وابستگی به سوختهای فسیلی فقط یک مسئله تأمین انرژی نیست؛ یک کانال انتقال نااطمینانی به کل اقتصاد است.
هر شوک ژئوپلیتیکی—از اختلال در تنگهها تا جنگ—میتواند مستقیماً به تورم، کاهش رشد و بیثباتی تبدیل شود.
در این میان، انرژیهای تجدیدپذیر یک تغییر ساده در منبع انرژی نیستند، بلکه بازطراحی منطق اقتصاد انرژیاند: حذف پیوند مستقیم بین تولید برق و قیمتهای پرنوسان جهانی.
وقتی سهم تجدیدپذیرها افزایش مییابد و همزمان مصرف نهایی به سمت برق حرکت میکند، شدت انتقال شوکهای قیمتی به اقتصاد کاهش پیدا میکند.
نتیجه فقط انرژی پاکتر نیست؛ اقتصادی باثباتتر با وابستگی کمتر به واردات و ریسکهای بیرونی است.
اما این مزیت تنها در مقیاسهای بزرگ و با سرمایهگذاری مکمل، بهویژه در ذخیرهسازی انرژی، محقق میشود.