انقلاب ۱۶۸۸ که در انگلستان و مستعمراتش اغلب از آن با عنوان «انقلاب شکوهمند» (Glorious Revolution) یاد می‌شود، به کناره‌گیری جیمز دومِ کاتولیک و به قدرت رسیدن ویلیام سوم و مری دومِ پروتستان انجامید. این انقلاب همچنین از طریق مجموعه قوانینی که به «توافق‌نامهٔ انقلاب ۱۶۸۹» معروف شد، حاکمیت پارلمان را در چارچوب قانون اساسی تثبیت کرد. هرچند برخی تاریخ‌نگاران آن را تنها قدری فراتر از یک کودتای انجام گرفته با پشتیبانی تهاجم خارجی می‌دانند، دیگرانی هم هستند که آن را پیروزی ویگ‌ها برای برقراری یک سلطنت به‌راستی محدود تلقی می‌کنند. این گروه دوم از مورخان، نقش حیاتی توری‌ها را به دلیل آنکه نتوانستند در پشتیبانی از جیمز بسیج شوند، برجسته می‌سازند و بر ماهیت مصالحه‌آمیز توافق‌نامهٔ انقلاب تأکید می‌ورزند.

بااین‌حال، انقلاب ۱۶۸۸ در خارج از انگلستان به هیچ‌وجه شکوهمند نبود. این رویداد در اسکاتلند و ایرلند، نه پیروزی‌ای بی‌خون‌ریزی برای یک قانون اساسی مختلط و متوازن، بلکه مجموعه‌ای از نبردهای بی‌رحمانه بر سر اِعمال عریان حاکمیت بود. حتی در مستعمرات آمریکایی، به‌ویژه در مریلند، آشوب و خون‌ریزی رخ داد؛ اما در نهایت، انقلاب ۱۶۸۸ تفسیری از قانون اساسی بریتانیا را تثبیت کرد که در سرتاسر قرن هجدهم در هستهٔ اندیشهٔ قانون اساسی آنگلو-آمریکایی باقی ماند.

«گناه» تساهل

با هر معیاری که بنگریم، عامل اصلی انقلاب ۱۶۸۸ خودِ جیمز دوم بود. او تقریباً بلافاصله پس از جانشینی برادرش چارلز دوم در سال ۱۶۸۵، آغاز به از دست دادن محبوبیتی کرد که در زمان به قدرت رسیدنش از آن برخوردار بود. هرچند تعهد کرده بود که از کلیسای انگلستان و حقوق انگلیسی‌ها که در قانون اساسی کهن نهادینه شده بود، حمایت کند، اما بنا را بر استفاده از آنچه «قدرت تعلیق» در اختیارات سلطنتی خود می‌نامید گذارد، تا از این طریق پارلمان را دور بزند و قوانینی که کاتولیک‌ها و دگراندیشان مذهبی را مجازات می‌کردند، معلق سازد. او همچنین کارزار فوق‌العاده‌ای را برای بازسازی ساختار سیاسی انگلستان از سطح محلی تا سطح ملی آغاز کرد، تا پذیرش سیاست‌هایی برای برقراری تساهل نسبت به کاتولیک‌ها را تضمین کند. در آوریل ۱۶۸۸، بیشتر روحانیان از خواندن «اعلامیهٔ تساهل» او از منبر خودداری کردند و اسقف اعظم کانتربری به همراه شش اسقف دیگر با ارائۀ دادخواستی خطاب به تاج‌وتخت اعلام کردند که چنین اعلامیه‌ای غیرقانونی است. هیئت منصفه در ماه ژوئن آنان را که از سوی جیمز به اتهام افترا‌ی فتنه‌انگیز تحت پیگرد قرار گرفته بودند، تبرئه کرد.

