نشریه فایننشیال تایمز در گزارشی مینویسد: درحالیکه رئیسجمهور ایالات متحد آماده سفر به پکن میشود، این کشور دیگر همه برگهای برنده را در دست ندارد؛ بااینحال چین میداند که باید محتاطانه حرکت کند.
پیشینهای از یک دیدار نهچندان بیحاشیه
سه سال پیش، روابط آمریکا و چین پس از مجموعهای از اختلافات دیپلماتیک و نگرانیها درباره احتمال درگیری بر سر تایوان به پایینترین سطح خود رسیده بود. دولت بایدن تصمیم گرفت برای ایجاد رابطهای شخصی میان رئیسجمهور آمریکا و همتای چینیاش شی جینپینگ، همه تلاش خود را با این امید که تماس مستقیم بتواند روابط را تثبیت کند، به کار گیرد؛ حتی در شرایطی که واشینگتن همزمان اقدامات سختگیرانهای مانند کنترل صادرات را اجرا میکرد.
رهبر چین که در نوامبر همان سال برای اجلاس همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه (اَپک) به سانفرانسیسکو سفر کرده بود، با برگزاری نشستی دوجانبه در عمارت مجلل فیولی در نزدیکی شهر که زمانی محل فیلمبرداری سریال داینستی بود، موافقت کرد. زمانی که جو بایدن در ورودی از مهمان خود استقبال کرد، تصویری در تلفن همراهش از شی جوان را که ۳۸ سال پیش در کنار پل گلدن گیت گرفته شده بود، به او نشان داد. شی که معمولاً کمحرف است، به نظر خوشحال میرسید.
شی همچنین زمانی لبخند زد که بایدن از خودروی هونگچی او، لیموزین باشکوهی با طراحی نوستالژیک دوران مائو که مخصوصاً از چین آورده شده بود، تعریف کرد و آن را با هیولا، کادیلاک فوقزرهی ریاستجمهوری آمریکا، مقایسه کرد.
بااینهمه، به گفته سارا بران، مشاور ارشد وقت کاخ سفید در امور چین، فضای صمیمانه خیلی زود در جریان قدم زدن دونفره در باغ به سکوتی رقتبار تبدیل شد؛ گویا آن دو تقریباً هیچ گفتوگویی هنگام راه رفتن در میان چمنزارهای مرتب نداشتند. بران میگوید: «هدف این بود که نشان داده شود روابط تثبیت شده است؛ اما طنز ماجرا این بود که تمایل به ثبت عکس دونفره رؤسایجمهور باعث شد هیچ مترجمی همراهشان نباشد و عملاً نتوانند با هم صحبت کنند.»
جو بایدن در سال ۲۰۲۳ در عمارت فیولی در نزدیکی سانفرانسیسکو از شی جینپینگ استقبال میکند و تصویری را در تلفن همراهش به او نشان میدهد که از رهبر چین در جریان سفرش به آمریکا ۳۸ سال پیش گرفته شده بود/ عکس از خبرگزاری شینهوا
این فضای دوستانه پس از رفتن شی، زمانی که خبرنگاری از بایدن پرسید آیا مهمان چینیاش را دیکتاتور میداند یا نه، بیشتر هم آسیب دید. بایدن پاسخ داد: «خب، بله، هست.» پاسخی که باعث شد آنتونی بلینکن، وزیر خارجه او، آشکارا چهره درهم بکشد.
در نهایت، هر دو طرف خواهان ثبات بودند و سفر به اهدافش رسید؛ اما این دیدار بار دیگر نشان داد که روابط شخصی میان رهبران دو کشور تا چه اندازه در تعیین مسیر روابط دوجانبه اهمیت دارد.
دیداری مهم در پیش است
هفته آینده، اهمیت این موضوع بار دیگر آشکار خواهد شد: زمانیکه دونالد ترامپ که مرتباً از رابطه نزدیک خود با همتای چینیاش سخن میگوید، سفری دو روزه به پکن را آغاز خواهد کرد.
