اکوایران: دیپلماسی شی با هدف ارسال سیگنالی در مورد جایگاه چین در جهان و تسلط آن در امور جهانی انجام می‌شود.

به گزارش اکوایران، تنها چند روز پس از شکستن یخ (بدون دردسر) با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در پکن، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، به شرکای دائمی‌تری روی آورده است.

تهدیدی آشکار برای ثبات استراتژیک

به نوشته فارین پالیسی، شی روز سه‌شنبه از ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در پکن برای یک سفر  بسیار گرم‌تر استقبال کرد. دو رهبر در یک نمایشگاه عکس با موضوع «دوستی پایدار» چین و روسیه شرکت کردند و یک بیانیه مشترک طولانی منتشر کردند که در آن متعهد به «تعمیق همکاری» در همه زمینه‌ها، از انرژی هسته‌ای گرفته تا حفظ پلنگ‌ها، پانداها و میمون‌ها شدند. آن‌ها همچنین از سیستم دفاع موشکی گنبد طلایی پیشنهادی ترامپ نام بردند و آن را «تهدیدی آشکار برای ثبات استراتژیک» خواندند و «سیاست غیرمسئولانه» او در اجازه دادن به انقضای پیمان هسته‌ای ایالات متحده و روسیه معروف به استارت جدید را محکوم کردند.

اما هر چقدر هم که این تعامل جامع بود، کاملاً غیرمنتظره نبود. شی جین پینگ خاطرنشان کرد که این بیست و پنجمین سفر رسمی پوتین به چین است و بر همکاری نزدیکی که دو کشور ایجاد کرده‌اند، تأکید کرد. با این حال، شی جین پینگ ممکن است پس از سفر پوتین، تعامل دیپلماتیک بسیار نادرتر و مهم‌تری را دنبال کند. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که او ممکن است در روزهای آینده برای سفر به کره شمالی آماده شود.  در صورت تأیید، سفر شی جین پینگ به کره شمالی تنها دومین سفر او به عنوان رهبر چین و اولین سفر او در هفت سال گذشته خواهد بود. دو کشور دهه‌هاست که همکاری نزدیکی دارند. چین تقریباً تمام تجارت کره شمالی را تشکیل می‌دهد و کره شمالی تنها کشوری در جهان است که چین با آن پیمان دفاعی متقابل دارد. اما نزدیکی فزاینده کره شمالی به روسیه - به ویژه حمایت نظامی آن از جنگ روسیه در اوکراین - منجر به کنار گذاشته شدن چین شده است. کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، و پوتین در سال ۲۰۲۴ پیمان دفاعی مشترک خود را امضا کردند.

در اشتیاق پیونگ‌یانگ

به گفته اندرو یئو، مدیر مطالعات کره در موسسه بروکینگز: «این بحث وجود دارد که شی جین پینگ از این رابطه قوی و عمیق بین مسکو و پیونگ یانگ خیلی هیجان‌زده نیست و با توجه به خطر از دست دادن نفوذ بر کره شمالی، چین می‌خواهد مطمئن شود که این رابطه هنوز هم مرتبط است». او افزود: «چین همچنین نگران بی‌ثباتی است و اگر سلاح‌ها و فناوری روسیه به کره شمالی - که دوست دارد تنها به ساز خودش برقصد  - برسد، می‌تواند برایش بی‌ثبات‌کننده باشد. این چیزی است که چین بیشتر از آن می‌ترسد و بنابراین چین می‌خواهد مطمئن شود که کره شمالی بخشی از مدار آن باقی می‌ماند».

photo_2026-05-22_20-23-42

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در تاریخ 20 مه از نمایشگاه عکسی در مورد روابط روسیه و چین در پکن بازدید کردند/ عکس از خبرگزاری فرانسه

تلاش چین برای تقویت این مدار در سال گذشته شتاب بیشتری گرفته است، به طوری که شی جین پینگ در سپتامبر گذشته میزبان کیم (در کنار پوتین) در یک رژه نظامی در پکن بود. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، نیز ماه گذشته به پیونگ یانگ سفر کرد و با کیم دیدار و بر لزوم «تقویت ارتباطات و هماهنگی در امور مهم بین‌المللی و منطقه‌ای» بین دو کشور تأکید کرد.

