رویدادهای اخیر در خلیج فارس ضربه بزرگی به کشورهای واردکننده سوخت فسیلی از خاورمیانه وارد آورده است. اقتصادهایی که به واردات سوختهای فسیلی وابستهاند، مانند ژاپن و کره جنوبی، به دلیل اتکای زیاد به تأمین انرژی از خاورمیانه در معرض شوک هستند. توسعه منابع انرژی بومی میتواند به کاهش این آسیبپذیری کمک کند.
انرژیهای تجدیدپذیر از نوسانات قیمت سوختهای فسیلی مصون هستند. از آنجا که فناوریهایی مانند خورشیدی و بادی به سوخت فسیلی نیاز ندارند، هزینه تولید آنها کمتر به بازارهای پرنوسان جهانی انرژی وابسته است. در بسیاری از سیستمها، قیمت گاز تعیینکننده هزینه نهایی برق در بازار عمدهفروشی است، اما افزایش ظرفیت تجدیدپذیر باعث میشود تعداد ساعاتی که گاز قیمت برق را تعیین میکند کاهش یابد. البته بهرهبرداری کامل از این مزایا نیازمند سرمایهگذاری در ذخیرهسازی انرژی برای پشتیبانی از توسعه تجدیدپذیرها است.
میزان مواجهه کشورها با شوکهای انرژی متفاوت است
رویدادهای اخیر در خلیج فارس که تولید را مختل کرده و مسیرهای کلیدی تجارت مانند تنگه هرمز را با مشکل مواجه ساخته، باعث شده قیمت نفت برای نخستین بار در چهار سال گذشته به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد و در سطوحی نزدیک به اوجهای چند دهه اخیر نوسان کند. قیمت گاز نیز میتواند به همان اندازه یا حتی بیشتر نوسان داشته باشد، زیرا حاشیههای ایمنی آن کمتر است.
شوکهای ژئوپلیتیکی که تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز را تحت تأثیر قرار میدهند، موجب افزایش قیمت و نوسان سوختهای فسیلی میشوند، اما میزان مواجهه کشورها با این شوکها متفاوت است. نوسانات قیمت کالاها بهویژه برای اقتصادهایی که به واردات سوخت فسیلی وابستهاند شدیدتر احساس میشود، زیرا افزایش قیمت سوخت بهسرعت به هزینههای داخلی انرژی منتقل میشود. کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، تایوان و اتحادیه اروپا بهشدت به واردات سوختهای فسیلی وابستهاند و در نتیجه در معرض شوک قرار دارند.
وابستگی شدید ژاپن و کرهجنوبی به نفت خاورمیانه
در میان این کشورها، ژاپن و کره جنوبی بیش از دیگران آسیبپذیرند. هر دو دارای بخشهای صنعتی بزرگ و انرژیبر هستند اما منابع انرژی داخلی محدودی دارند و ناچار به واردات سوختاند. هر دو بیش از ۸۰ درصد انرژی مصرفی خود را وارد میکنند. در ژاپن، پیامدهای حادثه فوکوشیما وابستگی به سوختهای فسیلی را حتی بیشتر کرده است.
وابستگی این کشورها به خاورمیانه قابلتوجه است. ژاپن ۹۵ درصد نفت خود را از این منطقه تأمین میکند که حدود ۷۰ درصد آن از تنگه هرمز عبور میکند. بهطور مشابه، حدود ۷۰ درصد واردات نفت کره جنوبی نیز از این مسیر عبور میکند.
جغرافیا این وابستگی را تقویت میکند. ژاپن و کره جنوبی قادر به واردات گاز از طریق خطوط لوله نیستند و به حملونقل دریایی وابستهاند. خاورمیانه منبع جذابی است زیرا سوخت از طریق مسیرهایی مانند تنگه هرمز و تنگه مالاکا با کارایی بالا به آسیا منتقل میشود. این مسیر بیش از یکسوم کوتاهتر از مسیرهای جایگزین است، که هزینهها را کاهش میدهد اما تنوعبخشی را دشوار میکند.
این وابستگی آنها را در برابر اختلالات دریایی آسیبپذیر میکند، مانند تأثیرات جنگهای جاری. کاهش این وابستگی برای امنیت انرژی حیاتی است. گسترش انرژیهای تجدیدپذیر داخلی میتواند راهحلی باشد که منبعی امن، پایدار و کمتر در معرض شوکهای ژئوپلیتیکی فراهم میکند.
مقایسه هزینه انرژیهای تجدیدپذیر و فسیلی
بهطور کلی، انرژیهای تجدیدپذیر از شوکهای قیمتی کالاها مصون هستند. فناوریهایی مانند خورشیدی و بادی هزینه سوخت ندارند و ساختار هزینه آنها شامل سرمایهگذاری اولیه بالا و سپس هزینههای عملیاتی کم است. البته ساخت تجهیزات ممکن است تحت تأثیر قیمت مواد اولیه قرار گیرد، اما پس از نصب، هزینه تولید هر واحد اضافی برق تقریباً صفر است.
