وی با اشاره به مذاکرات پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه افزود: ترامپ از همان ابتدا بر «غنیسازی صفر» تأکید داشت و حتی پس از حملات به تأسیسات هستهای ایران نیز همین موضع را در مذاکرات دنبال کرد. بنابراین، مسئله فقط دستیابی به توافق هستهای نبود، بلکه موضوع اصلی، نحوه تغییر موازنه قدرت میان ایران و آمریکا بود.
متقی ادامه داد: ترامپ در ابتدا دو گزینه را پیش روی ایران قرار داده بود؛ پذیرش خواستههای آمریکا بدون جنگ یا مقاومت و ورود به مسیر درگیری. خواستههایی مانند توقف غنیسازی، خارج کردن سانتریفیوژها و تحویل اورانیوم غنیشده نیز در همین چارچوب مطرح شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به احتمال پذیرش غنیسازی صفر گفت: حتی اگر ایران چنین امتیازی را میپذیرفت، تضمینی وجود نداشت که فشارهای آمریکا متوقف شود. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، اگر ایران وارد توافق جدیدی میشد، احتمالاً ترامپ در آن مقطع به سمت جنگ نمیرفت، اما منطق رفتاری او مبتنی بر کسب امتیازات بیشتر است.
متقی با استناد به دیدگاه جان مرشایمر درباره «تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ» اظهار کرد: در منطق قدرتهای بزرگ، زمانی که «دیپلماسی اجبار» اعمال میشود، طرف مقابل یا باید بپذیرد یا مقاومت کند. اگر یک کشور تحت فشار امتیاز بدهد، قدرت بزرگ الزاماً آن را نشانه همکاری نمیداند، بلکه ممکن است آن را نشانه ضعف تلقی کرده و فشار بیشتری برای گرفتن امتیازات بعدی وارد کند.