اما پوتین تنها مهمان اخیر شی نیست که به دیپلماسی کره شمالی علاقه‌مند است. ترامپ از زمان بازگشت به قدرت، بارها اشاره کرده که دوست دارد دیدار تاریخی خود با کیم در سال ۲۰۱۹ را دوباره تکرار کند. رهبر ایالات متحده سال گذشته چندین بار گفته بود که «دوست دارد» با رهبر کره شمالی ملاقات کند و هفته گذشته به خبرنگاران گفت که در پکن با شی جین پینگ در مورد کره شمالی گفتگو کرده است. اما کره شمالی بسیار جسورتر و قاطع‌تر از دوران اول ریاست جمهوری ترامپ است. این اعتماد به نفس تا حدی به دلیل حمایت روسیه و همچنین میلیاردها دلار ارز دیجیتال است که از طریق سرقت‌های سایبری به دست آورده و به این کشور اجازه می‌دهد تحریم‌های جهانی را بهتر تحمل کند. به گفته میرا رپ-هوپر، مدیر ارشد سابق شرق آسیا و اقیانوسیه در شورای امنیت ملی دولت بایدن، کره شمالی دیگر مانند یک شریک کوچک یا معاون کلانتر به نظر نمی‌رسد، بلکه به عنوان بخشی از مشارکت چین و روسیه در چیزی نزدیک به جایگاه برابر است."

ارسال سیگنال به دنیا؛ مرکز ثقل دیپلماسی جهانی

از سوی دیگر، جاه‌طلبی‌های چین بسیار گسترده‌تر و جهانی‌تر است. دیپلماسی شی  با هدف ارسال سیگنالی در مورد جایگاه چین در جهان و تسلط آن در امور جهانی انجام می‌شود (او حتی در مورد بازدیدهای نظامی آینده ایالات متحده از پکن نیز سخت‌گیرانه عمل می‌کند).

photo_2026-05-23_14-51-02

شی و ترامپ در حاشیه بازدیدشان از باغ ژونگ نان های در پکن، ۱۵ مه ۲۰۲۶، در جلسه‌ای شرکت کردند/ عکس از خبرگزاری رویترز

به گفته دنیل کریتنبرینک، دیپلمات در دولت‌های اوباما، ترامپ اول و بایدن: «داستان اصلی در اینجا در مورد چین است که رهبری خود را در صحنه جهانی اعمال می‌کند و این احساس با نشست‌های پشت سر هم ترامپ و پوتین تقویت شد». او گفت: «اعتماد به نفس چینی‌ها در بالاترین حد خود قرار دارد - اعتماد به نفسی که بسیاری از روندهای بین‌المللی در حال تغییر مسیر چین هستند، اینکه زمان چین فرا رسیده است و چین باید از این فرصت استفاده کند. اگرچه بسیاری از این تغییرات نگران‌کننده و پرآشوب هستند، من همچنان احساس می‌کنم پیام رهبری چین چه در ملاء عام و چه در محافل خصوصی این است که چین پاسخ‌هایی برای همه این چالش‌ها دارد و چین در پاسخگویی به همه این چالش‌ها نقش محوری خواهد داشت».

و در حالی که سفر احتمالی شی جین پینگ به پیونگ یانگ عمدتاً معطوف به تقویت روابط دوجانبه و مدیریت روسیه خواهد بود، این سفر همچنین بخشی از یک زنجیره گسترده‌تر از چین است که خود را به عنوان یک بازیگر جهانی ضروری معرفی می‌کند. به گفته رایان هاس، مدیر مرکز چین در موسسه بروکینگز، گفت: «پکن در نیمه اول سال 2026 به مرکز ثقل دیپلماسی جهانی تبدیل شده است. وی افزود: «پکن خود را به عنوان یک بازیگر قابل پیش‌بینی که برای حفظ نظم بین‌المللی تلاش می‌کند، معرفی کرده است. چین برای انباشت سرمایه دیپلماتیک در صحنه جهانی به تضاد ترجیحی خود با ایالات متحده تکیه می‌کند».

