به گزارش اکوایران، جنگ در ایران سبب شده تا تغییرات اساسی در رویکرد جنگ بزرگ اروپا صورت بگیرد. روسیه و اوکراین تحت اتفاقاتی که در خاورمیانه افتاد به دنبال بازنگری اساسی در نقش آمریکا برای تحقق امنیت مطلوب پای میز مذاکره هستند.
جنگ در ایران، صلح در اوکراین؟
به نوشته رسپانسیبل استیتکرفت، جنگ ترامپ علیه ایران، روسیه را در جایگاه انفجار قرار داده است؛ در حالی که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، وعده داده بود که به جنگ پایان دهد، اکنون اعتماد به نقش واشنگتن در مذاکرات صلح در وضعیت بحرانی قرار دارد. هفته گذشته او به جای پیشبرد روند صلح، دستور آغاز درگیری دیگری را در خاورمیانه صادر کرد. این اقدام ضربهای مضاعف به جاهطلبیهای ترامپ به عنوان یک میانجیگر صلح است. واضح است که اقدام آمریکا چشمانداز مذاکرات هستهای با ایران را از میان برده باشد. در عین حال این موضوع میتواند تاثیر دیگری هم داشته باشد: پایان دادن به جنگ چهار ساله بین روسیه و اوکراین.
درگیری در ایران احتمالا مسیر طولانی عملیات نظامی ویژه روسیه علیه اوکراینیها را تغییر نخواهد داد. با این حال، طولانیتر کردن جنگ و سختتر کردن مسیر رسیدن به آتشبس میتواند پیامهای گوناگونی برای آمریکا داشته باشد. به گونهای که پیامدهای جنگ ایران نه تنها نفوذ آمریکا را تضعیف میکند، بلکه پیامدهای اقتصادی و نظامی آن به کییف و مسکو انگیزهای مضاعف برای تلاشهای دیپلماتیک کند را میدهد. پیشرفت هنوز ممکن است، اما این عقبنشینی به این معنی است که صلح در اوکراین به احتمال زیاد راهی طولانی در پیش دارد.
صلح دیگر اولویت نیست!
در طول ماههای اول سال 2026، مذاکرات با میانجیگری آمریکا بین روسیه و اوکراین موفقیتآمیز بود اما با همه حسابها پیشرفت هرچند کند اما معنادار میان طرفین در حال شکل گیری بود. برای مثال مقامات آمریکایی گزارش دادند که دو طرف به توافقاتی در مورد نظارت آتشبس پس از درگیری رسیدهاند. بیشتر مسائل بزرگ مانند تضمین امنیت برای روسیه و اوکراین، قابلیتهای نظامی اوکراین و همسویی با گسترش ناتو و مسائل مربوط به قلمرو هنوز باید حل و فصل شوند. در مجموع، همه طرفها در ظاهر خوشبین بودند که با گذشت زمان و برگزاری جلسات مستمر، میتوان به توافقی دست یافت.
اما اکنون با گذشت بیش از ده روز از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، چنین چشماندازی بسیار مبهم به نظر میرسد. به نحوی که مذاکرات صلح به واسطه عدم تمایل دولت ترامپ متوقف شده و چشماندازی درباره زمانبندی یا دستور کار دور بعدی وجود ندارد. برخی موانع برای ادامه مذاکرات کلیدی هستند. برای مثال تشدید سریع جنگ باعث شده که برگزاری جلسات در مکانهایی مانند ابوظبی غیرممکن شوند. ظرفیت دولت ایالاتمتحده هم یک محدودیت احتمالی دیگر است. ویتکاف ممکن است در حال حاضر که مذاکرات با ایران به طور نامحدود به حالت تعلیق درآمده، وقت داشته باشد اما سایر بازیگران کلیدی در بخشهای دولتی و دفاعی مشغول مدیریت اثرات موج جهانی و داخلی جنگ خاورمیانه هستند. آنها ممکن است برای برگزاری چنین نشستهایی امکان حضور در مکانهای بیطرف در اروپا را نداشته باشند.
همه چیز به نفع پوتین!
تاثیر درگیری در خاورمیانه بر قیمت جهانی نفت و وضعیت اقتصادی ضعیف شده روسیه امکان جدیدی ایجاد کرده و میتواند علاقه مسکو به مذاکرات را کاهش دهد. فشارهای اقتصادی هرگز باعث نشد که رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین, تصمیم بگیرد تا به جنگ پایان دهد. اما اختلال در صادرات نفت خاورمیانه و افزایش شدید قیمتها و تقاضا برای نفت روسیه، ممکن است دولت ترامپ همین ابزار را هم برای تحت فشار قرار دادن مسکو از دست بدهد.
حداقل از ماه نوامبر گذشته امید دولت ترامپ این بود که کاهش تدریجی درآمدهای نفتی روسیه در نهایت مسکو را مجبور به پذیرش مصالحه بیشتر در میز مذاکره خواهد کرد. به این منظور ترامپ تحریمهای جدیدی را بر صنعت نفت روسیه اعمال کرد، هند را برای کاهش خرید نفت روسیه تحت فشار قرار داد و تلاش علیه ناوگان سایه روسیه را تشدید کرد. در حال حاضر, با عدم عبور نفتکشها از تنگه هرمز، دولت ترامپ مجبور شده تا رویکرد خود را تغییر دهد. وزارت خزانهداری آمریکا در حال حاضر فشار بر صادرات نفت روسیه را کاهش داده و در 5 مارس اعلام کرد که به هند اجازه میدهد تا خرید نفت روسیه را به مدت 30 روز بدون جریمه ازسر بگیرد. در عین حال علاقه ایالاتمتحده به تعقیب ناوگان سایه روسیه کاهشیافته است. این نکته کلیدی را نباید فراموش کرد که واشنگتن برای کنترل قیمت گاز به انرژی روسیه در بازارهای جهانی نیاز اساسی دارد.
