اکوایران: اقدامات تلافی‌جویانه دیپلماتیک پکن محدودیت‌هایی دارد، اما این محدودیت‌ها نسبت به گذشته بسیار کمتر شده‌اند.

به گزارش اکوایران، پکن و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور جمهوری خلق چین، به طرز فزاینده‌ای موازنه قدرت در سطح جهانی را در حال خروج از وضعیت تک قطبی و افزایش قدرت چین ارزیابی می‌کند و این امر به سیاست خارجی تهاجمی‌تر این کشور در مقایسه با گذشته دامن می‌زند؛ هرچند همواره ملاحظات محتاطانه‌ای هم در این سیاست وجود داشته است. 

اژدها در خارج از مرزهای خود تهاجمی‌تر می‌شود

به نوشته نشریه فارن پالسی، در سال‌های اخیر، اگرچه چین با قدرت از ایده «جامعه‌ای با سرنوشت مشترک برای بشریت» و حکمرانی جهانی حمایت کرده است، اما در برابر کشورهایی که به اعتقاد پکن به آن توهین یا به منافعش لطمه زده‌اند، به‌طور فزاینده‌ای رویکردی سخت‌گیرانه و انعطاف‌ناپذیر اتخاذ کرده است.

تازه‌ترین نمونه آن، اعلام پکن در ماه گذشته بود که صادرات کالاهای دو منظوره (دارای کاربرد غیرنظامی و نظامی) را به ۱۰ شرکت آمریکایی ممنوع می‌کند؛ اقدامی که در پاسخ به تصمیم واشنگتن برای افزودن چند شرکت بزرگ چینی به فهرست توسعه‌یافته شرکت‌های مرتبط با ارتش چین انجام شد.

در گذشته، وظیفه اصلی دیپلماسی چین ایجاد فضای خارجی مناسب برای توسعه داخلی کشور بود؛ اما امروز، دیپلماسی چین می‌کوشد از قدرتی که در داخل انباشته شده است برای دگرگون کردن محیط خارجی به نفع چین استفاده کند.

بخش مهمی از این رویکرد، چرخه تحریم و تحریم متقابل میان چین و ایالات متحده است که روزبه‌روز بیش از گذشته روابط دو کشور را تعریف می‌کند.

چین دیگر چندان خویشتن‌دار نیست

تا همین یکی دو سال پیش، هنگامی‌که پکن معتقد بود کشوری، عمدتاً قدرت‌های غربی، به منافع چین لطمه زده است، معمولاً به صدور بیانیه‌های شدیداللحن، ثبت اعتراض رسمی و اعلام حق خود برای اتخاذ اقدامات بعدی بسنده می‌کرد؛ اما اقدامات تلافی‌جویانه واقعی بسیار نادر بودند. عمدتاً دلیلش این بود که چین ابزارهای محدودی در اختیار داشت. پکن از بیم آسیب دیدن روابط دوجانبه، معمولاً تمایلی به استفاده از فشار یا زور نداشت و ترجیح می‌داد ضربه را تحمل کند و منتظر فروکش کردن بحران بماند.

چین

شی جین پینگ در پکن، ژوئیه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز

اما در سال‌های اخیر، چین بیش از گذشته آماده شده است که «دندان‌های خود را نشان دهد.» دیگر به اعتراض‌های لفظی بدون اقدام عملی اکتفا نمی‌کند.

این موضوع به‌ویژه در قبال ایالات متحده آشکار بوده است: اگر شما شرکت‌های من را تحریم کنید، من نیز شرکت‌های شما را تحریم می‌کنم؛ اگر دسترسی من به فناوری را محدود کنید، من نیز دسترسی شما به عناصر خاکی کمیاب را محدود خواهم کرد.

پکن به‌آسانی می‌تواند این رویکرد را با آنچه خود برتری اخلاقی در روابط بین‌الملل می‌داند، سازگار کند. در ادبیات رسمی چین گفته می‌شود که این کشور آغازگر بحران نیست، اما هرگز منفعلانه کتک نخواهد خورد؛ بلکه تلاش می‌کند از طریق مبارزه، مانع جنگ شود.