هژمونی شکست خورده؟

در همین رابطه، استفان والت، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه هاروارد هم در فارین پالیسی نوشت، اگر چه هژمونی منطقه‌ای چین اغراق‌آمیز است، اما امری کاملاً خیالی نیست.در واقع، نه تنها اکثر تلاش‌های مدرن برای هژمونی منطقه‌ای شکست خورده‌اند و  اکثر همسایگان چین نمی‌خوهند که این کشور بر منطقه تسلط داشته باشد و با توجه به تمایل قدرت‌های بزرگ به ایجاد موازنه در  برابر تهدیدات، تلاش آشکار چین برای هژمونی احتمالاً شکست خواهد خورد.

با این حال، باید توجه داشت دونالد ترامپ در سیاست خارجی عجول، گمراه و بی‌کفایت است و ممکن است معادله تا حدی تغییر کند. اگر چه، چهره‌های تندروی ضدچینی مانند مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و البریج کولبی، معاون وزیر دفاع در امور سیاسی، به همراه اجماع دو حزب در کنگره، قدرت ایالات متحده را به اندازه کافی بر کمک به متحدان آسیایی این کشور برای مهار چین متمرکز نگه می‌دارد، اما در عوض، از سال ۲۰۲۵، ترامپ تقریباً هر کاری را انجام داده تا چین جای ایالات متحده را بگیرد. او به ستون‌های تشکیلات علمی ایالات متحده حمله کرده است: قله‌های فرماندهی فناوری‌های سبز نوظهور - انرژی خورشیدی و بادی، باتری‌های پیشرفته، خودروهای برقی و غیره - را به چین واگذار کرده؛ مجموعه‌ای از تعرفه‌های ضعیف و به ظاهر تصادفی را بر چین (و دیگران) اعمال کرد  و در نهایت عقب‌نشینی کرد و  حتی بدتر از آن، او از چماق تعرفه‌ها برای قلدری علیه برخی از مهم‌ترین شرکای آمریکا در آسیا استفاده کرد؛ ترامپ و روبیو همچنین ایالات متحده را از ده‌ها سازمان بین‌المللی - عرصه دیگری که چین به طور فزاینده‌ای در آن فعال و مؤثر است - بیرون کشیده‌اند.

و سپس جنگ با ایران. اول از همه، این درگیری یک حواس‌پرتی بزرگ است که توجه ترامپ و زمان و انرژی مشاورانش را به شدت هدر می‌دهد.  ترامپ چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده است که با وعده تمرکز بر قدرت رو به رشد چین در آسیا به قدرت رسید و مانند همه اسلاف خود، در نهایت در خاورمیانه گرفتار شد. ‌این جنگ همچنین جایگاه نظامی ایالات متحده در آسیا را تضعیف کرده و سوالاتی را در مورد اینکه ایالات متحده در صورت بروز مشکل در آنجا چقدر می‌تواند مؤثر واکنش نشان دهد، مطرح کرده است. 

آمریکا چین

ترامپ و شی جین پینگ در کنار هم در حال بازدید از معبد بهشت ​​در پکن، چین، ۱۴ مه ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز

علاوه بر این، کل روشی که جنگ بر اساس آن "برنامه‌ریزی" (اگر اصلاً این کلمه به کار رود) و اجرا شد، مورد درنگ متحدان قدیمی قرار دارد. با هیچ یک از آنها از قبل مشورت نشده بود و به نظر نمی‌رسد هیچ کس در دولت کوچکترین فکری در مورد اینکه حمله مجدد به ایران چگونه ممکن است بر شرکا در سراسر جهان تأثیر بگذارد، کرده باشد. در واقع، مدیریت آشفته دولت ترامپ در جنگ فقط می‌تواند تردیدهای جدی در مورد قضاوت و شایستگی ایالات متحده ایجاد کند. در سیاست جهانی، نفوذ و اعتبار تا حدودی از قدرت، منافع مشترک و نمایش عزم و اراده ناشی می‌شود، اما به اعتماد دیگران نیز بستگی دارد که رهبران یک کشور از آنچه انجام می‌دهند، آگاهی دارند.