رشد روسیه و نابودی تجاری ایران!
روسیه ثروت بادآوردهای را بابت فروپاشی تجارت ایران کسب میکند که ممکن است تنها در کوتاهمدت مطلوب باشد. اما حتی افزایش بودجه به مسکو درآمد لازم برای از بین بردن تغییرات ساختاری دردناک را برای مدتی به اقتصاد روسیه میدهد. درآمد نفتی بالاتر به پوتین گزینههای بیشتری را در زمینه تامین مالی تلاشهای جنگی خواهد داد. عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه نیز میتواند بر تعادل نظامی داخل اوکراین به روشهایی که مذاکرات را کمتر برای مسکو جذاب میسازد تاثیر بگذارد.
افزایش سریع هزینههای نظامی و دفاعی آمریکا در جنگ علیه ایران ذخایر را تخلیه خواهد کرد و حمایت از اوکراین را تضعیف خواهد کرد. اوکراین اکنون میتواند بسیاری از تجهیزات نظامی خود را تولید کند و در تولید هواپیماهای بدون سرنشین مورد نیاز برای توقف حملات روسیه کاملا خودکفا است. با این حال این کشور هنوز به ایالاتمتحده وابسته است و برای دفاع هوایی به پدافندهایی نیاز دارد که همان سلاحهایی هستند که امروزه به مقدار زیادی توسط نیروهای آمریکایی و شرکای خلیج فارس استفاده می شوند.
همه چشمها به خاورمیانه
اگر ارسال محمولههای دفاع هوایی ایالاتمتحده به اوکراین کاهش یابد، لزوما تغییر چشمگیری در میدان نبرد ایجاد نخواهد کرد، اما زیرساختهای غیرنظامی و صنعتی اوکراین را آسیبپذیر خواهد کرد و به تولید وسایل دفاعی و جمعیت غیرنظامیاش در طول زمان آسیب خواهد رساند. حتی اگر اثرات نظامی، صنعتی یا غیرنظامی از دست دادن حمایت آمریکا به اندازه کافی بزرگ نباشد تا اوکراین را به سمت امتیازات بزرگتر سوق دهد، اما پوتین و مشاوران او ممکن است مایل باشند صبر کنند و ببینند که چه اتفاقی قرار است صورت بگیرد.
در عین حال، اوکراین ممکن است دلایل جدیدی برای بیرون کشیدن خود از مذاکرات را ببیند. به طور خاص، متقاعد شدن ترامپ برای حمله به ایران ممکن است اوکراینیها را مجاب کند که موفقیت در خاورمیانه منجر به اتخاذ یک رویهای تندتر علیه روسیه شود. این امر ممکن است به صورت اعمال تحریمهای شدیدتر علیه روسیه و کمکهای نظامی بیشتر به اوکراین در آینده ممکن شود. به نظر میرسد چنین نتیجهای با توجه به مخالفت مداوم ترامپ با این حرکات بعید است، اما رهبران اوکراین ممکن است شانس خود را کم نبینند.
مرد صلحهای ساختگی!
جدیترین مانع پیش روی تلاشهای آمریکا برای پایان دادن به جنگ در اوکراین، هر دو طرف را به طور مساوی تحتتاثیر قرار میدهد: از دست دادن اعتبار واشنگتن به عنوان میانجی. دستکم دو بار تا کنون -در ژوئن 2025 و هفته گذشته- ایالاتمتحده هنگام مذاکرات به ایران حمله کردهاست. برخی تصور میکنند که آخرین دور این مذاکرات ساختگی بوده و در واقع نوعی ایجاد حواسپرتی بود، در حالی که ایالاتمتحده و اسرائیل برای جنگ آماده میشدند. آتشبس غزه که دولت ترامپ آن را پیش برده به طور مشابه ثابت شده کرد که توافقات ترامپی در بهترین حالت جزئی است. در واقع، در نهایت گروگانها آزاد شدند اما حملات هوایی اسرائیل متوقف نشد.
در این نقطه مشخص نیست که کییف یا مسکو اطمینان دارند که واشنگتن میتواند توافق را برقرار کند و یا در مورد وعدههای امنیتی خود به هر طرف به درستی عمل کند. به نوبه خود، روسیه ممکن است نگران باشد که هر گونه تضمینی از ایالاتمتحده در مورد بیطرفی اوکراین یا گسترش ناتو به اندازه وعدههای شفاهی ارائهشده به ایران توخالی باشد. در همین حال اوکراین به درستی نگران خواهد بود که این کشور امتیازات دردناکی را خواهد داد اما هنوز بدون هیچ گونه تعهد امنیتی الزامآور از ایالاتمتحده باقی میماند و هیچ راهی برای جلوگیری از بازگشت جنگ با روسیه وجود ندارد.
این عدم اعتماد به ایالاتمتحده به عنوان میانجی برای هر گونه تلاش دیپلماتیک تحت رهبری آمریکا کشنده است و غلبه بر آن حتی زمانی که جنگ در ایران پایان یابد دشوار خواهد بود. بدون اعتماد نسبت به اینکه مذاکرات نگرانیهای امنیتی اساسی را رفع و یا منجر به آتشبس پایدار خواهد شد، روسیه و اوکراین احتمالا ادامه جنگ را انتخاب خواهند کرد و قمار در میدان جنگ را به عنوان مسیری بهتر برای تامین امنیت خود تلقی خواهند کرد.