با افزایش تنش میان ایران و آمریکا، برخی تحلیلگران از احتمال رسیدن قیمت نفت به ۲۰۰ دلار صحبت می‌کردند. در این سناریو، حتی فاصله زمانی میان اعلام آتش‌بس و امضای تفاهم‌نامه نیز می‌توانست به‌عنوان دوره‌ای از افزایش ریسک در بازار نفت و جهش قیمت‌ها مطرح شود.

با این حال، بررسی داده‌های مربوط به عرضه نفت و شوک‌های نفتی نشان می‌دهد رسیدن نفت به ۲۰۰ دلار به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است و در میان آنها، وضعیت تنگه باب‌المندب اهمیت ویژه‌ای دارد. شدت و تداوم اختلال در مسیرهای انتقال نفت می‌تواند تعیین کند که شوک ژئوپلیتیک تا چه اندازه به بازار جهانی منتقل شود.

جنگ ایران و آمریکا از منظر اختلال در عرضه، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های نفتی معاصر محسوب می‌شود، اما شدت این شوک لزوماً به همان اندازه به افزایش قیمت نفت منجر نشده است. بخشی از این مسئله به شرایط سمت تقاضای بازار بازمی‌گردد.

یکی از مهم‌ترین عوامل، کاهش تقاضای چین است. افت تقاضای یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان نفت جهان می‌تواند بخشی از فشار ناشی از اختلال در سمت عرضه را خنثی کند و مانع از آن شود که تمام اثر شوک عرضه در قیمت نفت منعکس شود.

از سوی دیگر، بررسی همزمان روند قیمت نفت و بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز می‌تواند اطلاعاتی درباره شرایط مالی و انتظارات بازار ارائه کند. با این حال، صرفاً مشاهده حرکت همزمان این دو متغیر برای نتیجه‌گیری درباره رابطه علّی کافی نیست و برای ارزیابی دقیق‌تر باید عوامل دیگری از جمله وضعیت تقاضا، عرضه جهانی، ریسک‌های ژئوپلیتیک و شرایط مالی بازار را نیز در نظر گرفت.

در نتیجه، سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری بیش از آنکه صرفاً به شدت تنش میان ایران و آمریکا وابسته باشد، به میزان اختلال واقعی و پایدار در عرضه و مسیرهای انتقال نفت بستگی دارد.