اگرچه اکثر کشورهای آسیایی نمی‌خواهند از ایالات متحده فاصله بگیرند و چین را بپذیرند، اما این احتمال ممکن است آنقدر که قبلاً تصور می‌شد دور از ذهن نباشد. اشتباهات اخیر ایالات متحده دلیل اصلی است. نمی‌توان گفت بازی تمام شده و تسلط چین محتمل است.

شیفته فرهنگ دیگری

در همین شرایط، فایننشیال تایمز نوشت، در بیشتر قرن نوزدهم، فرزندان ثروتمندان و قدرتمندان روسیه قبل از اینکه زبان مادری خود را یاد بگیرند - به لطف پرستاران فرانسوی خود - به زبان فرانسوی صحبت می‌کردند. این پدیده که به طرز ماهرانه‌ای توسط لئو تولستوی در رمان جنگ‌وصلح مورد تمسخر قرار گرفته، گواهی بر شیفتگی نخبگان امپراتوری روسیه به فرهنگ فرانسوی است. زمانی که به روسیه ولادیمیر پوتین نگاه می‌اندازیم، الگوی مشابهی وجود دارد - البته با منبع تحسین خارجی متفاوت. دیمیتری پسکوف، سخنکوی کاخ کرملین که سال‌ها در این سمت بوده، طی سفر اخیر رئیسش به پکن اعتراف کرد: «دخترم قبل از اینکه روسی صحبت کند، شروع به صحبت به زبان ماندارین کرد. پرستار بچه‌اش اهل روستایی در نزدیکی پکن بود. او عاشق زبان چینی و چین است».

آمریکا چین

پوتین و شی پس از دیدارشان در تالار بزرگ خلق در پکن، در 20 مه 2026، چای می‌نوشند/ عکس از خبرگزاری اسپوتنیک

سفر پوتین به پکن، که بلافاصله پس از دیدار ترامپ با شی صورت گرفت، بیست‌وپنجمین سالگرد پیمان دوستی بین دو کشور بود. این سند که در سال ۲۰۰۱ امضا شد، راه را برای حل‌وفصل اختلاف مرزی بین آن‌ها هموار و تا به امروز مثبت‌ترین دستاورد سیاست خارجی پوتین است.

اما آن‌چه در ربع قرن بعدی اتفاق افتاد، داستان متفاوتی است. چین این سال‌ها را با صبر و حوصله صرف ایجاد اهرم فشار کرد - و در نتیجه به عنوان تنها رقیب هم‌تای آمریکا ظاهر شد. روسیه پوتین، سرمست از افزایش قیمت نفت در دهه ۲۰۰۰، فرصت بی‌نظیر خود برای نوسازی را از دست داد. این کشور در نهایت به یک رژیم اقتدارگرا به ریاست یک رهبر بی‌خبر، درگیر جنگی تقبیح شده و بدون یروزی علیه اوکراین و انزوا از غرب دچار شد. این روند خود-تحقیرکننده، روسیه را مجبور کرده که خود را در رابطه‌ای با پکن که به طور فزاینده‌ای یک طرفه است، محصور کند.

