به گزارش اکوایران، با تشدید خصومتها بین آمریکا و ایران که امنیت ملی و اقتصاد متحدان عرب واشنگتن در خلیج فارس را به خطر انداخته، به نظر میرسد این کشورها به طور فزایندهای نسبت به تداوم وضعیت فعلی ناامید شدهاند.
اختلاف در خلیج فارس
به نوشته بلومبرگ، کشورهای خلیج فارس بار دیگر بر سر موضوع ایران دچار اختلاف نظر شدهاند. به گفته منابع آگاه بلومبرگ، برخی از مقامات این دولتها معتقدند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، باید عملیات نظامی را تشدید کند، چرا که باور آنها ایران از موضع خود عقبنشینی نخواهد کرد و از کنترل تنگه هرمز دست نخواهد کشید، مگر اینکه ایالات متحده اقدامات تهاجمیتری انجام دهد. در غیر این صورت، یک درگیری طولانی مدت، حتی اگر سطح پایین باشد، که میتواند ماهها طول بکشد و سرمایهگذاران و گردشگران خارجی را از منطقه براند.
در مقابل برخی از این کشورها، از جمله قطر، میانجی اصلی درگیری در کنار پاکستان، در مورد لزوم گسترش عملیات نظامی اختلاف نظر دارند و میخواهند شاهد کاهش فوری تنشها باشند. هدف از این اقدام جلوگیری از رسیدن درگیریها به سطح ماه مارس و اوایل آوریل است؛ در آن زمان ایالات متحده و اسرائیل شهرهای ایران را بمباران میکردند و تهران هزاران پهپاد و موشک به سراسر خلیج فارس شلیک میکرد.
این ماجرا نشان دهنده تغییر رویکردها در مقایسه با هفتههای منتهی به توافق موقت بین ایالات متحده و ایران در اواسط ژوئن است. در ان زمان کشورهای عربی خلیج فارس تا حد زیادی در ترغیب ترامپ به استفاده از دیپلماسی و کاهش تنشها با تهران متحد بودند. این همبستگی با تشدید خصومتها در دو هفته گذشته از هم پاشید، به طوری که ایران و ایالات متحده یکدیگر را به خاطر برهم خوردن به تفاهمنامهای که امضا کرده بودند، مورد سرزنش قرارد دادند.
به گفته دیوید شنکر، دیپلمات آمریکایی در خاورمیانه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ و عضو کنونی موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن: «دیدگاه بسیاری از مقامات این است که ایالات متحده باید تنش را افزایش دهد، نه اینکه تنشزدایی کند. به عقیده آنها باید کار بیشتری انجام شود، زیرا روند فعلی ایران را مجبور به دادن هیچ امتیازی نمیکند، چه در تنگه و چه در موضوع هستهای». روز سهشنبه، ترامپ اشاره کرد که درگیری خاورمیانه ممکن است به این زودیها پایان نیابد. او در دیدار با رئیسجمهور لبنان به خبرنگاران گفت: «اگر فردا آنجا را ترک کنیم، یک موفقیت بزرگ به دست آوردهایم. اما ما فردا آنجا را ترک نمیکنیم.»
دلسرد از واشنگتن
اکنون، جنگی که پادشاهیهای ثروتمند خلیج فارس از واشنگتن خواستند آن را آغاز نکند، آنها را در مورد توانایی ایالات متحده در محافظت از متحدانش زیر سوال برده است. به گفته منابع آگاه، در نتیجه این جنگ، برخی اکنون به دنبال تعمیق روابط دفاعی با کشورهای اروپایی هستند.
آتشسوزی و دود غلیظ از یک تأسیسات نفتی در فجیره، امارات متحده عربی، ۱۴ مارس ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
با کاهش دوباره تردد دریایی از طریق تنگه هرمز تنش در خلیج فارس درحال افزایش است. بسیاری از مقامات منطقه شک دارند که این آبراه به زودی به طور کامل باز شود. به گفته مایکل راتنی، سفیر سابق آمریکا در عربستان سعودی: «همه ناامید و عصبانی هستند. آنها زیاد علنی صحبت نمیکنند، زیرا سعی دارند رابطه خود را با ترامپ مدیریت کنند. آنها میخواهند نفتشان جریان داشته باشد و اقتصادشان به حالت عادی برگردد. این موضوع اکنون برای آنها نگرانکننده است.»