در سال‌های اخیر، پاسخ‌های چین به آمریکا شامل مجموعه‌ای از اقدامات بوده است: اقدامات متقابل دیپلماتیک، کنترل صادرات، استفاده از «فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد»، محدودیت بر صادرات مواد معدنی راهبردی، تحریم پیمانکاران دفاعی آمریکا و همچنین اعمال تحریم علیه اعضای کنگره آمریکا، اندیشکده‌ها و نهادهای مرتبط با آنها.

دامنه تحریم‌ها و محدودیت‌هایی که ایالات متحده از سوی چین تجربه کرده، در تاریخ روابط دو کشور بی‌سابقه بوده است.

برداشت چین از تغییر موازنه در سطح جهانی

پکن همچنین در برابر قدرت‌های کوچک‌تر نیز با قاطعیت بیشتری عمل کرده است؛ برای مثال، ژاپن را در نظر بگیرید. از زمانی که نخست‌وزیر ژاپن، سانائه تاکائیچی، در نوامبر گذشته اعلام کرد که در صورت حمله چین به تایوان، ژاپن ممکن است از تایوان دفاع کند، پکن این موضع را تعرض به منافع حیاتی خود تلقی کرد.

چین ژاپن

سانائه تاکائیچی، پیش از نشست ژاپن و چین در حاشیه نشست همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه (APEC) در گیونگجو در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، با شی جین پینگ، دست می‌دهد/عکس از جی‌جی پرس

ابتدا چین اعتراض‌های دیپلماتیک ثبت کرد و سپس محدودیت‌های مسافرتی اعمال نمود. هنگامی‌که تاکائیچی از پس گرفتن سخنان خود یا عذرخواهی خودداری کرد، پکن اقدامات متقابل خود را تشدید کرد؛ به‌گونه‌ای که تقریباً تحریم‌های فراگیر علیه ژاپن اعمال شد، مبادلات رسمی دو کشور متوقف گردید و پکن دیگر توجه چندانی به ملاحظات دیپلماتیک نشان نداد.

این تغییر در دیپلماسی چین، پیش از هر چیز، ریشه در افزایش قدرت ملی چین دارد.

چین پیش‌تر می‌گفت: «ما حمله نمی‌کنیم مگر آنکه مورد حمله قرار گیریم؛ اما اگر مورد حمله قرار بگیریم، حتماً پاسخ خواهیم داد.» با این حال، زمانی که نوبت به این «پاسخ متقابل» می‌رسید، ابزار کافی در اختیار نداشت و بنابراین نمی‌توانست اقدام مؤثری انجام دهد.

امروز وضعیت متفاوت است.

چین اکنون دارای دومین اقتصاد بزرگ جهان، جایگاه محوری در زنجیره‌های تأمین جهانی، کنترل بر منابع و مواد راهبردی همچون عناصر خاکی کمیاب، برتری صنعتی در حوزه‌هایی مانند خودروهای برقی، انرژی خورشیدی، باتری، پهپاد، بنادر و تجهیزات مخابراتی و همچنین ابزارهای حقوقی نظیر قانون مقابله با تحریم‌های خارجی، قانون کنترل صادرات و فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد است.

از نگاه پکن، موازنه قدرت جهانی در حال تغییر است. نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا دیگر مانند گذشته باثبات نیست. غرب دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی قواعد سیاست بین‌الملل را تعیین کند و چین نیز دیگر صرفاً دریافت‌کننده منفعل این قواعد نیست.

خودِ ظهور چین بخشی از همین تحول است. اکنون که زمانه و موازنه قدرت تغییر کرده‌اند، دیگر ضرورتی ندارد که چین همچنان با دیپلماسی کم‌سروصدا و مبتنی بر صبر و تحمل با فشارهای خارجی برخورد کند.