دست رد به پیشنهاد «بهترین دوست» 

نتایج سفر پوتین گواه روشنی بر این موضوع است. انرژی، به عنوان ستون فقرات روابط اقتصادی بین چین و روسیه، نمونه خوبی است. مسکو امیدوار بود که بستن مؤثر تنگه هرمز، پکن را به چراغ سبز به خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» ترغیب کند - خط لوله‌ای که قرار است سالانه ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز از میادین سیبری که قبلاً به اروپا گاز می‌رساندند، به چین منتقل کند. با توجه به این‌که کرملین به دلیل هزینه‌های فزاینده جنگ، در مضیقه مالی است، درآمدهای حاصل از این پروژه جدید (و یک خط اعتباری احتمالی چینی) مفید خواهد بود. با این حال، شی پیشنهاد «بهترین دوست» خود را رد کرد: قیمتی که پوتین پیشنهاد داد به اندازه کافی شیرین نبود. حقیقت این است که چین می‌تواند از فهرست پروژه‌های همکاری که روسیه ارائه می‌دهد، دستچین کند.

photo_2025-09-02_15-49-39

خطوط لوله قدرت سیبری-2 قرار است گاز روسیه را از طریق مغولستان به چین متصل کند/ عکس از بلومبرگ

عدم پیشرفت در «قدرت سیبری ۲» مسیر کلی وابستگی فزاینده روسیه به تجارت با چین را تغییر نخواهد داد. تنها در چهار ماه اول امسال، تجارت میان آن‌ها ۲۰ درصد افزایش یافت و به ۸۵ میلیارد دلار رسید و احتمالاً از رکورد ۲۴۵ میلیارد دلار سال ۲۰۲۴ نیز فراتر خواهد رفت. پشت این ارقام، افزایش صادرات نفت روسیه با تخفیف و افزایش واردات از چین، عمدتاً در کالاهای دو منظوره که ماشین جنگی روسیه را تغذیه می‌کنند، قرار دارد. 

وضعیت پرتنش در بازارهای جهانی انرژی به روسیه فضای تنفسی داده، اما روند اصلی همچنان ثابت مانده است: سهم چین در تجارت با روسیه به سرعت و به قیمت از دست دادن سایر شرکا در حال افزایش است، و این در حالی است که شرکای پکن هم‌چنان متنوع و کم‌تر وابسته به مسکو باقی می‌ماند.

با افزایش عدم تقارن، وسوسه پکن برای استفاده از این اهرم فراتر از درخواست تخفیف‌های سنگین برای هیدروکربن‌ها نیز افزایش می‌یابد - به عنوان مثال، گسترش حضور چین در قطب شمال روسیه، یا وتوی پکن در مورد فروش تسلیحات روسیه به کشورهایی مانند هند یا ویتنام. اگر روسیه در مسیر فعلی خود باقی بماند، یک دهه بعد با یک انتخاب روبرو خواهد شد: مطیع چین شود و نتواند کار زیادی در مورد آن انجام دهد مانند برخی از کشورهای کوچک‌تر در جنوب شرقی آسیا، و یا به چین وابسته باشد در حالی که سعی می‌کند استقلال استراتژیک خود را از طریق خودکفایی حفظ کند، همانطور که کره شمالی انجام داده است.

آن‌چه می‌تواند بیش از پیش به سلطه روسیه بر چین دامن بزند، تلاش‌های دقیق پکن برای گسترش روابط آموزشی، علمی و فرهنگی با روسیه است - با ده‌ها توافق‌نامه همکاری جدید در این زمینه که در جریان اجلاس پوتین-شی امضا شد. چین از خلأ ایجاد شده توسط قطع روابط بین مسکو و اروپا سوءاستفاده می‌کند تا روسیه را در حوزه فرهنگی و آموزشی خود محصور کند. چین با طرح سفر بدون ویزا که به تازگی تمدید شده است، ده‌ها پرواز روزانه که شهرهای بزرگ را به هم متصل می‌کند و بورسیه‌های دانشگاهی و کمک‌های پژوهشی هنگفت، قصد دارد به نماد پیشرفت برای نسل‌های جوان‌تر روس مانند دختر پسکوف تبدیل شود - و جایگزین اروپا در نقش سنتی خود شود. در کنار تلاش‌های عمدی اتحادیه اروپا برای قطع روابط مردمی با روسیه، و نسل جدیدی از نخبگان روسی که با روحیه خصومت نسبت به غرب تربیت شده‌اند، قمار بعید پکن ممکن است نتیجه بدهد.