امارات متحده عربی در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، در مورد باز نگه داشتن تنگه، از جمله صریحترین کشورهای عضو این شورا بوده است. به گفته یک فرد آشنا با این موضوع، ابوظبی از کشورهای اروپایی میخواهد که فعالتر باشند و یک مأموریت مینزدایی را که گفته بودند به محض ایمن شدن منطقه آغاز خواهند کرد، کلید بزنند.
طرحهای اقتصادی
این جنگ، آینده تجاری کوتاهمدت منطقهای را که در نیم قرن گذشته از صادرات نفت برای تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان استفاده کرده است، در هالهای از ابهام قرار داده است. قدرتهای اقتصادی اصلی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، در حال تنوعبخشی بیشتر به بخشهایی مانند هوش مصنوعی، صندوقهای پوشش ریسک و گردشگری هستند و ثبات منطقهای را برای این هدف حیاتی میدانند.
آسیب به بخشی از ساحل جمیرا در کشور امارات طی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران/ عکس از خبرگزاری رویترز
این درگیری و بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، پیش از این به اقتصاد آنها آسیب رسانده و آنها را مجبور به توقف بسیاری از صادرات و افزایش کسری مالی آنها کرده است. در حالی که رهبران خلیج فارس تا حد زیادی از تفاهمنامه امضا شده در ماه گذشته استقبال کردند، نگران بودند که این تفاهمنامه میتواند منافع مالی عظیمی را برای ایران در قالب کاهش تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدود شده و ایجاد یک صندوق توانبخشی ۳۰۰ میلیارد دلاری فراهم کند. برخی از این افراد گفتند که هیچ یک از شش کشور شورای همکاری خلیج فارس هنوز قصد ندارند به این صندوق کمک کنند.
مقامات خلیج فارس از این پیشنهاد که آنها باید عملاً غرامت به جمهوری اسلامی بپردازند، در حالی که کشورهای خودشان از حملات ایران متحمل خسارات زیادی شدهاند، خشمگین شدهاند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، گفت: کشورهای خلیج فارس «ناامید شدهاند، اما در متوقف کردن هیچ یک از طرفین متخاصم ناتوان هستند.»
پرسش بزرگ؛ گرفتار میان بازدارندگی و دیپلماسی
در همین رابطه جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای در العربیالجدید مینویسد، پادشاهیهای عرب خلیج فارس که میان ایالات متحدهای با رویکردی هرچه تقابلیتر و ایرانی که اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و حاضر به تسلیم نیست گرفتار شدهاند، با چالشهای فزاینده امنیتی روبهرو هستند.
کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به تشدید اخیر تنشها با ایران به روشهای بهوضوح متفاوتی واکنش نشان دادهاند که نشاندهنده فقدان یک راهبرد منطقهای واحد است/عکس از گتی ایمجز
حملات موشکی و پهپادی به هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در روزهای اخیر، آسیبپذیری عمیق منطقه در برابر روندهای درگیریای را که قادر به کنترل آن نیست، بیش از پیش آشکار کرده است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به جای آنکه مسیر تحولات را شکل دهند، بیش از پیش در حال تحمل پیامدهای رویارویی آمریکا و ایران هستند.
پرسش اصلی پیش روی پادشاهیهای عرب خلیج فارس این است که چگونه باید در محیطی خطرناک حرکت کنند که در آن منافع امنیتیشان مستقیماً از جنگی تهدید میشود که نفوذ محدودی بر آن دارند.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس عمدتاً به دلیل قرار گرفتن در معرض خطرات جغرافیایی و همچنین ابهام پیرامون تعهدات مندرج در یادداشت تفاهم اسلامآباد، خود را در وضعیتی راهبردی و بهشدت محدودکننده گرفتار میبینند. همزمان، ابهام در تضمینهای امنیتی خارجی باعث شده است آنها فاقد چارچوبی روشن برای بازدارندگی در برابر حملات آینده یا مدیریت تشدید تنش باشند.