ترامپ در شرایطی وارد چین میشود که ایالات متحد و چین بر سر سلطه در بازرگانی، فناوری و نفوذ جهانی رقابت میکنند. اکتبر گذشته، شی و ترامپ در کره جنوبی دیدار و بر سر آتشبس در جنگ تجاری توافق کردند؛ توافقی که بر اساس آن، پس از آنکه پکن عرضه مواد معدنی حیاتی مورد نیاز برای تولید محصولات پیشرفته به آمریکا را محدود کرده بود، آمریکا تعرفههایی را که تا ۱۴۵ درصد رسیده بودند، کاهش داد.
توانایی چین در مقابله با حمله تعرفهای آمریکا، لحظهای مهم در رقابت راهبردی میان ابرقدرت نوظهور (چین) و هژمون مستقر (ایالات متحد) بود؛ و تصویر آمریکایِ همهتوان را درهم شکست.
ویکتور شی، استاد اقتصاد سیاسی چین در دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو، میگوید: «دیگر اینطور نیست که آمریکا، آنطور که رئیسجمهور ما دوست دارد بگوید، همه برگهای برنده را در دست داشته باشد. فکر میکنم آن دوران برای همیشه تمام شده است.»
برخی مقامهای آمریکایی میگویند دو طرف اکنون در پی «ثبات راهبردی» هستند تا زمان بخرند و روی نقاط ضعف خود کار کنند؛ از جمله عناصر کمیاب برای آمریکا و نیمههادیها برای چین؛ اما برخی دیگر با لحنی انتقادی این وضعیت را «تبعیت راهبردی» آمریکا نامیدهاند و نگراناند واشینگتن نقش خود را در حفاظت از نظم جهانی در برابر اقتدارگرایی روبهرشد به رهبری شی و ولادیمیر پوتین کنار بگذارد.
متحدان آمریکا در آسیا بهویژه نگراناند که ترامپ که در دیدار اکتبر گذشته شی را «دوست من، واقعاً برای مدت طولانی» توصیف کرده بود، چهبسا در مسائل امنیت منطقهای، بهویژه تایوان، عقبنشینی کند. پکن تایوان را بخشی از قلمرو خود میداند. ترامپ با وجود اینکه تایوان برای آمریکا و متحدانش هم یک سنگر راهبردی در غرب اقیانوس آرام و هم در صنعت نیمههادیهای پیشرفته نقشی مسلط دارد، گاه نسبت به این جزیره موضعی دوپهلو داشته است.
نیک برنز، سفیر پیشین آمریکا در چین در دولت بایدن و استاد کنونی مدرسه کندی هاروارد، میگوید که اگر ترامپ بتواند شی را قانع کند آتشبس تجاری را ادامه دهد و خریدهای بزرگی از محصولات کشاورزی آمریکا انجام دهد، اینها «دستاوردهای مهمی» خواهند بود. به گفته او: «در نظام کنونی چین، شی جینپینگ همهکاره است و تمامیِ مهمترین تصمیمها را او میگیرد. دیدار حضوری با او کاملاً به نفع آمریکاست.» اما همزمان ابراز نگرانی میکند که «چینیها تلاش کنند رئیسجمهور را قانع کنند تا با تغییر مهمی در سیاست آمریکا نسبت به تایوان موافقت کند. اگر رئیسجمهور ترامپ چنین کاری کند، یک اشتباه تاریخی و بزرگ خواهد بود.»
تاریخچهای از دیدارهای رهبران آمریکا و چین
دیدارهای شخصی میان رؤسایجمهور مستقر آمریکا و رهبران چین پدیدهای کموبیش تازه است. نخستین دیدار رودررو در سال ۱۹۴۳ رخ داد؛ زمانی که چیانگ کایشک، رهبر ملیگرای چین، در قاهره با فرانکلین روزولت دیدار کرد تا درباره جنگ علیه ژاپن و آینده آسیا گفتوگو کند. نزدیک به ۲۰ سال بعد، دوایت آیزنهاور در تایپه با چیانگ دیدار کرد — و تنها رئیسجمهور مستقر آمریکاست که از تایوان بازدید کرده؛ جایی که ملیگرایان پس از شکست در جنگ داخلی در سال ۱۹۴۹ به آن گریختند.
