اکوایران: در حالی که بیش از سه ماه از آغاز درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا می‌گذرد و همزمان با ادامه تبادل پیام‌های دیپلماتیک، برخوردهای محدود نظامی نیز همچنان ادامه دارد، پرسش اصلی این است که آیا منطقه در مسیر یک جنگ فرسایشی قرار گرفته یا زمینه برای دستیابی به توافقی سیاسی فراهم شده است؟ کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در گفت‌وگو با اکوایران به این پرسش پاسخ داده است.

به گزارش اکوایران، تنش میان ایران و آمریکا پس از درگیری‌های نظامی روزهای اخیر اخیر وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه شده است. از یک سو، تبادل پیام‌ها و تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی سیاسی ادامه دارد و از سوی دیگر، حملات محدود و اقدامات متقابل نظامی نشان می‌دهد که بحران هنوز از فاز امنیتی خارج نشده است.

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در گفت‌وگو با اکوایران تاکید کرد که وضعیت فعلی را باید در چارچوب الگوی شناخته‌شده «جنگ کم‌شدت» تحلیل کرد؛ الگویی که در آن طرف‌های درگیر پس از یک رویارویی گسترده، وارد مرحله‌ای از برخوردهای محدود اما مستمر می‌شوند و همزمان مسیرهای دیپلماتیک را نیز باز نگه می‌دارند. او بر این باور است که شرایط ویژه تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران و فشارهای اقتصادی ناشی از تداوم بحران، امکان استمرار طولانی‌مدت وضعیت کنونی را کاهش می‌دهد و همین موضوع می‌تواند زمینه‌ساز انعطاف بیشتر در مذاکرات باشد.

احمدی: بدون توافق سیاسی، احتمال تداوم جنگ کم‌شدت میان ایران و آمریکا وجود دارد

کوروش احمدی

کوروش احمدی با اشاره به تحولات اخیر میان تهران و واشنگتن، معتقد است شرایط کنونی را باید در چارچوب الگویی شناخته‌شده در روابط بین‌الملل تحلیل کرد؛ الگویی که پس از درگیری‌های نظامی گسترده، طرف‌ها وارد مرحله‌ای از «جنگ کم‌شدت» می‌شوند و در کنار تبادل پیام‌های سیاسی، برخوردهای محدود نظامی نیز ادامه پیدا می‌کند.

او درباره چشم‌انداز تنش‌های اخیر میان ایران و آمریکا اعلام کرد: وضعیت کنونی پدیده‌ای غیرمعمول در تاریخ منازعات بین‌المللی نیست. در بسیاری از بحران‌ها، پس از پایان مرحله اصلی جنگ، طرفین وارد دوره‌ای شده‌اند که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان «جنگ با شدت کم» یاد می‌شود؛ وضعیتی که در آن درگیری‌های محدود ادامه دارد اما همزمان مذاکرات سیاسی نیز جریان پیدا می‌کند.

احمدی با اشاره به نمونه‌های تاریخی، از جمله جنگ کره، توضیح داد که پس از توافق بر سر آتش‌بس و آغاز مذاکرات صلح نیز درگیری‌های پراکنده برای مدتی ادامه داشت تا در نهایت به تثبیت وضعیت آتش‌بس منجر شد. به گفته او، اکنون نیز این احتمال وجود دارد که در صورت عدم دستیابی به توافق سیاسی، برخوردهای محدود نظامی میان ایران و آمریکا ادامه یابد.

این دیپلمات پیشین معتقد است شرایط فعلی یک تفاوت مهم با بسیاری از نمونه‌های تاریخی دارد و آن، موضوع تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران است. به گفته احمدی، محدودیت تردد در تنگه هرمز از یک سو و محاصره دریایی ایران از سوی دیگر، عواملی هستند که اجازه نمی‌دهند وضعیت جنگ کم‌شدت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.

او تأکید کرد: نه شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران اجازه می‌دهد که محاصره دریایی برای مدت طولانی ادامه داشته باشد و نه اقتصاد جهانی توان تحمل آثار ناشی از اختلال در تردد انرژی از مسیر تنگه هرمز را دارد. از این رو، هر دو طرف تحت فشار خواهند بود تا در مذاکرات انعطاف بیشتری نشان دهند و روند خروج از بحران را تسریع کنند.

فشارهای اقتصادی بر آمریکا و ایران یکسان نیست

احمدی با بیان اینکه آمریکا نیز از تبعات اقتصادی بحران متأثر شده است، خاطرنشان کرد این فشارها با شرایط ایران قابل مقایسه نیست.

دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل گفت: قلمرو آمریکا در معرض جنگ قرار ندارد و شهروندان آمریکایی جنگ را عمدتاً از طریق اخبار دنبال می‌کنند. با این حال، افزایش قیمت جهانی نفت و رشد قیمت سوخت در آمریکا می‌تواند پیامدهای اقتصادی مهمی داشته باشد.

