به گزارش اکوایران، نتیجه انتخابات ارمنستان و افزایش نفوذ غرب در منطقه قفقاز از یک طرف و حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر در ۲۵ ژوئیه از طرف دیگر، دو نقطه عطف مهم در همپوشانی فزاینده میان جنگ اوکراین و درگیری میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل به شمار میآیند.
قفقاز: از حیاط خلوت رفقا تا کریدور رقبا
به نوشته نشنال اینترست، تلاش روسیه برای بازگرداندن نفوذ خود بر قفقاز جنوبی در حال شکست است و پیامدهای این شکست بسیار فراتر از مسکو خواهد بود.
جناح شمالی ایران عملا تحت لوای محور آمریکا–ترکیه–جمهوری آذربایجان قرار گرفته و پاسخی مؤثر برای این تحول وجود ندارد. حتی درحالیکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ممکن است همچنان هدف حملات ایران قرار گیرند، این کشورها بهطور فزایندهای به منطقه فراآسیای خزر بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار متقابل مینگرند. آنچه زمانی حوزه نفوذ مشترک روسیه و ایران بود، اکنون با سرعت در حال تبدیل شدن به کریدوری برای رقبای آنهاست.
حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر در ۳۱ ژوئیه، دامنه کارزار کییف را فراتر از میدان نبرد گسترش داد و زیرساختهای لجستیکیِ پشتیبان همکاری روسیه و ایران را هدف قرار داد. اوکراین با نمایش توان نظامی در حوزه دریای خزر، مسیری را که مسکو و تهران آن را گذرگاهی امن برای انتقال تجهیزات نظامی و کالاهای دومنظوره میدانستند، به چالش کشید.
بهطور کلی، این حادثه نشان داد که عرصههای جنگ در اروپا و خاورمیانه بیش از پیش در حال همگرایی هستند؛ زیرا حمایت ایران از روسیه، تهران را به هدفی مستقیمتر برای اقدامات تلافیجویانه اوکراین تبدیل کرده است. این حمله همچنین این احتمال را مطرح کرد که دریای خزر نیز به عرصهای جدید از رقابت تبدیل شود؛ عرصهای که جنگ اوکراین را به نبرد گستردهتر منطقهای پیرامون ایران پیوند میدهد.
پیروزی نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در انتخابات، نشاندهنده رد قاطع رقبای همسو با کرملین از سوی افکار عمومی و شکست مهمی برای تلاش مسکو جهت روی کار آوردن دولتی نزدیکتر به خود در ایروان است. بااینحال، انتخابات تنها آغاز مسیر است، نه پایان آن. آنچه در ادامه رخ خواهد داد مشخص خواهد کرد که آیا حرکت تدریجی ارمنستان به سوی غرب برگشتناپذیر خواهد شد یا خیر. همچنین سرنوشت دستیابی به صلحی پایدار با جمهوری آذربایجان نیز به همین روند وابسته است.
از همه مهمتر، این روند آزمونی خواهد بود برای اینکه آیا ایالات متحده میتواند این فرصت را به نفوذی پایدار در منطقهای تبدیل کند که روسیه سالها آن را حیاط خلوت خود میدانست و ایران نیز آن را پلی زمینی راهبردی برای خود تلقی میکرد. واشنگتن و متحدان عرب آن در خلیج فارس باید این تحولات را با دقت دنبال کرده و فعالانه ایروان را به ادامه این مسیر تشویق کنند.
پیام ناخوشایند انتخابات ارمنستان برای مسکو؛ سپر شمالی فرو افتاد؟
روسیه که بر اثر جنگ بهشدت تضعیف شده، دیگر قادر نیست نقش سپر شمالیای را که تهران زمانی بر آن تکیه داشت ایفا کند و این امر جناح شمالی ایران را بهشدت آسیبپذیر کرده است.
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در ۱۸ مه ۲۰۲۶ در جریان کارزار انتخاباتی با شهروندان گفتگو میکند. تغییرات قانون اساسی پیشنهادی پاشینیان میتواند برای ایران و روسیه مشکلساز شود/عکس از شاتراستوک
نتیجه انتخابات سراسری ۷ ژوئن ارمنستان هم میتواند برای تهران نگرانکننده باشد. این تحول، بهطور غیرمستقیم، ناکامی برای تهران نیز محسوب میشود؛ زیرا بخش مهمی از مشارکتهای منطقهای ایران پیرامون مقاومت در برابر نفوذ غرب و ترکیه استوار بود؛ مقاومتی که رأیدهندگان حامی پاشینیان عملاً آن را رد کردند.