کشورهای عضو شورای همکاری اکنون باید چندین هدف را که اغلب با یکدیگر در تعارض هستند، دنبال کنند: تقویت بازدارندگی در برابر ایران و متحدانش، حفاظت از زیرساختهای حیاتی انرژی و دریایی، حفظ اعتماد اقتصادی و پرهیز از اقداماتی که میتواند به یک درگیری منطقهای حتی گستردهتر منجر شود.
بنابراین، معضل آنها هم فوری و هم ساختاری است، زیرا هر تلاشی برای نشان دادن عزم و قاطعیت ممکن است خطر تشدید بیشتر تنش را به همراه داشته باشد، درحالیکه تلاش برای خویشتنداری ممکن است بهعنوان نشانه ضعف تعبیر شود.
پادشاهیهای عرب خلیج فارس که میان نیاز به امنیت بیشتر و ضرورت حفظ ثبات منطقهای گرفتار شدهاند، در مقطعی با مجموعهای هرچه محدودتر از گزینهها روبهرو هستند؛ آن هم در شرایطی که هزینههای محاسبه اشتباه به ندرت تا این اندازه بالا بوده است.
جوزف ای. کچیچیان، پژوهشگر ارشد مرکز ملک فیصل در ریاض، سه نگرانی اصلی مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را تشریح کرد.
نخست، مسئله کشتیرانی امن در خلیج فارس، بهویژه از طریق تنگه هرمز است. او به العربیالجدید گفت: «بسته شدن تنگه و در روزها و هفتههای آینده نیز بسته شدنهای بیشتری رخ خواهد داد، تجارت جهانی را محدود میکند. این به نفع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیست.»
دوم، مسائل جدی پیرامون پرداخت هزینه خدمات برای تمامی کشتیهایی است که از تنگه هرمز عبور میکنند. به گفته کچیچیان: «اکنون روشن است که نوعی پرداخت هزینه اعمال خواهد شد؛ موضوعی که نشاندهنده یک شکست بزرگ برای آمریکا خواهد بود، زیرا واشنگتن نمیخواهد هیچ هزینهای دریافت شود.»
سوم، مسئله جایگاه بلندمدت ایران در منطقه بهعنوان «همسایهای هژمونیک است که قرار نیست جایی برود و پادشاهیهای عرب خلیج فارس باید پس از جنگ اخیر یاد بگیرند چگونه با آن زندگی کنند.»
راهبردهای متفاوت در قبال ایران یا «تقسیم کار غیررسمی»؟
کشورهای عرب خلیج فارس در واکنش به آخرین دور تشدید تنش با ایران، رویکردهای کاملاً متفاوتی اتخاذ کردهاند که نبود یک راهبرد منطقهای متحد در قبال تهران را نشان میدهد.
نیروی هوایی قطر از جنگندههای اف-۱۵ کیوای برای رهگیری موشکهای کروز و پهپادها استفاده میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
در یک سوی این طیف، امارات متحده عربی، بحرین و کویت، سه عضو شورای همکاری که در جریان این درگیری بیشترین هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، عمدتاً رویکردهایی امنیتمحور در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کردهاند. در سوی دیگر، قطر و عمان همچنان به تعامل دیپلماتیک متعهد ماندهاند و با وجود آنکه خود نیز هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، تلاشهای میانجیگرانه خود را ادامه دادهاند.
عربستان سعودی نیز در همین حال راهبردی مبتنی بر «پوشش راهبردی» یا موازنهسازی محتاطانه را دنبال کرده و تلاش دارد میان بازدارندگی و انعطاف دیپلماتیک تعادل برقرار کند.
این واکنشهای متفاوت باعث شدهاند شورای همکاری خلیج فارس فاقد یک راهبرد منسجم و رسمی در قبال ایران باشد؛ هرچند برخی تحلیلگران معتقدند هماهنگیها ممکن است پشت صحنه ادامه داشته باشد.
تهران مشتاق است از نبود اتحاد میان پادشاهیهای عرب خلیج فارس بهرهبرداری کند. تا زمانی که کشورهای عضو شورای همکاری در رویکردهای خود تقسیم شده باشند، ایران میتواند سیاستهای خود را متناسب با هر یک از اعضا تنظیم کند، به گونهای که منافع خودش را پیش ببرد.