به گفته او، قیمت نفت که پیش از آغاز جنگ در محدوده ۷۰ دلار قرار داشت، در مقاطعی به بیش از ۱۱۰ دلار رسید و اکنون در محدوده ۹۰ دلار تثبیت شده است. این افزایش قیمت موجب شده متوسط قیمت بنزین در آمریکا حدود ۳۰ درصد افزایش یابد.

احمدی افزود: هرچند آمریکا اکنون صادرکننده خالص انرژی محسوب می‌شود، اما جهانی بودن بازار نفت باعث شده افزایش قیمت‌ها به اقتصاد این کشور نیز منتقل شود. نتیجه این روند می‌تواند افزایش تورم، دشوارتر شدن کاهش نرخ بهره و در نهایت کاهش سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی در میان‌مدت باشد.

با این حال، او تأکید کرد فشار اقتصادی واردشده بر آمریکا به مراتب کمتر از فشارهایی است که اقتصاد ایران متحمل می‌شود. احمدی معتقد است اگر مذاکرات جاری به نتیجه نرسد، احتمال ادامه جنگ کم‌شدت و برخوردهای محدود نظامی همچنان وجود خواهد داشت.

او هشدار داد که تداوم این وضعیت، در کنار محاصره دریایی و مشکلات اقتصادی ناشی از آن، می‌تواند پیامدهای جدی در حوزه اشتغال، تورم و مسائل اجتماعی برای ایران به همراه داشته باشد.

به اعتقاد او، مسئولان باید توجه داشته باشند که موضوعات مورد اختلاف در مذاکرات، در شرایط کنونی دیگر به اندازه گذشته حیاتی نیستند و همین مسئله می‌تواند زمینه‌ساز انعطاف بیشتر شود.

ایران هسته ای

غنی‌سازی؛ از مسئله فنی تا موضوعی حیثیتی

این دیپلمات پیشین در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع هسته‌ای ایران پرداخت و تأکید کرد که مسئله غنی‌سازی دیگر صرفاً یک موضوع فنی نیست.

او گفت: غنی‌سازی در سال‌های اخیر به یک مسئله سیاسی، هویتی و حیثیتی تبدیل شده و عملاً به شاخصی برای سنجش پیروزی یا شکست در منازعه میان ایران و آمریکا بدل شده است.

به باور احمدی، این مسئله برای هیچ‌یک از طرفین صرفاً یک موضوع عینی و عملیاتی نیست. او یادآور شد که حتی هنگام آغاز جنگ نیز آمریکا با تهدید فوری از سوی برنامه هسته‌ای ایران مواجه نبود و نهادهای اطلاعاتی این کشور نیز بارها اعلام کرده بودند که شواهدی از تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای در اختیار ندارند.

او افزود: برنامه موشکی ایران نیز در اولویت نگرانی‌های دولت ترامپ قرار نداشت و در نتیجه، بخش مهمی از حساسیت‌های کنونی ریشه در ملاحظات سیاسی و حیثیتی دو طرف دارد. احمدی با اشاره به ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تصریح کرد که غنی‌سازی ۶۰ درصدی از ابتدا کارکردی جز استفاده در مذاکرات نداشته است.

او گفت: نه قرار بوده از این مواد برای ساخت سلاح هسته‌ای استفاده شود و نه نشانه‌ای از چنین برنامه‌ای وجود داشته است. فتوای رهبر جمهوری اسلامی درباره حرمت تولید و استفاده از سلاح هسته‌ای نیز بارها مورد تأکید قرار گرفته است.

به گفته این کارشناس مسائل بین‌الملل، غنی‌سازی ۶۰ درصدی و ذخایر حاصل از آن صرفاً به عنوان یک اهرم چانه‌زنی برای رفع تحریم‌ها در نظر گرفته شده بود، اما به تدریج این ویژگی را از دست داده و خود به یک مسئله مستقل و بحران‌زا تبدیل شده است.

احمدی معتقد است همین تغییر ماهیت، یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری بن‌بست کنونی بوده است.

تنگه هرمز ایران آمریکا

راه خروج از بن‌بست

این دیپلمات پیشین در پایان تأکید کرد که تنها راه برون‌رفت از وضعیت فعلی، انعطاف متقابل تهران و واشنگتن است.

او گفت: مقامات ایرانی باید به یاد بیاورند که غنی‌سازی ۶۰ درصدی و ذخایر اورانیوم با این سطح از غنا، اساساً برای استفاده در مذاکرات و رفع تحریم‌ها ایجاد شده بود. اگر این نگاه دوباره احیا شود و طرف مقابل نیز انعطاف لازم را نشان دهد، امکان یافتن راه‌حلی برای خروج از بن‌بست کنونی وجود خواهد داشت.

به باور احمدی، ادامه وضعیت فعلی نه به سود ایران است و نه به سود منطقه و اقتصاد جهانی؛ از این رو، هر دو طرف ناگزیرند برای دستیابی به توافقی پایدار، از بخشی از مواضع حداکثری خود عقب‌نشینی کنند.