به گزارش اکوایران، به نقل از اقتصادنیوز، تحولات یک دهه اخیر در عرصه سیاست و اقتصاد بین‌‌الملل باعث شده که امروزه سخن از پایان عصر دلار بیش از همیشه جدی گرفته شود. در این میان به نظر می‌رسد عزم کشورهای عضو گروه بریکس مهم‌ترین چالش در این زمینه باشد.

جوزف دبلیو سالیوان، مشاور ارشد گروه لیندزی و مشاور ویژه و اقتصاددان سابق شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید در دوران دولت ترامپ با انتشار یادداشتی با عنوان «ارز مشترک کشورهای بریکس می‌تواند سلطه دلار را متزلزل کند» این موضوع را مورد بررسی قرار داده است.

دلارزدایی نقل هر کوی و برزن

اکنون صحبت از دلارزدایی نقل محافل است. ماه گذشته، در دهلی‌نو، الکساندر باباکوف، معاون رئیس دومای روسیه، گفت که روسیه اکنون در حال حرکت به سوی یک ارز جدید است که قرار است برای تجارت فرامرزی توسط کشورهای بریکس -متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی- استفاده شود. چند هفته‌ها، در پکن، رئیس‌جمهور برزیل، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، اظهارات مشابهی را تکرار کرد.

داستان متفاوت ارز بریکس

اتفاقاتی از این دست این روایت را با چالش مواجه می‌کند که سلطنت دلار پایدار است زیرا جای پای مستحکمی در قبال رقبای بالقوه‌اش -مانند یورو، ین و یوان- دارد.

به گفته که یک اقتصاددان: «اروپا یک موزه است، ژاپن یک خانه سالمندان و چین یک زندان». او اشتباه نمی کند. اما ارز مشترک بریکس داستان متفاوتی خواهد داشت. این ارز احتمالی از جانب اتحادیه جدیدی شامل ناراضیان رو به رشد صادر خواهد شد که مجموع تولید ناخالص داخلی‌شان، همینک نه تنها بر هژمون حاکم، یعنی ایالات متحده، بلکه بر کل گروه هفت برتری دارند.

پدیده دولت‌های خارجی که خواهان رهایی خود از اتکا به دلار آمریکا هستند، چیز جدیدی نیست. زمزمه در پایتخت‌های خارجی در مورد تمایل به سقوط دلار از دهه 1960 به تیتر اخبار تبدیل شد، اما این داستان هنوز به نتیجه نرسیده است. دلار اکنون در 84.3 درصد از تجارت فرامرزی به کار برده می‌شود - در مقایسه با تنها 4.5 درصد برای یوان چین.

استفاده همیشگی کرملین از دروغ به‌عنوان ابزاری برای حکومت‌داری نیز زمینه‌ برای شک و تردید نسبت به هر آنچه روسیه می‌گوید فراهم می‌کند. در مورد چند ابهام، از جمله این‌که کشورهای دیگر بریکس تا چه اندازه با پیشنهاد باباکوف موافق هستند، در حال حاضر، پاسخ‌ها ناروشن است.

سودای غصب تاج‌وتخت

با این وجود، حداقل بر اساس علم اقتصاد، چشم انداز موفقیت ارز بریکس امری نوپدید است. هر قدر تردید در مورد برنامه‌های اولیه آن وجود داشته باشد و هر میزان سوالات عملی بی‌پاسخ مانده باشند، به نظر می‌رسد چنین ارزی واقعاً می تواند دلار آمریکا را به چالش بکشد. برخلاف رقبای پیشنهاد شده در گذشته -مانند یوان دیجیتال- این ارز فرضی در واقع این پتانسیل را دارد که جایگاه تاج و تخت دلار را غصب، یا حداقل آن را متزلزل کند.

بیایید ارز فرضی را بریک بنامیم. اگر بریکس فقط از بریک برای تجارت بین‌المللی استفاده کند، مانعی را که اکنون تلاش‌های آنها برای فرار از هژمونی دلار را خنثی می‌کند، از بین می‌برد. این تلاش‌ها اکنون اغلب به شکل توافق‌نامه‌های دوجانبه برای تبدیل تجارت به ارزهای غیر دلاری، مانند یوان، که اکنون ارز اصلی تجارت بین چین و روسیه است، صورت می‌گیرد. فعلا چه مانعی وجود دارد؟ به عنوان نمونه، روسیه تمایلی به تامین کل واردات خود از چین ندارد. بنابراین، پس از معاملات دوجانبه بین دو کشور، روسیه تمایل دارد که درآمدهای خود را به صورت دارایی‌های دلاری ذخیره کند تا بقیه واردات خود را از سایر نقاط جهان خریداری کند، که هنوز از دلار برای تجارت استفاده می کند.

