به گزارش اکوایران، محور اصلی تحولات به نقش پاکستان، قطر و برخی بازیگران منطقهای بازمیگردد. سفر فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران و دیدارهای او با مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی نشانهای از ورود اسلامآباد به سطحی فراتر از میانجیگری معمول ارزیابی میشود. رسانههایی چون العربیه، الحدث و اسکاینیوز عربی مدعی شدهاند که پاکستان توانسته بخشی از گره مذاکرات ایران و آمریکا را باز کند و حتی هیئتهای فنی و حقوقی پاکستانی در مسیر تهران قرار دارند.
همزمان، قطر نیز بهطور مستقیم وارد میدان شده است. الجزیره گزارش داده که دوحه اکنون صرفاً نقش مکمل پاکستان را ندارد، بلکه به بازیگری محوری برای پر کردن شکاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. تماسهای گسترده وزیر خارجه قطر با مقامهای ترکیه، عربستان، اردن و ایران نیز این ارزیابی را تقویت میکند که کشورهای منطقه نگران فروپاشی آتشبس و بازگشت جنگ هستند.
در سوی دیگر، روایتهای رسانهای از محتوای احتمالی توافق نیز قابلتوجه است. العربیه، اکسیوس، دراپسایت و الکس مارکوارت خبرنگار سابق سیانان، همگی از وجود پیشنویسها یا طرحهایی سخن گفتهاند که بر اساس آن، ابتدا جنگ متوقف شود و سپس مذاکرات جامعتر درباره پرونده هستهای و تحریمها ادامه پیدا کند. در این روایتها، امتیازاتی چون لغو تدریجی تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، معافیتهای نفتی و حتی طرح بازسازی اقتصادی برای ایران مطرح شده است.
با این حال، تقریباً تمام مواضع رسمی تهران حاوی نوعی احتیاط و بدبینی است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه صراحتاً اعلام کرده که هنوز نمیتوان گفت توافق نزدیک است و اختلافات میان ایران و آمریکا عمیق و گسترده باقی مانده است. عراقچی نیز در تماس با دبیرکل سازمان ملل تأکید کرده که زیادهخواهیها و مواضع متناقض آمریکا روند مذاکرات را مختل کرده است.
نکته مهم اینجاست که تمرکز اصلی مذاکرات فعلی نه بر توافق هستهای، بلکه بر چگونگی پایان جنگ قرار گرفته است. این مسئله نشان میدهد که هنوز حتی چارچوب تثبیت آتشبس نیز نهایی نشده و طرفین همچنان در مرحله مدیریت بحران قرار دارند، نه حل ریشهای اختلافات.
همچنین نشانههای خطر بازگشت جنگ همچنان پررنگ است. منابع نزدیک به مذاکرات هشدار دادهاند که در صورت شکست دیپلماسی، آمریکا و اسرائیل ممکن است به حملات محدود اما شدید علیه زیرساختهای انرژی ایران روی بیاورند. منابع نظامی ایرانی نیز تهدید کردهاند که در صورت ازسرگیری حملات، نسخه سوم مبارزه ایران فعال خواهد شد و دامنه درگیری میتواند فراتر از غرب آسیا گسترش یابد.
مسئله تنگه هرمز نیز همچنان بهعنوان مهمترین اهرم فشار تهران باقی مانده است. در حالی که سپاه از عبور محدود کشتیها از هرمز خبر داده، بسیاری از گزارشها تأکید میکنند که بازگشت کامل امنیت دریایی هنوز رخ نداده است. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۳ دلار، هشدارهای سازمان تجارت دریایی بریتانیا درباره حوادث امنیتی نزدیک سقطری و گزارش بلومبرگ درباره تجربه بسته ماندن طولانی کانال سوئز پس از جنگ ۱۹۶۷، همگی بازتاب نگرانی بازارها از تداوم بیثباتی در منطقه هستند.
از سوی دیگر، شکاف میان آمریکا و اسرائیل نیز بهوضوح در حال آشکار شدن است. نیویورکتایمز گزارش داده که اسرائیل عملاً از روند مذاکرات کنار گذاشته شده و برخلاف آغاز جنگ، دیگر در جریان جزئیات رایزنیهای واشنگتن و تهران قرار ندارد. این موضوع میتواند هم نشانه تمایل ترامپ به کنترل بحران باشد و هم عاملی برای اقدامات غیرقابلپیشبینی اسرائیل در صورت احساس حذف شدن از معادله.
فضای فعلی نه فضای توافق قطعی است و نه فضای جنگ حتمی. واقعیت این است که مذاکرات با شدت و جدیت در حال انجام است، اما همزمان سطح بیاعتمادی، اختلاف بر سر موضوعات کلیدی و تهدیدهای نظامی به اندازهای بالاست که احتمال بازگشت به درگیری همچنان کاملاً جدی به نظر میرسد. در واقع آنچه اکنون جریان دارد بیشتر یک تلاش فشرده برای جلوگیری از انفجار دوباره جنگ است تا رسیدن به یک توافق پایدار و نهایی.