بررسی آمارهای اخیر بازار سوخت آمریکا نشان می‌دهد که قیمت دیزل با شتابی چشمگیر افزایش یافته و این رشد از افزایش قیمت سایر فرآورده‌های نفتی متمایز است. این پرسش مطرح است که آیا همه فرآورده‌ها به یک اندازه گران شده‌اند و دیزل صرفا به دلیل اثر مستقیم بر زندگی روزمره مردم پررنگ دیده می‌شود یا آنکه سازوکار عرضه و تقاضای دیزل به‌طور خاص دچار اختلال شده است. به باور دکتر رحمت، پاسخ در ترکیب همزمان چند شوک عرضه و ویژگی ساختاری اقتصاد آمریکا نهفته است که دیزل را از بنزین متمایز می‌کند.

نخستین عامل به روسیه بازمی‌گردد که یکی از بزرگ‌ترین تامین‌کنندگان دیزل در جهان به شمار می‌رود. تحت تاثیر جنگ اوکراین و راهبرد تازه کی‌یف برای هدف قرار دادن پالایشگاه‌های روسیه، بخش قابل ملاحظه‌ای از دیزل صادراتی این کشور از بازار حذف شده است. از این رو جهان امروز با کمبود عرضه دیزل ناشی از جنگ اوکراین مواجه است. این کمبود در ادامه با کاهش یا قطع صادرات دیزل و بنزین از چین که خود پیامد جنگ ایران و آمریکاست تشدید شده و فشار مضاعفی بر موازنه جهانی فرآورده وارد کرده است.

عامل دوم به چرخه فصلی مصرف در آمریکا مربوط می‌شود. در آستانه پایان فصل سفرها در این کشور، مصرف بنزین رو به کاهش گذاشته در حالی که مصرف دیزل چنین روندی را دنبال نمی‌کند. دلیل این تفاوت به جایگاه دیزل در ساختار لجستیک آمریکا بازمی‌گردد. زنجیره تامین در فاصله اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام تا حد بسیار زیادی بر حمل جاده‌ای و ریلی متکی است که سوخت غالب آن دیزل است. از این رو آنچه بر میز صبحانه خانوار آمریکایی قرار می‌گیرد و آنچه در سبد مصرف و نیازهای روزمره اوست، به‌طور مستقیم از کرایه‌های حمل اثر می‌پذیرد. بر همین اساس، دیزل در مقایسه با بنزین نقش بسیار پررنگ‌تری در سبد معیشت مردم آمریکا دارد و افزایش قیمت آن با سرعت بیشتری به تورم کالاها و خدمات منتقل می‌شود.

عامل سوم به جابه‌جایی تقاضای اروپا به سمت آمریکا مربوط است. کاهش تولید دیزل در روسیه و انسداد دریایی در خاورمیانه در کنار افت صادرات فرآورده‌های پالایشی چین، تقاضا برای گازوئیل آمریکایی در اروپا را به‌شدت بالا برده است. در نتیجه، بخش بزرگی از بار تامین دیزل اروپا بر دوش پالایشگران آمریکایی افتاده و همین افزایش تقاضای خارجی، قیمت را در بازار داخلی آمریکا نیز بالا برده است. این پیوند میان بازار داخلی و تقاضای اروپا، جهش کنونی را از یک نوسان مقطعی به یک بحران با ابعاد فراآتلانتیکی بدل کرده است.

پیامدهای این وضعیت، به‌ویژه در عرصه سیاسی آمریکا بسیار پررنگ است. به گفته دکتر رحمت، قیمت دیزل به احتمال زیاد عامل تعیین‌کننده در چند هفته پیش رو در سیاست انتخاباتی دولت ترامپ و حزب جمهوری‌خواه خواهد بود و امروز عملا به برگ تعیین‌کننده در معادلات سیاسی بدل شده است. در همین فضا، نظریه ممنوعیت صادرات دیزل از آمریکا به‌طور جدی مطرح است. چنین تصمیمی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت فشار را از بازار داخلی آمریکا بکاهد، برای اقتصاد و هزینه‌های زندگی در اروپا به معنای فاجعه خواهد بود، زیرا اروپا را از یکی از آخرین منابع جایگزین تامین سوخت محروم می‌کند.

در این میان، شرایط خاورمیانه همچنان مهم‌ترین عاملی است که چشم‌انداز بازار را تعیین خواهد کرد. فشار ترامپ بر دولت زلنسکی برای کاهش یا توقف حملات به پالایشگاه‌های روسیه، به باور دکتر رحمت کمی دیر آغاز شده است، زیرا مشکل تنها به تداوم حملات محدود نمی‌شود. بخشی از زیرساخت‌های پالایشی روسیه آسیب دیده و حتی در صورت توقف حملات اوکراین و فراهم شدن امکان فنی برای ازسرگیری تولید و صادرات، ممکن است مسکو آگاهانه در بازگشت به بازار شتاب نکند تا بخشی از ضربه‌ای را که متحمل شده به آمریکا بازگرداند. این ملاحظه نشان می‌دهد که گره دیزل صرفا فنی نیست، بلکه با محاسبات ژئوپلیتیک نیز درآمیخته است.

جمع‌بندی ارزیابی دکتر رحمت این است که جهش قیمت دیزل در آمریکا حاصل هم‌پوشانی حذف عرضه روسیه و چین و اختلال خاورمیانه با ساختار لجستیک دیزل‌محور آمریکاست که همزمان با اوج‌گیری تقاضای اروپا، بازار داخلی را تحت فشار گذاشته و این فرآورده را از یک شاخص اقتصادی به متغیر تعیین‌کننده سیاست و انتخابات بدل کرده است.