دوران نیکسون: بیتردید مهمترین دیدار پس از جنگ جهانی دوم، دیدار مائو تسهتونگ و ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ بود. وو شینبو، رئیس مؤسسه مطالعات بینالمللی دانشگاه فودان شانگهای، میگوید: «آن سفر پیش از هر چیز سطحی از اعتماد راهبردی میان دو رهبر ایجاد کرد.»
مائو تسهتونگ در سال ۱۹۷۲ از ریچارد نیکسون در پکن استقبال میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
دنیس وایلدر، کارشناس پیشین سیا در امور چین و مشاور ارشد آسیا در کاخ سفید در دوران جورج دبلیو بوش، میگوید: «آنها خیلی سریع نوعی شیمی فوقالعاده میان خود ایجاد کردند؛ نه به خاطر ارزشهای مشترک، بلکه چون از طریق گفتوگوی شخصی فهمیدند اهدافشان مکمل یکدیگر است.»
نیکسون و مائو توانستند بر سر تایوان به مواضعی قابل پذیرش برای دو طرف برسند و نقشه راهی برای بهرسمیتشناختن رسمی جمهوری خلق چین توسط آمریکا ترسیم کنند.
وانگ یوانچونگ، پژوهشگر تاریخ روابط آمریکا و چین در دانشگاه دلاور، میگوید: «تمام نسل والدین من سفر نیکسون را به یاد دارند. ضدیت با امپریالیسم آمریکا بخشی از زندگی روزمره بود و ناگهان رئیسجمهور آمریکا در پکن ظاهر شد. واقعاً لحظهای شوکهکننده بود.»
دوران کارتر و ریگان: در سال ۱۹۷۹ جیمی کارتر با دنگ شیائوپینگ دیدار کرد و در ۱۹۸۴ رونالد ریگان با دنگ ملاقات داشت؛ دیدارهایی که روابط اقتصادی را بیشتر گسترش دادند. دنگ تا آن زمان اصلاحات بازارمحور خود را آغاز کرده بود و ریگان باور داشت چین در نهایت سرمایهداری آمریکایی و حتی دموکراسی و فردگرایی را خواهد پذیرفت.
روابط دو کشور از آنجا وارد دوران اوج «تعامل» شد، هرچند همواره نشانههایی از شکنندگی زیر سطح وجود داشت؛ از جمله کشتار میدان تیانآنمن در ۱۹۸۹ و بمباران سفارت چین در بلگراد بهدست آمریکا در ۱۹۹۹.
دوران بوش پدر: در جریان سرکوب تیانآنمن، جورج اچ. دبلیو. بوش، یعنی تنها رئیسجمهوری که پیشتر ریاست نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در پکن را برعهده داشت، شخصاً با ابهام نظام سیاسی چین و محدودیتهای روابط شخصی با رهبران پکن روبهرو شد. با وجود آنکه سالها با دنگ رابطه ساخته بود، رهبر چین تماسهای تلفنی او را بیپاسخ گذاشت.
دنگ شیائوپینگ، رونالد ریگان و بانوی اول نانسی ریگان، همراه با مترجمان، در پکن در سال 1984
جفری انگل، ویراستار کتاب «دفتر خاطرات چینی جورج اچ. دبلیو. بوش»، در این رابطه نوشته بود که بوش فکر میکرد «دوستی» او شاید بتواند خشم پکن علیه معترضان دموکراسیخواه را کاهش دهد، اما دنگ همه این تلاشها را رد کرد.
دوران بوش پسر: در سال ۲۰۰۵، جورج دبلیو بوش به دیدار هو جینتائو در پکن رفت و میخواست بر حقوق بشر و آزادی مذهبی تمرکز کند. او اصرار داشت که هنگام رفتن به کلیسا در چین از او عکس گرفته شود؛ کشوری که مذهب در آن تحت کنترل شدید حزب کمونیست بیخدای حاکم است. بوش از یکی از پنج کلیسای پروتستان رسمی پکن بازدید کرد، اما به گفته وایلدر، زمانی که فهمید مؤمنان واقعی جایی برای نشستن ندارند، چون همه صندلیها را مأموران امنیتی لباسشخصی گرفتهاند، مشاجرهای شکل گرفت. بوش در دفتر یادبود نوشت: «خداوند مسیحیان چین را نگاه دارد.»