از دیدگاه پکن، سیاست مهار چین از سوی آمریکا و متحدانش معمولاً اقدامی مقطعی نیست، بلکه روندی مستمر است. اگر چین به یک دور از تحریم‌ها پاسخ ندهد، طرف مقابل به این نتیجه خواهد رسید که تحریم چین هیچ هزینه‌ای ندارد و پکن همچنان از رویارویی و پرداخت هزینه هراس دارد. در نتیجه، مرحله بعدی فشار یک گام فراتر خواهد رفت.

بنابراین، از نگاه چین، واداشتن طرف مقابل به پرداخت هزینه و احساس درد، برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های بعدی ضروری است.

خویشتن‌داری یا واقع‌گرایی؟

بااین‌همه، چین همچنان تا حدی خویشتنداری راهبردی را حفظ کرده است. در قبال کشورهای ضعیف‌تر جهان جنوب که با وجود ضعف نسبی درصدد به چالش کشیدن چین هستند، اقدامات تلافی‌جویانه پکن معمولاً با درجه‌ای از محدودیت همراه است و هدف آن نابودی کامل طرف مقابل نیست.

چین

کارگری در میدان تیان‌آن‌من در پکن در ۱۳ مه پرچم چین را دستکاری می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

برای نمونه، پاناما را در نظر بگیرید. در جریان اختلاف بر سر حق بهره‌برداری از بنادر دو سوی کانال پاناما، جایی که دولت پاناما اقداماتی برای بیرون راندن شرکت‌های چینی انجام داد، پکن نه به اقدامات نظامی متوسل شد و نه روابط دیپلماتیک را قطع کرد.

در عوض، نارضایتی خود را از طریق بازرسی بنادر، توقیف کشتی‌ها و اعمال فشارهای اقتصادی و تجاری نشان داد؛ یعنی فشار را در چارچوبی محدود نگه داشت.

این نوع دیپلماسی، برداشت جهان از چین را تغییر داده است، اما همزمان با مخاطراتی نیز همراه است. هرچه چین بیشتر از ابزارهای تلافی‌جویانه استفاده کند، طرف مقابل نیز بیشتر به دنبال یافتن جایگزین خواهد رفت. هرچه کنترل صادرات عناصر خاکی کمیاب مؤثرتر باشد، ایالات متحده، ژاپن و اروپا با سرعت بیشتری برای ایجاد زنجیره‌های تأمین مستقل از چین تلاش خواهند کرد.

هرچه دسترسی به بازار چین بیشتر محدود شود، شرکت‌های چندملیتی بیش از گذشته به فکر تنوع‌بخشی به ریسک خواهند افتاد. هرچه فشارهای موسوم به «منطقه خاکستری» در دریاها افزایش یابد، کشورهای جنوب شرق آسیا نیز با آمادگی بیشتری حضور امنیتی گسترده‌تر آمریکا را خواهند پذیرفت.

واقع‌گرایی می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند، اما می‌تواند به همان اندازه بازدارندگی متقابل نیز به وجود آورد؛ بنابراین، چین شاید میان وارد کردن هزینه به طرف مقابل و جلوگیری از مصمم‌تر شدن او در مخالفت با چین، تعادل مناسبی برقرار کند.

اگر چین صرفاً در مواضع خود سخت‌گیرتر شود، این برای یک قدرت بزرگ نوظهور امری طبیعی است؛ اما اگر بتواند در کنار این سخت‌گیری، خویشتنداری خود را نیز حفظ کند، در اقدامات تلافی‌جویانه فضای مانور باقی بگذارد و در میانه رویارویی کنترل اوضاع را از دست ندهد، آن‌گاه به واقع‌گرایی پخته و بالغ یک قدرت بزرگ دست یافته است.

به‌کارگیری قدرت کار دشواری نیست؛ آنچه دشوار است، واقع‌گرایی راهبردی و خویشتندارانه است: اینکه اقدامات تلافی‌جویانه در خدمت راهبرد قرار گیرند، نه اینکه راهبرد اسیر و تابع انتقام‌جویی شود.