بهرام شکوری، رییس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران در یادداشتی نوشت: ایران از معدود کشورهای جهان است که همزمان از ذخایر عظیم مس، طلا، روی، سرب، سنگآهن، زغالسنگ و سایر مواد معدنی برخوردار است. با این حال تجربه توسعه در جهان نشان میدهد که منابع طبیعی بهتنهایی ضامن توسعه نیستند. کشورها زمانی ساخته میشوند که بتوانند منابع خود را با مدیریت کارآمد، ثبات تصمیمگیری و حکمرانی توسعهگرا به ثروت ملی تبدیل کنند.

مرحوم رضا نیازمند از نخستین مدیرانی بود که این واقعیت را به‌خوبی درک کرده بود. نگاه او به صنعت مس صرفاً نگاه به یک معدن یا یک کارخانه نبود. او مس را یک پروژه ملی می‌دید؛ پروژه‌ای که می‌توانست زیرساخت، اشتغال، فناوری، صادرات و توسعه منطقه‌ای را همزمان ایجاد کند.

امروز نیز همین منطق درباره مس، فولاد، روی، طلا و سایر صنایع بزرگ معدنی صادق است. این بنگاه‌ها صرفاً شرکت اقتصادی نیستند؛ آنها موتورهای توسعه کشور هستند.

نخستین نیاز این بنگاه‌ها ایجاد «گرین‌لاین توسعه» است. مدیر یک پروژه ملی نباید برای حل مسائل حیاتی شرکت در پیچ‌وخم بروکراسی گرفتار شود. تأمین ارز، واردات تجهیزات، ترخیص ماشین‌آلات، تأمین انرژی و حل موانع اجرایی باید در یک مسیر ویژه و سریع انجام شود. تأخیر در این تصمیمات تنها به یک شرکت آسیب نمی‌زند؛ بلکه به اشتغال، صادرات و درآمد ملی لطمه وارد می‌کند.

دومین رکن توسعه، ثبات مدیریتی است. هیچ پروژه بزرگ معدنی در جهان با تغییرات مداوم مدیران به موفقیت نرسیده است. توسعه معادن و صنایع معدنی پروژه‌ای بلندمدت است و نیازمند افق‌های ده تا بیست ساله است. مدیری که هر لحظه نگران جابه‌جایی ناشی از تغییرات سیاسی باشد، نمی‌تواند برنامه‌ای بلندمدت طراحی و اجرا کند.

سومین رکن، جذب و حفظ مدیران تراز ملی است. اداره مجموعه‌هایی با میلیاردها دلار دارایی، هزاران نیروی انسانی و نقش راهبردی در اقتصاد کشور، نیازمند مدیرانی با توانایی‌های ویژه است. چنین مسئولیتی باید با نظام جبران خدمات متناسب همراه باشد. هدف از این رویکرد صرفاً پرداخت بیشتر نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که مدیر بتواند تمام تمرکز خود را بر توسعه مجموعه قرار دهد و دغدغه‌ای جز موفقیت بنگاه نداشته باشد.

البته اختیار بیشتر باید با پاسخگویی بیشتر همراه باشد. مدیران بنگاه‌های ملی باید بر اساس شاخص‌های روشن همچون تولید، بهره‌وری، صادرات، توسعه ذخایر، سودآوری و خلق ارزش افزوده ارزیابی شوند. اگر موفق بودند باید حمایت شوند و اگر موفق نبودند باید پاسخگو باشند.

در ادبیات این یادداشت، «نشان میتی‌کومان» نمادی از همین رویکرد است؛ نمادی برای پروژه‌های ملی و راهبردی کشور. پروژه‌هایی که باید از دسترسی مستقیم به مراکز تصمیم‌گیری، سرعت عمل در حل مسائل و ثبات مدیریتی برخوردار باشند.

مشکل اصلی اقتصاد ایران کمبود ذخایر معدنی نیست. مشکل اصلی در بسیاری از موارد کمبود سرعت تصمیم‌گیری، نبود ثبات مدیریتی و ضعف حکمرانی توسعه است. مس، فولاد، روی و طلا می‌توانند ایران را بسازند، اما تنها زمانی که مدیران آنها اختیار، ثبات، امنیت حرفه‌ای و مسیر سبز تصمیم‌گیری در اختیار داشته باشند.

اگر امروز بخواهیم یک دستورکار ملی برای توسعه تدوین کنیم، باید از توسعه مدیریت آغاز کنیم. معادن و کارخانه‌ها بدون مدیران توانمند به ثروت تبدیل نمی‌شوند. کشور را معادن نمی‌سازند؛ مدیران می‌سازند.