تغییر خط آتش
پیش از آتشبس میانجیگریشده از سوی پاکستان در روزهای ۷ و ۸ آوریل، ایران حملات موشکی و پهپادی خود را به میزان بسیار بیشتری علیه امارات متمرکز کرده بود تا علیه هر کشور عضو دیگر شورای همکاری؛ در واقع، میزان حملات به امارات از حملات به هر کشور دیگری در خاورمیانه، از جمله اسرائیل، بیشتر بود.
این راهبرد با هدف به حداکثر رساندن اختلال اقتصادی و تجاری از طریق هدف قرار دادن اصلیترین مرکز مالی، لجستیکی و تجاری خلیج فارس دنبال شد. همزمان، ایران میخواست ابوظبی را به دلیل عادیسازی روابط با اسرائیل مجازات کند و تنشهای میان امارات و عربستان سعودی را که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ تشدید شده بود، بیشتر کند؛ بااینهمه، همین حملات علیه امارات تنها موجب تقویت شراکت ابوظبی با تلآویو شد.
از زمان اجرایی شدن آتشبس، ایران بخش قابل توجهی از فشار نظامی خود را به سمت بحرین و کویت منتقل کرده است.
در مورد بحرین، هدف قرار دادن این کشور تا حد زیادی ناشی از جایگاه منامه بهعنوان دومین عضو شورای همکاری خلیج فارس است که به توافقهای ابراهیم پیوسته است؛ بااینحال، بهطور کلی، اتحادهای نظامی نزدیک بحرین و کویت با ایالات متحده، همراه با نزدیکی جغرافیایی آنها به ایران و آسیبپذیریهای داخلیشان، ظاهراً شدت حملات اخیر تهران علیه این دو کشور عرب خلیج فارس را توضیح میدهد.
در مقابل، عمان و قطر، با وجود آنکه خود نیز هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، هرچند مقامهای ایرانی پیش از ۱۱ ژوئیه مسئولیت حملات به عمان را رد کردند، همچنان به تلاشهای میانجیگرانه متعهد ماندهاند.
همانطور که گری اشاره کرد، عربستان سعودی نیز همچنان به «رویکرد پوشش راهبردی» خود ادامه داده است؛ رویکردی که پس از تجاوز نظامی اسرائیل به قطر در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ شتاب گرفت و به ریاض اجازه میدهد ضمن حفظ فضای لازم برای تعامل دیپلماتیک، از همسویی کامل با هر یک از طرفین اجتناب کند.
راب گایست پینفولد، که در کینگز کالج لندن در زمینه امنیت بینالمللی تدریس میکند، به العربیالجدید گفت: «وحدت مورد انتظار کشورهای خلیج فارس هنوز در نتیجه این جنگ محقق نشده است. در عوض، حتی شایعات تأییدنشدهای وجود دارد مبنی بر اینکه چند کشور خلیج فارس توافقهای جداگانه و محرمانهای با ایران انجام دادهاند.»
بااینحال، مهران حقیران، مدیر اجرایی بخش پژوهش و برنامهها در بنیاد بورس و بازار، هشدار میدهد که نباید رویکردهای متفاوت علنی را با یک شکاف واقعی در شورای همکاری خلیج فارس یکی دانست. او ضمن پذیرفتن اینکه کشورهای عضو به شیوههای متفاوتی با ایران تعامل میکنند، استدلال میکند که این رویکردها ممکن است در واقع بازتاب نوعی تقسیم غیررسمی نقشهای دیپلماتیک باشند.
او به العربیالجدید گفت: «برخی از کشورهای شورای همکاری بهطور علنی با ایران تعامل میکنند، درحالیکه برخی دیگر برای حفظ اهرم فشار خود در آستانه مذاکرات احتمالی آینده، از تعامل خودداری میکنند.»