هو جینتائو نیز در ۲۰۰۶ به واشینگتن سفر کرد، اما به دلیل سروصدای معترضان فالون گونگ، یک گروه معنوی ممنوعه در چین، نتوانست راحت بخوابد. در نهایت، یکی از اعضای فالون گونگ بهنحوی وارد کاخ سفید شد و طرف آمریکایی نیز اشتباهاً سرود ملی جمهوری چین (تایوان) را بهجای سرود جمهوری خلق چین پخش کرد.
دوران اوباما: در دوران باراک اوباما، روابط پیچیدهتر شد؛ زیرا آمریکا میکوشید برای مهار چینِ جسورتر به آسیا «چرخش» کند. پکن پس از آنکه اقتصادش بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ را نسبتاً خوب پشت سر گذاشت، اعتماد بیشتری به نظام خود پیدا کرده بود. در ۲۰۱۴، اوباما برای اجلاس اَپک به چین رفت و نگرانیهای خود را درباره فعالیتهای نظامی فزاینده چین در دریای چین شرقی و جنوبی مطرح کرد؛ جایی که پکن برای تقویت ادعاهای ارضی خود در حال ساخت جزایر مصنوعی بود.
اوان مدیروس، مشاور ارشد سابق اوباما در امور آسیا-اقیانوسیه، میگوید: «چین از چرخش آمریکا به آسیا ناراضی بود و اوباما و شی درباره نگرانیهایی که فعالیتهای چین در سراسر آسیا ایجاد کرده بود، گفتوگویی صریح داشتند.» او به یاد میآورد که اوباما و شی در ژونگنانهای، مجتمع محرمانه رهبران چین در کنار شهر ممنوعه، شام خوردند: «بسیار مجلل و صمیمی بود.»
باراک اوباما در نخستین سفرش به چین در سال ۲۰۰۹ از شهر ممنوعه پکن بازدید میکند.
سال بعد، شی برنامه صنعتی «ساخت چین ۲۰۲۵» را برای ارتقای جایگاه فناوری کشورش در حوزههایی چون تراشهها و ماشینابزارها آغاز کرد. اهداف تجاری این برنامه برای سهم بازار جهانی، شرکای غربی را که آن را ضد تجارت آزاد میدانستند خشمگین کرد. شی در همان سال در کنار اوباما در باغ رز کاخ سفید اعلام کرد: «چین قصد نظامیسازی دریای چین جنوبی را ندارد»؛ اما سپس دقیقاً همین کار را کرد و تجهیزات نظامی را در جزایر مصنوعی مستقر ساخت.
ترامپ و شی
سپس ترامپ از راه رسید و اوایل ۲۰۱۷ شی را به اقامتگاه مارالاگو دعوت کرد؛ جایی که مشهور است هنگام سرو «زیباترین تکه کیک شکلاتی که تا به حال دیدهاید» همزمان به شی اطلاع داد آمریکا در حال بمباران سوریه است.
در سفر بعدی ترامپ به پکن در اواخر ۲۰۱۷، شی و همسرش پنگ لییوان، ترامپ و ملانیا را شخصاً در شهر ممنوعه همراهی کردند. از ۱۹۴۹ تاکنون هیچ رهبر خارجی دیگری در این کاخ امپراتوری سابق با رئیسجمهور چین شام نخورده بود؛ اما همهگیری کرونا این رابطه نوپا را که با وجود تنشهای تجاری شکل گرفته بود، نابود کرد؛ زیرا ترامپ چین را مسئول کووید دانست.
روابط در سالهای نخست بایدن نیز با سفر نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، به تایوان و همچنین ماجرای بالن جاسوسی چین بر فراز آمریکای شمالی تیره شد.
برنز، سفیر پیشین آمریکا، میگوید چین کنترل بسیار شدیدی بر هرگونه دیدار میان رؤسایجمهور داشت و اصرار میکرد همهچیز ماهها قبل تا آخرین جزئیات برنامهریزی شود. او میگوید: «این یعنی وقتی دو رهبر روبهروی هم مینشستند، تقریباً هیچ خودانگیختگیای وجود نداشت و طرف چینی هم فضای کمی برای حل اختلافات داشت.»
