به گزارش اکوایران ، جنگ و اختلال در مسیرهای سنتی تجارت جهانی، یک بار دیگر اهمیت کریدورهای زمینی و مسیرهای جایگزین را به صدر معادلات اقتصادی منطقه آورده است. در شرایطی که نااطمینانی در مسیرهای دریایی افزایش یافته و هزینه و زمان حملونقل برای بسیاری از کشورها بالا رفته، جغرافیای ترانزیت نیز در حال بازتعریف است. در این میان، افغانستان میتواند از یک کشور محصور در خشکی به حلقهای برای اتصال دو اقتصاد مهم منطقه، یعنی ایران و چین، تبدیل شود.
ایده اتصال ریلی ایران به چین از مسیر افغانستان، موضوع جدیدی نیست، اما تحولات اخیر میتواند به آن اهمیت تازهای بدهد. مسیر پیشنهادی از چین به افغانستان، ایران و در ادامه ترکیه و اروپا امتداد پیدا میکند و در صورت تکمیل، شاخهای جدید از کریدور شرق به غرب را شکل خواهد داد؛ مسیری که میتواند بخشی از بار تجارت منطقه را از مسیرهای سنتی به شبکه ریلی منتقل کند.
خواف–هرات؛ نقطه شروع یک مسیر بزرگتر
نقطه آغاز این پروژه، راهآهن خواف–هرات است. این خط ریلی در آذرماه سال ۱۳۹۹ به بهرهبرداری رسید و در بهمن همان سال، قطعه سوم آن به طول ۶۲ کیلومتر، حدفاصل ایستگاه شمتیغ تا ایستگاه روزنک، به اداره خط آهن دولتی افغانستان تحویل داده شد.
با تغییرات سیاسی در افغانستان، بخشهایی از این محور و ایستگاه روزنک دچار خسارت و سرقت شد و ادامه عملیات اجرایی را با مشکل مواجه کرد. با این حال، ایران و افغانستان در آذرماه سال گذشته برای ترمیم خسارتهای واردشده به مسیر به توافق رسیدند و پس از انجام اصلاحات، بهرهبرداری از این خط بار دیگر در دستور کار قرار گرفت.
هرچند حرکت نخستین قطار باری ترکیه از مسیر ریلی ایران به مقصد افغانستان در سال ۱۴۰۲ اتفاق افتاد، اما از آن زمان تاکنون توجه چندانی به توسعه این خط ارتباطی نشده است. این اتفاق را میتوان فراتر از یک جابهجایی تجاری ساده ارزیابی کرد؛ چراکه فعال شدن این مسیر میتواند نخستین حلقه عملیاتی زنجیرهای باشد که در نهایت، ایران را از مسیر افغانستان به چین متصل میکند.
از هرات تا واخان؛ مسیر رسیدن به چین
بر اساس طرحهای مطرحشده، مسیر ریلی پس از هرات به سمت مزارشریف ادامه پیدا میکند و در نهایت از طریق منطقه واخان در بدخشان افغانستان به ایالت سینکیانگ چین متصل خواهد شد.
مقامهای راهآهن ایران این طرح را یک کریدور ریلی حدود ۲ هزار کیلومتری در مسیر شرق به غرب توصیف کردهاند که میتواند چین را از طریق افغانستان، ایران و ترکیه به اروپا متصل کند.
یکی از مزیتهای مهم این طرح، استفاده از خط با عرض نرمال است که میتواند امکان حرکت مستقیم قطارها را فراهم کند و مسافت حملونقل را تا حدود ۵۰ درصد کاهش دهد.
البته این مسیر هنوز با چالشهای جدی روبهروست. عبور خط آهن از مناطق کوهستانی و صعبالعبور افغانستان، هزینه بالای ساخت، مسائل امنیتی و نیاز به سرمایهگذاری سنگین از جمله موانعی است که بر سر راه عملیاتی شدن کامل آن قرار دارد. با این حال، اعلام آمادگی برخی شرکتهای افغانستان برای مشارکت در ساخت مسیر و همچنین تلاش برای جذب سرمایه چینی، نشان میدهد ایده این کریدور در حال عبور از مرحله طرح به سمت مطالعات و مذاکرات اجرایی است.
