به گزارش اکوایران، جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده را متهم کرد که اجازه داده اطلاعات نادرست، این کشور را به جنگ بکشاند. گزارشهای جدید نشان میدهد که تحلیلگران سیا در مورد هشدار اسرائیل که باعث یک عملیات امنیتی مخفی در جریان سفر رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به ترکیه شد، تردید دارند.
اطلاعات جعلیِ بدتر از اخبار جعلی
به نوشته میدلایست آی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز پنجشنبه گفت که واشنگتن به دلیل شکستهای اطلاعاتی، مدتهاست دچار اشتباه محاسباتی شده است، از جمله زمانی که جنگ خود را علیه ایران آغاز کرد. او گفت که اقدامات ایالات متحده در تنگه هرمز «یک اشتباه محاسباتی حتی بزرگتر» را نشان میدهد. عراقچی در شبکه ایکس نوشت: «بدتر از اخبار جعلی، اطلاعات جعلی است».
دونالد ترامپ پس از ورود به پایگاه هوایی اتیمسگوت در نزدیکی آنکارا، برای شرکت در سی و ششمین اجلاس سران کشورها و دولتهای ناتو، از هواپیمای ویژه رئیس جمهور پیاده میشود، ۷ ژوئیه ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
اظهارات او در حالی مطرح شد که روزنامه واشنگتنپست گزارش قبلی میدلایست آی را تأیید کرده که مدعی شده بود مقامات ترکیه هشدار اسرائیل در مورد توطئه ایران برای ترور ترامپ در جریان اجلاس اخیر ناتو در آنکارا را به عنوان یک ترفند طراحی شده برای تضعیف مذاکرات با تهران میدانند.
اکنون واشنگتنپست گزارش داده که اسرائیل این اطلاعات را به سیا منتقل کرده است، اما تحلیلگران آمریکایی آن را غیرقابل قبول دانستند و به مقامات دولت در مورد اعتبار پایین آن هشدار دادند. این هشدار باعث شد مقامات امنیتی پس از اینکه ترامپ مخفیانه هواپیمای او را در فرودگاه آنکارا تغییر داد، او را با یک هواپیمای نظامی جایگزین از ترکیه خارج کنند. ترامپ روز سهشنبه این عملیات را تأیید کرد و گفت که از دستورالعملهای تیم امنیتی خود پیروی کرده است.
مجادله بر سر تنگه
اختلاف بر سر اطلاعات اسرائیل همزمان با اظهارات مداوم و متناقض در مورد کنترل تنگه هرمز مطرح میشود. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا روز پنجشنبه، اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر در اختیار داشتن کنترل تنگه هرمز را «دروغ» خواند و گفت که این آبراه همچنان تحت کنترل ایران قرار دارد. ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی این قرارگاه، گفت ادعای آمریکا درباره عبور عادی کشتیها از تنگه هرمز «چیزی جز دروغ و داستانسرایی نیست.» او همچنین گفت که هیچ کشتی تجاری یا نفتکشی بدون اجازه و نظارت نیروهای مسلح ایران امکان عبور ایمن از تنگه هرمز را ندارد.
پیشتر حسین طائب، رئیس جدید سازمان بسیج، نیز گفت که تنگه هرمز «تحت مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.» دونالد ترامپ روز چهارشنبه مدعی شده بود آمریکا «کنترل کامل تنگه هرمز» را در دست دارد و گفته بود که ایران در برابر محاصره دریایی آمریکا که آن را «دیوار فولادی» نامیده، کاری از دستش برنمیآید.
یک فروند اف-۱۸ سوپر هورنت در حال پرواز از ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، ۳۱ جولای ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
در همین حال، سناتور دموکرات ریچارد بلومنتال خواستار پاسخگویی پیت هگست، وزیر جنگ و نیروی دریایی، در مورد وخامت اوضاع در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که بیش از ۲۵۰ روز در دریا بوده، شد. او در شبکه ایکس نوشت: «دولت ترامپ باید توضیح دهد که برای حمایت از ملوانان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که نزدیک به ۹ ماه است به طور مداوم در دریا هستند، چه کاری انجام میدهد. گزارشهای گسترده از کمبود تدارکات، مشکلات لولهکشی، وخامت سلامت روان و موارد دیگر، توجه فوری را میطلبد.»