او افزود که این وضعیت ممکن است نوعی «تقسیم کار غیررسمی» باشد، مشروط بر اینکه هماهنگیهایی پشت صحنه وجود داشته باشد؛ امری که با توجه به تعداد تماسهای دیپلماتیک و سفرهای سطح بالا میان کشورهای شورای همکاری پس از هر نشست یا حادثه، بسیار محتمل به نظر میرسد.
چالش بازدارندگی ایران بدون تشدید درگیری
از نظر اهرم نظامی، سیاسی و اقتصادی، هیچیک از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بهتنهایی توان بازدارندگی ایران را ندارد. توانایی تهران برای هدف قرار دادن گزینشی کشورهای مختلف عرب خلیج فارس، محدودیتهای پاسخهای یکجانبه را برجسته میکند.
کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام کردند که در اولین روز درگیری، ایران ۱۳۷ موشک به سمت امارات متحده عربی، ۶۶ موشک به سمت قطر و ۴۵ موشک به سمت بحرین شلیک کرده است/عکس از خبرگزاری آناتولی
بااینحال، با توجه به اینکه ایران، صرفنظر از دیدگاه همسایگانش نسبت به جمهوری اسلامی، همچنان یکی از عناصر اصلی محیط راهبردی خلیج فارس خواهد بود، دولتهای عضو شورای همکاری شاید بپذیرند که نمیتوانند صرفاً به بازدارندگی یا دیپلماسی متکی باشند.
در عوض، آنها ممکن است ترکیبی از توانمندیهای دفاعی قویتر، بازدارندگی معتبر و تعامل سیاسی مستمر را برای مدیریت یک رقیب منطقهای پایدار دنبال کنند. در این چارچوب، هرچه هماهنگی میان شش عضو شورای همکاری قویتر باشد، دستیابی کشورهای عرب خلیج فارس به امنیت آسانتر خواهد بود.
چه از طریق ایجاد پدافند هوایی و موشکی یکپارچه، چه همکاری امنیتی نزدیکتر و چه ارسال پیامهای دیپلماتیک منسجمتر، توانایی کشورهای عضو شورای همکاری برای پاسخ مؤثر به فشارهای آینده ایران، چهبسا کمتر به توانمندیهای تکتک اعضا و بیشتر به آمادگی آنها برای اقدام جمعی بستگی پیدا کند.
در این مقطع، اعضای شورای همکاری با یک انتخاب راهبردی تعیینکننده روبهرو هستند: آیا آنها همچنان به دنبال رویکردهای عمدتاً ملی و جداگانه در قبال ایران خواهند بود، یا یک راهبرد منطقهای هماهنگتر ایجاد خواهند کرد که بتواند میان بازدارندگی، دیپلماسی و ثبات بلندمدت تعادل برقرار کند؟
هنوز برای قضاوت زود است، اما اثربخشی واکنش اعضای شورای همکاری به توانایی آنها برای اقدام جمعی در محیط منطقهای هرچه نامطمئنتر بستگی خواهد داشت.
دکتر کچیچیان گفت: «در نهایت، و با وجود در برداشتها و دیدگاهها، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در برابر ایران کاملاً متحد هستند؛ ایرانی که اکنون کارتهای منطقهای خود را رو کرده و نشان داده است که میخواهد بهعنوان یک قدرت هژمونیک رفتار کند؛ چیزی که هر شش عضو شورای همکاری آن را کاملاً رد میکنند.»
او افزود: «در گذشته میان اعضای شورای همکاری اختلافاتی وجود داشته است، اما بهندرت در مسائل حیاتی چنین اختلافی دیده شده است. مسئله بقا در همین دسته قرار میگیرد و در این مورد هیچ اختلاف نظری وجود ندارد.»
گری نیز همین دیدگاه را دارد. این سفیر پیشین آمریکا خاطرنشان کرد: «با وجود اختلافات مکرر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همیشه توانستهاند اختلافات خود را کنار بگذارند، زیرا در نهایت میدانند که از طریق همکاری، منافع بیشتری به دست خواهند آورد.»
او با اشاره به سخن معروف بنجامین فرانکلین گفت: «به بیان دیگر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس گویا به این نتیجه رسیدهاند که باید همگی با یکدیگر متحد بمانند تا ناچار نشوند هر یک بهتنهایی به دار آویخته شوند.»