جنگ، کریدورهای جدید را مهمتر کرده است
اهمیت این پروژه را نمیتوان جدا از تحولات اخیر تجارت جهانی بررسی کرد. جنگ و افزایش ریسک در مسیرهای دریایی، شرکتها و دولتها را به سمت تنوعبخشی به مسیرهای حملونقل سوق داده است. برای ایران نیز که بخش قابلتوجهی از تجارت خارجی آن از بنادر جنوبی انجام میشود، توسعه مسیرهای زمینی میتواند به معنای ایجاد یک گزینه مکمل در برابر اختلالات احتمالی باشد.
از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از تجارت ایران و چین همچنان از مسیرهای دریایی انجام میشود. در این شرایط، توسعه اتصال ریلی دو کشور از مسیر افغانستان میتواند بهعنوان یک مسیر مکمل مطرح شود؛ مسیری که هدف آن جایگزینی تجارت دریایی نیست، بلکه کاهش وابستگی به یک مسیر مشخص و افزایش انعطافپذیری شبکه تجارت در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی است.
این تغییر را میتوان بخشی از روندی گستردهتر در تجارت منطقهای دانست؛ روندی که با افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی شتاب گرفته است. جنگ تنها مسیرهای تجاری موجود را مختل نمیکند، بلکه کشورها را به سمت بازطراحی نقشه تجارت و ایجاد کریدورهای جدید و جایگزین سوق میدهد.
افغانستان؛ از کشور محصور به کریدور ترانزیتی
برای افغانستان نیز این پروژه صرفاً یک طرح ریلی نیست. این کشور سالها به دلیل نداشتن دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، وابستگی بالایی به کشورهای همسایه برای تجارت خارجی داشته است. اتصال ریلی افغانستان به ایران میتواند این کشور را به بنادر جنوبی ایران و در ادامه به بازارهای بینالمللی متصل کند.
از سوی دیگر، قرار گرفتن افغانستان در مسیر چین و ایران میتواند درآمدهای ترانزیتی، سرمایهگذاری در زیرساخت و فرصتهای شغلی ایجاد کند و این کشور را بار دیگر به نقشی نزدیک کند که در گذشته در مسیرهای تاریخی تجارت منطقه، بهویژه جاده ابریشم، داشته است.
آمارهای تجارت نیز نشانههایی از افزایش اهمیت این مسیر دارد. براساس آخرین آمار منتشر شده از سوی گمرک جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۳، صادرات کشور به افغانستان حدود ۲.۴ میلیارد دلار برآورد شده است. در مقابل واردات ایران از افغانستان تنها حدود ۶۶ میلیون دلار است.که بر آورد شده در سالهای اخیر تجارت میان دو کشور تا ۱۰ میلیارد دلار رشد داشته باشد.
در نهایت، موفقیت کریدور چین–افغانستان–ایران به یک عامل بستگی ندارد. امنیت مسیر، سرمایهگذاری، تکمیل زیرساخت ریلی افغانستان، هماهنگی میان کشورهای مسیر و مهمتر از همه، ایجاد اطمینان برای صاحبان کالا تعیین میکند که این مسیر به یک کریدور واقعی تبدیل شود یا در حد یک پروژه روی نقشه باقی بماند.
با این حال، جنگ و اختلال در مسیرهای سنتی یک واقعیت جدید را برجسته کرده است: در تجارت امروز، کشورها فقط به دنبال کوتاهترین مسیر نیستند؛ به دنبال مسیری هستند که حتی در شرایط بحران نیز بتواند تجارت را ادامه دهد. افغانستان در این میان میتواند حلقهای باشد که ایران را به شرق چین و از آنجا به شبکه تجارت جهانی متصل میکند.