دونالد ترامپ و ملانیا ترامپ در کنار شی جینپینگ و همسرش پنگ لییوان در مارالاگو در سال ۲۰۱۷/ عکس از نیویورک تایمز
اسکات کندی، کارشناس چین در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، میگوید آمریکا از دوران ریگان به بعد تصور میکرد میتواند اختلافاتش با پکن را از طریق سازمان تجارت جهانی و دیگر سازوکارهای نظم جهانیِ زیر رهبری آمریکا مدیریت کند و در کنار هم رشد کنند: «اما ما اعتمادمان را به این سازوکارها از دست دادیم و چین نیز هرچه قدرتمندتر شد، بیشتر به مداخله دولتی تکیه کرد.» به گفته کندی، از این منظر، دوران ترامپ که در آن آمریکا اکنون برخی از همان سیاستهای صنعتی چین را برای تقویت نسخه خود از خودکفایی دنبال میکند، در واقع «پایانبخش» آرزوهای ریگانی است.
ترامپ چین را دستکم گرفته بود؟
درحالیکه ترامپ خود را برای سفر به پکن آماده میکند، امیدوار است بتواند دستاوردهای دیپلماتیک بسیار قابلمشاهدهای برای بازگشت به آمریکا به همراه داشته باشد؛ از جمله فروش هواپیماهای بوئینگ و سویا؛ و شاید ایجاد یک «هیئت بازرگانی» تازه برای رسیدگی به اختلافات تجاری دو کشور.
نیل توماس، کارشناس سیاست چین در مؤسسه سیاستگذاری انجمن آسیا، میگوید: «نوع سازوکار شخصی میان این دو نفر و تجربه ذهنی ترامپ از این سفر، برای تمام جنبههای دیگر روابط آمریکا و چین بسیار مهم است، زیرا هر دو رهبر تصمیمگیرندگان اصلی سیاست خارجی کشورهای خود هستند.»
بااینحال، این بار ترامپ با چینی روبهرو خواهد شد که اعتمادبهنفس بیشتری دارد. با وجود مشکلات اقتصادی فراوان، از سقوط بازار مسکن گرفته تا بیکاری جوانان و کاهش جمعیت، رهبران چین معتقدند که در زمینه تجارت و کنترلهای صادراتی، آمریکا را بهخوبی شناختهاند.
وو، استاد دانشگاه فودان، میگوید: «برداشت من این است که ترامپ در مورد چین یک مسیر یادگیری را طی کرده است... پس از چند دور کشتی گرفتن با چین، او شروع کرد به درک اینکه چین دشمنی قدرتمندتر و هراسانگیزتر از آن چیزی است که تصور میکرد.»
به گفته یکی دیگر از پژوهشگران چینی در پکن که نخواست نامش فاش شود، «پکن اکنون کمتر نگران اقدامات دولت ترامپ است. چین ابزارهای بیشتری برای واکنش در اختیار دارد.» بااینحال او میگوید که شی احتمالاً مایل است رابطه با ترامپ را تقویت کند، زیرا باور دارد رئیسجمهور ایالات متحد در مسائل امنیتی مرتبط با چین، نسبت به بسیاری از کارشناسان واشینگتن و حتی بسیاری از مقامهای دولت خودش، مواضع تندروانه کمتری دارد و چهبسا حاضر باشد در مسائل حساس امتیاز بدهد.
موضوع ایران و تایوان
برخی معتقدند ترامپ به دنبال توافقهایی در حوزه تجارت و همچنین کمک چین درباره ایران خواهد بود. ترامپ سال گذشته پیش از دیدارشان در کره جنوبی در شبکههای اجتماعی نوشت: «گروه دو (G2) بهزودی تشکیل جلسه خواهد داد!»
ویکتور شی از دانشگاه کالیفرنیا میگوید نفوذ چین بر تهران، بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، میتواند دست پکن را در مذاکرات تقویت کند. او میگوید: «شاید آنها نوعی امتیاز مرتبط با تایوان بخواهند و بعد واقعاً به ایرانیها بگویند که دست نگه دارند.»
