اکوایران: در شرایطی که خاورمیانه بار دیگر با موجی از تنش‌های امنیتی در لبنان و اطراف آن روبه‌رو شده و هم‌زمان گمانه‌زنی‌ها درباره ادامه و حتی پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا در جریان است، این پرسش در محافل تحلیلی پررنگ‌تر شده که آیا تحولات میدانی اخیر می‌تواند بر مسیر دیپلماسی اثرگذار باشد یا نه. در همین چارچوب، علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران تأکید کرد که نباید هر اقدام نظامی را به‌عنوان یک تصمیم سیاسی برای برهم زدن مذاکرات تفسیر کرد و معتقد است بخش مهمی از آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد، بیش از آنکه محصول طراحی‌های کلان باشد، ناشی از واکنش‌های امنیتی و شرایط پیچیده میدانی است.

به گزارش اکوایران، در روزهایی که تحولات امنیتی در منطقه با سرعتی کم‌سابقه در حال تغییر است، بار دیگر پرسش‌های جدی درباره نسبت میان میدان و دیپلماسی مطرح شده است.

از یک‌سو، افزایش تنش‌ها در جنوب لبنان و تبادل پیام‌های نظامی میان بازیگران منطقه‌ای، فضای امنیتی خاورمیانه را در وضعیت شکننده‌ای قرار داده و از سوی دیگر، گزارش‌هایی از تداوم و حتی پیشرفت نسبی مذاکرات میان ایران و آمریکا منتشر می‌شود.

در چنین شرایطی، این سؤال به‌صورت جدی در محافل تحلیلی مطرح است که آیا تحرکات اخیر می‌تواند در راستای تأثیرگذاری بر روند گفت‌وگوهای دیپلماتیک ارزیابی شود یا باید آن را در چارچوب واکنش‌های مقطعی و میدانی تحلیل کرد؟

همچنین این بحث وجود دارد که آیا سطح فعلی درگیری‌ها ظرفیت تبدیل شدن به یک بحران گسترده‌تر منطقه‌ای را دارد یا نه.

علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران تلاش کرده است به این پرسش‌ها پاسخ دهد و تصویری روشن‌تر از وضعیت فعلی و چشم‌انداز پیش‌رو ارائه کند؛ تصویری که در آن، مرز میان تحلیل سیاسی و واقعیت میدانی بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک شده است.

بیگدلی: ساختار مذاکرات از تنش‌های منطقه‌ای جداست

علی بیگدلی

بیگدلی با اشاره به مجموعه حملات اخیر در لبنان و تبادل پیام‌های نظامی میان بازیگران منطقه‌ای، تأکید کرد که نباید هر اقدام نظامی را به‌صورت مستقیم به عنوان تلاش برای تخریب مذاکرات تفسیر کرد.

بیگدلی در ابتدای این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان نتیجه گرفت اسرائیل با اقدامات اخیر خود در لبنان و منطقه، به دنبال جلوگیری از پیشرفت مذاکرات بوده است یا نه، گفت: نمی‌توان با قطعیت چنین برداشتی داشت. به گفته او، بخشی از این تحولات می‌تواند ناشی از شرایط میدانی و واکنش‌های امنیتی باشد و لزوماً نباید آن را به یک سناریوی از پیش طراحی‌شده برای توقف مذاکرات ایران و آمریکا نسبت داد.

او افزود: در مقطع فعلی، هم‌زمانی برخی حملات در جنوب لبنان و افزایش تنش‌ها در منطقه، بیشتر نشان‌دهنده یک وضعیت پیچیده امنیتی است تا یک برنامه هماهنگ برای برهم زدن روند دیپلماسی. بیگدلی تأکید کرد که در تحلیل رفتار اسرائیل و دیگر بازیگران منطقه‌ای باید میان «واکنش‌های امنیتی» و «اهداف سیاسی بلندمدت» تفکیک قائل شد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به نقش حزب‌الله در معادلات اخیر گفت: در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد برخی تحولات باعث شده که بازیگران منطقه‌ای ناچار به اتخاذ مواضع دفاعی در برابر یکدیگر شوند؛ موضوعی که در گذشته به این شدت و با این سطح از درگیری مستقیم وجود نداشت.

او تصریح کرد که فضای امنیتی جدید باعث شده سطح تنش‌ها در لبنان و اطراف آن افزایش پیدا کند، اما این وضعیت لزوماً به معنای ورود به یک جنگ گسترده‌تر نیست.

بیگدلی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تأثیر تحولات اخیر بر مذاکرات ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت: این تنش‌ها در مقیاس فعلی، تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر روند مذاکرات نخواهد داشت. به گفته او، ساختار گفت‌وگوهای ایران و آمریکا به‌گونه‌ای طراحی شده که حتی در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای نیز بتواند ادامه پیدا کند و از مسیر اصلی خود خارج نشود.

او تأکید کرد: حتی اگر اختلافات میان برخی بازیگران منطقه‌ای، از جمله اسرائیل و برخی کشورهای دیگر، افزایش پیدا کند، این موضوع به‌تنهایی نمی‌تواند مسیر کلی مذاکرات را تغییر دهد یا آن را متوقف کند. به اعتقاد بیگدلی، در حال حاضر سطح اختلافات سیاسی در منطقه به اندازه‌ای نیست که بتواند یک جنگ گسترده و فراگیر را رقم بزند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا امکان تبدیل شدن این درگیری‌های محدود به یک جنگ گسترده وجود دارد یا نه، گفت: در شرایط فعلی چنین احتمالی بسیار ضعیف است. او افزود که نه شرایط داخلی بازیگران اصلی و نه وضعیت منطقه‌ای، ظرفیت ورود به یک جنگ فراگیر را فراهم نکرده است.

بیگدلی در توضیح این موضوع گفت: برای بازیگرانی مانند آمریکا و به‌ویژه دولت ترامپ، ورود به یک درگیری گسترده جدید در منطقه، در شرایط فعلی گزینه‌ای مطلوب یا قابل اجرا نیست. او تأکید کرد که محاسبات سیاسی در واشنگتن بیشتر به سمت مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش آن حرکت می‌کند تا ورود به یک جنگ تمام‌عیار.

او در ادامه به وضعیت داخلی ایران نیز اشاره کرد و گفت: شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور به‌گونه‌ای است که تمرکز اصلی بر مدیریت بحران‌های داخلی قرار دارد و همین مسئله باعث می‌شود که فضای کلی منطقه‌ای نیز به سمت کنترل تنش‌ها حرکت کند، نه تشدید آن‌ها. به گفته او، در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار داشت که تحولات پراکنده نظامی به یک جنگ بزرگ و سازمان‌یافته تبدیل شود.

بیگدلی در پایان این گفت‌وگو تأکید کرد که باید از تحلیل‌های شتاب‌زده درباره ارتباط مستقیم هر حادثه نظامی با مذاکرات سیاسی پرهیز کرد. او گفت: بسیاری از این تحولات در سطح تاکتیکی رخ می‌دهند و لزوماً به معنای تغییر در راهبردهای کلان طرف‌ها نیستند. به باور او، در نهایت مسیر مذاکرات ایران و آمریکا همچنان تحت تأثیر محاسبات بزرگ‌تر سیاسی و اقتصادی قرار دارد و نه صرفاً درگیری‌های مقطعی در منطقه.