به گزارش اکوایران- تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه، ریسکهای گستردهای را به بازارهای جهانی تحمیل کرده و اثرات آن از مسیر افزایش قیمت انرژی، اختلال در حملونقل دریایی، رشد هزینههای بیمه و نااطمینانی در زنجیره تأمین، به صنایع معدنی سرایت کرده است. در این میان، تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت جهان، به کانون این فشارها تبدیل شده، بهطوریکه هرگونه اختلال در این مسیر نهتنها جریان نفت، بلکه انتقال مواد اولیه و فلزات فرآوریشده را نیز با چالش مواجه میکند.
در چنین شرایطی، شرکتهای معدنی با افزایش هزینه سوخت، طولانی شدن زمان حمل، محدودیت در ظرفیت حملونقل و رشد حق بیمه دریایی روبهرو شدهاند، عواملی که هزینههای عملیاتی را هم در بخش استخراج و هم در حلقههای پاییندستی افزایش داده است. با این حال، آنچه بیش از همه تحت تأثیر قرار گرفته، بخش فرآوری و پالایش است، جایی که وابستگی بالا به انرژی پایدار، خوراک وارداتی و لجستیک بدون وقفه، آسیبپذیری این بخش را دوچندان کرده است.
در ایران نیز بخش معدن و صنایع معدنی همزمان با اختلالات زیرساختی، محدودیت برق و گلوگاههای صادراتی، با فشار مضاعفی مواجه است. حتی در شرایطی که معادن فعال باقی ماندهاند، اختلال در تأمین انرژی میتواند ظرفیت تولید در صنایعی مانند فولاد، مس و آلومینیوم را کاهش دهد. این در حالی است که تداوم مشکلات در حملونقل دریایی، صادرات فلزات فرآوریشده را نیز با تأخیر روبهرو کرده است.
در بازار سنگآهن، اثر جنگ بیش از آنکه از مسیر کاهش عرضه باشد، از کانال افزایش هزینهها بروز میکند. وابستگی بالای این صنعت به سوخت دیزل باعث شده رشد قیمت انرژی و هزینههای حمل، فشار قابلتوجهی بر حاشیه سود تولیدکنندگان وارد کند. در نتیجه، حرکت بهسوی برقیسازی و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر بیش از گذشته در دستور کار قرار گرفته است.
در مقابل، بازار آلومینیوم بهدلیل وابستگی شدید به انرژی، بیشترین آسیبپذیری را از خود نشان داده است. خاورمیانه سهم قابلتوجهی در تولید جهانی این فلز دارد و اختلال در تأمین برق و مواد اولیه میتواند به کاهش تولید و حتی توقف موقت برخی واحدها منجر شود. نشانههای این روند نیز با کاهش تولید در ایران و توقف یا کاهش فعالیت برخی واحدهای منطقهای نمایان شده است.
همزمان، بازار فلزاتی مانند نیکل، سرب و روی نیز از مسیر کمبود گوگرد تحت فشار قرار گرفتهاند. این ماده که محصول جانبی پالایش نفت و گاز است، نقش کلیدی در فرآوری این فلزات دارد و اختلال در عرضه آن میتواند هزینههای تولید را افزایش دهد. بهویژه در مورد نیکل، این موضوع میتواند زنجیره تأمین باتری خودروهای برقی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت می توان گفت این جنگ نهتنها به نوسانات قیمتی در بازار فلزات دامن زده، بلکه ضعف ساختاری زنجیرههای تأمین جهانی را نیز آشکار کرده است. در چنین فضایی، کشورها بهدنبال بازتعریف استراتژیهای انرژی و صنعتی خود هستند؛ روندی که در کوتاهمدت ممکن است وابستگی به سوختهای فسیلی را افزایش دهد، اما در بلندمدت به تسریع گذار به انرژیهای تجدیدپذیر و تقویت تابآوری زنجیرههای تأمین منجر خواهد شد.