اکوایران: همزمان با سفر قریب‌الوقوع ترامپ به چین، گمانه‌زنی‌ها درباره نقش پکن در کاهش تنش میان ایران و آمریکا افزایش یافته است. محمد خواجویی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران معتقد است چین در عین مخالفت با تداوم جنگ علیه ایران، تمایلی ندارد آمریکا نیز به یک پیروزی مطلق در این بحران دست پیدا کند.

به گزارش اکوایران، در حالی که آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا وارد سی‌وپنجمین روز خود شده، نشانه‌ها حاکی از آن است که بحران تهران و واشنگتن دیگر صرفاً یک منازعه دوجانبه نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت گسترده‌تر قدرت‌های بزرگ در نظم جهانی تبدیل شده است.

اگر در هفته‌های نخست، تمرکز اصلی بر احتمال درگیری مستقیم نظامی و تبادل تهدیدها بود، اکنون پرونده ایران به نقطه تلاقی امنیت انرژی، تجارت جهانی و رقابت ژئوپلیتیکی میان آمریکا و چین رسیده است؛ جایی که تنگه هرمز دیگر تنها یک گذرگاه راهبردی نیست، بلکه به اهرمی تعیین‌کننده در معادلات اقتصاد جهانی و سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

در چنین فضایی، نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری متوجه پکن شده؛ کشوری که هم بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران و شریک اصلی اقتصادی تهران است و هم در حساس‌ترین سطح از وابستگی اقتصادی و رقابت راهبردی با آمریکا قرار دارد.

همزمانی تشدید تنش‌ها با تلاش واشنگتن برای جلب همکاری چین و همچنین سفر قریب‌الوقوع دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا به پکن، این پرسش را برجسته‌تر کرده که آیا چین حاضر است از نقش سنتی و محتاطانه خود فراتر برود و به بازیگری فعال در مدیریت بحران ایران و آمریکا تبدیل شود یا همچنان ترجیح می‌دهد موازنه‌ای محتاطانه میان تهران و واشنگتن حفظ کند.

در همین خصوص، محمد خواجویی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ابعاد این معادله سه‌جانبه میان تهران، واشنگتن و پکن می‌پردازد.

محمد خواجویی

سایه جنگ ایران بر دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ

خواجویی معتقد است که اگرچه محور اصلی سفر ترامپ به چین مسائل اقتصادی و تجاری میان دو قدرت بزرگ جهان است، اما جنگ جمهوری اسلامی ایران و تبعات آن، به‌ویژه بحران تنگه هرمز، به یکی از موضوعات مهم این دیدار تبدیل شده است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به تعویق سفر ترامپ به پکن به‌دلیل تمرکز کاخ سفید بر جنگ با ایران گفت: امروز تبعات جنگ علیه ایران و وضعیت تنگه هرمز، کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار داده و به همین دلیل طبیعی است که پرونده ایران بخشی از رایزنی‌های رهبران چین و آمریکا باشد. به باور او، این دیدار ظرفیت‌هایی برای کاهش تنش در منطقه دارد، هرچند نباید تصور کرد که سرنوشت نهایی بحران ایران و آمریکا در پکن تعیین خواهد شد.

او معتقد است واشنگتن تلاش دارد چین را متقاعد کند که برای باز شدن تنگه هرمز به تهران فشار وارد کند، چراکه ادامه وضعیت فعلی، بازار جهانی انرژی را با نااطمینانی روبه‌رو کرده است. با این حال، خواجویی تأکید کرد که پکن در عین نیاز جدی به نفت و ثبات اقتصادی منطقه، تمایلی ندارد آمریکا در تقابل با ایران به یک «پیروزی مطلق» دست پیدا کند.

به گفته او، چین تلاش می‌کند در عین احتیاط، از فرسایشی شدن درگیری به نفع تضعیف موقعیت راهبردی آمریکا استفاده کند؛ وضعیتی که می‌تواند تمرکز واشنگتن را از شرق آسیا و رقابت با پکن دور نگه دارد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به افزایش تحرکات دیپلماتیک چین در منطقه گفت: پکن به‌تدریج از موضع «نظاره‌گر فعال» به سمت «کنشگری فعال» حرکت می‌کند؛ هرچند همچنان نمی‌خواهد مستقیماً در برابر آمریکا قرار بگیرد.

به گفته خواجویی، چین اکنون در تلاش است خود را به‌عنوان بازیگری حامی ثبات، همکاری منطقه‌ای و احترام به حاکمیت ملی معرفی کند؛ همان مسیری که پیش‌تر در توافق ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ دنبال کرده بود.

او همچنین به تحرکات اخیر دیپلماتیک میان تهران، پکن و ریاض اشاره کرد و معتقد است، چین در حال فعال‌سازی مسیر کاهش تنش میان ایران و کشورهای عربی است؛ مسیری که می‌تواند بخشی از تلاش پکن برای مهار تبعات جنگ و جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی در خلیج فارس باشد. با این حال، خواجویی تأکید کرد که چین در عین مخالفت با تداوم جنگ علیه ایران، از تغییرات بنیادین در وضعیت تنگه هرمز یا برهم خوردن کامل موازنه منطقه‌ای نیز حمایت نمی‌کند و ترجیح می‌دهد منطقه به شرایطی باثبات اما بدون جنگ بازگردد.

جنگ ایران آمریکا ایران چین

روبط تهران و واشنگتن در شرایط «ناپایدار و فرسایشی»

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، خواجویی آینده روابط تهران و واشنگتن را در شرایطی «ناپایدار و فرسایشی» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن نه ایران و نه آمریکا تمایلی به بازگشت به یک جنگ فراگیر ندارند، اما ادامه تنش‌ها و بن‌بست دیپلماتیک می‌تواند احتمال درگیری مجدد را افزایش دهد.

او تاکید کرد هر دو طرف اکنون وارد نوعی «جنگ تاب‌آوری» شده‌اند؛ ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و فشار بر بازار جهانی انرژی تلاش می‌کند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی را برای آمریکا افزایش دهد و در مقابل، واشنگتن نیز با حفظ فشارهای دریایی و سایه تهدید نظامی، به‌دنبال فرسوده‌کردن ایران و وادار کردن تهران به پذیرش شروط خود است.

به اعتقاد خواجویی، ادامه این وضعیت فرسایشی در بلندمدت دشوار خواهد بود، چراکه هرچه زمان می‌گذرد، فشار داخلی و خارجی بر دو طرف افزایش پیدا می‌کند و احتمال بالا رفتن سطح اصطکاک بیشتر می‌شود.

او در نهایت سه سناریو را پیش روی بحران ترسیم کرد: عقب‌نشینی آمریکا از مواضع حداکثری و حرکت به سمت توافقی متوازن، بازگشت واشنگتن به اقدامات نظامی و امنیتی برای تغییر معادله، یا افزایش فشارهای فرسایشی علیه ایران؛ هرچند او احتمال تحقق سناریوی سوم را پایین‌تر ارزیابی می‌کند.