با این حال، اگر چین و روسیه فقط از بریک برای مبادلات استفاده کنند، روسیه نیازی به ذخیره درآمدهای تجارت دوجانبه به شکل دلار ندارد. در این صورت، روسیه برای خرید بقیه واردات خود از بریک استفاده می‌کند، نه دلار. بدین ترتیب است که بالاخره وارد چرخه دلارزدایی می‌شویم.

حدی از خودکفایی

آیا تصور این‌که تمام کشورهای عضو بریکس فقط از بریک برای تجارت استفاده کنند، امری واقع‌بینانه است؟ به نظر می‌رسد پاسخ مثبت باشد.

برای شروع، آنها می توانند تمام حواله‌های واردات خود را به تنهایی تامین کنند. در سال 2022، مازاد تجاری بریکس، که به عنوان مازاد تراز پرداخت‌ها نیز شناخته می‌شود، 387 میلیارد دلار بود -که البته بیش‌تر به لطف چین بود.

بریکس هم‌چنین آماده است تا به سطحی از خودکفایی در تجارت بین‌الملل دست یابد که دیگر اتحادیه‌های ارزی جهان قادر به آن نشده‌اند. از آن‌جایی که اتحادیه ارزی بریکس -بر خلاف اتحادیه‌های قبلی- در میان کشورهایی با مرزهای سرزمینی مشترک شکل نمی‌گیرد، اعضای آن احتمالاً می‌توانند طیف گسترده‌تری از کالاها را نسبت به هر اتحادیه پولی موجود تولید کنند. تنوع جغرافیایی، دریچه‌ای برای درجه‌ای از خودکفایی است که به شکل دردناکی اتحادیه‌های ارزی محصور در جغرافیایی محدود را آزار می‌دهد، مانند منطقه یورو، که با کسری تجاری 476 میلیارد دلاری در سال 2022 روبرو بوده است.

تجارت جهانی از طریق بریک

اما بریکس نیازی به تجارت فقط با یکدیگر ندارد. از آنجایی که هر یک از اعضای گروه بریکس یک وزنه سنگین اقتصادی در منطقه خود است، کشورهای سراسر جهان احتمالا مایل به انجام تجارت با بریک هستند. مثلا، اگر تایلند احساس کند که مجبور به استفاده از بریک برای تجارت با چین است، واردکنندگان برزیلی نیز می‌توانند از طریق بریک از صادرکنندگان تایلندی میگو خریداری کنند و میگوهای تایلند را در منوی غذایی برزیل نگه دارند.

کالاهای تولید شده در یک کشور همچنین می‌توانند محدودیت‌های تجاری بین دو کشور را با صادرات به کشور ثالث و سپس صادرات مجدد دور بزنند. این اغلب نتیجه محدودیت‌های تجاری جدید، مانند تعرفه‌ها است. اگر ایالات متحده تجارت دوجانبه با چین را به جای تجارت بریک تحریم کند، کودکان این کشور می‌توانند به بازی با اسباب‌بازی‌های ساخت چین ادامه دهند که ابتدا به کشورهایی مانند ویتنام و سپس به ایالات متحده صادر می‌شوند.

پیش‌نمایش بدترین سناریو برای «بریک یا رکود»

پیش‌نمایش بدترین سناریویی که ممکن است برای مصرف‌کنندگان کشورهای بریکس -در صورتی که دولت‌هایشان شرایط تجارت «بریک یا رکود» را اتخاذ کنند- در روسیه امروزی به نمایش گذاشته شده است.

دولت‌های آمریکا و اروپایی انزوای اقتصادی روسیه را در اولویت خود قرار داده‌اند. با این وجود، برخی از کالاهای آمریکایی و اروپایی هم‌چنان به روسیه سرازیر می شوند. به هزینه‌های مصرف کنندگان افزوده شده، اما فاجعه‌بار نیست. از آن‌جایی که مقامات کشورهای بریکس به طور فزاینده بر تمایل خود برای دلارزدایی تاکید می‌کنند، وضعیت روسیه امروزی به عنوان حد بالای ریسک دلارزدایی به طور فزاینده‌ای جذاب به نظر می‌رسد.

جذابیت پنهان بریک

برای جایگزینی دلار به عنوان یک ارز ذخیره در میان کشورهای عضو بریکس، بریک همچنین به دارایی‌های امن نیاز دارد که در صورت عدم استفاده برای تجارت در آن ذخیره شود. آیا تصور این‌که بریک این‌ها را پیدا کند، واقع بینانه است؟ آره.

برای شروع، از آنجا که بریکس دارای مازاد تجاری و تراز پرداخت است، بریک لزوماً نیازی به جذب پول خارجی ندارد. دولت‌های بریکس می‌توانند از ترکیبی از چماق و هویج استفاده کنند تا خانوارها و بنگاه‌های خود را وادار کنند تا با پس‌انداز خود را به صورت بریک نگه دارند و به طور مؤثر بازار را وادار کنند و به آن یارانه بدهند.

