بررسیها نشان میدهد در حالی که سطح عمومی قیمتها در زمستان ۱۴۰۳ حدود ۱۰.۷ درصد و در بهار ۱۴۰۴ حدود ۱۰.۳ درصد افزایش یافته بود، این ارقام در زمستان ۱۴۰۴ به ۲۴.۶ درصد و در بهار ۱۴۰۵ به ۲۱ درصد رسید؛ یعنی آهنگ رشد قیمتها تقریباً دو برابر سال قبل شده است.
این جهش تورمی تنها نتیجه یک عامل نبوده است. افزایش نااطمینانیهای اجتماعی، تشدید انتظارات تورمی، نوسانات بازار ارز و آغاز جنگ، همزمان فشار قابلتوجهی بر اقتصاد وارد کردند. اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه حملونقل و رشد هزینه مبادلات نیز به این روند دامن زدند و باعث شدند قیمت کالاها با سرعت بیشتری افزایش پیدا کند.
البته کاهش نسبی تورم در بهار نسبت به زمستان، نشان میدهد انتظارات نیز نقش مهمی در روند قیمتها دارند. آغاز گفتوگوهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا تا حدی از التهاب بازارها کاست و سرعت رشد قیمتها را کاهش داد.
با این حال، کاهش پایدار تورم تنها با کاهش تنشهای خارجی امکانپذیر نیست. ثبات بلندمدت اقتصاد نیازمند اصلاحات اساسی در سیاستهای پولی، مالی و ساختارهای اقتصادی است؛ چراکه بدون اصلاحات داخلی، حتی بهترین توافقهای خارجی نیز نمیتوانند تورم را بهطور پایدار مهار کنند.