در مقابل، بخش عمده هزینه نیروگاههای نفتی و گازی مربوط به سوخت مصرفی آنهاست و بهشدت در معرض نوسانات بازار قرار دارند. جایگزینی این منابع با انرژیهای تجدیدپذیر، وابستگی به قیمتهای پرنوسان را کاهش میدهد.
هرچند ممکن است بازگشت به زغالسنگ در زمان افزایش قیمت سوخت وسوسهکننده باشد، انرژیهای تجدیدپذیر گزینهای ارزانتر و پاکتر محسوب میشوند. سیاستهای اخیر نیز فشار بر دولتها را نشان میدهد؛ برای مثال، کره جنوبی سقف تولید زغالسنگ را افزایش داده و قصد دارد تولید هستهای را بالا ببرد. هرچند انرژی هستهای کمکربن است، اما تجدیدپذیرها در بلندمدت گزینهای پاکتر هستند.
هزینه انرژیهای تجدیدپذیر در حال کاهش است و اکنون در بسیاری از بازارها با نیروگاههای گازی رقابت میکند یا حتی ارزانتر است. برخلاف گاز، بخش زیادی از هزینه آنها در زمان سرمایهگذاری تثبیت میشود و در معرض نوسانات آینده قرار نمیگیرد. همچنین سیاستهای جهانی به سمت کاهش سوختهای فسیلی حرکت میکند، که تجدیدپذیرها را به گزینهای پایدارتر تبدیل میکند.
برای بهرهبرداری کامل از این مزایا، سرمایهگذاری در ذخیرهسازی انرژی ضروری است، زیرا تولید خورشیدی و بادی ناپیوسته است. همچنین نیروگاههای گازی پیکبار همچنان نقش تثبیتکننده خواهند داشت. برخی آسیبپذیریهای غیرمستقیم نیز ممکن است از طریق تجارت برق با کشورهای وابسته به سوخت فسیلی باقی بماند.
نقش پوششی انرژیهای تجدیدپذیر در سناریوی موردی کرهجنوبی
در تحلیل سناریویی، با استفاده از کره جنوبی نشان داده میشود که افزایش ظرفیت تجدیدپذیر—بهویژه همراه با افزایش برقسازی در بخشهایی مانند حملونقل—میتواند اثرات اقتصادی افزایش قیمت سوختهای فسیلی را کاهش دهد.
دو سناریو بررسی شده است:
در هر دو، قیمت نفت و گاز ۵۰ درصد افزایش یافته و تا سال ۲۰۳۰ بالا میماند.
در سناریوی اول، ظرفیت تجدیدپذیر ثابت میماند.
در سناریوی دوم، سهم تجدیدپذیرها از ۱۰ درصد در ۲۰۲۵ به ۵۰ درصد در ۲۰۳۰ میرسد، همراه با برقسازی حدود ۵۰ درصدی در حملونقل و خانوارها.
نتایج نشان میدهد که با افزایش سهم تجدیدپذیرها، اثر شوک قیمتی کاهش مییابد و قیمتها به سطح پایه بازمیگردند. همچنین واردات سوخت کاهش یافته و فشار بر تولید ناخالص داخلی کمتر میشود. در سناریوی اول، GDP تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱.۲ درصد کاهش مییابد، اما در سناریوی دوم این کاهش به حدود ۰.۵ درصد محدود میشود.
نقش تجدیدپذیرها در ثبات اقتصادی و امنیت انرژی
تحلیل حساسیت نشان میدهد که اثرگذاری زمانی بیشتر است که برقسازی نیز افزایش یابد. اگر ظرفیت تجدیدپذیر بالا برود اما مصرفکنندگان همچنان به سوخت فسیلی وابسته بمانند، مزایا منتقل نمیشود.
میزان توسعه نیز مهم است. افزایشهای محدود (مثلاً کمتر از ۳۰ درصد) تأثیر چندانی در کاهش شوکها ندارند. اگر برقسازی بالا باشد اما تجدیدپذیر کم، قیمت گاز همچنان به هزینه انرژی منتقل میشود.
این نتایج فقط به کره جنوبی محدود نیست. بسیاری از کشورها با همین آسیبپذیری مواجهاند. وابستگی به واردات سوخت فسیلی باعث میشود رشد اقتصادی، تورم و امنیت انرژی تحت تأثیر شوکهای خارجی قرار گیرد.
گسترش انرژیهای تجدیدپذیر داخلی میتواند یک پوشش مؤثر در برابر این ریسکها باشد. البته این راهحلی بلندمدت است و در کوتاهمدت اقدامات دیگری نیز لازم است.
کشورهایی که از قبل در انرژی کمکربن سرمایهگذاری کردهاند—مانند فرانسه (هستهای) یا دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد (تجدیدپذیر)—در موقعیت بهتری قرار دارند.
در نهایت، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر دیگر فقط سیاست اقلیمی نیست؛ بلکه به یک ابزار کلیدی برای امنیت انرژی و ثبات اقتصادی تبدیل شده است.