اما دارایی‌هایی که به بریک حفظ می‌شوند، در واقع ویژگی‌هایی دارند که احتمالاً آن‌ها را به‌طور غیرعادی برای سرمایه‌گذاران خارجی جذاب می‌کند. از جمله اشکالات طلا به عنوان یک دارایی برای سرمایه گذاران جهانی این است که علی‌رغم ریسک پایین، سودی چندانی ندارد. از آنجایی که طبق گزارش‌ها، بریکس قصد دارد از ارز جدید خود با طلا و سایر فلزات با ارزش ذاتی، مانند فلزات خاکی کمیاب، حمایت کند، دارایی‌های بر اساس بریک شبیه به طلا خواهد بود. این یک ویژگی غیر معمول است. این یکی از مواردی است که می‌تواند دارایی‌های بریک را برای سرمایه‌گذارانی که هم دارایی سودآور اوراق قرضه و هم دارایی‌های متنوع طلا را می‌خواهند جذاب کند.

نگرانی‌ها

اگر بخواهیم منصفانه بگوییم، بریک نگرانی‌های عملی زیادی را به همراه خواهد داشت. بریک که عمدتاً برای تجارت بین‌المللی به جای گردش داخلی در هر کشوری استفاده می‌شود، کار بانک‌های مرکزی ملی در کشورهای بریکس را پیچیده می‌کند. ایجاد یک بانک مرکزی فراملی مانند بانک مرکزی اروپا برای مدیریت بریک نیز نیازمند کار است. اینها چالش‌هایی هستند، اما لزوماً چالش‌هایی غیرقابل حل نیستند.

ژئوپلیتیک در میان اعضای بریکس نیز ممکن است دردسرساز باشد. اما ارز کشورهای بریکس نشان دهنده همکاری در یک منطقه کاملاً تعریف شده است که در آن منافع همسو هستند. کشورهایی مانند هند و چین ممکن است منافع امنیتی در تضاد با یکدیگر داشته باشند. اما هند و چین علاقه مشترکی به دلارزدایی دارند. و آنها می توانند در مورد منافع مشترک در حالی که با دیگران رقابت می کنند همکاری کنند.

تاج‌افکنی یا تجدید قلمرو دلار؟

بریک الزاما تاج دلار را از سرش نمی‌رباید، اما اندازه قلمرو آن را کوچک می کند. حتی اگر کشورهای بریکس دلارزدایی کنند، بسیاری از جهان هم‌چنان از دلار استفاده می‌کنند و نظم پولی جهانی بیشتر چند‌قطبی می شود تا تک‌قطبی.

بسیاری از آمریکایی‌ها تمایل دارند از کاهش نقش جهانی دلار ابراز تاسف کنند. اما نقش جهانی دلار همیشه برای ایالات متحده یک شمشیر دولبه بوده است. اگرچه این امر به واشنگتن اجازه می دهد تا تحریم‌ها را به مجموعه ابزار سیاست خارجی خود اضافه کند، اما با افزایش قیمت دلار آمریکا، هزینه کالاها و خدمات آمریکایی را به سایر نقاط جهان افزایش می‌دهد، توان صادرات را کاهش می‌دهد و هزینه‌های شغلی را برای ایالات متحده به همراه دارد. اما اکنون هزینه‌های آن برای اقتصاد داخلی بیش‌تر و برندگی آن در سیاست خارجی کاهش یافته است.

جرد برنشتاین، رئیس کنونی شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید، در میان کسانی است که اعتقاد دارند نقش جهانی دلار به ضرر مشاغل و رقابت صادرات در داخل کشور تمام می‌شود. این هزینه‌ها در طول زمان افزایش یافته، زیرا اقتصاد ایالات متحده نسبت به اقتصاد جهان کوچک شده است.

در همین حال، یکی از مزایای سنتی نقش جهانی دلار، توانایی آمریکا در استفاده از تحریم های مالی برای تلاش جهت پیشبرد منافع امنیتی خود است. اما واشنگتن منافع امنیتی خود در قرن بیست و یکم را به طور فزاینده‌ای با رقابت با بازیگران دولتی مانند چین و روسیه تعریف می‌کند. اگر این درست باشد، و اگر سابقه تحریم‌ها علیه روسیه و چراغ راهنما باشد، تحریم‌ها به ابزاری ناکارآمد در سیاست امنیتی ایالات متحده تبدیل خواهد شد.

همه هواداران بریک

اگر بریک جایگزین دلار به عنوان ارز ذخیره بریکس شود، واکنش ها متفاوت و عجیب خواهد بود. به نظر می‌رسد که مقامات کشورهای بریکس با گرایش‌های ضدامپریالیستی، برخی جمهوری‌خواهان در سنای ایالات متحده و اقتصاددان ارشد جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، با صدای بلند آن را تشویق می‌کنند.

در هر صورت، سلطنت دلار به احتمال زیاد یک شبه به پایان نمی‌رسد - اما تولد آرام بریک باعث فرسایش آرام سلطه آن خواهد شد.