حزب «قرارداد مدنی» پاشینیان حدود ۴۹٫۸ درصد آرا را به دست آورد و ۶۴ کرسی از مجموع ۱۰۵ کرسی مجلس ملی جدید را تصاحب کرد. هرچند این حزب اکثریت خود را حفظ کرد، اما نسبت به ۷۱ کرسی پیشین، هفت کرسی را از دست داد. اپوزیسیون بلافاصله نتایج را رد کرد، هواداران خود را بسیج نمود و شکایتی حقوقی مطرح کرد، اما دادگاه قانون اساسی ارمنستان در ۴ ژوئیه این شکایت را رد و نتایج انتخابات را تأیید کرد.
این روند در شرایطی حساس از نظر دیپلماتیک دنبال شده است. پاشینیان در ۶ ژوئیه، نخستین سفر خارجی خود پس از انتخابات را به روسیه انجام داد و با میخائیل میشوستین، نخستوزیر روسیه، دیدار کرد. میشوستین در این دیدار آشکارا پیام داد که مسکو دولت جدید ارمنستان را با دقت زیر نظر دارد؛ هشداری روشن با توجه به گرایشهای آشکار غربگرایانه کارزار انتخاباتی پاشینیان.
احتمالاً کرملین همچنان خواهد کوشید شکافهای داخلی جامعه ارمنستان را تشدید کند و تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از هرگونه اصلاح قانون اساسی قرار خواهد داد.
جبهههایی که هرچه بیشتر در همدیگر تنیده میشوند
جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای، هم در العربی الجدید نوشت، اهمیت حادثه حمله به کشتی ایرانی در دریای خزر (کاسپین) از طرف اوکراین، در آن است که نشان میدهد دو درگیری جداگانه، بیش از پیش در حال پیوند خوردن با یکدیگر هستند. اوکراین، مختل کردن حمایت ایران از روسیه را بخشی از تلاش گستردهتر خود در جنگ میداند. در مقابل، ایران حمله به داراییهای خود را جبههای دیگر از کارزار گستردهتری علیه خود تلقی میکند؛ کارزاری که همزمان با فشارهای ایالات متحده و اسرائیل با آن روبهرو است.
زلنسکی و ترامپ در دسامبر گذشته در مار-ئه-لاگو/عکس از گتی ایمجز
این حمله همچنین جنگ را به دریای خزر کشاند؛ منطقهای که مدتها یکی از امنترین مسیرهای تجاری و آمادی ایران محسوب میشد. این موضوع نگرانیها را درباره گسترش جنگ به یکی دیگر از مناطق راهبردی دریایی افزایش داده است. حمله اوکراین نشان میدهد که اقدامات انجامشده در یکی از این درگیریها میتواند موجب تشدید تنش در دیگری شود و در نهایت کشورهای بیشتری را وارد رویارویی پیچیدهای در سطح بینالمللی کند.
چند عامل، کییف را به انجام این حمله علیه یک کشتی ایرانی در دریای خزر ترغیب کرد.
نخست آنکه از دیدگاه اوکراین، ادعای ارسال پهپاد و موشک از سوی ایران به روسیه، جمهوری اسلامی را به یکی از طرفهای درگیر در جنگ روسیه علیه اوکراین تبدیل کرده است. اوکراین با هدف قرار دادن این کشتی تلاش کرد نشان دهد که کمک نظامی به روسیه هزینههای مستقیمی به همراه خواهد داشت.
در چارچوبی گستردهتر، این حمله بخشی از کارزار وسیعتر اوکراین علیه شبکههای آمادی روسیه، زیرساختهای انرژی و سازوکارهای دور زدن تحریمها به شمار میرود. این عملیات راهبرد کییف برای تحمیل هزینه بر کل اکوسیستم جنگی روسیه را تقویت کرد.
افزون بر این، در شرایطی که دولت ولودیمیر زلنسکی همواره در تلاش است دولت ترامپ را به افزایش حمایت از اوکراین ترغیب کند، این حمله احتمالاً با هدف نشان دادن توانایی اوکراین در کمک به واشنگتن برای مقابله با ایران نیز انجام شده است.
مارک کاتز، استاد بازنشسته دانشگاه جورج میسون، در گفتوگو با العربی الجدید گفت: «با توجه به اینکه دولت ترامپ بر جنگ خود با ایران متمرکز شده است، حملات اوکراین به اهداف ایرانی ممکن است راهی برای نشان دادن این موضوع به واشنگتن باشد که اوکراین میتواند در جنگ علیه ایران مفید باشد و بنابراین ادامه حمایت آمریکا از اوکراین در راستای منافع ایالات متحده است.»
آیا دو جنگ در حال ادغام شدن هستند؟
حمله کییف به این کشتی ایرانی را میتوان تازهترین تحول در روند همگرایی فزاینده میان جنگ روسیه و اوکراین و رویارویی گستردهتر آمریکا و ایران دانست. حمله به این کشتی ایرانی بیش از آنکه آغاز همگرایی باشد، مرحلهای دیگر در روند رو به گسترش تشدید تنش میان دو عرصه جنگ محسوب میشود.