واشنگتن در اواخر ژانویه، ناو هواپیمابر را از رزمایشهای دریای چین جنوبی به خاورمیانه منتقل کرد. از آن زمان، خانوادههای نظامیان آمریکایی و اعضای کنگره نگرانیهایی را در مورد وخامت شرایط سلامت روان در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ابراز کردهاند، زیرا ۵۰۰۰ ملوان و تفنگدار دریایی آن، مدت طولانی در ارتباط با جنگ علیه ایران در حال خدمت بودهاند. نیوی تایمز و استارز اند استرایپس گزارش دادند که چندین ملوان تلاش کردهاند از عرشه به بیرون بپرند، زیرا شرایط دشوار و فشار روانی، خدمه را در وضعیت دشواری قرار داده است. این ناو هواپیمابر وارد نهمین ماه خود در دریا شده است. خدمه آن ۲۵۰ روز متوالی را بدون رسیدن به خشکی گذراندهاند که طولانیترین استقرار بدون وقفه توسط یک ناو هواپیمابر مدرن است.
بنبست خودساخته: بدون استراتژی پیروزی
در این شرایط، پالیتیکو نوشت، به نظر نمیرسد در آمریکا هیچکس استراتژی محکمی برای پیروزی در جنگ ایران داشته باشد. این وضعیت یادآور تاریکترین روزهای جنگ عراق، در اواسط دهه 2000 است، زمانی که به نظر میرسید ایالات متحده قادر به عقبنشینی از کشوری غرق در شورش و جنگ داخلی نیست. به گفته مقامات فعلی و سابق آمریکایی، اگرچه میزان مرگ و میر در درگیری ایران تاکنون کمتر بوده، اما خطرات آن به مراتب بیشتر است.
دیوارنگاره ضد آمریکایی در تهران/ عکس از خبرگزاری آناتولی
جنگ ایران پیامدهای جهانی بیشتری نسبت به جنگ عراق دارد. در دهه 2000، ایالات متحده با چالشهای کمتری در سطح نفوذ جهانیاش روبرو بود و میتوانست شکست را تحمل کند. اکنون، اعتبار آمریکا به دلیل اشتباهات خاورمیانهایاش در حال کاهش است، و این در حالی است که ستاره چین در حال طلوع است.
اکنون دونالد ترامپ با تردید مداوم در مورد اینکه در ایران چه باید بکند و با تضعیف اتحادهای ایالات متحده با کشورهایی که میتوانند کمک کنند، بیشتر به اعتبار آمریکا آسیب میرساند. به گفته الیوت آبرامز، عضو دولت اول ترامپ: «این لحظه بسیار خطرناک است و دولت ترامپ عدم اطمینان و بیکفایتی خود را نشان میدهد». به گفته دن شاپیرو، مقام ارشد پنتاگون در دولت بایدن: «به ندرت پیش میآید که خود را در بنبستی ببینیم که خودمان ساختهایم و به معنای واقعی کلمه فقط گزینههای بد داریم.»
تغییر مدام اهداف
کاخ سفید ترامپ مدام در حال تغییر اهداف جنگی خود بوده است. ترامپ جنگ را با هدف پایان دادن به برنامه هستهای ایران، از بین بردن بسیاری از قابلیتهای نظامی آن و اشاره به تغییر رژیم آغاز کرد. اکنون به نظر میرسد که او بیشتر مصمم است تنگه هرمز را از چنگ ایران آزاد کند.
نمایش موشک در میدان آزادی تهران/ عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته یک مقام آمریکایی آشنا با استراتژی خاورمیانه دولت ترامپ: «من راهی برای خروج از این وضعیت نمیبینم. تیم ترامپ اساساً دچار سوءتفاهم در مورد حاکمان ایران است. ترامپ و دستیارانش همیشه احساس کردهاند که میتوانند به اعمال فشار ادامه دهند و ایران فرو خواهد ریخت، اما حکومت فرو نخواهد ریخت.»
در اواسط دهه 2000 در عراق، همزمان با افزایش تلفات، واشنگتن به دنبال تدوین مسیر خروج تلاش میکرد. ایدهها از بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی از مراکز جمعیتی تا تقسیم کشور به سه منطقه متغیر بود. در نهایت، افزایش تعداد نیروهای آمریکایی همراه با اقدامات دیگر، مانند ترغیب رهبران قبایل سنی برای پیوستن به نیروهای آمریکایی علیه القاعده، به تغییر روند اوضاع کمک کرد. ایران چالش متفاوتی را ارائه میدهد. این کشور بزرگتر است، ایالات متحده نیروی زمینی در آنجا ندارد، حکومت همچنان در قدرت است و حملات انتقامجویانهاش بر متحدان آمریکا در سراسر خاورمیانه تأثیر میگذارد.
سه اردوگاه رقیب
اکنون سه اردوگاه ایدههای خود را در مورد آنچه ایالات متحده در قبال ایران باید انجام دهد، ارائه میدهند- که به نظر میرسد همه آنها بیشتر بر امید بنا شدهاند تا واقعیت.