بااین‌حال، تنها چند هفته پیش از آن یعنی در ۱۰ ژوئن، جدی‌ترین ضربه به موقعیت او وارد شد: تولد پسری کاتولیک به نام جیمز فرانسیس ادوارد که در خط جانشینی سلطنتی بر دختران پروتستانِ جیمز (از زناشویی پیشین او) تقدم می‌یافت. اندکی بعد، گروهی متشکل از هفت سیاستمدار که از چشم‌انداز وجود یک وارث کاتولیک نگران بودند و از حکومتِ خودسرانهٔ جیمز بیم داشتند، از ویلیام اورانژ، برادرزادهٔ جیمز و همسر مری (دختر جیمز)، دعوت کردند تا به انگلستان بیاید و آرمان پروتستان و قانون اساسی انگلیس را نجات دهد. پیاده شدن ویلیام در ۵ نوامبر ۱۶۸۸ با بیش از ۱۴٬۰۰۰ سرباز کارآزمودهٔ هلندی، موجی از ترک خدمت‌های شخصی و نظامی از سوی نیروهای جیمز را برانگیخت. دخترش آن (Anne)، همراه با برخی از مورد اعتمادترین افسران ارتش ویلیام، به ویلیام پیوست. علی‌رغم آنکه نیروهای جیمز همچنان به‌سادگی از نظر تعداد بر نیروهای ویلیام برتری داشتند، اما هرگز وارد نبرد نشدند. جیمز که پیش‌تر از بسیاری از سیاست‌های آزاردهندهٔ خود عقب‌نشینی کرده بود، در عوض تصمیم گرفت که در دسامبر ۱۶۸۸ از انگلستان بگریزد و بدین‌سان تاج‌وتخت را عملاً خالی بگذارد و کنترل لندن را به ویلیام بسپارد.

یک پارلمان کنوانسیون در ژانویهٔ ۱۶۸۹ تشکیل شد و مقرر نمود که جیمز با سوءاستفاده از قانون اساسی و گریختن از انگلستان، از تاج‌وتخت خود کناره‌گیری کرده است. این پارلمان در فوریه، مری و ویلیام را (که به‌ترتیب در جایگاه‌های یکم و سوم در خط جانشینی پروتستان قرار داشتند) به‌عنوان فرمانروایان مشترک اعلام کرد. آنان در ۱۱ آوریل ۱۶۸۹ پس از قرائت علنی «اعلامیهٔ حقوق» که بعدها به صورت قانون و با عنوان «منشور حقوق» تصویب شد، تاج‌گذاری کردند.

انقلاب؛ خارج از انگلستان و درون بریتانیا

انقلاب ۱۶۸۸ برای اسکاتلند و ایرلند موضوعی پیچیده‌تر بود. در اسکاتلند، پرسبیتری‌ها (Presbyterians) توانستند هر آنچه را که بویی از اسقفی‌گری می‌داد، از کلیسای خود پاکسازی کنند و درعین‌حال، اختیارات تاج‌وتخت را بیش از پیش محدود سازند. هواداران جیمز که به «جاکوبایت‌ها» (Jacobites) معروف بودند، به‌آسانی یا به‌طور کامل سرکوب نشدند، زیرا وفاداری به خاندان استوارت در هایلندز و شمال‌شرق اسکاتلند در بخش بزرگی از قرن هجدهم همچنان نیرومند باقی ماند.

در ایرلند، انقلاب به ماجرایی خونین تبدیل شد، زمانی که اکثریت کاتولیک در مارس ۱۶۸۹ به‌گرمی از جیمز و ارتش عمدتاً فرانسوی او در دوبلین استقبال کردند. یک پارلمان کاتولیک (که بعدها به «پارلمان میهن‌پرست» معروف شد) حقوق سیاسی و اقتصادی کاتولیک‌ها را احیا کرد و جیمز را به عنوان پادشاه ایرلند به رسمیت شناخت؛ اما ارتش ویلیام در نبرد بوین مورخ ۱ ژوئیهٔ ۱۶۹۰ نیروهای جیمز را نابود کرد و پس از آن جیمز، با این توضیح که «اکنون تصمیم دارم به فکر خودم باشم»، دوباره به فرانسه گریخت. پارلمان‌های پروتستان ایرلند در پی آن قوانینی حتی سرکوبگرانه‌تر از پیش از انقلاب علیه کاتولیک‌ها تصویب کردند.

منبع پیشنهادی

https://historiamag.com/glor-revolution-neither/

Pincus, Steve. 2009. 1688: the First Modern Revolution. Yale University Press