برای مثال، مقامهای چینی میخواهند ترامپ زبان رسمی آمریکا درباره تایوان را تغییر دهد تا واشینگتن اعلام کند که «با استقلال تایوان مخالف است.» مقامهای آمریکایی تأکید کردهاند سیاست آمریکا درباره تایوان تغییر نکرده است، اما ترامپ پیشینه بیان سخنانی به شی را دارد که رؤسایجمهور پیشین آمریکا هرگز بیان نمیکردند.
فایننشال تایمز در سال ۲۰۱۹ گزارش داد که ترامپ در نشست گروه ۲۰ در اوزاکا به شی گفته بود که آمریکا انتقادهای خود از رویکرد پکن در قبال هنگکنگ را پس از اعتراضات گسترده دموکراسیخواهانه در این منطقه کاهش خواهد داد. این پیشنهاد با هدف کمک به احیای مذاکرات در جریان جنگ تجاری دوره اول ترامپ ارائه شده بود.
ترامپ باید چه سیاستی را در پیش بگیرد؟
برخی دیگر معتقدند سیاست آمریکا باید همچنان بر ارزشهای آمریکایی، از قبیل حقوق بشر، تأکید کند؛ ارزشهایی که در دوران ترامپ تا حد زیادی کنار گذاشته شدهاند.
نیک برنز، سفیر پیشین آمریکا، میگوید: «اگر رئیسجمهور ترامپ درباره نقضهای متعدد حقوق بشر بهدست دولت چین — در سینکیانگ، تبت، مغولستان داخلی و سرکوب مداوم آزادیهای مذهبی — سکوت کند، این یک پیروزی برای حزب کمونیست خواهد بود.» او همچنین افزود که ترامپ باید برای آزادی جیمی لای، سرمایهدار رسانهای زندانی هنگکنگ، فشار وارد کند.
لیموزین شی جینپینگ و هواپیمای ایر فورس وان در فرودگاه بوسان در کره جنوبی، پس از دیدار رهبران آمریکا و چین با هدف حل اختلافات تجاری در اکتبر گذشته/عکس از نیویورکتایمز
درو تامپسون، پژوهشگر ارشد مدرسه مطالعات بینالمللی اس. راجاراتنام در سنگاپور و مقام پیشین پنتاگون، هشدار میدهد که هر اتفاقی هم رخ دهد، پکن همچنان باید در برخورد با ترامپ محتاط باشد. او میگوید: «ترامپ... از اطلاعات نادرست و آشوب تغذیه میکند، چیزی که البته شی جینپینگ چنین نیست.» او میافزاید که احتمالاً رابطه شخصی میان دو رئیسجمهور نمیتواند مسیر ساختاری و رقابتی بلندمدت روابط را تغییر دهد؛ آن هم در شرایطی که شی بهتازگی برنامه پنجساله پانزدهم را با تمرکز بر استفاده از سیاست صنعتی برای شکست غرب در فناوریهای پیشرفته تثبیت کرده، درحالیکه آمریکا برای حفظ سلطه جهانی خود به هوش مصنوعی و نیمههادیها تکیه دارد.
کریستوفر جانسون، تحلیلگر ارشد پیشین سیا در امور چین و مدیرعامل گروه چاینا استراتژیز، میگوید: «شخصیتها اهمیت دارند، اما فقط در حاشیه. ترامپ خود را معمار یک “معامله بزرگ” با چین میداند که جایگاهش را در تاریخ تثبیت میکند. برای شی، موضوع خریدن زمان برای جدایی کامل از غرب و جایگزین کردن آن در زنجیره جهانی تولید پیشرفته است.»
بااینهمه، ترامپ ممکن است از یک جهت واقعاً تاریخساز شود. او گفته انتظار دارد «رئیسجمهور شی وقتی به آنجا برسم، یک بغل بزرگ و حسابی به من بدهد؛» آن هم به خاطر «باز کردن» تنگه هرمز.
این قطعاً برای یک رئیسجمهور آمریکا اتفاقی بیسابقه خواهد بود و به معنای ورود او به باشگاهی بسیار انحصاری است. رهبر محتاط چین معمولاً بغلهایش را برای پوتین نگه میدارد.