ساکنان پس از اصابت موشک به یک ساختمان آپارتمانی در جریان حملات روسیه به کییف، اوکراین، در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۵ واکنش نشان میدهند/عکس از آسوشیتدپرس
مارک کاتز در این باره گفت: «از نظر من، جنگ روسیه و اوکراین و درگیری آمریکا و ایران از زمان آغاز دومی به هم مرتبط بودهاند؛ زمانی که اوکراین در زمینه پدافند هوایی به کشورهای عربی خلیج فارس که هدف حملات ایران قرار گرفته بودند کمک کرد. حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر نشانه دیگری از پیوند این دو درگیری است، نه علت آن.»
خطر اصلی این است که تحولات یکی از این دو جنگ، بیش از پیش به جنگ دیگر سرایت کند و مهار هر دو بحران را دشوارتر ساخته و روند دیپلماسی را پیچیدهتر کند. به گفته یک تحلیلگر مسائل ایران: «اگر ایران علیه اوکراین پاسخ دهد، دولتهای اروپایی و ناتو ممکن است بیش از گذشته ایران را بهعنوان یک تهدید مستقیم امنیتی در نظر بگیرند. همزمان، هرگونه تشدید دوباره تنش میان آمریکا و ایران میتواند در واشنگتن استدلالها برای اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر علیه تهران را تقویت کند.»
اتحاد روسیه و ایران
پیامد فوری دیپلماتیک حمله اوکراین احتمالاً تقویت این برداشت در تهران و مسکو خواهد بود که هر دو با مجموعهای مشترک از دشمنان روبهرو هستند و باید هماهنگی راهبردی خود را عمیقتر کنند.
روسیه هزاران فروند پهپاد مشابه پهپاد ایرانی را به سمت شهرهای سراسر اوکراین شلیک کرده است/عکس از خبرگزاری رویترز
حمله به کشتی ایرانی تنها این روایت مشترک را تقویت میکند که غرب و اکنون اوکراین، همزمان در پی تضعیف تهران و مسکو هستند؛ بااینحال، نزدیکی بیشتر سیاسی الزاماً به معنای حمایت نظامی بیشتر نیست.
مارک کاتز یادآور شد که روسیه حتی در دفاع از خاک خود و زیرساختهای حیاتیاش در برابر حملات روزافزون و پیچیده اوکراین با مشکل مواجه است؛ بنابراین دشوار است تصور کنیم که مسکو بتواند تضمین امنیتی معناداری برای داراییهای ایران فراهم کند.
از این رو، حمله به این کشتی یکی از محدودیتهای مهم شراکت روسیه و ایران را آشکار میکند. به بیان ساده، هرچند دو کشور اطلاعات، تسلیحات و حمایت دیپلماتیک را با یکدیگر به اشتراک میگذارند، اما روسیه توانایی محافظت از اهداف ایرانی در برابر دامنه رو به گسترش عملیات اوکراین را ندارد.
دو کشور همچنین برای گسترش همکاری نظامی خود با محدودیتهای جدی روبهرو هستند. روسیه همچنان اولویت اصلی خود را جنگ اوکراین قرار داده و منابع اضافی چندانی برای دفاع از ایران در اختیار ندارد. از سوی دیگر، تهران نیز باید میان حمایت از مسکو و خطر تحریک رویارویی گستردهتر با ایالات متحده و شرکای منطقهای آن توازن برقرار کند.
بحرانی که بیش از پیش جهانی میشود
با وجود تهدیدهای تهران به تلافی، هر دو کشور انگیزههای قوی برای پرهیز از گشودن جبههای جدید دارند؛ از این رو، واکنشهای غیرمستقیم و ادامه پیامرسانی راهبردی بسیار محتملتر از تشدید آشکار درگیری است.
بااینهمه، حتی بدون وقوع یک برخورد نظامی گسترده، پیوندهای سیاسی و راهبردی میان جنگ روسیه و اوکراین و رویارویی گستردهتر آمریکا و ایران، بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. اگر اوکراین به گسترش حملات خود علیه حامیان ثالث روسیه ادامه دهد، جغرافیای این جنگ میتواند بسیار فراتر از اروپای شرقی گسترش یابد و محاسبات دیپلماتیک مسکو، تهران، واشنگتن و پایتختهای اروپایی را دگرگون کند.
عملیاتهای آینده علیه حامیان خارجی روسیه نیز میتواند این روند را تقویت کرده و جنگ را از نظر جغرافیایی گستردهتر و از نظر ژئوپلیتیکی بیش از پیش درهمتنیده سازد.