برخی این موضوع را ناشی از کمبود اطلاعات فنی میدانند؛ چراکه تیم آمریکایی در بسیاری از موارد بدون حضور کارشناسان تخصصی وارد مذاکرات میشد. حتی در برخی اظهارات، مطرح شده که غنیسازی ایران باید صرفاً در رآکتور تحقیقاتی تهران انجام شود، در حالیکه اساساً در چنین رآکتوری غنیسازی صورت نمیگیرد. این مسئله نشاندهنده سطح نازل آگاهی فنی درباره موضوعی است که مستقیماً با صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی در ارتباط است.
وی گفت: این در حالی است که با یک پرسش ساده از آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز میتوان دریافت که غنیسازی لزوماً به معنای تولید سلاح هستهای نیست. بهعنوان نمونه، رآکتور تحقیقاتی تهران در ابتدای فعالیت خود با سوخت ۹۰ درصد کار میکرد و بعدها به ۲۰ درصد تغییر یافت. در دهه ۱۳۸۰، زمانی که سوخت مورد نیاز در اختیار ایران قرار نگرفت، کشور بهصورت مستقل اقدام به تأمین آن کرد.
سخنگو وزارت امور خارجه در ادامه مطرح کرد: از سوی دیگر، تناقضهای آشکاری در اظهارات طرف مقابل وجود دارد. از یکسو ادعا میشود که برنامه هستهای ایران، از جمله غنیسازی، «محو شده» است و از سوی دیگر گفته میشود ایران بهزودی به مواد لازم برای تولید سلاح هستهای دست خواهد یافت. این دو گزاره بهطور همزمان نمیتوانند درست باشند و این تناقضها، ماهیت غیرواقعی این ادعاها را نشان میدهد.
اسماعیل بقایی اشاره کرد: نکته مهم دیگر این است که در دور دوم مذاکرات، از ابتدا توافق شده بود که گفتوگوها صرفاً بر موضوع هستهای متمرکز باشد. با این حال، پس از بروز اختلافات، تلاش شد موضوعات دیگری مانند توانمندیهای دفاعی و مسائل منطقهای نیز وارد مذاکرات شود. این در حالی است که هیچ کشوری حاضر نیست درباره ابزارهای دفاعی خود مذاکره کند. آیا میتوان از یک کشور با جمعیت بالا در منطقهای پرتنش انتظار داشت که از ابزارهای دفاعی خود صرفنظر کند؟