پیدایش رمزارزها این وضعیت تا حدی تغییر کرده است و آنچه دولت‌ها عادت دارند آن را «حاکمیت مالی» خود بنامند، دیگر از آن وضعیت بدون چالش گذشته برخوردار نیست. باید زمان بگذرد و دید که آیا رمزارزها می‌توانند انقلابی در مالیه‌ی جهانی ایجاد کنند یا خیر. در هر صورت، مباحث این دو کتاب می‌تواند برای درک پدیده‌ی رمزارزها هم مفید باشد.

انتشار آزاد ارز در برابر استاندارد طلا

نظریه‌های بانکداری آزاد و به‌طور مشخص دو نظریه‌ی مدنظر ما در اینجا، در هدف انحلال بانک مرکزی و آزادی بانکداری اشتراک نظر دارند، اما در اینکه مصداق «آزادی» در بانکداری چیست، از یکدیگر جدا می‌شوند؛ به‌بیان‌دیگر در مورد «آلترناتیو وضع موجود» رویکرد یکسانی وجود ندارد. با توجه به اینکه چاپ یکم کتاب هوئرتا د سوتو حدود ده سال پس از کتاب سلجین منتشر شد، در اولی از سلجین و اثر او نیز نام برده شده و به نقد دیدگاه‌هایش پرداخته شده است.

می‌توان چنین گفت که در یک طرف این مناقشه‌ی «درون-خانوادگی»، هواداران «ذخیره‌ی کامل» قرار دارند که از بازگشت به استاندارد طلا و الزام بانک‌های خصوصی به رعایت آن دفاع می‌کنند و تنها این شیوه را مهارکننده‌ی تورم و بحران‌های مالی می‌دانند؛ در طرف دیگر، هواداران بانک‌داری آزاد (3) مانند سلجین ایستاده‌اند که یک نظام رقابتی میان بانک‌های خصوصی ناشر پول را برای پیدایش «نظم خودجوش» در نظام مالی کافی می‌دانند.

ما در ادامه‌ی این مجموعه یادداشت و در بررسی جزئی‌تر اثر سلجین بیشتر به این تفاوت دیدگاه‌ها خواهیم پرداخت. جدول زیر می‌تواند در درک شیوه‌های گوناگون قابل‌تصور در خصوص اداره‌ی نظام مالی کشورها مفید باشد.

 

الزام به رعایت ذخیره‌ی کامل

عدم الزام به رعایت ذخیره‌ی کامل

انحصار بانک مرکزی در نشر پول

نمونه‌ی کاملاً منطبق اندک است، اما «قانون پیل» در انگلستان سال 1844 به آن نزدیک شد.

وضع موجود در سرتاسر جهان

 

عدم انحصار، پول نامتمرکز

پیشنهاد میزس، روتبارد، هوئرتا د سوتو

پیشنهاد سلجین و احتمالاً هایک

چنان‌که مشاهده می‌شود، وضعیتی که در آن هم نهاد بانک مرکزی وجود داشته باشد و هم بانک مرکزی مقید به رعایت ذخیره‌ی کامل باشد، با در نظر گرفتن روش‌های پیچیده و متنوع خلق پول، عملاً هیچ‌گاه وجود نداشته است. رعایت ذخیره‌ی کامل اساساً با بخش مهمی از دلایل وجودی بانک مرکزی تعارض دارد.

 

پی‌نوشت‌ها:

(1) سلجین، جرج. 1404 [1988]. تئوری بانکداری آزاد: عرضه‌ی پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز. ترجمه‌ی محمد جوادی و محمد سرافراز. تهران: نشر آماره.

Selgin, George A. 1988. The Theory of Free Banking: Money Supply under Competitive Note Issue. Lanham, Maryland: Rowman & Littlefield Publishing Group.
(2)

Huerta de Soto, Jesus. 2009 [1998]. Money, Bank credit, and Economic Cycles. Translated by Melinda A. Stroup. Auburn, Alabama: Ludwig Von Mises Institute.

(3) چنان‌که در بخش‌های آینده توضیح داده خواهد شد، هواداران ذخیره‌ی کامل، صفت «آزاد» را برای این نوع از بانکداری ناروا می‌دانند.