دیوارنگاره ضد آمریکایی در ایران/ عکس از خبرگزاری فرانسه
یک اردوگاه شامل تندروهایی است که میخواهند فشار نظامی و سایر فشارها را بر تهران افزایش دهند. پیشنهادات این گروه شامل این موارد است: ایالات متحده جزیره خارک را تصرف کند؛ چراغ سبز به اسرائیل برای ترور مقامات ایران؛ وادار کردن امارات متحده عربی به تصرف جزایر سهگانه؛ و مسلح کردن گروههای قومی در سراسر ایران. برخی میگویند 14 روز دیگر بمباران توسط ایالات متحده کافی است. برخی هم پیشنهاد میکنند که بهتر است ایران را به عنوان یک کشور شکست خورده، حتی اگر درگیر جنگ داخلی شود، رها کنیم. اما باید به خاطر داشت هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدامات نظامی بیشتر منجر به سقوط شود.
اردوگاه دیگر، شامل انزواگرایان است - کسانی که صرف نظر از هر تبعاتی، خواهان کاهش تنش هستند. این گروهی است که به نظر میرسد روحیهاش در هر دو جناح چپ و راست در حال رشد است، و حتی برخی از مقامات دولت بایدن از آن دفاع میکنند. آنها میگویند که ایالات متحده باید با ایران به توافق برسد، حتی اگر به معنای ارائه امتیازاتی مانند کاهش تحریمها باشد. توافقی مانند تفاهمنامه قبلی که ایالات متحده با تهران مذاکره کرد، مؤثر خواهد بود. این گروه استدلال میکند که اگر توافق غیرممکن باشد، ایالات متحده باید کاملاً کنار بکشد و اجازه دهد منطقه با عواقب آن دست و پنجه نرم کند. به عقیده آنها، قابلیتهای نظامی ایران تضعیف شده، بنابراین این یک ضرر کامل برای واشنگتن نیست. چرا جان و منابع آمریکایی بیشتری را به خطر بیندازیم؟ اما خطرات کنار کشیدن از یک کشور شکستخورده، یا شاید در این مورد، یک منطقه شکستخورده، درسی است که قرار بود ایالات متحده از افغانستان و حملات یازده سپتامبر آموخته باشد.
سپس یک اردوگاه سوم وجود دارد. این اردوگاه جایی بین تندروها و انزواگرایان قرار دارد و به یک لقب مناسب نیاز دارد. این گروه میخواهد ایالات متحده محاصره خود را بر ترافیک دریایی ایران حفظ کند. امید انها این است که چنین اقدامی، همراه با تحریمهای موجود و جدید، ایران را تضعیف کند. اما محاسبه نقطه شکست ایران ممکن است دشوارتر از آن چیزی باشد که بسیاری از اعضای این گروه فکر میکنند. همانطور که یک مقام آمریکایی آشنا با استراتژی خاورمیانه دولت، با کمی ناامیدی خاطرنشان کرد: «دولت ایالات متحده همیشه، از دههها پیش، ارزیابی میکرده که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است.» همچنین، اگر ایالات متحده به محاصره کشتیهای ایرانی ادامه دهد، ایران احتمالاً محاصره خود را بر کشتیرانی جهانی از طریق تنگه هرمز ادامه خواهد داد. این بدان معناست که اقتصاد جهانی - قیمت سوخت، تامین مواد غذایی - در کنار ایران آسیب خواهد دید و از نظر سیاسی، این سناریوی خطرناک برای ترامپ است.
تکرار پژواکهای عراق
پژواکهای عراق، وضعیت ایران را برای دستاندرکاران سیاست خارجی حتی دیوانهکنندهتر میکند. بار دیگر، ایالات متحده با یک دشمن سرسخت خاورمیانهای روبرو است؛ ترس از سلاحهای کشتار جمعی؛ رئیس جمهوری که مایل به ریسکهای شگفتانگیز است؛ و دولتی که به اندازه کافی به آینده فکر نکرده است.
به گفته سوزان مالونی، تحلیلگر مسائل ایران در موسسه بروکینگز: «مانند عراق، این مخمصه ای است که خودمان ایجاد کردهایم و باید پیشبینی میشد و میتوانست با برنامهریزی آگاهانهتر، کاهش یابد.»
به باور تحلیلگران، به نظر میرسد تهران معتقد است که ترامپ علاقهای به یک پیمان صلح جدی ندارد و به هر حال نمیتوان به او اعتماد کرد که به آن پایبند باشد. هر کسی که جانشین ترامپ شود، با آشفتگی فوقالعادهای روبرو خواهد شد، اما در عین حال فرصتی فوقالعاده برای نشان دادن رهبری جهانی نیز خواهد داشت.